نقد و بررسی
نقد برلسک (Burlesque) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به صحنه، با پولک و نور «Burlesque» فیلمی است که از همان آغاز، بیپرده اعلام میکند چه میخواهد باشد: نمایشی پرزرقوبرق درباره رؤیای صحنه، با آوازهای پرقدرت، لباسهای چشمگیر و فضایی که واقعیت را به سود افسون کنار میزند. علی، دختری از شهری کوچک، راهی لسآنجلس میشود و در تالاری قدیمی و رو به افول به کار میپردازد؛ اما میل او به اجرا، بهتدریج از پشت پیشخوان به مرکز صحنه راه مییابد.
در کنار این مسیر، تالار بورلسک نیز برای حفظ جایگاه و شکوه ازدسترفتهاش میجنگد. فیلم بهجای آنکه این موقعیت آشنا را دگرگون کند، آن را همچون لباسی آراسته بر تن میکند: قصهای درباره استعداد، فرصت و نجات یک مکان خاطرهانگیز. مسئله این است که دوخت این لباس چندان محکم نیست. بااینحال، وقتی پرده بالا میرود و اجرا آغاز میشود، فیلم توانایی دارد تماشاگر را دستکم برای چند دقیقه از ضعفهای داستانیاش دور کند.
قصهای آشنا، مسیری بیمانع خط روایی «Burlesque» بر الگویی دیرآشنا بنا شده است: شخصیت اصلی از محیطی محدود میگریزد، با آرزویی بزرگ به شهری پرهیاهو میرسد و در فضایی تازه فرصتی برای دیدهشدن پیدا میکند. علی با پشتکار و اعتمادبهنفس راه خود را میگشاید و تالاری که در آستانه فراموشی است، از حضور و استعداد او نیرو میگیرد.
این طرح، بهخودیخود، میتواند بستری مناسب برای درامی درباره جاهطلبی و کار هنری باشد؛ اما فیلم کمتر میکوشد به تناقضها یا دشواریهای آن بپردازد. بسیاری از موانع، پیش از آنکه واقعاً شکل بگیرند، بهآسانی کنار میروند. توانایی علی بهسرعت به رسمیت شناخته میشود و رویدادها چنان پشت سر هم قرار میگیرند که مسیر موفقیت او گاه بیشتر شبیه مجموعهای از میانبرهاست تا حاصل کشمکش و رشد.
« در کنار این مسیر، تالار بورلسک نیز برای حفظ جایگاه و شکوه ازدسترفتهاش میجنگد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، تعلیق داستانی کمجان میماند: تماشاگر معمولاً حدس میزند شخصیتها به کجا میروند، بیآنکه فیلم با جزئیات تازه یا انتخابهای دشوار او را غافلگیر کند. علی و تماشای استعداد Christina Aguilera در نقش علی حضوری دارد که بیش از هر چیز بر توانایی اجرایی او تکیه میکند. صدای قدرتمندش، که فیلم از پنهانکردنش ابایی ندارد، به شخصیت بُعدی فوری میبخشد؛ کافی است علی آواز بخواند تا مرکز توجه شود.
این ویژگی برای یک موزیکال امتیازی طبیعی است، اما در بخشهای غیرموسیقایی مسئلهای ایجاد میکند: فیلمنامه کمتر به علی فرصت میدهد از درون پیچیده شود یا با پرسشهایی فراتر از «چگونه روی صحنه بروم؟» دستوپنجه نرم کند. او شخصیتی سرسخت و پرانرژی است، اما مسیرش بهندرت هزینهای متناسب با آرزوهایش طلب میکند.
فیلم از استعداد او بهعنوان راهحل بسیاری از مسائل استفاده میکند و به این ترتیب، موفقیت بیش از آنکه نتیجه دگرگونی شخصیت باشد، پاداشی آماده به نظر میرسد. بااینهمه، هنگام اجراها روشن میشود چرا فیلم اینچنین به حضور او وابسته است: Aguilera صحنه را با تسلط صوتی و جسارت بدنی پر میکند و به لحظههای نمایشی نیرویی میدهد که گفتوگوها همیشه از آن برخوردار نیستند.
