نقد و بررسی
نقد هشت هدیه حنوکا (Eight Gifts of Hanukkah) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
داستانی آشنا با چاشنی حنوکا «Eight Gifts of Hanukkah» از همان مصالحی ساخته شده که آشنایان سینمای عاشقانهٔ تلویزیونی بهسرعت بازمیشناسند: زنی مستقل که در آستانهٔ تعطیلات میان چند امکان عاطفی قرار میگیرد، دوستی دیرینه که حضورش کمکم معنایی تازه پیدا میکند و راز هدیههایی که هر شب مسیر داستان را به سوی پرسشی عاشقانه میبرند.
سارا، بیناییسنجی که هانوکا را در کنار خانواده و دوستانش میگذراند، هر شب هدیهای از فرستندهای ناشناس دریافت میکند و در پی یافتن او، ناخواسته زندگی عاطفی خود را نیز دوباره میسنجد. این طرح در ذات خود بیش از آنکه برای غافلگیری پیچیده طراحی شده باشد، برای ساختن انتظار و گرماست: هر هدیه سرنخی کوچک است و هر سرنخ، فرصتی برای بازنگری در اینکه سارا واقعاً از عشق چه میخواهد.
فیلم از ابتدا وعدهٔ معمایی جنایی نمیدهد؛ پرسش اصلی، نه صرفاً «فرستنده کیست؟»، بلکه «کدام رابطه با شناخت واقعی و صمیمیت پایدار همراه است؟» است. همین جابهجایی، محور عاطفی اثر را روشن میکند، هرچند گاهی انبوه خواستگاران و مسیرهای فرعی، تمرکز آن را کمرنگ میسازند. ریتم عاشقانه و شیمی بازیگران هستهٔ موفق فیلم در رابطهٔ سارا و دنیل شکل میگیرد؛ رابطهای که از آشنایی و رفاقت میآید و بهتدریج رنگ دلبستگی میگیرد.
جذابیت این زوج بیش از آنکه از اعترافهای بزرگ یا لحظههای پرشور حاصل شود، به سابقهٔ مشترک و راحتی میان آنها وابسته است. گفتوگوها و شوخیهای روزمرهشان حس آشنایی میسازد و به بیننده اجازه میدهد باور کند که این دو، پیش از آنکه عاشق یکدیگر باشند، واقعاً دوست و همراه بودهاند. این شیمی، به فیلم نیرویی میدهد که از فرمول آشنای «دوستی به عشق» فراتر میرود.
« این شیمی، به فیلم نیرویی میدهد که از فرمول آشنای «دوستی به عشق» فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور دنیل در کار و زندگی سارا، حس نزدیکی و اعتماد را بهتدریج پررنگ میکند؛ با این حال، گاهی سکوتها و اشارههای غیرمستقیم او از حد دلنشین میگذرد و به تعلل روایی بدل میشود. فیلم برای حفظ تنش عاطفی، از روشنگویی شخصیتها فاصله میگیرد، اما این انتخاب در مواردی رفتار دنیل را نه ظریف، بلکه ناموجه جلوه میدهد.
با وجود این لغزش، بازی Jake Epstein و Inbar Lavi گرمای کافی دارد تا بخش مهمی از این فاصله را جبران کند. هانوکا؛ فراتر از تزئینات فصلی یکی از امتیازهای برجستهٔ فیلم، تلاش آن برای ساختن فضایی مشخصاً مرتبط با هانوکاست. خوراکیها، گردهماییها، نمادها و آیینهای خانوادگی در بافت داستان حضور دارند و صرفاً جایگزین تزئینی برای درخت و چراغهای کریسمس نیستند.
این جزئیات به اثر رنگوبویی خاص میبخشند و به آن کمک میکنند تا در میان انبوه فیلمهای تعطیلاتی، هویتی متمایز پیدا کند. البته این تمایز کامل نیست. در برخی لحظات، اسکلت آشنای عاشقانهٔ تعطیلاتی چنان آشکار میشود که هانوکا بیشتر به پسزمینهای دلپذیر برای همان فرمول همیشگی شباهت پیدا میکند تا نیرویی که شکل داستان را از درون دگرگون کرده باشد.
