نقد و بررسی
نقد Puan | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دانشگاه بهمثابه جهانی کامل «Puan» از رقابتی ظاهراً محدود بر سر یک کرسی دانشگاهی، تصویری گستردهتر از نهاد آموزش عمومی و جامعهای در آستانه دگرگونی میسازد. مارسلو پنا، استاد فلسفهای که سالها در دانشگاه بوئنوسآیرس تدریس کرده، پس از مرگ استاد راهنمایش چشم به جایگاه خالی او دارد.
بازگشت رافائل سوچارک، چهرهای موفق و پرجاذبه که تجربه دانشگاههای اروپایی را با خود آورده، این امید را به رقابتی اضطرابآلود بدل میکند. اما فیلم بیش از آنکه صرفاً حکایت پیروزی یکی از این دو باشد، به خودِ محیط دانشگاه چشم میدوزد: به سازوکارهای اداری، روابط قدرت، نزاعهای صنفی و عادتهایی که برای اهل این فضا آشنا و برای دیگران گاه غریب و کمیکاند.
عنوان فیلم به محله و خیابانی اشاره دارد که دانشکده فلسفه و ادبیات دانشگاه بوئنوسآیرس در آن قرار گرفته است؛ نامی که در گفتار روزمره به خود دانشگاه نیز پیوند خورده. این مکان در فیلم صرفاً پسزمینه نیست، بلکه نیرویی شکلدهنده است: راهروها، کلاسها و اتاقهای اداری، با فرسودگی و جنبوجوششان، محیطی را میسازند که شخصیتها هم در آن کار میکنند و هم گرفتار محدودیتهایش میشوند.
حاصل، تصویری ملموس از دانشگاه دولتی است؛ جایی که آرمانهای بزرگ با کمبود امکانات، رقابتهای کوچک و مسئولیتهای روزمره درهم میآمیزند. مارسلو؛ آرمانگرایی در روزگار فرسودگی مارسلو مرکز عاطفی فیلم است؛ مردی آشفته، صادق و نهچندان ماهر در بازیهای قدرت. او به فلسفه و تدریس وفادار مانده، اما این وفاداری در برابر پرسشی دشوار قرار میگیرد: آیا سالها خدمت و تعهد بهتنهایی برای رسیدن به جایگاه شایسته کافی است؟
روایت و ریتم؛ جریان داستان
یا در محیطی که اعتبار، زبان پرطمطراق و مهارت در عرضه خویشتن اهمیت دارند، فضیلتهای آرام و بیادعا به حاشیه رانده میشوند؟ فیلم مارسلو را نه قهرمانی بینقص، بلکه انسانی گرفتار فاصله میان آنچه میاندیشد و آنچه در عمل از او برمیآید، نشان میدهد. او از یکسو به سنت و حافظه دانشگاهی تکیه دارد و از سوی دیگر باید با واقعیتی کنار بیاید که دیگر مطابق تصور او کار نمیکند.
همین ناسازگاری به بازی Marcelo Subiotto مجال میدهد تا طنز شخصیت را از رفتارهای کوچک بیرون بکشد: مکثها، دستپاچگیها و تلاشهای ناموفق برای حفظ وقار. بازی او فیلم را از تبدیلشدن به هجوِ صرف نجات میدهد؛ زیرا پشت خنده، احساس شکست و فرسودگی نیز حضور دارد. رافائل و منطق رقابت رافائل در نگاه نخست نقطه مقابل مارسلو است: کاریزماتیک، مطمئن و برخوردار از اعتبار بینالمللی.
ورود او نوعی نمایش قدرت را به فضای دانشگاه میآورد؛ گویی سرمایه فرهنگی و تواناییِ ارائه تصویری موفق از خود میتواند قواعد بازی را از نو بنویسد. بااینحال، فیلم از سادهسازی این تقابل پرهیز میکند. رافائل صرفاً شرورِ جاهطلبی نیست که برای همدلی با مارسلو طراحی شده باشد؛ او نیز محصول همان نظامی است که ظاهرِ موفقیت را پاداش میدهد.
