نقد و بررسی
نقد قتلهای خیابان مورگ (Murders in the Rue Morgue) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری میان اقتباس و کابوس فیلم «Murders in the Rue Morgue» ساختهٔ Gordon Hessler، نه بازگویی وفادارانهای از داستان مشهور ادگار آلن پو، بلکه برداشتی آزاد است که نام و نشانههای آن داستان را به بستری برای یک ملودرام جنایی و وحشت روانشناختی بدل میکند. در ظاهر، همهچیز از اجرای نمایشی خونآلود آغاز میشود: سزار شارون، مدیر تئاتری در پاریس، همراه همسرش مادلن نسخهای نمایشی از «قتلهای خیابان رو مورگ» را روی صحنه میبرد.
اما کابوسهای مادلن و قتلهای واقعی در پیرامون گروه، بهتدریج نمایش را به آینهای از ترسها و رازهای پنهان شخصیتها تبدیل میکنند. فیلم از همان ابتدا میان واقعیت و اجرا مرز ثابتی نمیگذارد. صحنهٔ تئاتر، پشتصحنه و زندگی خصوصی هنرمندان چنان درهم میپیچند که تماشاگر مدام باید نسبت خود را با آنچه میبیند بازتنظیم کند.
این انتخاب، در بهترین لحظات به اثر کیفیتی وهمآلود میدهد؛ اما در بخشهایی نیز به پراکندگی روایت میانجامد. گویی فیلم میخواهد بیش از آنکه معمایی منظم طرح کند، در ذهنی آشفته و گرفتار خاطره قدم بزند. جهان گوتیک و هنرِ نمایش یکی از برجستهترین امتیازهای فیلم، ساختن فضایی است که در آن تئاتر فقط محل وقوع داستان نیست؛ استعارهای از پنهانکاری و نقابزدن نیز هست.
گروه بازیگران، با لباسها و چهرههای نمایشی، در فضایی زندگی میکنند که مرگ و اجرا بیش از اندازه به هم نزدیکاند. نمایش خشونتآمیز روی صحنه، سایهای بر روابط بیرون از صحنه میاندازد و یادآور میشود که در این جهان، تماشاگر بودن نیز به معنای مصونماندن از خشونت نیست. حس گوتیک فیلم از تقابل میان شکوه بصری و اضطراب درونی نیرو میگیرد.
« فیلم از همان ابتدا میان واقعیت و اجرا مرز ثابتی نمیگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پاریسِ آغاز قرن بیستم در اینجا کمتر شهری زنده و روزمره است و بیشتر صحنهای تیره برای کابوسهای شخصیتها. گذرگاههای تاریک، فضاهای بسته و محیطهای نمایشی، نوعی حس محصوربودن پدید میآورند؛ انگار گذشته در گوشهوکنار ساختمان کمین کرده و هر لحظه میتواند به اکنون راه پیدا کند. این طراحی فضایی، بیش از آنکه به واقعگرایی تاریخی متکی باشد، در خدمت حالوهوای افسانهای و هراسآلود اثر قرار میگیرد.
رؤیاها؛ نقطهٔ اوجِ تصویرپردازی سکانسهای رؤیا از بهیادماندنیترین اجزای فیلماند. این لحظهها به منطق معمول روایت وفادار نمیمانند و با تصویرهایی از تعقیب، سقوط، چهرههای تهدیدکننده و بازگشت خشونت، جهان ذهنی مادلن را به تجربهای دیداری تبدیل میکنند. فیلم در این بخشها کمتر به توضیح متکی است و بیشتر از حرکت، میزانسن و کیفیت تصویری برای انتقال وحشت بهره میبرد.
نتیجه، گاه به رؤیایی تبدار شباهت دارد که تصاویرش پیش از آنکه معنا پیدا کنند، در ذهن میمانند. بااینحال، همین استقلال تصویری همیشه به سود فیلم تمام نمیشود. رؤیاها و بازگشتهای گذشتهنگر، هرچند در ساختن فضای روانی مؤثرند، پیوند روایی محکم و روشنی ندارند. گاهی تماشاگر احساس میکند تصویرها بهجای آنکه راز را مرحلهبهمرحله بگشایند، صرفاً بر انباشت حس اضطراب میافزایند.
این شیوه برای مخاطبی که از وحشت شاعرانه و تداعیمحور لذت میبرد، جذاب است؛ اما برای کسی که انتظار معمایی دقیق و خوشساخت دارد، میتواند گیجکننده باشد. بازیها و شخصیتهای گرفتار در گذشته ترکیب بازیگران، از جمله Jason Robards، Herbert Lom، Christine Kaufmann و Adolfo Celi، به فیلم وزن و چهرهای متمایز میدهد.
« پاریسِ آغاز قرن بیستم در اینجا کمتر شهری زنده و روزمره است و بیشتر صحنهای تیره برای کابوسهای شخصیتها. »
شخصیتها و اجرا
بازیها متعهدانهاند و بازیگران میکوشند جدیت لازم را به داستانی ببخشند که میان ملودرام، وحشت و معمای جنایی حرکت میکند. Herbert Lom بهویژه با حضوری سنگین و تهدیدآمیز، با حالوهوای کلاسیک گوتیک فیلم سازگار است. حضور او در نقش رنه مارو، نیرویی از گذشته را وارد جهان سزار و مادلن میکند؛ نیرویی که بیش از آنکه صرفاً یک مظنون یا مهاجم باشد، یادآور زخمی کهنه و التیامنیافته است.
