نقد و بررسی
نقد زن زیبای آسیابان (The Miller's Beautiful Wife) | 1955
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ آبرو و قدرت «The Miller’s Beautiful Wife» یا «La bella mugnaia» کمدی ایتالیاییِ سال ۱۹۵۵ به کارگردانی ماریو کامرینی است؛ فیلمی که در ناپلِ زیر سلطهٔ اسپانیا میگذرد و از برخورد دو جهان نیرو میگیرد: زندگی سادهٔ مردم عادی و دستگاه خودکامهای که خود را بالاتر از قانون میداند.
در مرکز ماجرا، لوکا، آسیابان جوان، و کارملا، همسر زیبای او، قرار دارند؛ زوجی که آرامش زندگیشان زیر نگاه هوسآلود فرماندار، دون تئوفیلو، به هم میریزد. فیلم از همین موقعیت آشنا، کمدیای دربارهٔ حسادت، منزلت اجتماعی و میل به انتقام میسازد؛ بیآنکه از ابتدا خود را جدیتر از آنچه هست نشان دهد.
زیبایی بهمثابه نیروی روایی عنوان فیلم توجه را به کارملا جلب میکند و زیبایی او را به موتور اصلی کنش بدل میسازد. سوفیا لورن این نقش را با حضوری پرقدرت بازی میکند: او نه فقط موضوع نگاه دیگران، بلکه شخصیتی زنده و صاحب اراده است که میداند دیگران چگونه او را میبینند و میتواند از همین آگاهی بهره بگیرد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تمایز مهم است؛ زیرا فیلم بارها بر جذابیت ظاهری او تکیه میکند، اما کارملا را به تصویری خاموش و منفعل فرو نمیکاهد. در عین حال، همین سازوکار محدودیتی هم دارد. نگاه مردان، بهویژه مردانی که از نظر سن و قدرت با او فاصله دارند، گاه چنان بر صحنه مسلط میشود که استقلال کارملا به حاشیه میرود.
فیلم از این نگاه برای ساختن موقعیتهای طنز استفاده میکند، اما همیشه فاصلهای انتقادی با آن نمیگیرد. از اینرو، تماشاگر امروز ممکن است در کنار خنده، نسبت به برخی لحظهها احساس ناخوشایندی نیز داشته باشد. هجوِ قدرت و امتیاز دون تئوفیلو صرفاً مردی شهوتران نیست؛ او صاحب منصبی است که میتواند خواستهٔ شخصیاش را به مسئلهای سیاسی و اجتماعی تبدیل کند.
همین پیوند میان میل و قدرت، هستهٔ انتقادی فیلم را شکل میدهد. فرماندار میپندارد موقعیتش به او حق میدهد در زندگی مردم دخالت کند، حال آنکه آسیابان و روستاییان ناچارند هزینهٔ بیمسئولیتی و خودخواهی او را بپردازند. طنز فیلم از وارونهکردن این رابطه جان میگیرد: کسانی که در ظاهر فرودستاند، با زیرکی و ابتکار راههایی برای مقابله با صاحبمنصب پیدا میکنند.
« در عین حال، همین سازوکار محدودیتی هم دارد. »
شخصیتها و اجرا
این مقاومت، نه به صورت خطابهای سیاسی، بلکه در قالب نقشهها، اشتباهها و بازیهای نمایشی بیان میشود. پیام طبقاتی اثر در همین انتخاب نهفته است: مردمی که در مناسبات رسمی صدایی ندارند، میتوانند با شناخت ضعفهای قدرتمندان، نظم تحمیلی را دستکم برای مدتی به بازی بگیرند. بازیگران و شیمی جمعی ترکیب سوفیا لورن، مارچلو ماسترویانی و ویتوریو دِ سیکا از مهمترین امتیازهای فیلم است.
لورن مرکز توجه صحنههاست، اما ماسترویانی در نقش لوکا انرژی متفاوتی وارد روایت میکند: او آسیابانی است که میان غرور، خشم و محاسبهگری دستوپا میزند و رفتارهایش میتواند همدلی و خنده را همزمان برانگیزد. حضور او به فیلم کمک میکند تا ماجرای کارملا فقط در مدار شیفتگی مردان نچرخد و رابطهٔ زناشویی این دو نیز اهمیت پیدا کند.
دِ سیکا نیز از دون تئوفیلو شخصیتی میسازد که مضحکبودنش از اقتدار ظاهری او جدا نیست. او میتواند همزمان خندهدار و آزاردهنده باشد؛ مردی که در تشریفات و منزلت رسمی خود جدی است، اما در برابر امیال شخصیاش رفتاری کودکانه نشان میدهد. کنار هم قرارگرفتن این سه بازیگر، نوعی کشش گروهی پدید میآورد؛ گویی هر یک با لحن و حضور خود، دیگری را به بازی میگیرد.
« این مقاومت، نه به صورت خطابهای سیاسی، بلکه در قالب نقشهها، اشتباهها و بازیهای نمایشی بیان میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم: آغازِ آرام، میانهٔ پرتحرک نیمهٔ نخست فیلم برای چیدن روابط و معرفی فضای اجتماعی صرف میشود. این انتخاب به فهم منطق ماجرا کمک میکند، اما ریتم را نیز تا حدی کند میسازد. برخی موقعیتها بیش از آنکه به گسترش داستان بینجامند، برای تثبیت فضای روستایی و نمایش جایگاه شخصیتها مکث میکنند.
