نقد و بررسی
نقد داستانهای هالووین (Tales of Halloween) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک شب، ده کابوس «Tales of Halloween» فیلمی ترسناک و کمدی از سال ۲۰۱۵ است که ده داستان کوتاه را در محلهای حومهای و طی یک شب هالووین کنار هم مینشاند. ارواح، هیولاها، قاتلان و موجوداتی نامتعارف در این جهان به هم میرسند؛ اما فیلم بیش از آنکه بر ساختن روایتی واحد تکیه کند، بر تنوع کابوسها و لذتِ گذر از یک موقعیت عجیب به موقعیتی دیگر بنا شده است.
هر بخش گروه سازندگان و حالوهوای خاص خود را دارد و همین تعدد صداها، هم سرچشمهی اصلی جذابیت فیلم است و هم علت پراکندگی آن. فیلم برای مخاطبی ساخته شده که از قصههای کوتاه ترسناک، افسانههای شهری و شوخیهای سیاه لذت میبرد. فضای آن نه یک هراس پیوسته و جدی، بلکه شهربازی کوچکی از ایدههای وحشتآلود است: گاهی خونآلود، گاهی هجوآمیز و گاهی عمداً اغراقشده.
بنابراین بهتر است آن را نه به چشم داستانی یکپارچه، بلکه بهمنزلهی مجموعهای از تجربههای کوتاه دید که شباهتشان بیش از هر چیز در زمان و مکان وقوعشان است. هالووین بهمثابه جهان مشترک نخ تسبیح قصهها، شب هالووین و آیینهای آشنای آن است: لباسهای مبدل، خانهبهخانه رفتن کودکان، شیرینی و تزئینات ترسناک.
فیلم از این نشانهها صرفاً برای آرایش صحنه بهره نمیبرد؛ آنها را به سوختی برای خیالپردازی بدل میکند. در این محله، امر عادی همواره آمادگی آن را دارد که به امری تهدیدآمیز تبدیل شود. درِ خانهای که برای گرفتن شیرینی کوبیده میشود، میتواند راهی به دردسر باشد؛ بازی و شوخی نیز ممکن است به خشونتی نامنتظر برسد.
« فیلم برای مخاطبی ساخته شده که از قصههای کوتاه ترسناک، افسانههای شهری و شوخیهای سیاه لذت میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، پیوند میان داستانها بیشتر مکانی و موضوعی است تا روایی. محله و شب مشترک، حس همجواری میسازند، اما همیشه این احساس را ایجاد نمیکنند که رویدادها اجزای یک کل ضروریاند. بعضی بخشها به جهان مشترک رنگ میافزایند و بعضی دیگر چنان مستقل پیش میروند که گویی از مجموعهای جداگانه به فیلم پیوستهاند.
این سستیِ اتصال، بهویژه برای تماشاگرانی که از فیلمهای چندپاره انتظار ساختاری حسابشده دارند، محسوس خواهد بود. نوسان میان وحشت و کمدی یکی از انتخابهای تعیینکنندهی فیلم، آمیختن خشونت و شوخی است. گاهی طنز از موقعیتی هولناک بیرون میآید و گاهی خود فیلم با آگاهی کامل از اغراقهای ژانر، آنها را به بازی میگیرد.
بخش «جمعهی سیویکم» نمونهی روشنی از این رویکرد است: عنوانش بهتنهایی وعدهی برخورد با سنتهای آشنای فیلمهای قاتلمحور را میدهد و داستان نیز بهجای بازتولید خشک آن سنت، با لحنی هجوآمیز و پرتحرک سراغش میرود. نتیجه بیشتر خندهآور و بازیگوشانه است تا واقعاً دلهرهآور، و همین تغییر لحن آن را به یکی از بخشهای بهیادماندنی مجموعه بدل میکند.
این شوخیها همیشه به یک اندازه کارآمد نیستند. برخی قصهها تعادل مناسبی میان خنده و انزجار پیدا میکنند، اما در بعضی دیگر، شوخی یا خشونت زودتر از آنکه تعلیق شکل بگیرد، همهچیز را رو میکند. فیلم در بهترین لحظاتش از تفاوت لحنها بهره میبرد؛ در لحظات ضعیفتر، میان ترساندن و خنداندن معلق میماند و هیچکدام را بهتمامی محقق نمیکند.
