نقد و بررسی
نقد Surviving Christmas | 2004
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای تلخ در جامهٔ کمدی کریسمسی «Surviving Christmas» از موقعیتی بنا میشود که هم در ذات خود خندهدار است و هم اندوهی پنهان دارد: مردی ثروتمند میکوشد با پول چیزی را به دست آورد که اساساً خریدنی نیست؛ حس تعلق به خانواده. درو لتهام، مدیر اجرایی موفقی که مناسباتش را به معامله و هدیههای گرانبها فروکاسته، در آستانهٔ تعطیلات با خلأیی روبهرو میشود که ثروتش قادر به پرکردنش نیست.
بازگشت او به خانهٔ کودکی و پیشنهادش به ساکنان تازهٔ آن، موتور کمدی داستان را روشن میکند؛ اما در پس این موقعیت نامتعارف، پرسشی جدیتر نهفته است: آیا میتوان صمیمیت را به شکل قراردادی بازسازی کرد؟ فیلم از همان آغاز در مرز دو لحن حرکت میکند. رفتار درو میتواند مضحک به نظر برسد، اما انگیزهٔ او صرفاً خودخواهی یا هوس نیست؛ از تنهایی و حسرت گذشته سرچشمه میگیرد.
این دوگانگی، بهترین امکان اثر است: تماشاگر میتواند هم به رفتار اغراقآمیز مرد بخندد و هم نیاز انسانی پشت آن را ببیند. بااینحال، فیلم همیشه نمیداند کدام سوی این دوگانگی را باید جدیتر بگیرد. خانه بهمثابه حافظه خانهٔ کودکی در این فیلم بیش از یک نشانی یا فضای آشناست. برای درو، آن خانه ظرفی برای خاطره و تصویری دستنخورده از گذشته است؛ جایی که گمان میکند اگر دوباره در آن مستقر شود، بخشی از زندگی ازدسترفتهاش نیز بازخواهد گشت.
اما خانه دیگر خانهٔ او نیست و خانوادهٔ والکو در آن زندگی میکنند. همین برخورد میان نوستالژی شخصی درو و واقعیت مستقل ساکنان، ایدهٔ فیلم را از یک شوخی ساده فراتر میبرد. درو تلاش میکند گذشته را نه با گفتوگو یا پذیرش فقدان، بلکه با پرداخت پول به صحنهای قابلکنترل تبدیل کند. او نقشها را تعیین میکند و انتظار دارد دیگران در تصویر خانوادگی مطلوبش جا بگیرند.
« فیلم از همان آغاز در مرز دو لحن حرکت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این معنا، خانه به صحنهای نمایشی بدل میشود و خانوادهٔ موقت، بازیگرانی هستند که باید خاطرهای را برای او بازسازی کنند. جذابیت موقعیت در آن است که این نمایش از همان ابتدا محکوم به نقص است: آدمها را میتوان به انجام کاری واداشت، اما نمیتوان احساس واقعی را نیز به همان شیوه سفارش داد.
درو لتهام و طنزِ معاملهگری بن افلک در نقش درو از تضاد میان ظاهر موفق و نیاز عاطفی او بهره میگیرد. درو عادت دارد مسئلهها را با پول، برنامهریزی و هدیههای پرزرقوبرق حل کند؛ بنابراین وقتی با تنهایی روبهرو میشود، همان ابزارهای آشنا را به کار میگیرد. طنز شخصیت از همین ناتوانی در تشخیص تفاوت میان معامله و رابطه میآید.
او گاه رفتاری چنان ناشیانه دارد که خندهدار میشود، اما این ناشیگری همزمان نشانهٔ نابلدی عمیقتر او در برقراری پیوند انسانی است. افلک این تناقض را با بازیای پرتحرک و گاه عمداً نمایشی منتقل میکند. درو خود را مردی مسلط و مطمئن میپندارد، اما در جمعی که قرار است برایش خانواده باشد، بهسرعت آشکار میشود که پول نمیتواند او را از اضطراب و بیپناهی برهاند.
