نقد و بررسی
نقد آکادمی جادوگری (The Academy of Magic) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و وعدهٔ داستانی «The Academy of Magic» انیمیشنی فانتزی دربارهٔ آئورا، دختری شانزدهساله است که تواناییهای جادوییاش را کشف میکند و برای پرورش آنها راهی آکادمی جادو میشود. مدرسه در آغاز نوید جهانی سرشار از شگفتی، دوستی و ماجراجویی میدهد؛ اما خیلی زود نشانههایی از رازهای پنهان آن ظاهر میشود و ماجرا به جستوجویی برای فهم گذشتهٔ آکادمی و جایگاه خود آئورا بدل میگردد.
این نقد، بیآنکه به گرهگشاییهای داستان نزدیک شود، بر شیوهٔ پرداخت همین ایده تمرکز دارد. آکادمی؛ جاذبهٔ اصلی و فرصتی از دسترفته مدرسهٔ جادوگری، با وعدهٔ کلاسها و تواناییهای نامعمول و محیطی که هر گوشهاش میتواند نشانی از رخدادی تازه باشد، طبیعیترین کانون جذابیت فیلم است. برای تماشاگر خردسال، خودِ تصور چنین مکانی نیرویی خیالانگیز دارد: مدرسه جایی است که یادگیری با کشف و خطرآزمایی درهم میآمیزد و هر روز میتواند به ماجرایی تازه تبدیل شود.
فیلم از این ظرفیت بهره میگیرد و فضای آکادمی را زمینهای مناسب برای کنجکاوی و همراهی با قهرمانش قرار میدهد. بااینحال، آکادمی بیش از آنکه به جهانی پیچیده و مستقل تبدیل شود، اغلب کارکردی روایی دارد: محل ورود شخصیتها به ماجرا و صحنهای برای پیشبردن رازها. جزئیات زندگی روزمرهٔ شاگردان و قواعد جادو میتوانستند به این مکان هویت پررنگتری ببخشند، اما فیلم بهسرعت از حس کشف محیط به سوی پیشبرد پیرنگ میرود.
« این نقد، بیآنکه به گرهگشاییهای داستان نزدیک شود، بر شیوهٔ پرداخت همین ایده تمرکز دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، فضایی است که ایدهاش دلنشینتر از پرداخت نهایی آن به نظر میرسد. آئورا و کشمکش درونی آئورا قهرمانی است که مسیرش با شناخت تواناییهای تازه و مواجهه با گذشتهٔ پنهانش تعریف میشود. این چارچوب برای داستانی نوجوانانه مناسب است؛ زیرا کشف جادو میتواند استعارهای از روبهروشدن با تفاوتهای فردی و یافتن جایگاه خویش باشد.
پیوند میان هویت، خانواده و مسئولیت نیز به قصه امکان میدهد از ماجراجویی صرف فراتر برود. اما این امکان بیشتر در سطح طرح باقی میماند. فیلم بهجای آنکه کشمکش آئورا را با مکث و تحول تدریجی بسازد، پیوسته او را به رخداد بعدی میرساند. در نتیجه، تماشاگر فرصت محدودی برای درک تردیدها، ترسها یا تغییرات او پیدا میکند.
آئورا در نقش قهرمان داستان کارکرد خود را دارد، ولی شخصیتپردازیاش آنقدر ژرف نمیشود که ماجرای کشف خویشتن، وزن عاطفی ویژهای بیابد. رازآلودگی و ریتم روایت رازهای آکادمی موتور پیشبرندهٔ فیلماند. این رازآلودگی برای مخاطب کمسنوسال میتواند سرگرمکننده باشد: نشانهها پرسش میآفرینند و هر پاسخ، راه را به سوی کنجکاوی تازهای باز میکند.
« حاصل، فضایی است که ایدهاش دلنشینتر از پرداخت نهایی آن به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم نیز میکوشد فضای مدرسه را از امنیت آشنای یک محیط آموزشی بیرون بیاورد و به آن سایهای از خطر و بدگمانی ببخشد. بااینهمه، مسیر روایت چندان دور از الگوهای شناختهشدهٔ فانتزی مدرسهای نیست. ورود به مدرسهای اسرارآمیز، پیوند میان قدرت و هویت، دوستیهایی که در آزمون قرار میگیرند و پنهانکاری بزرگترها، همگی عناصر آشنایی هستند.
آشنایی بهخودیخود عیب نیست؛ مشکل آنجاست که فیلم کمتر میکوشد این عناصر را با زاویهای تازه بازآرایی کند. بسیاری از نشانهها زودتر از آنکه غافلگیرکننده شوند، مسیر احتمالی قصه را قابل حدس میکنند. شتاب روایت نیز بر این مسئله میافزاید. داستان بهسرعت از معرفی جهان به بحران و سپس به رویاروییهای مهم میرسد.
این سرعت ممکن است برای کودکانی که خواهان ماجرایی ساده و پیوستهاند خوشایند باشد، اما فرصت پرداخت به روابط و پیامدهای رویدادها را محدود میکند. بهویژه در بخشهای پایانی، حس میشود فیلم میخواهد چند گره را در زمانی کوتاه جمع کند؛ از همین رو برخی لحظهها بیش از آنکه به اوج طبیعی داستان برسند، شتابزده از کنار تماشاگر میگذرند.
