نقد و بررسی
نقد The Ciambra | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بلوغ در حاشیهٔ جهان فیلم «The Ciambra» ساختهٔ Jonas Carpignano، داستان نوجوانی را روایت میکند که بزرگشدن را نه در کلاس درس و گفتوگوهای آرام خانوادگی، بلکه در رفتوآمدهای خیابانی، تقلید از مردان بزرگتر و مواجهه با مسئولیت میآموزد. پیو آماتو چهاردهساله، در جامعهای کوچک از کولیان در جنوب ایتالیا زندگی میکند و میخواهد هرچه زودتر از کودکی فاصله بگیرد.
الگوی او برادر بزرگترش کوزیمو است؛ کسی که قواعد سخت و ناگفتهٔ بقا را به او نشان میدهد. اما فیلم بلوغ را فرایندی قهرمانانه یا خطی تصویر نمیکند: پیو قدمبهقدم وارد جهانی میشود که در آن وفاداری، نیاز و تشخیص درست از نادرست بهسادگی از هم جدا نمیشوند. «The Ciambra» بیش از آنکه بر رخدادهای بزرگ متکی باشد، به تغییر تدریجی نگاه پیو توجه میکند.
موقعیتهای روزمره، شوخیها، شیطنتها و خلافکاریهای کوچک، کمکم تصویری از محیطی میسازند که در آن بزرگسالشدن اغلب به معنای پذیرفتن مسئولیتهایی فراتر از سن است. فیلم بدون افشای پایان، مخاطب را با پرسشی مرکزی روبهرو میکند: اگر نوجوانی برای تعلق داشتن به خانواده و جامعهاش ناچار باشد از الگوهایی پیروی کند که خود نیز پیامدهای سنگینی دارند، انتخاب آزادانه تا چه اندازه ممکن است؟
جهانی که دوربین در آن زندگی میکند یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، ساختن حس حضور در دل محیط است. دوربین دستی، فاصلهٔ نزدیک و حرکت پیوسته میان خانه، خیابان و فضاهای عمومی، جهان پیو را همچون مکانی زنده و دائماً در حال تغییر پیش چشم میآورد. این شیوهٔ تصویربرداری صرفاً ترفندی برای ایجاد واقعنمایی نیست؛ شکل بصری فیلم با تجربهٔ شخصیتی هماهنگ است که هنوز جهان را از فاصلهای امن و با نظم بزرگسالانه نمیبیند.
« الگوی او برادر بزرگترش کوزیمو است؛ کسی که قواعد سخت و ناگفتهٔ بقا را به او نشان میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نگاه او میان آدمها و اتفاقات میلغزد، چیزی را دنبال میکند و ناگهان به محرکی دیگر کشیده میشود. فضاسازی اثر همچنین از تقابل میان درون و بیرون نیرو میگیرد. خانه، با شلوغی و رفتوآمد اعضای خانواده، پناهگاه است؛ اما پناهگاهی بیتنش و بیخطر نیست. خیابان نیز هم میدان یادگیری است و هم عرصهٔ آزمون.
فیلم از این دو فضا تصویری رمانتیک نمیسازد و در عین حال آنها را به پسزمینهای بیروح برای تنگدستی تقلیل نمیدهد. جزئیات زندگی روزمره، ریتم گفتگوها و حضور آدمهایی که انگار پیش از دوربین هم به کار خود مشغول بودهاند، به جهان اثر تراکم و استقلال میبخشد. اجراهایی میان بازی و زندگی حضور پیو آماتو در نقش نسخهای داستانی از خودش، به فیلم کیفیتی نامتعارف میدهد.
بازی او پرانرژی و گاه خام است؛ اما همین ناپالودگی به شخصیت پیو میخورد. او نوجوانی نیست که همهٔ احساساتش را با واژگان دقیق بشناسد یا بتواند آنها را برای دیگران توضیح دهد. بدن، نگاه و واکنشهای لحظهایاش بیش از گفتار، اضطراب و میلش به پذیرفتهشدن را آشکار میکنند. همین کیفیت، شخصیت را از تصویر کلیشهای نوجوانی سرکش دور میکند و او را به انسانی مشخص با عادتها، ضعفها و تکانههای متناقض بدل میسازد.
