نقد و بررسی
نقد سوپرسونیک (Supersonic) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی در مدار صعود «سوپرسونیک» ساختهٔ مت وایتکراس، مستندی دربارهٔ سالهای شکلگیری و اوجگیری گروه اویسیس است؛ اما بیش از آنکه تاریخنگاری جامع یک گروه باشد، تلاشی برای بازآفرینی نیروی خام و شتابزدهٔ لحظهای است که اویسیس از دل منچستر بیرون آمد و به پدیدهای فراگیر بدل شد. فیلم مسیر گروه را از اجراهای کوچک و بیپیرایه تا کنسرتهایی عظیم دنبال میکند و روایت را عمدتاً بر خاطرات نوئل و لیام گالاگر، مادرشان و همراهان گروه استوار میسازد.
انتخاب این بازه، از همان ابتدا جهت اثر را روشن میکند: «سوپرسونیک» نه قصد دارد همهٔ فصلهای کارنامهٔ اویسیس را پوشش دهد و نه میخواهد با فاصلهای سرد و پژوهشگرانه به آن بنگرد؛ هدفش ثبت برق صعود است. این تمرکز، هم منشأ جذابیت فیلم است و هم محدودیت اصلی آن. وایتکراس دورهای را برمیگزیند که انرژی گروه هنوز با سازوکارهای شهرت و صنعت موسیقی کاملاً مهار نشده است.
در نتیجه، تماشاگر با روایتی پرشتاب روبهرو میشود که بیشتر بر حسِ «در حال رخ دادن» تکیه دارد تا بر جمعبندی پسینی. بااینحال، کنار گذاشتن بخشهای بعدی تاریخ گروه، برای مخاطبی که انتظار تصویری کامل از فرازونشیبهای اویسیس دارد، خلأیی محسوس باقی میگذارد. برادران گالاگر؛ کشش و اصطکاک مرکز ثقل دراماتیک فیلم، رابطهٔ نوئل و لیام است؛ رابطهای که هم نیروی محرک گروه به نظر میرسد و هم سرچشمهٔ بیثباتی آن.
« این تمرکز، هم منشأ جذابیت فیلم است و هم محدودیت اصلی آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت شخصیتها در شیوهٔ حضورشان در جهان موسیقی نیز بازتاب مییابد: نوئل، ترانهسرا و نیروی سازماندهنده، در برابر لیام، خوانندهای که کاریزمای صحنه و لحن آوازش بخشی از هویت گروه را میسازد. فیلم این دو را نه بهصورت دو قطب کاملاً متضاد، بلکه همچون دو نیرویی نشان میدهد که برای مدتی کوتاه، اختلافهایشان به خلق چیزی مشترک کمک میکند.
مصاحبههای صوتی، امکان میدهند سخنان برادران در کنار هم قرار گیرند و گاه پاسخ یکی، معنای گفتهٔ دیگری را تغییر دهد. این شیوه حس گفتوگویی غیرمستقیم میآفریند، بیآنکه فیلم به مصاحبههای روبهدوربین متکی شود. بااینحال، تضاد میان آن دو غالباً در حد حکایتهای تند، شوخیهای گزنده و برخوردهای پرتنش باقی میماند.
فیلم نشان میدهد که اصطکاک چگونه به بخشی از افسانهٔ اویسیس تبدیل شده، اما کمتر درنگ میکند تا سازوکار عاطفی و روانی این رابطه را بهطور عمیقتر بکاود. در نتیجه، تماشاگر بیش از آنکه به درون تنش راه یابد، شاهد جلوههای بیرونی آن است. آرشیو بهمثابه نیروی روایی مهمترین ابزار «سوپرسونیک» تصاویر آرشیوی است: اجراها، تمرینها، لحظههای پشتصحنه و فیلمبرداریهای خامی که به زندگی روزمرهٔ گروه نزدیک میشوند.
« این شیوه حس گفتوگویی غیرمستقیم میآفریند، بیآنکه فیلم به مصاحبههای روبهدوربین متکی شود. »
شخصیتها و اجرا
این مواد تنها سندی برای اثبات گفتهها نیستند؛ خودشان به بخشی از روایت بدل میشوند. کیفیت ناصاف بعضی تصاویر، حرکتهای نامنظم دوربین و احساس نزدیکی به آدمهای درون قاب، با تصویری که فیلم از اویسیس میسازد هماهنگ است: گروهی پرهیاهو، بیقرار و گاه مهارنشدنی. تدوین، این قطعات پراکنده را با سرعتی بالا به هم پیوند میدهد.
گفتار مصاحبهشوندگان بر تصاویر مینشیند و گاهی با موسیقی یا صدای محیط درهم میآمیزد؛ حاصل، روایتی است که کمتر شبیه درسگفتاری دربارهٔ تاریخ موسیقی و بیشتر شبیه ورق زدن آلبومی زنده و پرتحرک است. اما همین انتخاب فرمی در طول زمان فرساینده میشود. وقتی تصویر آرشیوی، صدای گفتار و مونتاژ سریع به الگوی غالب تبدیل شوند، فرصت کمتری برای مکث، تأمل یا تغییر ضرباهنگ باقی میماند.
در بخشهایی، فیلم بهجای آنکه از انبوه مواد آرشیوی معنایی تازه استخراج کند، صرفاً آنها را با انرژی فراوان کنار هم میچیند. موسیقی و تجربهٔ جمعی موسیقی در این مستند کارکردی فراتر از همراهی صوتی دارد. ترانهها، اجراهای زنده و صدای جمعیت، بار عاطفی روایت را حمل میکنند و یادآور میشوند که شهرت اویسیس فقط حاصل موفقیت تجاری نبود؛ گروه به بخشی از تجربهٔ مشترک نسلی از شنوندگان بدل شد.