Leonardo Sbaraglia این اعتمادبهنفس را با طنزی حسابشده اجرا میکند. تضاد میان دو استاد، هم سرچشمه کمدی است و هم ابزار سنجش ارزشهای دانشگاهی: دانش در برابر نمایش دانش، سابقه در برابر اعتبار تازه، و تعهد جمعی در برابر پیشرفت فردی. بااینحال، فیلم همیشه این تضاد را تا نتیجهای روشن پیش نمیبرد.
« بازی او فیلم را از تبدیلشدن به هجوِ صرف نجات میدهد؛ زیرا پشت خنده، احساس شکست و فرسودگی نیز حضور دارد. »
شخصیتها و اجرا
بعضی از برخوردها بیش از آنکه به تحول رابطه دو مرد بینجامند، در حد موقعیتهایی بامزه باقی میمانند؛ در نتیجه، رقابت مرکزی گاهی از ظرفیت دراماتیک خود کمتر بهره میگیرد. طنزی برخاسته از جزئیات بهترین لحظات «Puan» در جزئیات روزمرهاش شکل میگیرند. شوخیها از تفاوت لحن استادان، تشریفات دانشگاهی، جدلهای بیپایان و فاصله میان زبان نظری و نیازهای عملی سر برمیآورند.
فیلم بهجای آنکه برای هر موقعیت punchline آشکاری بسازد، اغلب اجازه میدهد خودِ رفتارها خندهدار شوند. چنین رویکردی به طنز آن صمیمیتی میدهد که بهویژه برای تماشاگر آشنا با محیطهای دانشگاهی اثرگذار است. اما این کامیابی همیشگی نیست. شوخیها کیفیتی نابرابر دارند: برخی موقعیتها دقیق و دلنشیناند و برخی دیگر بیش از اندازه کش داده میشوند یا به نتیجهای کماثر میرسند.
گاهی نیز فیلم چنان بر انباشت شخصیتها و خردهروایتها تکیه میکند که ریتم کمدی از دست میرود. این ناهمواری از آن رو محسوستر است که فیلم در صحنههای موفق، گوش تیزی برای تناقضهای اجتماعی و مضحکههای کوچک قدرت نشان میدهد؛ تماشاگر در چنین لحظاتی انتظار دارد هر شوخی همانقدر سنجیده فرود آید.
سیاستی حاضر، اما نه کاملاً پیوسته فضای سیاسی در فیلم حضوری واقعی دارد، اما رابطه آن با زندگی خصوصی و رقابت دانشگاهی همیشه یکپارچه نیست. مسئله بودجه و آسیبپذیری آموزش عمومی، تنها دغدغهای بیرونی یا تزئینی به نظر نمیرسد؛ فشار اقتصادی بر معنای کار دانشگاهی، شأن استاد و امکان ادامهدادن یک نهاد عمومی سایه میاندازد.
« طنزی برخاسته از جزئیات بهترین لحظات «Puan» در جزئیات روزمرهاش شکل میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این منظر، موقعیت مارسلو فقط بحران شغلی یک فرد نیست: او در محیطی میکوشد جایگاهی به دست آورد که خودِ آیندهاش نیز نامطمئن است. بااینهمه، گذار میان بحران شخصی و خط سیاسی گاه ناگهانی است. فیلم میخواهد از رقابت دو استاد به مسئلهای اجتماعیتر برسد، اما پیوند این دو سطح همیشه به اندازه کافی پرورده نمیشود.
برخی رخدادها بهسرعت ظاهر میشوند و پیش از آنکه اثرشان بر شخصیتها و روابط تثبیت شود، جای خود را به موضوعی دیگر میدهند. بنابراین سیاست در لحظاتی نیروی دراماتیک مؤثری پیدا میکند، اما در لحظاتی دیگر بیشتر مانند زمینهای مهم و کموبیش جدا از مسیر عاطفی روایت باقی میماند. فلسفه؛ موضوع داستان یا نیروی اندیشه؟
فیلمی درباره استادان فلسفه ناگزیر با پرسشی دشوار روبهروست: چگونه میتوان اندیشه را به تصویر کشید، بیآنکه آن را به گفتوگوهای سنگین و نمایشی فروکاست؟ «Puan» پاسخ را در تقابل میان ایدهها و زندگی روزمره جستوجو میکند. فلسفه در اینجا فقط محتوای درس نیست؛ پرسشی است درباره علت ماندن در کاری کمدرآمد و فرساینده، درباره معنای تعهد و درباره فاصله میان آنچه میگوییم و آنچه انجام میدهیم.
