نقد و بررسی
نقد تماشاگران بیطرف (Bystanders) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح؛ از مهمانی تا شکار «Bystanders» با موقعیتی آشنا در سینمای وحشت آغاز میشود: ابی و دوستانش راهی مهمانی انجمن دانشجویی میشوند، اما جمعی که در ظاهر نوید خوشگذرانی میدهد، به دامگاهی خشونتبار بدل میگردد. پس از آنکه به مهمانان مواد مخدر داده میشود، گروهی از شکارچیان آنان را تعقیب میکنند؛ ابی میگریزد و در مسیر با کلیر و گری، زوجی مرموز، روبهرو میشود که حضورشان توازن قدرت را تغییر میدهد.
فیلم با همین جابهجایی، از روایت فرار قربانیان به قصهای دربارهٔ وارونهشدن نقش شکارچی و شکار بدل میشود؛ بیآنکه لازم باشد برای جذابیتش از پیچ اصلی داستان پرده بردارد. این طرح، ظرفیت زیادی برای تعلیق و نقد اجتماعی دارد. مهمانی دانشجویی فضایی است که در آن خطر میتواند پشت نقاب عادیبودن پنهان بماند؛ همین تضاد، اضطراب آغازین فیلم را میسازد.
بااینحال، روایت پس از برپا کردن موقعیت، گاه بیش از آنکه آن را با پیشروی داستان بسط دهد، در مکثها و گفتوگوهای طولانی متوقف میشود. بنابراین، فیلم میان ضرباهنگ تریلر و میل به شرحوتفسیر مدام در رفتوآمد است. تعلیق و جابهجایی قدرت نیروی اصلی فیلم در تغییر ناگهانی جهت آن نهفته است.
ابی ابتدا در جایگاه انسانی گرفتار و آسیبپذیر قرار میگیرد و خطر را از چشمانداز او تجربه میکنیم؛ اما ورود کلیر و گری راهی برای برهمزدن سازوکار شکار میگشاید. این تغییر، تماشاگر را از انتظار منفعلانه برای فرار قربانیان بیرون میآورد و پرسشی تازه پیش میکشد: چه میشود اگر کسانی که عادت به تعقیب و سلطه دارند، اینبار خود در موقعیت خطر قرار گیرند؟
« این طرح، ظرفیت زیادی برای تعلیق و نقد اجتماعی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این وارونگی برای ساختن لحظههای سرگرمکننده و گاه سیاهطنز بهره میگیرد. زوج تازهوارد، برخلاف ظاهر معمولیشان، حضوری دارند که بهتدریج رنگوبویی نامتعارف پیدا میکند. جذابیتشان نه فقط از توانایی مقابله با تهدید، بلکه از فاصلهٔ میان ظاهر و رفتاری میآید که روایت کمکم آشکار میکند.
بااینحال، تعلیق زمانی مؤثرتر است که صحنهها فشرده و هدفمند باشند؛ هرگاه فیلم بیش از اندازه در یک موقعیت میماند، حس خطر جای خود را به انتظار خستهکننده میدهد. شخصیتها و کیفیت بازیها بازیها از امتیازهای مهم فیلماند. اجراها عموماً باورپذیرند و به شخصیتها کمک میکنند در فضای اغراقآمیز داستان، کاملاً به تیپهای کارتونی فروکاسته نشوند.
برندی باتکین در نقش ابی، آسیبپذیری و تلاش برای بازپسگرفتن اختیار را به شکلی قابلقبول منتقل میکند. اهمیت این شخصیت در آن است که صرفاً بهانهای برای آغاز خشونت نیست؛ تجربهٔ او مسیر عاطفی فیلم را شکل میدهد و واکنشهایش به تغییر شرایط، به روایت پیوستگی میبخشد. جیمی آلوی و گرت مورفی نیز در نقش کلیر و گری، دو چهرهٔ بهیادماندنی فیلم را میسازند.
جذابیت زوج از تضاد میان ظاهر روزمره و نیروی تهدیدآمیزی میآید که در ادامه از خود نشان میدهند. حضورشان به فیلم انرژی تازه میدهد و در بخشهایی که روایت کند میشود، همچنان کنجکاویبرانگیز باقی میماند. در سوی دیگر، نقشهای مهاجمان بر طراحی تهدید تکیه دارند؛ موفقیت فیلم در این بخش کمتر از فردیت شخصیتها و بیشتر وابسته به نیروی جمعی و حس بیرحمی آنان است.
« فیلم از این وارونگی برای ساختن لحظههای سرگرمکننده و گاه سیاهطنز بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
خشونت، لحن و طنز تلخ «Bystanders» به خشونت بهعنوان یکی از موتورهای اصلی سرگرمی خود تکیه میکند. خونریزی و کشتار در آن صرفاً پسزمینه نیستند، بلکه بخشی از وعدهٔ ژانری فیلماند: تماشاگر باید شاهد آن باشد که توازن قدرت چگونه تغییر میکند و تهدیدها چگونه به مصاف پیامدهای رفتار خود میروند.
در بهترین لحظهها، این رویکرد حس رهایی و لذت انتقامجویانه ایجاد میکند؛ بهویژه وقتی شخصیتهای ظاهراً مسلط درمییابند که دیگر کنترل موقعیت را در دست ندارند. اما تکیهٔ مداوم بر خشونت، مسئلهٔ میزان و کارکرد را نیز پیش میکشد. اگر یک صحنه بیش از حد کش پیدا کند، اثرش از شوک یا تعلیق به فرسودگی تغییر میکند.
