نقد و بررسی
نقد Ghost Punting | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان کمدی و انتقام «Ghost Punting» محصول سینمای هنگکنگ در سال ۱۹۹۲، فیلمی از مجموعهٔ «ستارههای خوششانس» است که جهان داستانیاش را بر برخورد دو جنس متفاوت بنا میکند: کمدی گروهیِ پرهیاهو و ماجرای انتقام روحی از قاتلانش. پنج دوست با روحی بیقرار روبهرو میشوند و میپذیرند در پیگیری خواستهٔ او یاریاش کنند؛ اما نیت آنان از آغاز چندان پاک و بیچشمداشت نیست.
ثروت، قمار و جلب توجه چهار مأمور پلیس زن نیز بخشی از نقشههایشان است. همین فاصله میان موضوع تیرهٔ قتل و رفتار سبکسرانهٔ گروه، موتور اصلی فیلم را به حرکت درمیآورد و همزمان مهمترین سرچشمهٔ ناهمواری آن میشود. فیلم در پی ساختن تریلری جدی دربارهٔ جنایت و عدالت نیست؛ بیشتر میخواهد از برخورد ارواح، پلیسها و جمعی از مردان دردسرساز موقعیتهای کمیک بیرون بکشد.
بنابراین اگر انتظار روایتی منسجم و پرتعلیق از انتقام داشته باشیم، پراکندگی داستان محسوس خواهد بود. اما اگر فیلم را در چارچوب کمدی عامهپسند هنگکنگی و سنت مجموعهٔ «ستارههای خوششانس» ببینیم، شلوغی و تغییر مسیرهایش بخشی از سازوکار سرگرمی آن است. قصهای با چند جاذبهٔ رقیب داستان با چند خط روایی پیش میرود: روحی که خواهان انتقام است، پنج دوستی که در پی سود شخصیاند و چهار مأمور پلیس که حضورشان به ماجرای تعقیبوگریز و معاشقههای ناشیانه راه میدهد.
« ثروت، قمار و جلب توجه چهار مأمور پلیس زن نیز بخشی از نقشههایشان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر خط، بالقوه میتواند مرکز یک فیلم مستقل باشد؛ ولی «Ghost Punting» بیشتر به دنبال کنار هم گذاشتن این عناصر است تا ساختن پیوندی محکم میان آنها. در نتیجه، ماجرای انتقام گاه به حاشیه میرود و تماشاگر از یک موقعیت خندهآور به موقعیتی دیگر پرتاب میشود، بیآنکه همهٔ گذرها به یک اندازه طبیعی به نظر برسند.
این پراکندگی، ریتم را دوگانه میکند. از یک سو، تغییر مداوم موقعیتها اجازه نمیدهد فیلم برای مدتی طولانی در یک حالوهوا بماند و به آن جنبوجوشی بازیگوشانه میدهد. از سوی دیگر، شوخیهای پیدرپی گاهی فرصتی برای شکلگیری تعلیق یا عمیقتر شدن ماجرای روح باقی نمیگذارند. فیلم میان کمدی، فانتزی و کنش جنایی رفتوآمد دارد، اما همیشه نمیداند کدامیک باید ستون اصلی روایت باشد.
کمدی گروهی و انرژی بازیگران اصلیترین نیروی فیلم، انرژی جمعی گروه پنجنفره است. هر یک از دوستان با منش و میل خاص خود وارد ماجرا میشود و تفاوت میان آنان زمینهٔ رقابت، کلکل و آشفتگی میسازد. جذابیت این گروه نه در پیچیدگی روانشناختی شخصیتها، بلکه در برخوردهای سریع و واکنشهای اغراقآمیزشان است.
« از سوی دیگر، شوخیهای پیدرپی گاهی فرصتی برای شکلگیری تعلیق یا عمیقتر شدن ماجرای روح باقی نمیگذارند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهجای آنکه برای هر شخصیت مسیر تحولی مستقل طراحی کند، از تضادهای ساده و قابلفهم میانشان برای تولید لحظههای کمیک بهره میگیرد. رقابت آنان برای پولدارشدن و جلب توجه زنان، در عین حال تصویری از خودخواهی کودکانهٔ گروه میسازد. شخصیتها ابتدا بیش از آنکه به رنج روح توجه کنند، به فرصتهایی میاندیشند که شاید از معامله با او نصیبشان شود.
این خودخواهی میتواند منبع طنز باشد، اما فیلم گاهی چنان بر شوخیهای مبتنی بر مزاحمت و تعقیب زنان تکیه میکند که جذابیت گروهیاش رنگ ناخوشایندی میگیرد. فاصلهٔ فرهنگی و گذر زمان نیز برخی از این شوخیها را کماثرتر یا تاریخمصرفگذشته کرده است. روح؛ پیوند عاطفی محدود اما مهم در میان هیاهوی داستان، رابطهٔ پنج دوست با روح بیقرار مهمترین امکان عاطفی فیلم است.
این رابطه با معاملهای منفعتطلبانه آغاز میشود: گروه حاضر است به روح کمک کند، به شرط آنکه او نیز در ثروتمندشدنشان یاریرسان باشد. چنین نقطهٔ شروعی به فیلم اجازه میدهد طنز را با تحول اخلاقی محدود اما معنادار همراه کند. کمک به روح، بهتدریج از یک فرصت برای سودجویی فراتر میرود و نشانی از توجه به رنج دیگری پیدا میکند.
