نقد و بررسی
نقد هرکول آزادشده (Hercules Unchained) | 1959
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای میان دو قلمرو «Hercules Unchained» دنبالهای بر فیلم «هرکول» محصول ۱۹۵۸ است، اما ماجرای خود را نه بر محور یکی از دوازدهخان، بلکه بر برخورد قهرمان با بحران سیاسی تبس و وسوسهٔ فراموشی بنا میکند. هرکول در مسیر بازگشت به شهر، مأمور میشود میان دو برادر مدعی تاجوتخت میانجیگری کند؛ اما نوشیدن از چشمهای افسونشده حافظهاش را میرباید و او را به قلمرو ملکهٔ لیدیه میکشاند.
همزمان، یوله و اولیس میکوشند او را بازگردانند و کشمکش در تبس به سوی رویارویی پیش میرود. فیلم از همین ابتدا دو رشتهٔ روایی را کنار هم میگذارد: افسانهٔ قهرمانی که موقتاً خود را گم میکند، و شهری که در کشاکش قدرت، نظم خویش را از دست میدهد. فراموشی بهمثابه آزمون قهرمان ایدهٔ فراموشی، امکان جالبی برای بازنگری در قهرمان فراهم میکند.
هرکول معمولاً با نیروی جسمانی و یقین به هویت خود شناخته میشود؛ اینجا اما از گذشته و مسئولیتهایش جدا میافتد. فراموشی، دستکم در طرح داستان، او را از آنچه تعریفش میکند تهی میسازد و پرسشی ساده اما مؤثر پیش میکشد: قهرمانبودن به حافظه و وفاداری آگاهانه وابسته است یا در منش و نیروی درونی او ریشه دارد؟
« همزمان، یوله و اولیس میکوشند او را بازگردانند و کشمکش در تبس به سوی رویارویی پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این پرسش را به کاوشی روانشناختی عمیق بدل نمیکند، ولی از آن برای ساختن موقعیتی سرگرمکننده بهره میگیرد؛ هرکولِ بیخبر از گذشته، در فضایی دلفریب گرفتار میشود که ظاهر آسودهاش با تهدید و اسارت درآمیخته است. دو روایت با ضرباهنگی نابرابر نقطهٔ قوت طرح، رفتوآمد میان ماجرای شخصی هرکول و بحران سیاسی تبس است.
حضور دو برادر در نزاع بر سر فرمانروایی، برای داستان بُعدی تراژیک و سرنوشتساز میسازد؛ در برابر آن، دربار اومفاله قلمرویی خیالانگیز و اغواگر است که قهرمان را از مسئولیتهایش دور میکند. بااینحال، این دو خط همیشه به یک اندازه جذاب نیستند. بخشهای مربوط به اقامت هرکول در باغها و کاخ ملکه، گاه بیش از آنکه تعلیق را افزایش دهند، داستان را درجا نگه میدارند.
در سوی دیگر، منازعهٔ تبس ظرفیت درام بیشتری دارد، اما فیلم برای پرداخت کامل انگیزهها و پیامدهای سیاسی آن چندان مکث نمیکند. حاصل، روایتی پُرماجرا اما کشدار است که پیوند میان بخشهایش همیشه روان و استوار نیست. چهرهها و نقشآفرینیها Steve Reeves در نقش هرکول بیش از آنکه بر پیچیدگی عاطفی تکیه کند، حضوری پیکرتراشانه و قاطع دارد.
« دو روایت با ضرباهنگی نابرابر نقطهٔ قوت طرح، رفتوآمد میان ماجرای شخصی هرکول و بحران سیاسی تبس است. »
شخصیتها و اجرا
همین انتخاب با الگوی قهرمان عضلانیِ سینمای شمشیر و صندل سازگار است: او با کمترین تردید وارد میدان میشود و توان جسمانیاش زبان اصلی شخصیت است. این خویشتنداری گاهی به خشکی میانجامد، بهویژه در داستانی که فراموشی قهرمان میتوانست فرصتی برای نمایش آشفتگی یا دگرگونی درونی باشد. Sylva Koscina در نقش یوله، عاطفه و آسیبپذیری لازم را به خط داستانی تبس میافزاید؛ در مقابل، Sylvia Lopez به اومفاله کیفیتی رازآلود و فریبنده میدهد که حضورش به بخش لیدیه هویت بصری و نمایشی میبخشد.
اولیس جوان نیز نقش همراهی را بر عهده دارد که کنش و پیوند میان بخشهای پراکندهٔ قصه را زنده نگه میدارد. اسطوره، اقتباس و لحن فیلم از اسطورههای یونانی و نمایشنامههای کهن الهام میگیرد، اما به بازسازی وفادارانهٔ آنها متعهد نیست. نامها و موقعیتها از روایتهای گوناگون کنار هم آمدهاند و هرکول در میانشان به قهرمان مرکزی بدل میشود.