« بااینهمه، مسیر روایت چندان دور از الگوهای شناختهشدهٔ فانتزی مدرسهای نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دوستی، مهربانی و مسئولیت یکی از روشنترین امتیازهای فیلم، تأکید بر ارزشهای ساده و قابلفهم است. دوستی، مهربانی و انتخاب درست در برابر وسوسه یا فشار، در بافت داستان جای دارند و برای مخاطب خردسال پیامهایی روشن فراهم میکنند. قهرمان داستان تنها با تکیه بر توانایی فردی پیش نمیرود؛ همراهی و اعتماد نیز در مسیر او اهمیت دارند.
این نکته مانع از آن میشود که جادو صرفاً وسیلهای برای نمایش قدرت باشد و آن را به مسئولیتی اخلاقی پیوند میدهد. البته صراحت پیامها گاه به بهای پیچیدگی تمام میشود. فیلم بیشتر بر تشخیص درست و نادرست تکیه دارد تا بر موقعیتهایی که در آنها انتخاب اخلاقی دشوار، مبهم یا پرهزینه باشد.
بنابراین، پیامها برای کودکان روشن و سودمندند، اما مخاطب بزرگسال ممکن است آنها را کملایه بیابد. اثر کمتر میپرسد که چرا شخصیتها به انتخابی نادرست کشیده میشوند یا مهربانی در شرایط دشوار چه بهایی دارد. تصویر، حرکت و صدا انیمیشن میکوشد جهانی رنگارنگ و خیالپردازانه بسازد؛ جهانی که جادو و محیط آموزشی را برای تماشاگر جوان دیدنی کند.
« دوستی، مهربانی و مسئولیت یکی از روشنترین امتیازهای فیلم، تأکید بر ارزشهای ساده و قابلفهم است. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، کیفیت بصری در تمام لحظات یکدست نیست. طراحی و حرکت شخصیتها گاهی ناپخته جلوه میکند و این نوسان، بهخصوص در صحنههایی که باید از نظر عاطفی یا نمایشی اثرگذار باشند، توجه را از خود داستان منحرف میسازد. مسئله فقط سادگی سبک نیست؛ سادگی میتواند انتخابی هنری باشد، اما در اینجا اجرا همیشه به انسجام و روانی لازم نمیرسد.
صداپیشگی، در سوی دیگر، به حفظ جریان روایت کمک میکند. صداها شخصیتها را از یکدیگر متمایز میسازند و مانع از آن میشوند که کاستیهای بصری کاملاً بر تجربهٔ تماشا سایه بیندازند. بااینهمه، وقتی حرکت چهره و بدن با کیفیت اجرا همسطح نیست، بخشی از بار عاطفی صحنهها نیز کمرنگ میشود. فیلم در ساختن جهان قابلقبول، بیش از هر چیز به ایدهٔ فانتزی خود متکی است، نه به ظرافتهای تصویری.
مخاطب مناسب و حدود اثرگذاری این اثر بیش از همه برای کودکانی مناسب است که از داستانهای جادویی، قهرمانان نوجوان و رازهای مدرسهای لذت میبرند. روایت نسبتاً مستقیم، پیامهای اخلاقی آشکار و کشش ماجراجویانهاش میتواند برای تماشاگر کمسنوسال تجربهای ساده و سرگرمکننده بسازد. ارزیابی منتقدانهٔ فیلم نیز آن را برای کودکان علاقهمند به فانتزی مناسبتر از نوجوانان بزرگتر میداند.
« بااینحال، کیفیت بصری در تمام لحظات یکدست نیست. »
جمعبندی
برای مخاطب بزرگسال یا نوجوانی که به شخصیتپردازی پیچیده، جهانسازی دقیق و چرخشهای روایی نامنتظر خو گرفته است، جذابیت اثر محدودتر خواهد بود. کلیشههای آشنا، عمق کمِ کشمکشها و ناهمواریهای فنی، مانع از آن میشوند که فیلم از سرگرمی گذرا فراتر برود. بااینحال، سنجش آن با آثار فانتزی پرهزینه و پرجزئیات، بهتنهایی منصفانه نیست؛ مهمتر آن است که فیلم بتواند در محدودهٔ مخاطب هدف خود داستانی روشن و دلنشین روایت کند.
در این معیار، نتیجه پذیرفتنی است، هرچند نه چندان ماندگار. جمعبندی «The Academy of Magic» بر ایدهای آشنا اما همچنان جذاب بنا شده است: دختری جوان در مدرسهای جادویی، هم تواناییهایش را میشناسد و هم با رازهایی روبهرو میشود که برداشت او از جهان را تغییر میدهند. فیلم در آفرینش فضایی خیالانگیز، طرح ارزشهایی چون دوستی و مهربانی و فراهمکردن ماجرایی سرراست برای کودکان موفقیتهایی دارد.
در مقابل، داستان بهندرت از الگوهای شناختهشده فاصله میگیرد، شخصیتها فرصت کافی برای تحول نمییابند و ناپختگی بصری و شتاب در پرداخت، از اثرگذاری بخشهایی از روایت میکاهد. در نهایت، این فیلم را میتوان سرگرمیای مناسب برای تماشاگر خردسالی دانست که به جادو و ماجراجویی علاقه دارد؛ اثری با نیتهای مثبت و ایدهای دلپذیر، اما با اجرایی محدود که برای رسیدن به تجربهای فراگیرتر، به شخصیتپردازی عمیقتر، جهانی منسجمتر و پرداخت فنی سنجیدهتری نیاز داشت.
« کلیشههای آشنا، عمق کمِ کشمکشها و ناهمواریهای فنی، مانع از آن میشوند که فیلم از سرگرمی گذرا فراتر برود. »



ثبت دیدگاه