بااینهمه، فیلم بیش از آنکه این شخصیت را بهتدریج از درون بکاود، اغلب به رفتارهای پرهیاهو و موقعیتهای کمیک او تکیه میکند. از همین رو، شکاف میان مرد ثروتمند و مرد تنها روشن است، اما عمق روانی این شکاف چندان گسترش نمییابد. خانوادهٔ والکو و انرژی جمعی خانوادهٔ والکو قرار است هم آینهای در برابر خواستههای درو باشد و هم منبع اصلی اصطکاک و شوخی.
« درو لتهام و طنزِ معاملهگری بن افلک در نقش درو از تضاد میان ظاهر موفق و نیاز عاطفی او بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
تام و کریستین، با واکنشهای متفاوت خود به پیشنهاد غیرعادی او، به داستان نیرویی ملموس میدهند؛ آلیشیا نیز حضورش را با تردید و مقاومتی همراه میکند که نقشهٔ درو را از یک توافق ساده به رابطهای پیچیدهتر میکشاند. اختلافها و خلقوخوی متمایز اعضای خانواده، فضای خانه را از تصویر آرمانی و بینقصی که درو در ذهن دارد دور میکند.
بخشهایی از سرگرمی فیلم از همین برخورد میان آدمهایی میآید که ناچارند زیر یک سقف، نقشهایی قراردادی را اجرا کنند، درحالیکه خلق واقعیشان مدام از قالب بیرون میزند. جیمز گاندولفینی و کاترین اوهارا به این جمع وزن و گرمایی میبخشند و کریستینا اپلگیت نیز در نقش آلیشیا تنش لازم را به روایت میافزاید.
بااینحال، شخصیتها بیشتر بر پایهٔ کارکردشان در کشمکش شکل میگیرند تا بر اساس دگرگونیهای درونی دقیق. رابطهها گاهی سریعتر از آنچه باورپذیری اقتضا میکند به نقطهٔ تفاهم میرسند و فرصت پرداخت آرامتر از دست میرود. نوسان میان خنده و اندوه لحن، مسئلهٔ اصلی فیلم است. ایدهٔ داستان ظرفیت یک کمدی تلخ را دارد: مردی که میخواهد خانواده را بخرد، ناچار است با این حقیقت روبهرو شود که محبت نه کالا است و نه نتیجهٔ یک قرارداد.
اما فیلم در برابر این ظرفیت، بارها به شوخیهای مستقیم و رفتارهای اغراقشده پناه میبرد. گاهی این انتخاب با فضای داستان هماهنگ است و موقعیتهای ناشی از نقشبازیکردن را بامزه میکند؛ گاهی نیز شوخی از خود موقعیت عقب میماند و بهجای آنکه لایهٔ تازهای از شخصیتها را آشکار کند، صرفاً بر شلوغی صحنه میافزاید.
« بااینحال، شخصیتها بیشتر بر پایهٔ کارکردشان در کشمکش شکل میگیرند تا بر اساس دگرگونیهای درونی دقیق. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، لحظههای شیرین و لحظههای تلخ همیشه بهخوبی به هم پیوند نمیخورند. تنهایی درو میتوانست نیرویی باشد که حتی در میان شوخیها احساس شود، اما فیلم گاهی آن را کنار میگذارد تا ریتم کمدی را حفظ کند. در سوی دیگر، وقتی به اندوه نزدیک میشود، بهسرعت مسیر را به سوی گرمای آشنای یک قصهٔ تعطیلاتی برمیگرداند.
حاصل، اثری است که لحظههایی انسانی و دوستداشتنی دارد، ولی بهندرت اجازه میدهد یکی از لحنهایش بهطور کامل در ذهن بنشیند. روایت و دامِ پایانبندی آشنا روایت از طرحی روشن و مؤثر بهره میبرد: خواستهای نامعقول، جمعی ناهمگون و مجموعهای از برخوردهایی که باید هم خنده بسازند و هم درو را به فهمی تازه برسانند.