با این همه، فیلم بهواسطهٔ حضور ملموس سنتها و فضای جمعی خانواده، از تبدیلشدن به نسخهای صرفاً تغییرنامیافته از یک قصهٔ کریسمسی فاصله میگیرد. ارزش این وجه بیشتر در توجه به جزئیات و ایجاد حس تعلق است تا در پرداخت عمیق فرهنگی یا دینی. هدیهها و سازوکار معما ساختار هشتهدیهای، ابزار روایی مناسبی برای تقسیم داستان به ایستگاههای کوچک است.
« با وجود این لغزش، بازی Jake Epstein و Inbar Lavi گرمای کافی دارد تا بخش مهمی از این فاصله را جبران کند. »
شخصیتها و اجرا
هر هدیه فرصتی فراهم میکند تا سارا به یک خاطره، خواسته یا سویهای از شخصیتش نگاه کند و تماشاگر نیز به حدسزدن هویت فرستنده ادامه دهد. این تمهید به فیلم ضرباهنگی شمارشوار میدهد و با گذر شبهای هانوکا، حس نزدیکشدن به لحظهٔ روشنشدن راز را تقویت میکند. با این حال، سازوکار معما گاهی زیر بار تعداد زیاد گزینههای عاشقانه قرار میگیرد.
چند خواستگار و رابطهٔ نیمهتمام، دامنهٔ احتمالات را گسترده میکنند، اما همهٔ آنها به یک اندازه پرداخت نمیشوند. بعضی شخصیتها بیشتر برای ایجاد سوءتفاهم یا تأخیر حضور دارند تا آنکه زندگی مستقل و باورپذیری در قصه پیدا کنند. در نتیجه، هدیهها که میتوانستند رشتهای منسجم میان سارا و جهان درونی او باشند، گاه به سرنخهایی برای عبور از یک خواستگار به خواستگار دیگر تقلیل مییابند.
شخصیتپردازی و مضمون انتخاب سارا شخصیتی دوستداشتنی و فعال است. او صرفاً منتظر نمیماند تا دیگران آیندهاش را تعیین کنند؛ قرار میگذارد، دربارهٔ خواستههایش فکر میکند و تلاش دارد میان کششهای عاطفی و نیازهای واقعی خود تمایز بگذارد. این نکته در چارچوب فیلمی که معمولاً ممکن است قهرمانش را در انتظار انتخاب نهایی قرار دهد، تازگی نسبی دارد.
سارا حق دارد مردد باشد و برای شناختن گزینههایش زمان صرف کند، بیآنکه این تردید بهخودیخود نشانهٔ بیوفایی یا بیثباتی معرفی شود. در سوی دیگر، دنیل با مسئلهٔ بیان احساس روبهروست؛ اما فیلم همیشه میان خجالت، ترس از ردشدن و ارتباطگریزی تمایز روشنی نمیگذارد. وقتی شخصیتی بارها امکان گفتوگوی صادقانه را از دست میدهد، انتظار دارد دیگری از اشارههایش معنای کامل را دریابد، و سپس از فاصلهٔ ایجادشده رنجیده میشود، همدلی تماشاگر دشوارتر میشود.
« با این حال، سازوکار معما گاهی زیر بار تعداد زیاد گزینههای عاشقانه قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ضعف، مضمون ارتباط را نیز پیچیده میکند: فیلم از اهمیت شناخت و نزدیکی میگوید، اما گاه برای حفظ تعلیق، از همان گفتوگویی که میتوانست روابط را واقعیتر کند پرهیز میکند. لحن، طنز و کیفیت اجرایی فیلم لحن سبکی را برمیگزیند و بهندرت میکوشد از محدودهٔ سرگرمی خانوادگی فراتر برود.
