نقد و بررسی
نقد دوستان نفرینشده (Cursed Friends) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان نوستالژی و نفرین «Cursed Friends» کمدیوحشتی است که نیروی محرکهاش را از پیوندی ساده اما خوشظرفیت میگیرد: چهار دوست، سالها پس از بازیای که در نوجوانی برای پیشبینی آینده انجام دادهاند، درمییابند آن پیشگوییها دارند به شکلی آزارنده جان میگیرند. این مقدمه از همان ابتدا دو مسیر برای فیلم میگشاید؛ یکی وحشت از آیندهای گریزناپذیر، و دیگری طنز تلخِ فاصله میان آنچه در نوجوانی آرزو میکردیم و آنچه در بزرگسالی نصیبمان شده است.
فیلم، با قرار دادن این بحران در روز هالووین، از فضای آشنای جشن و خیالپردازیهای آن نیز بهره میبرد و خود را در محدودهٔ اثری سبک، پرتحرک و مناسب تماشای فصلی تعریف میکند. کارگردانی فیلم را Laura Murphy بر عهده داشته و بازیگران شناختهشدهای چون Jessica Lowe، Nicole Byer، Harvey Guillén و Andrew Lewis Caldwell در آن حضور دارند.
بازی قدیمی، آیندهٔ ناآشنا بازی پیشگویی در این فیلم صرفاً ترفندی برای آغاز ماجرا نیست؛ در بهترین لحظات، بهانهای است برای سنجیدن فاصلهٔ میان خیالهای نوجوانانه و واقعیت بزرگسالی. نوجوانان معمولاً آینده را با خواستههایی بزرگ، ساده یا حتی مضحک تصور میکنند، اما سالها بعد همان تصورات میتوانند رنگی کاملاً دیگر پیدا کنند.
جذابیت ایده در همین واژگونی نهفته است: چیزی که زمانی سرگرمی بیخطری بوده، اکنون به تهدیدی بدل میشود که شخصیتها را وادار به بازنگری در گذشته و زندگی امروز خود میکند. با این حال، فیلم بیش از آنکه این مضمون را به لایهای عمیق و پیوسته تبدیل کند، از آن برای تولید موقعیتهای تازه بهره میگیرد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیشگوییها موتور حرکت قصهاند، اما ظرفیت استعاریشان چندان بسط نمییابد. پرسشهای جالبی دربارهٔ اختیار، تقدیر و مسئولیت انتخاب مطرح میشود، ولی اثر اغلب بهسرعت از کنار آنها میگذرد تا به شوخی یا رخداد بعدی برسد. در نتیجه، ایده از حیث آغازین پرجاذبه است، اما در مسیر روایت به نیرویی کمرمقتر از انتظار تبدیل میشود.
کمدی و وحشت؛ همنشینی نابرابر «Cursed Friends» میکوشد وحشت را با کمدی پرانرژی درآمیزد؛ ترکیبی که برای فضای هالووین مناسب به نظر میرسد و امکان میدهد لحظههای دلهرهآور با اغراق و بازیگوشی شکسته شوند. فیلم از موقعیتهای نامتعارف و شوخیهای جسورانه بهره میگیرد و قصد ندارد وحشتی جدی یا سنگین بسازد.
همین رویکرد، تماشای آن را آسان و بیتکلف میکند؛ مخاطب قرار نیست در جهانی واقعگرایانه غرق شود، بلکه به نمایشگاهی از بدبیاریهای عجیب و واکنشهای اغراقآمیز دعوت میشود. مشکل آن است که توازن میان دو گونه همیشه برقرار نمیماند. شوخیها گاه با چنان اصراری عرضه میشوند که مجال شکلگیری دلهره را از بین میبرند؛ گویی فیلم نگران سکوت یا مکث است و میخواهد هر موقعیتی را بیدرنگ به لطیفه بدل کند.