فیلم گاهی به این مرز نزدیک میشود: صحنهای که میتوانست ضربهای کوتاه و مؤثر باشد، دراز میشود و توجه را از سرنوشت شخصیتها منحرف میکند. طنز تلخ نیز در چنین لحظههایی دوگانه عمل میکند؛ گاه از اغراق فاصلهٔ انتقادی میسازد و گاه خشونت را به نمایشی بدل میکند که بیش از اندازه بر خود تکیه دارد.
مونولوگها و مسئلهٔ ریتم مهمترین ضعف فیلم، پرگویی آن است. مونولوگهای متعدد و طولانی، بهخصوص در موقعیتهایی که تهدید باید رو به افزایش باشد، از شتاب روایت میکاهند. شخصیتها بارها به توضیح دیدگاه، گذشته یا انگیزههای خود روی میآورند، درحالیکه خود موقعیت نمایشی میتواند بخش مهمی از این اطلاعات را منتقل کند.
« خشونت، لحن و طنز تلخ «Bystanders» به خشونت بهعنوان یکی از موتورهای اصلی سرگرمی خود تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه آن است که فیلم گاهی بهجای آنکه تنش را با کنش بالا ببرد، آن را با کلام متوقف میکند. این مسئله صرفاً به طول گفتوگوها محدود نیست؛ به نحوهٔ توزیع اطلاعات نیز مربوط میشود. شرح بیش از اندازه، فضای رازآلود را کمرنگ میکند و به برخی شخصیتها فرصت میدهد پیش از آنکه داستان به حرکت درآید، دربارهٔ خودشان سخنرانی کنند.
اگر فیلم بخشی از این گفتوگوها را حذف یا فشرده میکرد، احتمالاً هم شخصیتها مرموزتر میماندند و هم صحنههای خشونتآمیز اثر قاطعتری میگذاشتند. کشآمدن برخی لحظهها نیز همین مشکل را تشدید میکند: تماشاگر از پیگیری سرنوشت داستان بازنمیایستد، اما ممکن است اهمیت عاطفی آنچه رخ میدهد برایش کاهش یابد.
ایدهٔ اجتماعی و محدودیت پرداخت در هستهٔ فیلم، نقدی بر خشونت جنسیتی و منطق سلطه قرار دارد. مردانی که مهمانی را به موقعیتی برای شکار دیگران تبدیل میکنند، نمایندهٔ نوعی مصونیتطلبی و احساس استحقاقاند؛ در برابر آنان، ابی و زوجی که به او پناه میدهند، امکان مقاومت و بازپسگیری قدرت را نمایندگی میکنند.
این چارچوب به داستان بُعدی فراتر از تعقیبوگریز میدهد و سبب میشود خشونت، دستکم در سطح ایده، فقط برای شوکآفرینی به کار نرود. بااینهمه، فیلم همیشه نمیتواند میان مضمون و سرگرمی توازن برقرار کند. گاهی مضمون در توضیحهای مستقیم و مونولوگها بیان میشود، نه در کنش و رابطهٔ شخصیتها؛ در نتیجه، پیام روشن است، اما پرداخت آن کمتر ظریف از ظرفیت ایده به نظر میرسد.
« نتیجه آن است که فیلم گاهی بهجای آنکه تنش را با کنش بالا ببرد، آن را با کلام متوقف میکند. »
قوتها و کاستیها
این کاستی بهویژه از آنجا اهمیت دارد که بازیها اغلب از متن و ساختار منسجمتر جلوه میکنند. فیلم ایدهای دارد که میتوانست به اثری محکمتر و چندلایهتر بینجامد، اما اجرای نابرابر و ریتم نامطمئن، بخشی از نیروی آن را هدر میدهد. جمعبندی «Bystanders» فیلمی است با طرحی جذاب، بازیهایی باورپذیر و زوجی که بهراحتی توجه را به خود جلب میکنند.
جابهجایی قدرت میان شکارچیان و قربانیان، بستر مناسبی برای تعلیق، خشونت اغراقآمیز و طنزی تلخ فراهم میآورد و پیچ پایانی نیز ــ بیآنکه لازم باشد جزئیاتش آشکار شود ــ میتواند برای تماشاگر غافلگیرکننده و رضایتبخش باشد. در مقابل، مونولوگهای طولانی، صحنههای کشدار و ناتوانی در حفظ ضرباهنگ، مانع از آن میشوند که فیلم به تمامی از ظرفیت ایدهاش بهره بگیرد.
«Bystanders» در لحظههایی که به بازیگران و موقعیتهای پرتنش اعتماد میکند، زنده و سرگرمکننده است؛ اما هرگاه برای توضیحدادن یا طولانیکردن یک صحنه مکث میکند، از نیروی خودش میکاهد. حاصل، اثری ناهموار اما دارای شخصیت است: فیلمی که ممکن است بیش از آنکه بهواسطهٔ انسجام روایی در ذهن بماند، با زوج مرکزی، خشونت بیپرده و ایدهٔ وارونهکردن نقش قربانی و شکارچی به یاد آورده شود.
« این کاستی بهویژه از آنجا اهمیت دارد که بازیها اغلب از متن و ساختار منسجمتر جلوه میکنند. »



ثبت دیدگاه