در مقابل، هماهنگی میان بازیها همیشه یکدست نیست. برخی دیالوگها بیش از اندازه نمایشی به گوش میرسند و گاهی بازیگران چنان با جدیتِ صحنه برخورد میکنند که گفتوگوها حالتی تصنعی پیدا میکند. این ضعف، تا اندازهای با جهان تئاتری فیلم تناسب دارد، اما همیشه نمیتوان آن را انتخابی آگاهانه دانست.
سزار نیز شخصیتی است که ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد، ولی فیلم در پرداخت انگیزهها و پیچیدگیهای او چندان پیوسته عمل نمیکند. در نتیجه، بخشهایی از روابط عاطفی و اخلاقی داستان به جای آنکه عمیق شوند، در میان اتفاقات و افشاگریها معلق میمانند. اقتباس آزاد از ادگار آلن پو نام ادگار آلن پو برای بسیاری از مخاطبان وعدهٔ معمایی دقیق، کارآگاهی استنتاجگر و فضایی هراسآور است.
فیلم Hessler اما بیش از آنکه به ساختار داستان اصلی پایبند باشد، از عنوان و عناصر آشنای آن برای شکلدادن به نمایشی درون فیلم بهره میگیرد. این فاصله، برای علاقهمندان به اقتباس وفادار میتواند ناامیدکننده باشد؛ زیرا فیلم در عمل داستان پو را به چارچوبی نمایشی تبدیل میکند و مسیر خود را در قلمرو وحشت گوتیک و رازهای خانوادگی پیش میبرد.
« Herbert Lom بهویژه با حضوری سنگین و تهدیدآمیز، با حالوهوای کلاسیک گوتیک فیلم سازگار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، این جدایی را میتوان از زاویهای دیگر نیز دید. فیلم علاقهمند است دربارهٔ خودِ نمایش و بازنمایی فکر کند: خشونتی که نخست در صحنه بازسازی میشود، کمکم به واقعیت روزمره نشت میکند؛ بازیگرانی که نقش میپوشند، در زندگی شخصی نیز گرفتار نقشها و رازهای خود هستند. این ایدهها به فیلم هویتی مستقل میدهند، هرچند اجرای آنها همیشه به اندازهٔ ظرفیتشان منسجم نیست.
بنابراین، بهتر است اثر را نه بهعنوان نسخهای سینمایی از داستان پو، بلکه بهعنوان برداشتی آزاد دید که از ادبیات او برای ورود به جهانی دیگر استفاده میکند. ریتم و انسجام روایت ریتم فیلم نامتوازن است. برخی بخشها با تصویرهای هراسآور و انتظار برای وقوع حادثه پیش میروند، اما روایت در جاهایی از حرکت بازمیماند و بیش از حد بر اطلاعات پراکنده یا فضاپردازی تکیه میکند.
بازگشت به گذشته، کابوسها و ماجرای قتلها هرکدام بالقوه میتوانند محور روایی نیرومندی باشند، ولی پیوند میان آنها گاه سست است. به همین دلیل، فیلم در میانهٔ مسیر ممکن است کشدار به نظر برسد و تمرکز تماشاگر را از دست بدهد. این بیقاعدگی بخشی از شخصیت اثر است، اما توضیح آن بهتنهایی ضعف را برطرف نمیکند.
گاهی آشفتگی روایت با ذهنیت کابوسوار مادلن همخوان میشود؛ گاهی نیز به نظر میرسد پیوند سکانسها و اطلاعات به اندازهٔ کافی پرداخت نشده است. فیلمی که چنین تأکیدی بر راز و گذشته دارد، به انسجام بیشتری نیاز دارد تا ابهامش به تعلیق بدل شود، نه سردرگمی. با وجود این، تصاویر و فضای بصری چنان پرقدرتاند که اثر را حتی در لحظات کمتحرک نیز کاملاً بیجاذبه نمیگذارند.
« بااینهمه، این جدایی را میتوان از زاویهای دیگر نیز دید. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Murders in the Rue Morgue» فیلمی نامتوازن، اما صاحب هویت بصری روشن است؛ اثری که در آن فضای گوتیک، کابوسهای مادلن و تئاترِ آغشته به خشونت بیش از خودِ معما در خاطر میمانند. رؤیاها و طراحی بصری، بهترین دستاوردهای فیلماند و بازیگران نیز با تعهد خود به آن جلوهای جدی و کلاسیک میبخشند.
در سوی دیگر، روایت پراکنده، ریتم کند و دیالوگهای گاه تصنعی مانع میشوند که عناصر جذاب فیلم به تجربهای کاملاً منسجم تبدیل شوند. برای تماشاگرانی که خواهان اقتباسی وفادار از ادگار آلن پو یا معمایی خوشساختاند، فیلم احتمالاً رضایتبخش نخواهد بود. اما کسانی که از وحشتهای گوتیک، تصاویر کابوسوار و آثاری که میان نمایش و واقعیت سرگرداناند استقبال میکنند، میتوانند در آن لحظههایی چشمگیر و فضایی متفاوت بیابند.
این فیلم بیش از آنکه معمایی را با نظمی بینقص حل کند، تماشاگر را در راهروهای تاریک گذشته و صحنهای گرفتار میکند که پردهاش بهآسانی پایین نمیآید.



ثبت دیدگاه