از سوی دیگر، لحظات ترسناک نیز معمولاً آنقدر کوتاه یا کمپرورشاند که اثر هیجانی پایداری بر جای نمیگذارند. حاصل، نه وحشتی واقعاً مؤثر است و نه کمدیای که پیوسته خنده برانگیزد؛ بلکه نوسانی میان این دو که گاهی سرگرمکننده و گاهی فرساینده میشود. شوخیهایی با دامنهٔ محدود بخش مهمی از طنز فیلم بر رفتارهای اغراقآمیز، واکنشهای ناگهانی و شوخیهای صریح تکیه دارد.
« پیشگوییها موتور حرکت قصهاند، اما ظرفیت استعاریشان چندان بسط نمییابد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه با ماهیت سبک اثر سازگار است و میتواند برای مخاطبی که به کمدی عامهپسند و بیپیرایه علاقه دارد، جذاب باشد. اما در بسیاری از صحنهها، شوخی بهجای آنکه از شخصیت یا وضعیت داستانی زاده شود، همچون افزودهای بیرونی به آن چسبانده میشود. نتیجه، گاه بیش از آنکه طنزی دقیق باشد، به لودگی نزدیک میشود.
ضعف دیگر در تکرار الگوهاست. وقتی شخصیتها بارها با همان شدت و همان جنس واکنش نشان میدهند، عنصر غافلگیری کاهش مییابد و شوخیهایی که در آغاز میتوانستند اثرگذار باشند، به عادت بدل میشوند. فیلم کمتر از تضادهای شخصیتی یا موقعیتهای تلخوشیرین برای ساخت طنز بهره میبرد؛ همان تضادهایی که میتوانستند به کمدی عمق و ماندگاری بیشتری بدهند.
بنابراین، خندهها بیشتر وابسته به سلیقهٔ مخاطباند تا حاصل پرداختی دقیق و منسجم. گروه بازیگران و محدودیت پرداخت شخصیتها ترکیب بازیگران، یکی از امتیازهای بالقوهٔ فیلم است. حضور چهرههای آشنا در کمدی، انرژی جمعی ایجاد میکند و به گروه دوستان حس پرجنبوجوشی میبخشد. Harvey Guillén، Nicole Byer و Jessica Lowe از جمله بازیگرانیاند که توانایی دارند حتی در موقعیتهای شلوغ، توجه مخاطب را به خود جلب کنند.
فیلم همچنین از حضور چند بازیگر و چهرهٔ مهمان بهره میبرد تا حالوهوای سرگرمکنندهاش را تقویت کند. بااینهمه، توانایی بازیگران همیشه به شخصیتپردازی بهتر منجر نمیشود. برخی از آدمهای داستان بیشتر حامل یک تیپ یا شوخیاند تا شخصیتهایی با گذشته و انگیزههای روشن. رابطهٔ دوستانهٔ گروه نیز، با آنکه ستون عاطفی روایت به شمار میرود، فرصت کافی برای شکلگیری تدریجی پیدا نمیکند.
« نتیجه، گاه بیش از آنکه طنزی دقیق باشد، به لودگی نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از مخاطب انتظار دارد پیوند میان این افراد را بپذیرد، اما کمتر به لحظههایی مجال میدهد که عمق آن پیوند را نشان دهند. به همین سبب، همکاری آنان برای مقابله با سرنوشتهای عجیب، از نظر روایی قابلفهم است، ولی بار عاطفیاش به اندازهای نیست که به نقطهٔ قوت تعیینکننده بدل شود. نوستالژی اوایل دههٔ دوهزار ارجاع به سال ۲۰۰۲ و بازی گروهی دوستان، زمینهای فراهم میکند تا فیلم از نوستالژی اوایل دههٔ دوهزار بهره ببرد.
