نقد و بررسی
نقد The Missouri Breaks | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در مرزِ قانون و آشوب «The Missouri Breaks» به کارگردانی آرتور پن، وسترنی است که عمداً از مسیر آشنای قهرمانان پاکدست، دوئلهای باشکوه و مرزبندی روشن میان خیر و شر فاصله میگیرد. فیلم در مونتانا و در چشماندازی شکل میگیرد که هم پهناور و تماشایی است و هم سخت و بیاعتنا به آدمهایش.
در مرکز روایت، تام لوگان و گروه دزد اسب او قرار دارند؛ مردانی که پس از مجازات خودسرانه یکی از دوستانشان به دست زمینداری قدرتمند، مزرعهای در همسایگی او میخرند و عملیات سرقت را زیر پوشش زندگی روستایی ادامه میدهند. در برابرشان، رابرت ای. لی کلیتون قرار میگیرد؛ تیراندازی که برای برقراری نظم استخدام شده، اما حضورش بیش از آنکه نوید بازگشت قانون بدهد، تهدیدی تازه میآفریند.
این طرح، زمینهای آشنا برای داستان انتقام و تعقیب فراهم میکند، اما فیلم علاقه چندانی ندارد که آن را به روایتی سرراست و پرشتاب تبدیل کند. پن به جای آنکه تنها بر پیشبرد ماجرا تکیه کند، فضایی میسازد که در آن خشونت، کمدی، میل به بقا و بیقانونی، گاه در کنار یکدیگر و گاه در تعارض با هم قرار میگیرند.
حاصل، اثری نابرابر اما بهراستی متمایز است: فیلمی که ممکن است مخاطب را از خود دور کند، ولی بهندرت بهسادگی از ذهن او بیرون میرود. غربی که قانون در آن بیطرف نیست یکی از جذابترین لایههای فیلم، تردید در تصویری است که وسترن کلاسیک از قانون و نظم عرضه میکند. دیوید براکستون صاحب قدرت اقتصادی و زمینهای گسترده است؛ او برای دفاع از منافع خود به قانونی رسمی و بیطرف تکیه نمیکند، بلکه خود دست به مجازات میزند.
« فیلم در مونتانا و در چشماندازی شکل میگیرد که هم پهناور و تماشایی است و هم سخت و بیاعتنا به آدمهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین وضعی، دزدان اسب بیگناه نیستند، اما موقعیتشان نیز صرفاً محصول شرارت فردی نیست. آنان در جهانی زندگی میکنند که مالکیت و اقتدار، پیشاپیش به سود ثروتمندترها سازمان یافته است. فیلم این پرسش را پیش میکشد که مرز میان عدالت و انتقام کجاست، بهخصوص وقتی کسانی که از «نظم» سخن میگویند، خود خشونت را ابزار حفظ داراییشان میکنند.
با این حال، «The Missouri Breaks» به بیانیهای منظم و یکدست درباره قدرت تبدیل نمیشود. ایدههای سیاسی و اخلاقی آن بیشتر در رفتار شخصیتها، مناسبات مالکیت و فضای آشفته داستان رسوب میکنند تا آنکه در قالب نتیجهگیری روشن عرضه شوند. همین ابهام میتواند از یک سو به جهان فیلم عمق بدهد و از سوی دیگر، برای تماشاگرانی که انتظار خط روایی محکمتری دارند، پراکندگی به نظر برسد.
جک نیکلسون؛ آرامشِ مشکوک تام لوگان جک نیکلسون در نقش تام لوگان، در مقایسه با همبازی مشهورش، بازی کمهیاهوتری ارائه میدهد. لوگان نه قهرمانی پاک و آرمانی است و نه شروری که بتوان او را به آسانی محکوم کرد. او دزد است، اما در عین حال واجد نوعی توان سازگاری و میل به زندگی معمولی است؛ تضادی که به شخصیتش کیفیتی انسانی میدهد.
نیکلسون نقش را با خویشتنداری پیش میبرد و اجازه میدهد نگاهها، مکثها و تغییرهای کوچک رفتارش جای اغراق را بگیرند. این بازی آرام، تکیهگاه مهمی برای فیلم است. هرگاه روایت بیش از حد به سوی نمایشهای نامتعارف یا شوخیهای ناهموار میرود، حضور نیکلسون یادآور وجه زمینیتر داستان میشود: آدمی که میان زندگی قانونگریز گذشته و امکان آیندهای متفاوت معلق مانده است.