این انتخاب با لحن کمیک فیلم سازگار است، اما عمق فلسفی اثر محدود میماند. گاه اشاره به اندیشه بیشتر نقش رنگولعاب فرهنگی دارد تا نیرویی که تصمیمها را دگرگون کند. فیلم مسئلههای جذابی پیش میکشد، اما کمتر در آنها مکث میکند؛ از همین رو، تماشاگر مشتاق بحثی فلسفیِ جدیتر ممکن است احساس کند اثر از کنار پرسشهای خود عبور میکند.
« بااینهمه، گذار میان بحران شخصی و خط سیاسی گاه ناگهانی است. »
قوتها و کاستیها
در عوض، قوت فیلم در نشاندادن این است که چگونه حتی زندگی کسانی که با مفاهیم انتزاعی سروکار دارند، زیر فشار معاش، منزلت و رقابت شکل میگیرد. ریتم و پراکندگی روایت روایت با تمرکز بر رقابت برای کرسی آغاز میشود، اما بهتدریج چندین مسیر شخصی و اجتماعی را پیش میکشد. گسترش جهان فیلم به آن کمک میکند تا از یک کمدی محیط کار فراتر برود، ولی هزینهای هم دارد: بعضی خطهای داستانی فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند و زود جمع میشوند.
گاهی به نظر میرسد فیلم راهی را باز میکند تا پیامدهایش را بررسی کند، اما پیش از آنکه این پیامدها در شخصیتها رسوب کنند، به مسیر دیگری میپیچد. این شتاب، بهخصوص در پیوند میان زندگی شخصی مارسلو و تحولات سیاسی، انسجام کلی را تضعیف میکند. بااینحال، پراکندگی روایت کاملاً بیحاصل نیست: حس بینظمی و فشار همزمان چند بحران با دنیای آشفته فیلم همخوانی دارد.
مسئله آن است که آشفتگیِ بازنماییشده همیشه به آشفتگیِ معنادار بدل نمیشود؛ گاهی صرفاً فرصت پرداخت را از دست میدهد. جمعبندی «Puan» کمدیدرامی گرم و نامتعارف است که ارزش اصلیاش را در جانبخشیدن به فضای دانشگاه دولتی، مشاهده دقیق رفتارهای دانشگاهی و بازیهای مکمل Marcelo Subiotto و Leonardo Sbaraglia مییابد.
فیلم با شوخیهایش از رقابت حرفهای و غرور روشنفکرانه تصویری سرگرمکننده میسازد و همزمان از فرسودگی آرمانها و شکنندگی نهاد آموزش عمومی غافل نمیماند. بااینحال، نابرابری شوخیها، شتاب در جمعکردن خردهروایتها و کمعمقی نسبی بحث فلسفی مانع از آن میشود که همه ایدههای اثر به یک کلیت محکم بدل شوند.
« این شتاب، بهخصوص در پیوند میان زندگی شخصی مارسلو و تحولات سیاسی، انسجام کلی را تضعیف میکند. »
جمعبندی
نتیجه فیلمی است که در لحظات دقیق و زندهاش بسیار دوستداشتنی است، اما در پرداخت برخی مسیرهایش شتاب میگیرد. اگر جذابیت فضای دانشگاهی و طنز مبتنی بر شناخت محیط برای تماشاگر تعیینکننده باشد، «Puan» تجربهای بهیادماندنی و دلنشین خواهد بود؛ اگر انتظار کاوش فلسفی یا ساختاری کاملاً منسجم در میان باشد، دستاوردش محدودتر به نظر میرسد.
« نتیجه فیلمی است که در لحظات دقیق و زندهاش بسیار دوستداشتنی است، اما در پرداخت برخی مسیرهایش شتاب میگیرد. »



ثبت دیدگاه