این گذشته، صرفاً نشانهای زمانی نیست؛ یادآور دورهای است که تصور آینده میتوانست در قالب سرگرمیهای ساده و جمعی شکل بگیرد. برای مخاطبانی که آن فضا را به یاد دارند، این لایه ممکن است حس آشنایی و صمیمیت ایجاد کند و تضاد میان جوانی و بزرگسالی را برجسته سازد. اما نوستالژی در فیلم بیشتر رنگوبویی تزئینی دارد تا اینکه به جوهرهٔ روایت تبدیل شود.
ارجاعات و نشانههای فرهنگی میتوانند لحظههایی دلنشین بسازند، ولی بهتنهایی جای پرداخت عاطفی را نمیگیرند. اثر از گذشته برای ایجاد حالوهوا استفاده میکند، بیآنکه همواره نشان دهد آن خاطرهها چگونه بر دوستیهای امروز اثر گذاشتهاند. از همین رو، نوستالژی فیلم خوشایند است، اما عمق چندانی پیدا نمیکند.
ریتم، روایت و دام قابلپیشبینیشدن روایت بر پایهٔ شتاب و زنجیرهای از رخدادهای عجیب پیش میرود. این سرعت با قالب کمدیوحشت سبک تناسب دارد و نمیگذارد فیلم بیش از اندازه در توضیح سازوکار نفرین یا پیشگویی درنگ کند. تماشاگر بهسرعت درگیر مسئلهٔ اصلی میشود و به دنبال راهی میگردد که شخصیتها از سرنوشتهای پیشبینیشده رهایی یابند.
« اما نوستالژی در فیلم بیشتر رنگوبویی تزئینی دارد تا اینکه به جوهرهٔ روایت تبدیل شود. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، شتاب گاهی به بهای انسجام و پرداخت تمام میشود: برخی موقعیتها پیش از آنکه به اندازهٔ کافی بسط یابند، جای خود را به رخدادی تازه میدهند. همچنین، از آنجا که سازوکار مرکزی فیلم از پیش اعلام میکند پیشگوییها در حال تحققاند، بخشی از تعلیق بالقوه به حدسزدن شکل و ترتیب این تحققها وابسته میشود.
اگر این بازیِ انتظار با شخصیتپردازی دقیق یا پیچیدگی روایی همراه نباشد، مسیر داستان زودتر از موعد قابلحدس به نظر میرسد. فیلم لحظاتی از غافلگیری دارد، اما در مجموع نمیتواند ایدهٔ اولیه را به روایتی به همان اندازه تازه و غیرمنتظره تبدیل کند. جمعبندی «Cursed Friends» اثری سبک و هالووینی است که از ایدهای سرگرمکننده آغاز میکند: بازی پیشگویی دوران نوجوانی، سالها بعد به تهدیدی واقعی بدل میشود و چهار دوست را وامیدارد در برابر آیندهای ظاهراً ازپیشتعیینشده بایستند.
نوستالژی اوایل دههٔ دوهزار، ترکیب بازیگران کمدی و فضای پرتحرک فیلم، تماشای آن را برای مخاطبی که به سرگرمی بیتکلف علاقه دارد، آسان میکند. در مقابل، شوخیهای نابرابر، شخصیتهای کمپرداخت و داستانی که ایدهٔ جذابش را با نیروی کافی دنبال نمیکند، مانع از آن میشوند که فیلم به کمدیوحشتی ماندگار تبدیل شود.
ارزش اصلی اثر در حالوهوای بازیگوش و مقدمۀ خیالانگیز آن است، نه در عمق وحشت یا پیچیدگی روایت. فیلم گاه خندهدار و گاه دلنشین است، اما پیوند کمدی و دلهره را بهطور کامل مهار نمیکند. در نهایت، «Cursed Friends» بیشتر تجربهای فصلی و سبک برای تماشای هالووینی است تا اثری که ایدهٔ نفرین و سرنوشت را به کاوشی جدی یا تأثیرگذار بدل سازد.
« ارزش اصلی اثر در حالوهوای بازیگوش و مقدمۀ خیالانگیز آن است، نه در عمق وحشت یا پیچیدگی روایت. »



ثبت دیدگاه