« در چنین وضعی، دزدان اسب بیگناه نیستند، اما موقعیتشان نیز صرفاً محصول شرارت فردی نیست. »
شخصیتها و اجرا
رابطه او با جین براکستون نیز از همین مسیر معنا پیدا میکند. این خط عاطفی، هرچند بهتنهایی مرکز ثقل فیلم نیست، چشماندازی از زندگیای میگشاید که شاید بتواند از چرخه سرقت و انتقام بیرون بماند؛ اما فیلم آن را به راهحلی ساده برای تعارضهایش بدل نمیکند. مارلون براندو؛ حضوری خندهدار و تهدیدآمیز اگر نیکلسون وزن متعادل فیلم را نگه میدارد، مارلون براندو در نقش کلیتون تعادل را پیوسته برهم میزند.
او شخصیت را به شکل یک مأمور قانون معمولی نمیسازد؛ کلیتون رفتاری پیشبینیناپذیر دارد و گویی هر بار با نمایشی تازه وارد صحنه میشود. همین کیفیت، هم سرچشمه طنز فیلم است و هم سرچشمه اضطراب آن. مخاطب نمیداند باید به او بخندد، از او بترسد یا هر دو واکنش را همزمان تجربه کند. بازی براندو عمداً از واقعگرایی متعارف وسترن فاصله میگیرد.
حرکات، لحن و تغییرهای ناگهانی شخصیتش چنان برجستهاند که گاهی به نظر میرسد از فیلمی دیگر به این جهان وارد شده است. این گسست همان چیزی است که بسیاری از لحظات بهیادماندنی اثر را میسازد؛ اما در عین حال، خطر آن را نیز دارد که کلیتون تمام توجه را به خود اختصاص دهد و پیوند او با داستان اصلی سست شود.
هرجا فیلم از این بیقراری برای تشدید تهدید استفاده میکند، حضور براندو برقآساست؛ هرجا شوخیها بیش از اندازه کش میآیند، بازی او ممکن است به خودنمایی نزدیک شود. این دوگانگی را نمیتوان کاملاً حل کرد، اما بخش مهمی از هویت فیلم همین است. لحن ناپایدار؛ میان طنز سیاه و وسترن تلخ «The Missouri Breaks» گاه همچون وسترنی تلخ درباره خشونت و مالکیت پیش میرود و گاه ناگهان به سوی کمدی نامتعارف میلغزد.
« رابطه او با جین براکستون نیز از همین مسیر معنا پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تغییر لحن، نه همیشه روان است و نه همیشه به سود فیلم. برخی شوخیها از برخورد شخصیتها با موقعیتهای جدی زاده میشوند و طنزی سیاه و گزنده دارند؛ برخی دیگر چنان ناگهانی یا شلختهاند که ممکن است تماشاگر را از فضای صحنه بیرون بکشند. فیلم بهندرت میکوشد میان این دو حالت سازشی کامل برقرار کند.
با این همه، همین ناپایداری را میتوان بخشی از نگاه پن دانست. غربی که فیلم ترسیم میکند، منظومهای منظم نیست تا هر شخصیت در جای ثابتی بماند. خشونت میتواند بیمقدمه به مضحکهای عبث تبدیل شود و شوخی، لحظهای بعد، وجهی هولناک پیدا کند. این انتخاب در بهترین لحظات، تصویری پوچ و ناخوشایند از جهانی میسازد که در آن مرگ و زندگی روزمره بهطرزی نگرانکننده درهم تنیدهاند.
در ضعیفترین لحظات، اما این آمیختگی بیشتر به ناهماهنگی شباهت پیدا میکند تا پیچیدگی. ریتم، فضا و چشمانداز مونتانا ریتم فیلم آهسته است و این کندی برای همه مخاطبان یکسان عمل نمیکند. «The Missouri Breaks» شتاب یک وسترن حادثهمحور را ندارد؛ بسیاری از لحظاتش به مشاهده رفتار آدمها، سکوت میان گفتوگوها و امتداد زندگی روزمره اختصاص مییابد.