تماشاگرانی که انتظار کمدیای پرشتاب دارند، ممکن است در آغاز احساس کنند فیلم هنوز به نیروی اصلی خود نرسیده است. با پیشروی ماجرا، این کندی جای خود را به رفتوآمدهای سریعتر، سوءتفاهمها و دگرگونی موقعیتها میدهد. فیلم بهتدریج از کمدیِ مبتنی بر شخصیت به کمدیِ مبتنی بر نقشه و آشفتگی میرسد؛ جایی که اطلاعات ناقص و اشتباه در تشخیصها، صحنهها را به هم پیوند میزنند.
نیمهٔ دوم از همین انباشتهشدن دردسرها نیرو میگیرد و سرگرمکنندهتر میشود، هرچند افزایش شتاب گاهی به بهای ظرافت و انسجام تمام میشود. بداهگی و بیقاعدگی یکی از ویژگیهای دوگانهٔ فیلم، حس رها و گاه بداههوار آن است. برخی صحنهها چنان آزادانه پیش میروند که انگار بازیگران و روایت در لحظه راه خود را پیدا میکنند.
« ریتم: آغازِ آرام، میانهٔ پرتحرک نیمهٔ نخست فیلم برای چیدن روابط و معرفی فضای اجتماعی صرف میشود. »
قوتها و کاستیها
این کیفیت به کمدی سبکی و بیتکلف میبخشد؛ شوخیها بیش از آنکه بر ساختاری سخت و دقیق متکی باشند، از واکنشها و تغییر ناگهانی فضا جان میگیرند. همین رهاشدگی، برای تماشاگرانی که از کمدی کلاسیکِ صیقلی انتظار دارند، ممکن است نشانهای از جذابیت فیلم باشد. اما این شیوه همیشه به سود اثر کار نمیکند.
وقتی شوخی یا حرکت صحنه از منطق درونی روایت فاصله میگیرد، انسجام داستانی آسیب میبیند و بعضی لحظهها بیشتر به تکههایی سرگرمکننده شباهت پیدا میکنند تا اجزای ضروری یک ساختار واحد. فیلم در بهترین لحظات، بیقاعدگی را به انرژی بدل میکند؛ در لحظات کماثرتر، همان بیقاعدگی حس پراکندگی به جا میگذارد.
زمینهٔ اقتباس و لحن تاریخی «La bella mugnaia» بازسازی فیلمی از کامرینی و اقتباسی آزاد از سنت رواییِ «کلاه سهگوش» است؛ اثری که ریشه در رمانی اسپانیایی دارد. این پیشینه در انتخاب فضای تاریخی و بازی با سلسلهمراتب اجتماعی بازتاب مییابد، اما فیلم بیش از آنکه بازسازی تاریخیِ موشکافانهای باشد، صحنهای برای کمدیِ اخلاق و قدرت فراهم میکند.
« همین رهاشدگی، برای تماشاگرانی که از کمدی کلاسیکِ صیقلی انتظار دارند، ممکن است نشانهای از جذابیت فیلم باشد. »
جمعبندی
ناپلِ قرن هفدهم در اینجا فضایی رنگین و نمایشی است که تشریفات، لباسها و جایگاههای اجتماعی را در خدمت طنز قرار میدهد. از این منظر، فیلم را بهتر است با معیارهای یک کمدی سبک سنجید، نه در مقام درامی تاریخی که قرار است تصویری دقیق از مناسبات دوره ارائه دهد. زمانهٔ گذشته به اثر اجازه میدهد فاصلهای امن با موضوعاتش بسازد؛ با این همه، مسئلههایی چون فساد، سوءاستفاده از مقام و نابرابری جنسیتی همچنان برای تماشاگر امروز قابل تشخیصاند.
جمعبندی «The Miller’s Beautiful Wife» فیلمی استوار بر جذابیت بازیگران، موقعیتی کمیک و هجوی ساده اما مؤثر از قدرت مردانه و امتیاز اجتماعی. نیمهٔ نخست آن گاهی کشدار است و برخی شوخیها و صحنههای آزادانهاش به انسجام لطمه میزنند؛ افزون بر این، شیوهٔ نمایش نگاه مردان به کارملا ممکن است امروز توی ذوق بزند.
بااینحال، حضور گیرای سوفیا لورن، بازی بانمک ماسترویانی و نیروی فزایندهٔ آشفتگیهای نیمهٔ دوم، فیلم را به کمدیای دلنشین و سرگرمکننده بدل میکند. ارزشش بیش از آنکه در ظرافت بینقص ساختار باشد، در لحن سرزنده، بازی گروهی و وارونهکردن موقت توازن قدرت است.
« ارزشش بیش از آنکه در ظرافت بینقص ساختار باشد، در لحن سرزنده، بازی گروهی و وارونهکردن موقت توازن قدرت است. »



ثبت دیدگاه