« بااینحال، پیوند میان داستانها بیشتر مکانی و موضوعی است تا روایی. »
شخصیتها و اجرا
قصههایی با کیفیت نابرابر ناهمسانی کیفیت در یک فیلم چندبخشی تقریباً اجتنابناپذیر است، اما در اینجا فاصلهی میان بخشهای موفق و کماثر گاه چشمگیر میشود. شماری از داستانها با یک ایدهی روشن، موقعیتی موجز و پایانبندی مناسب، در زمان کوتاه خود اثر میگذارند. «جمعهی سیویکم» بهسبب انرژی شوخطبعانهاش و قصهی کدوحلوایی قاتل بهسبب تصویر مرکزیِ ساده و بامزهاش، از بخشهایی هستند که آسانتر در ذهن میمانند.
در مقابل، بعضی داستانها بیشتر بر یک موقعیت آشنا یا تصویر عجیب تکیه میکنند و فرصت نمییابند شخصیت یا تعلیق کافی بسازند. این نابرابری لزوماً به تجربهای خستهکننده نمیانجامد. کوتاهی بخشها اجازه میدهد فیلم پیش از فرسودهشدن هر ایده، به قصهی بعدی بپرد. از همین رو حتی روایتهای کمجانتر نیز معمولاً مدت زیادی بر دوش تماشاگر نمیمانند.
بااینحال، کنار هم قرار گرفتن چند داستان متوسط میتواند ریتم کلی را ناهموار کند و این پرسش را پیش بکشد که آیا شمار بیشتر قصهها به غنای مجموعه افزوده یا فقط دامنهی آن را گستردهتر کرده است. هیولاها، افکتها و لذتِ اغراق جلوههای چندشآور و موجودات نامتعارف از مهمترین سرچشمههای سرگرمی فیلماند.
«Tales of Halloween» از زیباییشناسی تمیز و کنترلشدهی وحشت فاصله میگیرد و گاه عمداً به افکتهای ملموس، خونآلود و اندکی کارتونی رو میآورد. این کیفیت با روحیهی تفریحی اثر سازگار است: فیلم نمیخواهد هر لحظه را به تجربهای واقعگرایانه و سنگین تبدیل کند، بلکه میخواهد تماشاگر را با تصویرهای غریب و واکنشهای اغراقشده سرگرم سازد.
« شماری از داستانها با یک ایدهی روشن، موقعیتی موجز و پایانبندی مناسب، در زمان کوتاه خود اثر میگذارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضاسازی هالووینی نیز به این جلوهها کمک میکند. تزئینات، لباسها و نشانههای آشنا، جهان فیلم را از همان آغاز در محدودهی یک شب استثنایی قرار میدهند؛ شبی که قوانین روزمره در آن سست میشوند. بااینهمه، جلوهی دیداری بهتنهایی نمیتواند جای ایدهی قوی را بگیرد. هرگاه قصهای کمرمق باشد، خون و هیولا فقط سطح آن را میآرایند؛ اما وقتی ایده و تصویر در یک مسیر قرار میگیرند، اغراق بصری به بخشی از لحن و هویت داستان بدل میشود.
بازیگران و ارجاعات ژانری حضور چهرههای آشنا برای دوستداران وحشت، به فیلم حالوهوای گردهمایی علاقهمندان این ژانر میدهد. نقشها در بسیاری از بخشها کوتاهاند و مجال پرداخت شخصیتی گسترده فراهم نمیکنند؛ ازاینرو بازیگران بیشتر به ایجاد حالوهوای مناسب و پیشبردن موقعیتها کمک میکنند تا ساختن قوسهای شخصیتی پیچیده.