Cher و وزن گذشته در برابر علی، Tess با بازی Cher قرار دارد؛ زنی که تالار را نه فقط بهعنوان محل کار، بلکه بهمثابه بخشی از هویت و گذشته خود میبیند. حضور Cher به فیلم وزنی متفاوت میدهد. او با وقار و خستگی پنهان، شخصیتی را میسازد که میداند شکوه صحنه چه اندازه فریبنده و شکننده است.
« او شخصیتی سرسخت و پرانرژی است، اما مسیرش بهندرت هزینهای متناسب با آرزوهایش طلب میکند. »
شخصیتها و اجرا
این آگاهی، Tess را به یکی از جذابترین عناصر فیلم تبدیل میکند، هرچند فیلمنامه همیشه مجال کافی برای پرداختن به تجربه و آسیبپذیری او فراهم نمیآورد. تقابل دو زن، یکی در آستانه ورود به جهان اجرا و دیگری با سالها خاطره و تلاش برای نگهداشتن آن، میتوانست قلب عاطفی اثر باشد. فیلم گاه این ظرفیت را لمس میکند، اما غالباً دوباره به مسیر سادهتر بازمیگردد: نمایش، بحران و پیروزی.
حاصل، رابطهای است که نشانههایی از عمق دارد، ولی کمتر به گفتوگویی واقعی میان نسلها و برداشتهای متفاوت از موفقیت تبدیل میشود. موسیقی؛ نیرویی که فیلم را سرپا نگه میدارد قویترین برگ برنده «Burlesque» بیتردید اجراهای موسیقایی آن است. آواز و رقصها با انرژی، طراحی صحنه و حرکتی چشمگیر پیش میروند و هر بار که فیلم به تالار بازمیگردد، جان تازهای میگیرد.
قطعهها فقط فرصتی برای شنیدن صدای خوانندگان نیستند؛ لباسها، نورپردازی و هماهنگی گروهی، نمایشی میسازند که از منطق روزمره فاصله میگیرد و با اغراق خود، هویت فیلم را آشکار میکند. آهنگها نیز بهیادماندنیاند و بهویژه صدای پرتوان Aguilera با فضای باشگاهی و نمایشی اثر تناسب دارد. Cher هم در لحظههای خود حضوری متمایز دارد و لحنش، با تجربه و صلابتی که به Tess نسبت داده شده، تضادی دلپذیر با شور جوانانه علی میسازد.
بااینحال، موسیقی همیشه از دل داستان نمیجوشد. گاهی اجرا بیشتر به شمارهای مستقل شباهت دارد که در میان روایت جای گرفته، نه به کنشی که شخصیتها را به مرحلهای تازه برساند. این گسست برای برخی تماشاگران لذتبخش است؛ برای برخی دیگر، مانع پیوستگی درام میشود. زرقوبرق بهمثابه زبان بصری فضای تالار بورلسک مهمترین دارایی تصویری فیلم است.
« فیلم گاه این ظرفیت را لمس میکند، اما غالباً دوباره به مسیر سادهتر بازمیگردد: نمایش، بحران و پیروزی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نورهای گرم، پردههای سنگین، برق پولکها و لباسهایی که هر یک برای جلب نگاه طراحی شدهاند، حس مکانی را میسازند که هم پناهگاه است و هم صحنهای برای خیالپردازی. ظاهر فیلم با داستانش هماهنگ است: همهچیز اندکی بزرگتر، درخشانتر و آراستهتر از زندگی واقعی به نظر میرسد. این زیباییشناسی، در بهترین لحظهها، به فیلم هویتی مستقل میدهد.
مخاطب برای تماشای چهرههایی که زیر نور میدرخشند و بدنهایی که در ضرباهنگ موسیقی حرکت میکنند، دلیلی روشن دارد. اما افراط در جلوه، گاهی به یکنواختی میانجامد. وقتی تقریباً هر موقعیت با همان شدت بصری عرضه میشود، تفاوت میان لحظههای اوج و بخشهای معمولی کمرنگ میشود. زرقوبرق که میتوانست ابزار تأکید باشد، گاه به پوششی بدل میشود که کمبود ظرافت روایی را پنهان میکند.
