نقد و بررسی
نقد سوءرفتار (Misconduct) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وعد یک تریلر حقوقی «Misconduct» از ایدهای آشنا اما پُرظرفیت آغاز میشود: وکیلی جوان و جاهطلب وارد پروندهای میشود که یک شرکت داروسازی بانفوذ و مدیر بیرحمش را هدف گرفته است. در کنار اتهامهای مربوط به فساد شرکتی، داستان به تهدید، ناپدیدشدن و مرگ نیز گره میخورد؛ پس آنچه در ابتدا میتواند یک درام دادگاهی باشد، بهتدریج شکل معمایی جنایی میگیرد.
این ترکیب، امکان طرح پرسشهایی جذاب را فراهم میکند: قدرت اقتصادی تا کجا میتواند حقیقت را خاموش کند؟ وکیل تا چه اندازه میتواند برای پیروزی از مرزهای اخلاقی عبور کند؟ فیلم در سطح طرح، مصالح لازم برای یک تریلر پرکشش را در اختیار دارد. بااینحال، میان داشتن ایدهای مناسب و ساختن روایتی منسجم فاصلهای هست که «Misconduct» همیشه از پس پیمودنش برنمیآید.
داستان میخواهد همزمان درباره جاهطلبی، فساد، مناسبات زناشویی و معمای جنایی سخن بگوید؛ اما گاه بهجای آنکه این لایهها را به هم پیوند دهد، تنها از یکی به دیگری میپرد. جاهطلبی و اخلاق حرفهای بن کیهیل، با بازی جاش دوهامل، مرکز ثقل روایت است: وکیلی بااستعداد که فرصتی برای پیشرفت حرفهای میبیند، اما مسیر رسیدن به آن فرصت از همان آغاز با پرسشهای اخلاقی همراه است.
« این ترکیب، امکان طرح پرسشهایی جذاب را فراهم میکند: قدرت اقتصادی تا کجا میتواند حقیقت را خاموش کند؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او فقط با نیرویی بیرونی، یعنی مدیر قدرتمند یک شرکت، روبهرو نیست؛ بخشی از کشمکش درونی او نیز به این مربوط میشود که آیا میتواند منافع شخصی و حرفهایاش را از مسئولیتش نسبت به حقیقت جدا نگه دارد. این ویژگی میتوانست شخصیت بن را به قهرمانی جذاب و پرتناقض بدل کند. فیلم گاه بهخوبی نشان میدهد که جاهطلبی چگونه داوری او را مختل میکند، اما این دگرگونی به اندازه کافی تدریجی و روشن پرورش نمییابد.
برخی تصمیمها بیشتر به نیازهای فوری پیشبرد داستان خدمت میکنند تا به منطق روانی شخصیت. در نتیجه، تماشاگر ممکن است مسیر کلی بن را دنبال کند، اما همیشه احساس نکند که تصمیمهای او از دل شخصیتی کاملاً شکلگرفته برمیآیند. قدرت شرکت و فضای فساد وجه امیدوارکننده فیلم، تصویر فضای شرکتی است که در آن ثروت و نفوذ میتوانند به ابزار کنترل بدل شوند.
مدیر شرکت داروسازی، آرتور دنینگ، نه صرفاً یک مخالف حقوقی، بلکه نماد قدرتی است که میکوشد افراد و اطلاعات را در محدوده اراده خود نگاه دارد. پیوند پرونده با دادههای مربوط به آزمایشهای دارویی نیز ظرفیت دارد تا مسئلهای عمومی و اخلاقی را وارد قصه کند: وقتی سود مالی با سلامت انسان در تعارض قرار میگیرد، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟
« این ویژگی میتوانست شخصیت بن را به قهرمانی جذاب و پرتناقض بدل کند. »
شخصیتها و اجرا
اما فیلم بیشتر از آنکه سازوکار فساد را با جزئیات قابلباور باز کند، از آن بهعنوان پسزمینهای تیره و تهدیدآمیز بهره میبرد. پرونده حقوقی، که میتوانست میدان اصلی کشف و استدلال باشد، اغلب در حاشیه تعقیب رازها قرار میگیرد. همین کمپرداختی از قدرت انتقادی اثر میکاهد؛ فساد بهعنوان موضوعی مهم مطرح میشود، اما چندان موشکافانه بررسی نمیشود.
فیلم از فضای رسواگرانه آن بهره میبرد، بیآنکه همیشه پیامدهای انسانی و حقوقیاش را بهروشنی نشان دهد. تعلیق و معماری روایت «Misconduct» در بخشهایی که اطلاعات تازه وارد داستان میشود، تعلیق قابلقبولی میسازد. تهدیدها، مدارک پنهان و مرگهای مشکوک تماشاگر را به حدسزدن درباره انگیزهها و رابطه افراد وامیدارند.
آغاز فیلم نیز با طرح یک موقعیت پرتنش، وعده میدهد که روایتی چندلایه در پیش است؛ وعدهای که میتواند برای علاقهمندان به معما و تریلر جذاب باشد. مشکل آنجاست که افزایش رازها همیشه به افزایش انسجام نمیانجامد. فیلم بهسرعت شخصیتها و خطهای داستانی تازهای را وارد میکند و گاه پیش از آنکه رابطه میان آنها روشن شود، به سراغ گره بعدی میرود.