دیگر بازیگران نیز در کنار او با نوعی طبیعیبودن حضور دارند که به فضای فیلم کمک میکند. بسیاری از اجراها کمتر به بازیگری متعارف و صیقلی شباهت دارند و بیشتر از مشاهدهٔ رفتارهای روزانه نیرو میگیرند. نتیجه، گاهی ناهموار و پیشبینیناپذیر است؛ اما این ناهمواری بخشی از جذابیت اثر به شمار میرود.
« نگاه او میان آدمها و اتفاقات میلغزد، چیزی را دنبال میکند و ناگهان به محرکی دیگر کشیده میشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بیش از آنکه از بازیگران بخواهد احساسات را به نمایش بگذارند، به آنها اجازه میدهد در موقعیتها زندگی کنند. البته این انتخاب ممکن است برای برخی تماشاگران به فاصلهٔ عاطفی بینجامد، بهخصوص در لحظههایی که انتظار دارند احساسات شخصیتها روشنتر و صریحتر بیان شود. وفاداری، مردانگی و انتخاب در مرکز «The Ciambra» مسئلهٔ مردشدن قرار دارد؛ اما فیلم این مفهوم را نه بهصورت یک شعار، بلکه همچون مجموعهای از رفتارهای آموختهشده بررسی میکند.
پیو میخواهد شبیه برادرش شود، چون در نگاه او برادر بزرگتر نمونهٔ توانایی، اقتدار و تسلط بر خیابان است. تقلید برای پیو راهی است تا به جهان بزرگسالان نزدیک شود و جای خود را در خانواده پیدا کند. او میآموزد چگونه راه برود، چگونه حرف بزند و چگونه از پس موقعیتها برآید؛ ولی در این آموزش، مرز میان بلوغ و تکرار خشونتها و خطاهای نسل پیشین مبهم میماند.
وفاداری نیز در فیلم معنایی دوگانه دارد. پیو به خانوادهاش وابسته است و میخواهد ثابت کند که میتوان روی او حساب کرد. از این منظر، هر تصمیم او را باید در نسبت با پیوندهای خانوادگی و فشارهای محیطی سنجید، نه صرفاً با معیار سادهٔ درست و غلط. با این حال، فیلم نه مسئولیت فردی را از میان میبرد و نه شخصیت را قربانی بیاختیار شرایط معرفی میکند.
تنش اصلی از همینجا پدید میآید: پیو باید میان آنچه از او انتظار میرود و آنچه کمکم دربارهٔ خود و دیگران درمییابد، راهی برای زیستن پیدا کند. واقعگرایی بدون فاصلهٔ امن Jonas Carpignano با رویکردی نزدیک به سینمای مشاهدهگر، از توضیحدادن بیش از اندازه پرهیز میکند. تماشاگر کمتر با گفتارهایی روبهروست که معنای صحنه را جمعبندی کنند؛ در عوض، باید از کنار هم گذاشتن رفتارها و موقعیتها به تصویر کلی برسد.
« پیو میخواهد شبیه برادرش شود، چون در نگاه او برادر بزرگتر نمونهٔ توانایی، اقتدار و تسلط بر خیابان است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه به فیلم صداقتی ملموس میدهد، اما در عین حال مسئولیت تفسیر را بر دوش مخاطب میگذارد. «The Ciambra» بهندرت برای تماشاگر مکث میکند تا همهچیز را مرتب و روشن توضیح دهد. این نزدیکی به زندگی روزمره، پرسشهایی دربارهٔ بازنمایی نیز به همراه دارد. فیلم جامعهای کمتر دیدهشده را به مرکز قاب میآورد، اما شخصیتها را به نمادهای سادهٔ یک گروه یا قربانیان بیچهرهٔ فقر تبدیل نمیکند.
آنان میل، شوخی، تعارض و تناقض دارند. همین نگاه انسانی از نقاط قوت اثر است. در عین حال، تأکید بر خلافکاریهای روزانه ممکن است گاهی تصویری محدود از زندگی شخصیتها بسازد و فرصت پرداختن به لایههای دیگر تجربهٔ آنان را کاهش دهد. واقعگرایی بهتنهایی تضمین نمیکند که هر بخش از جهان نمایشدادهشده به یک اندازه عمیق باشد.