بازیگران مکمل و پراکندگی روایت بازیگران مکمل، مجموعهای از چهرههای آشنا را گرد هم آوردهاند و هر یک، حالوهوایی به فضای تالار میافزایند. Stanley Tucci در نقش مدیر صحنه، با شوخطبعی و اطمینان حرفهای، از شخصیتهایی است که حضورش در بخشهای گفتوگومحور فیلم خوشایند است. Kristen Bell نیز در نقش رقیبی پرتنش، انرژی متفاوتی وارد ماجرا میکند.
بااینحال، شمار شخصیتها و خردهروایتها گاهی بیش از ظرفیت فیلم به نظر میرسد. درام میخواهد همزمان درباره آینده تالار، رقابت پشتصحنه، زندگی عاطفی علی و زخمهای گذشته Tess سخن بگوید. این گوناگونی بالقوه میتوانست جهان پرتحرکی بسازد، اما پیوند میان خطوط داستانی همیشه محکم نیست. برخی شخصیتها بیشتر برای پیشبردن یک گره یا فراهمکردن زمینه یک صحنه حضور دارند تا آنکه زندگی مستقل و باورپذیری پیدا کنند.
« ظاهر فیلم با داستانش هماهنگ است: همهچیز اندکی بزرگتر، درخشانتر و آراستهتر از زندگی واقعی به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
همین پراکندگی، همراه با طولانیشدن بعضی بخشها، میتواند ریتم فیلم را سنگین کند. لحن میان جدیت و نمایش «Burlesque» میکوشد هم یک خیال موزیکال دلپذیر باشد و هم درام جدیای درباره تهدید اقتصادی، حفظ یک نهاد هنری و هزینههای انتخابهای شخصی. اما این دو لحن همیشه بهخوبی در هم نمیآمیزند.
فیلم گاهی از تماشاگر میخواهد بحرانهایش را جدی بگیرد، درحالیکه نحوه حلشدن آنها بیش از اندازه آسان و مرتب است. در سوی دیگر، شوخیها و اغراقهای نمایشی، فضایی میسازند که چندان با بار عاطفی برخی صحنهها سازگار نیست. این ناهماهنگی ممکن است برای گروهی از تماشاگران به جذابیت ناخواسته فیلم بدل شود: اثری که جدیتش اندکی تصنعی است، اما همان تصنع را با شکوه و اعتمادبهنفس عرضه میکند.
برای گروهی دیگر، همین نوسان مانع درگیرشدن با داستان میشود. فیلم در لحظههایی میدرخشد که به ماهیت نمایشی خود وفادار میماند؛ هرچه بیشتر میخواهد از زرقوبرق فاصله بگیرد و درامی واقعگرایانه بسازد، ضعفهای ساختاریاش آشکارتر میشوند. جمعبندی «Burlesque» فیلمی است که ارزش اصلیاش را باید در اجراها، موسیقی و جلوه بصریاش جستوجو کرد، نه در تازگی داستان یا پیچیدگی شخصیتها.
روایت آشنا و فیلمنامه کمرمق، راه را برای موفقیت آسان هموار میکنند و گاه ریتم فیلم را از نفس میاندازند؛ بااینحال، حضور پرقدرت Christina Aguilera و وقار Cher، همراه با لباسها و شمارههای پرانرژی، به آن کششی دیداری و شنیداری میبخشد. این اثر نه میخواهد طرحی واقعگرایانه از جهان هنر باشد و نه در همه لحظهها از پس ادعای دراماتیک خود برمیآید.
« همین پراکندگی، همراه با طولانیشدن بعضی بخشها، میتواند ریتم فیلم را سنگین کند. »
جمعبندی
اما اگر تماشاگر آن را همچون نمایشی پرزرقوبرق بپذیرد، بخشهایی از آن سرگرمکننده و بهیادماندنی میشوند. قصه شاید بارها شنیده شده باشد؛ آنچه فیلم برای عرضه دارد، شور صحنه و لذتِ تماشای اجراست.
« اما اگر تماشاگر آن را همچون نمایشی پرزرقوبرق بپذیرد، بخشهایی از آن سرگرمکننده و بهیادماندنی میشوند. »
ثبت دیدگاه