چنین رویکردی به ساختن فضایی ملموس کمک میکند، اما گاهی صحنهها بیش از اندازه میمانند و روایت از حرکت بازمیایستد. وقتی فیلم میان شخصیتها و چشماندازها رفتوآمد میکند، این مکثها میتوانند حس زندگی در مرزهای دورافتاده را تقویت کنند؛ اما اگر تماشاگر با لحن آن همراه نشود، همان مکثها به کشدارشدن بدل میشوند.
« این تغییر لحن، نه همیشه روان است و نه همیشه به سود فیلم. »
قوتها و کاستیها
مناظر مونتانا از عناصر اصلی تجربه فیلماند، نه پسزمینهای تزئینی. پهنههای باز و زمین ناهموار، کوچکی آدمها را در برابر محیط نشان میدهند و فاصله میان سکون طبیعت و خشونت انسانی را برجسته میکنند. تصویربرداری به فیلم کیفیتی چشمنواز میبخشد، بیآنکه طبیعت را صرفاً به تصویری کارتپستالی فروبکاهد.
موسیقی جان ویلیامز نیز از قالب حماسی مورد انتظار فاصله میگیرد و به حالوهوای غریب و گاه سبکسرانه فیلم نزدیک میشود. این انتخاب بهخوبی با شخصیت اثر جور است، هرچند در بعضی صحنهها ممکن است بهجای تقویت تنش، آن را تضعیف کند. گروه بازیگران و جهان فرعی داستان در کنار دو ستاره اصلی، گروه بازیگران مکمل به ساختن جهان اجتماعی فیلم کمک میکنند.
اعضای گروه لوگان صرفاً ابزارهایی برای پیشبرد نقشه دزدی نیستند؛ حضورشان به داستان حس یک جمع ناپایدار و آسیبپذیر میدهد. رندی کواید، هری دین استنتون و فردریک فارست در این بافت سهم دارند و به فضای فیلم رنگی زمینیتر میبخشند. همچنین حضور جان مکلیام در نقش براکستون، چهرهای از اقتدار سختگیر و مالکمدار میسازد که در برابر آزادیطلبی ظاهری دزدان قرار میگیرد.
با وجود این، همه خطوط داستانی به یک اندازه پرورده نمیشوند. بعضی روابط و رخدادها بیش از آنکه به کانون روایی استواری متصل شوند، در حاشیه میمانند. این پراکندگی با حالوهوای نامتعارف فیلم سازگار است، ولی مانع از آن میشود که تمام اجزایش به اوجی واحد برسند. گویی اثر گاهی بیش از آنکه به سوی پایانبندی روایی مشخصی حرکت کند، به تماشای شخصیتهای عجیب و برخوردهای پیشبینیناپذیرشان علاقهمند است.
« مناظر مونتانا از عناصر اصلی تجربه فیلماند، نه پسزمینهای تزئینی. »
جمعبندی
جمعبندی «The Missouri Breaks» وسترنی برای مخاطبی است که از فیلمهای کاملاً منظم و یکلحن انتظار ندارد. جاذبه اصلیاش در تقابل دو شیوه بازیگری است: نیکلسونِ مهارشده و براندوی مهارنشدنی؛ در چشماندازهایی که هم زیبایی دارند و هم خشونت را در خود پنهان میکنند؛ و در نگاه مشکوکش به قانونی که گاه چیزی جز ابزار صاحبان قدرت نیست.
در مقابل، ریتم کند، قصه پراکنده و شوخیهای ناهموار میتوانند تجربه تماشا را فرساینده کنند. فیلم نه یک وسترن بینقص است و نه اثری که بتوان ضعفهایش را نادیده گرفت. ارزشش بیشتر در خطرپذیری و شخصیت نامتعارف آن نهفته است: در اینکه اجازه میدهد طنز و تهدید، سکون و خشونت، و بازی کنترلشده و بازی افراطی کنار هم قرار گیرند، حتی اگر همیشه به هماهنگی نرسند.
برای کسی که این آشفتگی را بخشی از جذابیت اثر بداند، فیلم تجربهای ماندگار و غریب خواهد بود؛ برای تماشاگر خواهان روایتی فشرده و بیحاشیه، احتمالاً فاصله میان لحظات درخشانش و بخشهای کشدار بیش از حد محسوس میشود.
« جمعبندی «The Missouri Breaks» وسترنی برای مخاطبی است که از فیلمهای کاملاً منظم و یکلحن انتظار ندارد. »
ثبت دیدگاه