ریتم آزاد و فرسودگیِ تکرار روایت فیلم، عمداً از الگوی پیرنگ پرشتاب و گرهگشاییهای پیدرپی فاصله میگیرد. بخش قابلتوجهی از تجربهٔ تماشای آن در تکرار مسیرها و عادتها، و در دیدن پیو در موقعیتهایی کمابیش مشابه شکل میگیرد. این تکرار از یکسو برای ساختن حس روزمرگی و بیافقی مفید است: زندگی شخصیتها با یک حادثهٔ منفرد تعریف نمیشود، بلکه از مجموعهای از انتخابهای کوچک و فشارهای مداوم ساخته شده است.
از سوی دیگر، همین روش گاهی به پراکندگی میانجامد و پیشرفت داستانی را کمرنگ میکند. در نتیجه، ممکن است بعضی صحنهها بیش از آنچه لازم است در فضای مشابه باقی بمانند و خلافکاریهای پیو حالتی تکراری پیدا کنند. فیلم ظاهراً ترجیح میدهد بهجای فشردهکردن تجربه، اجازه دهد زمان روی پرده کشدار و ناهموار احساس شود.
« این شیوه به فیلم صداقتی ملموس میدهد، اما در عین حال مسئولیت تفسیر را بر دوش مخاطب میگذارد. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب برای مخاطبی که به روایتهای خطی و علتومعلولی روشن خو گرفته، احتمالاً خستهکننده خواهد بود. با این همه، ریتم آزاد اثر صرفاً نقصی تصادفی نیست؛ بخشی از تلاش آن برای نزدیکشدن به کیفیت زیستهٔ زمان در محیطی است که فرصتهای تغییر در آن محدود به نظر میرسند. شخصیتهای حاشیهای و ظرفیتهای استفادهنشده تمرکز شدید فیلم بر پیو، نیروی روایی آن را حفظ میکند، اما هزینهای نیز دارد: بسیاری از شخصیتهای پیرامونی مجال چندانی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند.
زنان خانواده، با وجود اهمیتشان در بافت زندگی روزانه، اغلب در حاشیهٔ مسیر اصلی باقی میمانند. حضورشان میتواند نشانههایی از اقتدار، نگرانی و تداوم خانواده را منتقل کند، اما فیلم کمتر به تجربهٔ درونی یا نگاه مستقل آنان نزدیک میشود. در نتیجه، جهانی که از نظر حسی بسیار پرجمعیت و زنده است، از نظر شخصیتپردازی گاه نابرابر میماند.
این محدودیت به معنای بیاثر بودن چهرههای فرعی نیست؛ بسیاری از آنان به حس تعلق و فشار جمعی شکل میدهند. با این حال، اثر میتوانست با اختصاص زمان بیشتر به روابط و تفاوتهای درونی خانواده، از کلیتبخشی به تجربهٔ جامعه بکاهد و تصویر پیچیدهتری بسازد. تمرکز بر یک نوجوان، انتخابی موجه و مؤثر است، اما گاهی چنین تمرکزی افق عاطفی فیلم را تنگ میکند.
جمعبندی «The Ciambra» اثری صبور، پرجزئیات و شخصیتمحور است که بلوغ را نه بهصورت جهشی روشن، بلکه همچون فرایندی دشوار و آمیخته با تقلید، وفاداری و مسئولیت نشان میدهد. قدرت اصلی فیلم در اجرای طبیعی پیو آماتو، فضاسازی زنده و شیوهٔ تصویربرداری نزدیک آن نهفته است؛ عناصری که تماشاگر را به زندگی روزمرهٔ شخصیتها نزدیک میکنند، بیآنکه همهچیز را به زبان توضیح دهند.
« این انتخاب برای مخاطبی که به روایتهای خطی و علتومعلولی روشن خو گرفته، احتمالاً خستهکننده خواهد بود. »
جمعبندی
در مقابل، روایت پراکنده و تکرار برخی موقعیتها ممکن است از نیروی اثر بکاهد، و کمپرداختگی شخصیتهای زن نیز فرصتی ازدسترفته باقی میگذارد. با وجود این ناهمواریها، فیلم در تصویرکردن نوجوانی گرفتار میان میل به استقلال و نیاز به تعلق، صداقتی قابلتأمل دارد. «The Ciambra» بیش از آنکه پاسخهای آسان عرضه کند، تماشاگر را وادار میسازد دربارهٔ معنای بزرگشدن در جهانی محدود و دربارهٔ بهایی که وفاداری گاه مطالبه میکند، بیندیشد.



ثبت دیدگاه