این انتخاب با قالب داستانکها همخوان است، هرچند گاهی سبب میشود شخصیتها بیش از آنکه انسانهایی مستقل باشند، ابزار ورود به شوخی یا کابوس بعدی به نظر برسند. فیلم همچنین سرشار از اشارهها و پژواکهای آشنای سینمای وحشت است. این ارجاعات برای تماشاگر پیگیر ژانر لایهای افزوده میسازند، اما فیلم به شناخت آنها وابسته نیست.
کسی که ارجاع را دریابد، از بازیِ درونژانری لذت بیشتری میبرد؛ کسی هم که آن را نشناسد، همچنان میتواند با هیولاها، تعقیبوگریزها و طنز سیاه همراه شود. در مجموع، این خودآگاهی ژانری یکی از دلایلی است که فیلم بیش از یک اثر ترسناک صرف، شبیه ادای احترامِ بازیگوشانهای به سنتهای وحشت جلوه میکند.
« فضاسازی هالووینی نیز به این جلوهها کمک میکند. »
قوتها و کاستیها
ریتم و تجربهی تماشای جمعی سرعت جابهجایی میان داستانها، تماشای فیلم را سرزنده نگه میدارد. هر بخش وعدهی موقعیت تازهای میدهد و این تازگی، خطر یکنواختشدن را کاهش میدهد. در عوض، فیلم از فرصتِ مکث و گسترش عاطفی کمتر استفاده میکند. تماشاگر معمولاً بهسرعت با قاعدهی یک داستان آشنا میشود و پیش از آنکه پیوند عمیقی با شخصیتهایش پیدا کند، به تجربهای دیگر پرتاب میشود.
این ویژگی برای یک شب تماشای تفریحی مناسب است، اما برای کسی که پیوستگی دراماتیک و شخصیتپردازی را در اولویت میگذارد، محدودیت محسوب میشود. از همین رو فیلم بیش از هر چیز برای تماشای مناسبتی و جمعی کار میکند؛ تجربهای که واکنشهای لحظهای، خنده، انزجار و غافلگیری را به هم میآمیزد.
ممکن است همهی داستانکها به یک اندازه پسندیده نشوند، اما تغییر پیدرپی فضا اجازه نمیدهد تماشاگر مدت زیادی در یک حالوهوا بماند. فیلم در این زمینه شبیه مجموعهای از قصههای دورهمی است: نه هر روایت شاهکار از آب درمیآید و نه همین نابرابری مانع سرگرمشدن میشود. جمعبندی «Tales of Halloween» مجموعهای رنگارنگ و نابرابر است که قوت اصلیاش را از فضای پررنگ هالووینی، تنوع داستانکها، افکتهای چندشآور و آمیزش وحشت با طنزی گاه بسیار دلنشین میگیرد.
«جمعهی سیویکم» و قصهی کدوحلوایی قاتل از بخشهاییاند که بهواسطهی ایدهی سرگرمکننده و لحن بازیگوششان بیشتر در خاطر میمانند. در سوی دیگر، قصههای کمابتکارتر و اتصال سست میان بخشها مانع آن میشوند که فیلم به اثری یکپارچه و پیوسته تبدیل شود. ارزش فیلم به این نیست که هر داستانش تجربهای تازه یا کامل باشد؛ ارزشش در حالوهوای کلی و لذتِ پرسهزدن میان کابوسهای کوتاه آن است.
« ریتم و تجربهی تماشای جمعی سرعت جابهجایی میان داستانها، تماشای فیلم را سرزنده نگه میدارد. »
جمعبندی
برای تماشاگرانی که در پی وحشتی جدی، منسجم و شخصیتمحورند، پراکندگی اثر احتمالاً آزاردهنده خواهد بود. اما دوستداران قصههای ترسناک کوتاه، شوخیهای سیاه و سنتهای هالووین میتوانند از آن سرگرمیِ فصلی و پرجنبوجوشی به دست آورند؛ فیلمی که ضعفهایش را پنهان نمیکند، اما گاهی با همان شلوغی و بیپروایی، به نقطهی قوت خود میرسد.
« برای تماشاگرانی که در پی وحشتی جدی، منسجم و شخصیتمحورند، پراکندگی اثر احتمالاً آزاردهنده خواهد بود. »



ثبت دیدگاه