اما همین روشنی کمکم به محدودیت بدل میشود. فیلم زودتر از آنکه پیچیدگیهای تنهایی یا دشواری اعتماد را بهتفصیل بررسی کند، به سوی آشتی و صمیمیتی قابلپیشبینی حرکت میکند. مسیر تحول درو قابلفهم است، ولی گاه بیش از اندازه هموار به نظر میرسد؛ چنانکه نتیجهٔ عاطفی، پیش از آنکه کاملاً از دل رفتار شخصیتها بیرون آمده باشد، به اقتضای قالب قصه تحمیل میشود.
این شتاب، بهویژه در پرداخت شخصیتها محسوس است. اعضای خانوادهٔ والکو میتوانند نمایندهٔ شکلهای متفاوتی از دلخوری، احتیاط یا نیاز به نزدیکی باشند، اما فیلم برای کاوش این تفاوتها زمان کافی اختصاص نمیدهد. در نتیجه، ایدهٔ مرکزی از ظرفیت بیشتری برخوردار است تا آنچه روایت در نهایت از آن استخراج میکند.
« به همین دلیل، لحظههای شیرین و لحظههای تلخ همیشه بهخوبی به هم پیوند نمیخورند. »
قوتها و کاستیها
فیلم پرسش خوبی مطرح میکند، اما پاسخ آن را بیش از حد آسان میسازد. کریسمس و خلأ زیر زرقوبرق کریسمس در «Surviving Christmas» تنها مجموعهای از نشانههای فصلی نیست؛ چراغها و دورهمیها در برابر تنهایی درو قرار میگیرند و به همین دلیل کارکردی عاطفی پیدا میکنند. برای او، این مناسبت یادآور خانوادهای ازدسترفته و روزهایی است که اکنون از فاصلهٔ خاطره به آنها نگاه میکند.
خانهٔ کودکی و آیینهای خانوادگی وعدهٔ بازگشت به گذشته را میدهند، اما فیلم بهدرستی نشان میدهد که بازسازی ظاهر یک خاطره، خود خاطره را زنده نمیکند. بااینحال، فضای کریسمسی اثر بیش از آنکه به کشف لایههای تازهای از شخصیتها کمک کند، گاهی همچون پوششی برای پایانبندی گرم و آشنا عمل میکند.
این تضاد میان خلأ عاطفی و شادمانی مرسوم تعطیلات میتوانست به تأثیری نافذتر برسد، اما نوسان لحنی و شتاب روایی مانع آن میشود. با وجود این، همین اندوه کمرنگ زیر سطح شوخیهاست که فیلم را از کمدیای کاملاً فراموششدنی دور میکند. جمعبندی «Surviving Christmas» ایدهای ساده اما پربار دارد: مردی میکوشد با ثروت، خانوادهای موقت و خاطرهای ازدسترفته را دوباره به دست آورد.
بن افلک تضاد طنزآمیز میان معاملهگری و نیاز به صمیمیت را به نقش میآورد و خانوادهٔ والکو نیز به داستان انرژی و گرمایی میبخشند. فیلم در بهترین لحظههایش، کمدی را از اندوه تنهایی جدا نمیکند و خانهٔ کودکی را به نمادی از گذشتهای بدل میسازد که نمیتوان آن را صرفاً خرید یا بازسازی کرد.
« فیلم پرسش خوبی مطرح میکند، اما پاسخ آن را بیش از حد آسان میسازد. »
جمعبندی
اما اثر در حفظ تعادل میان تلخی و شوخی موفقیتی کامل ندارد. برخی موقعیتها به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی بامزه نیستند، شخصیتها مجال کافی برای پیچیدهشدن پیدا نمیکنند و روایت زود به آشتیهای آشنا میرسد. بااینهمه، زیر این ناهماهنگیها پرسشی انسانی باقی میماند: اگر رابطه را نمیتوان خرید، آیا میتوان با پذیرش آسیبپذیری و کنارگذاشتن معاملهگری، راهی به سوی آن پیدا کرد؟
فیلم پاسخ ظریفی به این پرسش نمیدهد، اما تنهایی درو آن را بهاندازهٔ کافی زنده نگه میدارد.
« اما اثر در حفظ تعادل میان تلخی و شوخی موفقیتی کامل ندارد. »



ثبت دیدگاه