شوخیهای کوچک، موقعیتهای آشنای قرارهای ناموفق و فضای دوستانهٔ محل کار، سنگینی چندضلعی عاطفی داستان را تعدیل میکنند. این صمیمیت برای تماشای مناسبتی کارآمد است: اثر بهجای آنکه مدام بر موانع و رنجهای شخصیتها تأکید کند، تجربهای خوشنیت و آرام فراهم میآورد. در بعضی صحنهها، طراحی موقعیتها بیش از اندازه بر رمانتیزهکردن لحظههای روزمره تکیه دارد؛ از جمله موقعیتهایی که بهواسطهٔ حرفهٔ سارا شکل میگیرند و قرار است از کاری عادی، لحظهای صمیمانه بسازند.
چنین صحنههایی گاهی شیریناند و گاهی اندکی تصنعی به نظر میرسند. با این حال، فضای گرم بازیگران و جزئیات تعطیلاتی، مانع از آن میشود که تصنع به سردی کامل بینجامد. فیلم میداند در چه محدودهای حرکت میکند و عموماً از ادعای بیش از اندازه پرهیز دارد. شتاب در فرود نهایی ضعف آشکار اثر در نحوهٔ جمعکردن خطوط داستانی پدیدار میشود.
پس از آنکه زمان قابلتوجهی صرف شکلگیری سوءتفاهمها، قرارها و رقابتهای عاطفی شده، فیلم در بخش پایانی ناگهان شتاب میگیرد. چند رابطه و جدایی که برای رسیدن به نتیجهای رضایتبخش نیازمند گفتوگو و مکثاند، با سرعتی چشمگیر کنار گذاشته میشوند. این فشردگی، حس پایانبندی را از پرداخت عاطفی تهی میکند و باعث میشود بخشی از مسیر شخصیتها ناتمام به نظر برسد.
« لحن، طنز و کیفیت اجرایی فیلم لحن سبکی را برمیگزیند و بهندرت میکوشد از محدودهٔ سرگرمی خانوادگی فراتر برود. »
قوتها و کاستیها
همچنین تعدد خواستگاران، که ابتدا امکان طنز و تنوع میآفریند، در پایان به باری اضافی بدل میشود. برخی مسیرها به نتیجهای روشن میرسند و برخی دیگر چنان کماهمیت تلقی میشوند که حضورشان در طول فیلم بیشتر از فرجامشان به چشم میآید. این مسئله نه از جذابیت رابطهٔ مرکزی میکاهد و نه لذت کلی تماشا را نابود میکند، اما میان وعدهٔ روایی و میزان پرداخت نهایی فاصله میاندازد.
فیلم پایان خود را مییابد، ولی برای رسیدن به آن، از چند گره با شتاب عبور میکند. جمعبندی «Eight Gifts of Hanukkah» عاشقانهای گرم، سبک و مناسب فضای تعطیلات است که با تکیه بر شیمی دلنشین زوج اصلی، جزئیات ملموس هانوکا و حالوهوای صمیمی خود، تجربهای خوشایند میسازد. جذابیتش بیش از آنکه در تازگی طرح باشد، در اجرای دوستداشتنی یک الگوی آشنا و افزودن رنگ فرهنگی مشخص به آن نهفته است.
فیلم در بهترین لحظاتش دربارهٔ صمیمیتی سخن میگوید که از شناخت طولانی، توجه به جزئیات و حضور پیوسته شکل میگیرد؛ نه فقط از هدیههای پرزرقوبرق یا ژستهای رمانتیک. در مقابل، شمار زیاد خواستگاران، سکوتهای بیش از حد دنیل و شتاب پایان، مانع از آن میشوند که اثر به روایتی کاملاً منسجم و عمیق بدل شود.
با این همه، برای تماشاگرانی که از قصههای عاشقانهٔ ملایم، فضای جشن و قهرمانانی دوستداشتنی لذت میبرند، فیلم انتخابی سرگرمکننده است؛ اثری که گرمای عاطفیاش از ناتمامیهای رواییاش بیشتر در خاطر میماند.
« همچنین تعدد خواستگاران، که ابتدا امکان طنز و تنوع میآفریند، در پایان به باری اضافی بدل میشود. »



ثبت دیدگاه