« رقابت آنان برای پولدارشدن و جلب توجه زنان، در عین حال تصویری از خودخواهی کودکانهٔ گروه میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، این بُعد انسانی به اندازهای بسط نمییابد که بر آشفتگی کلی روایت غلبه کند. گذشته و اندوه روح بیشتر نقش محرک داستان را دارند تا موضوعی که فیلم با تأملی پیوسته دنبال کند. همین کمپرداختی، اثر عاطفی ماجرا را محدود میسازد؛ اما حضور روح دستکم مانع میشود فیلم به مجموعهای کاملاً بیارتباط از شوخیها فروکاسته شود.
او به داستان هدفی میدهد، هرچند فیلم همیشه تمرکز لازم را برای دنبالکردن آن حفظ نمیکند. لحن، شوخی و گذر زمان «Ghost Punting» بیش از هر چیز به لحن سرزنده و بیقرار خود متکی است. برخورد امر ماورایی با زندگی روزمره، موقعیتهای ساده را به صحنههایی غیرمنتظره بدل میکند و حضور روح ظرفیت مناسبی برای کمدی فیزیکی و آشوب گروهی فراهم میآورد.
فیلم با جدیت بیش از حد به قواعد جهان ارواح پایبند نمیماند؛ در عوض، آنها را وسیلهای برای بههمریختن مناسبات شخصیتها میکند. حاصل، اثری است که گاه با بیپروایی و سبکیاش سرگرمکننده میشود. اما استمرار شوخیها همیشه به سود فیلم نیست. وقتی تقریباً هر مکثی با یک لطیفه یا رفتار اغراقآمیز پر میشود، فضای لازم برای شکلگیری ترس، همدلی یا تعلیق کم میشود.
« بااینحال، این بُعد انسانی به اندازهای بسط نمییابد که بر آشفتگی کلی روایت غلبه کند. »
قوتها و کاستیها
افزون بر این، برخی شوخیها به زمینهٔ اجتماعی و سلیقهٔ زمان تولید وابستهاند و امروز ممکن است بیشتر کهنه یا ناهنجار به نظر برسند تا خندهدار. بنابراین طنز فیلم برای همهٔ تماشاگران یکسان کار نمیکند: بخشی از آن از شتاب و آشفتگیاش نیرو میگیرد و بخشی دیگر زیر بار تکرار یا گذشت زمان فرسوده شده است.
اکشن و جایگاه آن در فیلم با توجه به حضور Sammo Hung و Corey Yuen در میان کارگردانان، انتظار میرود کنش رزمی سهم برجستهتری داشته باشد؛ بااینحال، فیلم بیش از آنکه بر مبارزه تکیه کند، کمدی را در مرکز توجه قرار میدهد. صحنههای اکشن بیشتر در خدمت پیشبرد بخش پایانی ماجرا هستند و بهتنهایی ساختار فیلم را تعریف نمیکنند.
این انتخاب، برای تماشاگرانی که به دنبال کمدی گروهیاند، قابلقبول است؛ اما دوستداران آثار رزمی ممکن است از کمرنگبودن این وجه ناامید شوند. هنگامی که فیلم به رویارویی فیزیکی نزدیک میشود، حضور تواناییهای رزمی عوامل و بازیگران یادآور ظرفیت دیگری است که اثر میتوانست بیشتر از آن بهره ببرد.
« صحنههای اکشن بیشتر در خدمت پیشبرد بخش پایانی ماجرا هستند و بهتنهایی ساختار فیلم را تعریف نمیکنند. »
جمعبندی
این بخشها لحظهای نظم و جهت به روایت میدهند، ولی نمیتوانند بیثباتی پیشین داستان را کاملاً جبران کنند. در واقع، اکشن در اینجا بیشتر چاشنی و نقطهٔ اوج سرگرمی است تا نیرویی پیوسته که از ابتدا تا انتها ریتم را هدایت کند. جمعبندی «Ghost Punting» فیلمی پرجنبوجوش و نامتوازن است که از ایدهٔ ساده اما جذاب برخورد پنج دوست با روحی انتقامجو، کمدی گروهی و ماجرای ماورایی میسازد.
انرژی بازیگران، رقابتهای خندهآور و آغاز منفعتطلبانهٔ رابطه با روح، لحظههایی سرگرمکننده و گاه انسانی پدید میآورند. در مقابل، تعدد انگیزهها، پراکندگی روایت و شوخیهایی که گاهی تمرکز داستان را میربایند، مانع شکلگیری اثری منسجمتر میشوند. ارزش فیلم بیش از آنکه در تعلیق یا پرداخت دقیق شخصیتها باشد، در حالوهوای بازیگوشانه و آشوب جمعی آن نهفته است.
تماشاگرانی که با کمدی اغراقآمیز سینمای هنگکنگ و شوخیهای قدیمی آن کنار میآیند، احتمالاً از این ماجراجویی نامتعارف لذت خواهند برد؛ اما کسانی که پیوند روایی محکم، طنزی ظریف یا داستانی جدی دربارهٔ انتقام میخواهند، با اثری روبهرو میشوند که بارها مسیر خود را عوض میکند.
« این بخشها لحظهای نظم و جهت به روایت میدهند، ولی نمیتوانند بیثباتی پیشین داستان را کاملاً جبران کنند. »



ثبت دیدگاه