« این مواد تنها سندی برای اثبات گفتهها نیستند؛ خودشان به بخشی از روایت بدل میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم با استفاده از اجراها، فاصلهٔ میان تماشاگر امروز و هیجان آن دوره را کاهش میدهد. حتی اگر مخاطب با تمام آثار گروه آشنا نباشد، انرژی صحنه و پاسخ جمعیت، معنای فراگیر شدن موسیقی را قابلدرک میکند. از این منظر، کنسرتهای بزرگ فیلم صرفاً نقطههای اوج داستان نیستند؛ تصویری از تبدیل موسیقی به رویدادی جمعیاند.
حضور هزاران تماشاگر، تضاد چشمگیری با آغاز کوچک و محلی گروه میسازد و مقیاس صعود را محسوس میکند. فیلم در این لحظات بهترین کارکرد خود را مییابد: بهجای آنکه تنها دربارهٔ موفقیت سخن بگوید، شور و شدت آن را به تصویر و صدا درمیآورد. بااینهمه، تأکید بر هیجان اجراها گاهی چنان پررنگ است که پیچیدگیهای پشت این موفقیت، از جمله پیامدهای فشار و شهرت، در حاشیه میماند.
ریتم پرشتاب و بهای آن ریتم تند یکی از امتیازهای آشکار فیلم است. روایت بهندرت در یک موقعیت متوقف میشود و پیوسته میان خاطره، تصویر آرشیوی، موسیقی و لحظهای تازه جابهجا میگردد. این شتاب با موضوع تناسب دارد: گروهی که در زمانی کوتاه از حاشیه به مرکز توجه رسید و زندگیاش در گردابی از اجرا، سفر، شهرت و درگیری فرو رفت.
« فیلم با استفاده از اجراها، فاصلهٔ میان تماشاگر امروز و هیجان آن دوره را کاهش میدهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در مقام تجربهای سرگرمکننده، بهخوبی از این سرعت بهره میبرد و حتی بخشهای توضیحی را با ضرباهنگی زنده پیش میبرد. اما سرعت، جای عمق را نمیگیرد. برخی رخدادها بهسرعت معرفی و سپس پشت سر گذاشته میشوند، بیآنکه پیامدهایشان به اندازهٔ کافی بررسی شود. همین مسئله دربارهٔ تنشهای درون گروه نیز صدق میکند: روایت از آنها تصویری گیرا میسازد، اما همیشه میان جذابیت حکایت و فهم واقعی علتها و پیامدها تعادل برقرار نمیکند.
از سوی دیگر، اتکای مداوم به صدای مصاحبهها ممکن است برای برخی مخاطبان دشوار باشد؛ لهجهٔ غلیظ منچستری و نبود حضور تصویری مصاحبهشوندگان، گاه دریافت جزئیات را دشوار میسازد. زاویهٔ دید و محدودهٔ فیلم فیلم آشکارا به سالهای آغازین و اوج گروه علاقهمند است؛ این محدودیت را میتوان انتخابی آگاهانه دانست، نه صرفاً نقصی اتفاقی.
تمرکز بر دورهای فشرده، اجازه میدهد انرژی صعود با جزئیات بیشتری ثبت شود و اثر از تبدیل شدن به گزارشی فهرستوار از تمام آلبومها و تغییرات اعضا دور بماند. افزون بر این، نزدیکی عاطفی روایت به گروه به آن گرما میبخشد؛ «سوپرسونیک» در پی بیطرفی خشک نیست و آشکارا مجذوب شخصیت و موسیقی اویسیس است.
« برخی رخدادها بهسرعت معرفی و سپس پشت سر گذاشته میشوند، بیآنکه پیامدهایشان به اندازهٔ کافی بررسی شود. »
جمعبندی
در مقابل، همین نزدیکی گاهی فاصلهٔ انتقادی فیلم را کم میکند. روایت بیشتر به ثبت افسانهٔ گروه گرایش دارد تا سنجش دقیق آن؛ در نتیجه، برخی زمینههای بیرونی و پیامدهای بلندمدت موفقیت کمتر مجال بروز مییابند. فیلم برای دنبال کردن سرنوشت بعدی اویسیس نیز توقف چندانی نمیکند و همین امر، پایان روایت را از نظر تاریخی محدود نگه میدارد.
تماشاگر با تصویر پرشکوهی از اوج روبهرو میشود، اما برای درک مسیر کامل گروه باید این مستند را بخشی از روایتی بزرگتر بداند. جمعبندی «سوپرسونیک» مستندی پرانرژی و خوشساخت است که با تکیه بر تصاویر آرشیوی، موسیقی و خاطرات دستاول، صعود اویسیس را همچون تجربهای زنده بازسازی میکند. بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که شور اجرای زنده، آشوب پشتصحنه و کشمکش برادران در کنار هم قرار میگیرند و به تماشاگر اجازه میدهند همزمان جذابیت و بیثباتی گروه را احساس کند.
تدوین پویا و دسترسی به مواد تصویری کمواسطه، فیلم را برای دوستداران گروه به سفری پرکشش بدل میسازد. بااینحال، تمرکز محدود بر سالهای نخست، پرداخت کمعمقتر برخی تنشها و تکرار الگوی آرشیو و گفتار، مانع از آن میشود که اثر به تصویری تمامعیار از تاریخ اویسیس تبدیل شود. ارزش «سوپرسونیک» بیش از آنکه در جامعیت باشد، در تواناییاش برای زنده کردن یک لحظهٔ تاریخی است: زمانی که موسیقی، جاهطلبی و آشوب با سرعتی خیرهکننده به هم گره خوردند.
« در مقابل، همین نزدیکی گاهی فاصلهٔ انتقادی فیلم را کم میکند. »
ثبت دیدگاه