این آزادی، گاهی به فیلم نیرویی پرجنبوجوش میدهد: اسطوره نه میراثی دور و دستنخوردنی، بلکه مادهٔ خامی برای ماجرایی پر از دسیسه، خطر و نمایش است. از سوی دیگر، همین آمیختگی میتواند انسجام را کاهش دهد. فیلم میان ملودرام عاشقانه، ماجرای افسانهای و درام سیاسی رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه لحنی واحد برای جمعکردن این عناصر بیابد.
« اولیس جوان نیز نقش همراهی را بر عهده دارد که کنش و پیوند میان بخشهای پراکندهٔ قصه را زنده نگه میدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه گاه ناخواسته خندهآور یا آبکی میشود، اما همین جدیت بیتزلزل در برابر موقعیتهای اغراقآمیز، بخشی از لذت تماشای آن است. جهان دیداری و شکوه صحنهها لباسها و دکورها از جذابترین جنبههای فیلماند. تالارها، ستونها، باغها و پوششهای رنگین، جهانی میسازند که بیش از آنکه بازسازی دقیق یونان باستان باشد، تصویری باشکوه و خیالپردازانه از آن است.
طراحی صحنهها به فیلم مقیاس میدهد و تفاوت دو جهانش را برجسته میکند: تبس فضایی پرتنش و آکنده از رقابت قدرت دارد، درحالیکه قلمرو اومفاله با تجمل و فریبندگی، حس تعلیق و اسارت را در پوششی آراسته پنهان میسازد. سهم Mario Bava در فیلمبرداری و جلوههای ویژه نیز اهمیت دارد؛ نورپردازی و قاببندیها به این دکورها عمق میدهند و گاه تصویری میآفرینند که از امکانات محدود تولید فراتر میرود.
این زیبایی، هرچند نابرابریهای روایی را جبران نمیکند، فیلم را از نظر بصری بهیادماندنی میسازد. کنش، نبرد و محدودیتهای اجرایی صحنههای نبرد وعدهٔ اصلی چنین ماجراییاند، اما کیفیتشان یکنواخت نیست. برخی درگیریها فاقد وزن و وضوح لازماند و حرکتها گاه شتابزده یا نامنسجم به نظر میرسند؛ در نتیجه، ضربهای که باید خطر و قدرت را منتقل کند، همیشه اثر مطلوب ندارد.
« جهان دیداری و شکوه صحنهها لباسها و دکورها از جذابترین جنبههای فیلماند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، فیلم در لحظههای بزرگتر جان میگیرد. نبرد پایانی با تکیه بر تحرک، شمار نیروها و تماشای رویارویی قهرمان با تهدیدی گسترده، انرژیای را فراهم میکند که بخشهایی از میانهٔ فیلم از آن محروماند. این بخش بهخوبی نشان میدهد که فیلم در طراحی نمایش جمعی و تصویرهای حماسی از توان بیشتری برخوردار است تا در حفظ کشش پیوستهٔ داستان.
دوبله و تجربهٔ تماشا در نسخهٔ دوبلهشده، ناهماهنگی بعضی صداها و اجراها میتواند مخاطب را از فضای فیلم بیرون بکشد. این مسئله، بهخصوص در اثری که بخش مهمی از جذابیتش به جدیت بازیها و شکوه لحن حماسی وابسته است، محسوس میشود. از سوی دیگر، دوبله گاهی ناخواسته بر وجه سرگرمکننده و اغراقآمیز فیلم میافزاید؛ لحظههایی که در نسخهٔ اصلی شاید صرفاً جدی به نظر برسند، در این اجرا رنگی طنزآمیز پیدا میکنند.
بنابراین تجربهٔ تماشا به نسخهای که مخاطب میبیند وابسته است، اما ایرادهای دوبله نمیتوانند کاملاً محو کنند جذابیت بصری و روح ماجراجویانهٔ اثر را. جمعبندی «Hercules Unchained» اثری بینقص یا کاملاً منسجم نیست. روایتش در بخشهایی کش میآید، میان ماجرای افسانهای و کشمکش سیاسی توازن پایداری برقرار نمیکند و نبردهایش همیشه پرقدرت از کار درنمیآیند.
« بااینحال، فیلم در لحظههای بزرگتر جان میگیرد. »
جمعبندی
بااینهمه، فیلم به لطف لباسها و دکورهای چشمگیر، ایدهٔ سرگرمکنندهٔ فراموشی هرکول، شخصیت مرموز اومفاله و اوج پرتحرکش، جذابیت خود را حفظ میکند. این دنباله را بهتر است نه بهعنوان بازخوانی ژرف اسطوره، بلکه بهمنزلهٔ حماسهای عامهپسند و خیالپردازانه دید؛ فیلمی که گاهی میان شکوه و سستی نوسان میکند، اما برای دوستداران ماجراجوییهای کلاسیکِ شمشیر و صندل همچنان لحظههایی خوشتماشا و بهیادماندنی دارد.



ثبت دیدگاه