« پرونده حقوقی، که میتوانست میدان اصلی کشف و استدلال باشد، اغلب در حاشیه تعقیب رازها قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در چنین ساختاری، پیچش داستانی ممکن است بهجای آنکه معنای صحنههای قبلی را عمیقتر کند، صرفاً مسیر روایت را عوض کند. بنابراین تماشاگر با انبوهی از پرسشها روبهرو میشود، اما پاسخها همیشه به اندازه کافی زمینهچینی نشدهاند. برای حفظ تعلیق، شگفتزدهکردن کافی نیست؛ هر غافلگیری باید در بازنگری، منطقی و اجتنابناپذیر به نظر برسد.
بازیگران و شخصیتهای کمجان حضور آنتونی هاپکینز و آل پاچینو انتظاری طبیعی برای تماشای رویارویی دو بازیگر پرآوازه ایجاد میکند. هاپکینز در نقش دنینگ و پاچینو در نقش چارلز ابرامز، شریک ارشد مؤسسه حقوقی، دو قطب بالقوه قدرتمند برای دراماند. بااینحال، فیلم فرصت چندانی برای پرورش رابطه و تقابل آنها فراهم نمیکند.
شخصیتها بیشتر بهواسطه جایگاه و اعتبار بازیگران اهمیت مییابند تا از طریق تحول یا لایههای پیچیدهای که فیلمنامه برایشان میسازد. این مسئله در دیگر نقشها نیز دیده میشود. مالین آکرمن بهعنوان امیلی، زنی مرتبط با رازهای شرکت، نقشی کلیدی در بهحرکتدرآوردن قصه دارد، اما انگیزهها و پیچیدگیهایش گاهی در خدمت کارکرد معمایی شخصیت باقی میمانند.
« بنابراین تماشاگر با انبوهی از پرسشها روبهرو میشود، اما پاسخها همیشه به اندازه کافی زمینهچینی نشدهاند. »
قوتها و کاستیها
آلیس ایو نیز در نقش شارلوت به بخش شخصیتر زندگی بن پیوند میخورد، ولی این خط داستانی بهطور کامل در بافت اصلی روایت حل نمیشود. حاصل، گروهی از شخصیتهاست که هرکدام بالقوه میتوانستند وزن دراماتیک بیشتری داشته باشند، اما فیلم برای بیشترشان مجال کافی نمیگذارد. میزانسن، گفتوگو و ریتم کارگردانی شینتارو شیموساوا میکوشد فضای سرد و مشکوک داستان را با رفتوآمد میان مکانها، تهدیدهای ناگهانی و تکههای اطلاعاتی حفظ کند.
این انتخاب در برخی لحظات به ایجاد حالوهوای تریلر کمک میکند، اما فیلم در ساختن هویتی بصری متمایز چندان موفق نیست. فضای فساد و خطر بیشتر از دل موقعیتهای داستانی میآید تا از ترکیب دقیق تصویر، میزانسن و ریتم. گفتوگوها نیز گاهی بار توضیحی زیادی بر دوش دارند. شخصیتها بهجای آنکه اطلاعات را از راه رفتار، سکوت یا برخوردهای حسابشده آشکار کنند، در مواردی درباره همان چیزهایی حرف میزنند که روایت میخواهد تماشاگر بداند.
در نتیجه، بخشی از تنش از دست میرود و بعضی صحنهها تصنعی به نظر میرسند. شتاب فیلم، بهویژه در پیوند دادن پرونده حقوقی با ماجرای جنایی، این دشواری را تشدید میکند: اتفاقها پیدرپی رخ میدهند، اما فرصت کافی برای فهم پیامد هرکدام فراهم نمیشود. جمعبندی «Misconduct» تریلری است که ایده مرکزیاش از ظرفیت چشمگیری برخوردار است: وکیلی جاهطلب در برابر شرکتی قدرتمند قرار میگیرد و کشف حقیقت به مسئلهای شخصی، حرفهای و مرگبار بدل میشود.
« فضای فساد و خطر بیشتر از دل موقعیتهای داستانی میآید تا از ترکیب دقیق تصویر، میزانسن و ریتم. »
جمعبندی
فیلم در لحظاتی از تعلیق، فضای تاریک و برخورد منافع بهره میگیرد و میتواند مخاطب علاقهمند به معماهای جنایی را با خود همراه کند. بااینحال، پراکندگی روایت، پرداخت ناکافی انگیزهها و کمعمقی برخی شخصیتها مانع میشود این ظرفیت به درامی کاملاً منسجم تبدیل شود. نامهای بزرگ بازیگری نیز جای خالی شخصیتپردازی و فیلمنامه دقیق را پر نمیکنند.
حاصل، اثری نابرابر است: پرحادثه و گاه گیرا، اما در پیوند دادن جزئیات حقوقی، اخلاقی و جناییاش کمدقت. «Misconduct» بیش از آنکه تریلری ماندگار درباره فساد و عدالت باشد، نمونهای از فیلمی است که مواد اولیه جذابی دارد، اما در پرداخت و نظمبخشیدن به آنها به اندازه کافی کامیاب نمیشود.
« نامهای بزرگ بازیگری نیز جای خالی شخصیتپردازی و فیلمنامه دقیق را پر نمیکنند. »



ثبت دیدگاه