نقد و بررسی
نقد Tom and Jerry's Giant Adventure | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا با چاشنی تام و جری «ماجراجویی غولآسای تام و جری» از همان آغاز، به قلمرو قصهای قدم میگذارد که مسیرش برای بسیاری از تماشاگران آشناست: لوبیاهای جادویی، ساقهای رو به آسمان و سرزمینی افسانهای در آن سوی ابرها. فیلم این الگوی کهن را با دنیای شهر قصهها درمیآمیزد؛ شهربازیای که رونق گذشته را از دست داده و جک میکوشد آن را از چنگ تاجری طمعکار نجات دهد.
تام و جری نیز در کنار او راهی سفری میشوند که سرنوشت شهر قصهها را به ماجرای سرزمین پریان گره میزند. این ترکیب، در سطح ایده، ظرفیت دلپذیری دارد: قصهای شناختهشده، شخصیتهای محبوب و فضایی که میتواند میزبان بازیگوشیهای تصویری باشد. اما فیلم بیش از آنکه بخواهد روایت افسانهای را دگرگون کند، به بازگویی امن و آشنای آن بسنده میکند.
بنابراین جذابیت اصلی نه در غافلگیری داستان، بلکه در دیدن برخورد تام و جری با جهان قصهها و تماشای شوخیهای همیشگی آنهاست. شهر قصهها؛ جهانی رنگین با اندوهی ملایم شهر قصهها صرفاً پسزمینهای برای آغاز ماجرا نیست؛ تصویری از رؤیایی است که در معرض خاموشی قرار گرفته. شهربازی زمانی با وعده پیوند میان باور و آرزو رونق داشته، اما اکنون میان گرفتاری مالی و تهدید یک تاجر گرفتار است.
در این فضا، فیلم ایدهای ساده اما مناسب مخاطب خانوادگی را پیش میکشد: حفظ یک جهان خیالانگیز، به اراده و امید کسانی وابسته است که هنوز حاضرند برای آن تلاش کنند. بااینحال، این زمینه بیشتر نقش محرک داستان را دارد تا موضوعی که فیلم بخواهد با ژرفای بیشتری بکاود. حس نوستالژی و اهمیت خیال در چند لحظه خود را نشان میدهد، اما روایت زود به سوی ماجراجویی و تعقیبوگریز میچرخد.
« تام و جری نیز در کنار او راهی سفری میشوند که سرنوشت شهر قصهها را به ماجرای سرزمین پریان گره میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شهر قصهها از حیث طراحی و امکانهای بصری دلنشین است، ولی فرصت چندانی برای تبدیلشدن به جهانی مستقل و پرجزئیات پیدا نمیکند. بیننده آن را میبیند و از رنگوبوی افسانهایاش لذت میبرد، اما کمتر مجال مییابد در آن سکونت کند. تام و جری؛ حضور پرجنبوجوش، اثرگذاری محدود نیروی اصلی فیلم در حضور زوجی نهفته است که سالهاست از دل تعقیبوگریز و جدالهای بیکلام، کمدی میآفرینند.
تام و جری همچنان میتوانند با یک نگاه، حرکت ناگهانی یا نقشهای که از کنترل خارج میشود، لحظهای خندهدار بسازند. شوخیهای فیزیکیشان در بخشهایی از فیلم یادآور همان زبان تصویری آشنایی است که برای فهمیدن آن نیازی به گفتوگو نیست؛ بدن، واکنش و اغراق جای توضیح را میگیرد. اما حضور پررنگ در قاب الزاماً به معنای اهمیت در ساختار قصه نیست.
تام و جری در بسیاری از لحظات بیشتر همراهان جکاند تا شخصیتهایی که مسیر رویدادها را تعیین کنند. ماجرا عمدتاً حول تصمیمها و گرفتاریهای شخصیت انسانی شکل میگیرد و این دو، گاه به حاشیه رانده میشوند. همین مسئله برای اثری که نام آن بر تام و جری تکیه دارد، نوعی ناهماهنگی میآفریند: شوخیهایشان سرگرمکننده است، ولی سهمشان در پیشبرد داستان بهاندازهای نیست که انتظار میرود.
ریتم و کمدی؛ بهترین لحظهها در حرکت فیلم در صحنههای پرتحرک توان بیشتری از خود نشان میدهد. بالا رفتن از ساقه، رویارویی با محیطی ناآشنا و مواجهه با غولی بزرگ، موقعیتهایی فراهم میکنند که انیمیشن بتواند از حرکت و اغراق کمدی بهره بگیرد. در چنین لحظاتی، روایت بهجای مکثهای طولانی، بر کنش تکیه میکند و ریتم روانتر میشود.
« بیننده آن را میبیند و از رنگوبوی افسانهایاش لذت میبرد، اما کمتر مجال مییابد در آن سکونت کند. »
شخصیتها و اجرا
تام و جری نیز در این بستر طبیعیتر به نظر میرسند؛ زیرا کمدی آنها از تقابل، تعقیب و واکنشهای ناگهانی نیرو میگیرد. بااینهمه، حرکت بهتنهایی برای حفظ کشش کافی نیست. داستان گاهی در ایستگاههایی آشنا توقف میکند و بعضی بخشها بهجای افزودن لایهای تازه، صرفاً مسیر رسیدن به بخش بعدیاند.
در نتیجه، فیلم لحظات بامزه و پرجنبوجوش دارد، اما پیوستگی انرژیاش یکدست نیست. مخاطبی که به دنبال اتفاقی مداوم و پرشتاب باشد، احتمالاً سرگرم میشود؛ ولی ممکن است در بخشهایی احساس کند ماجرا از پیش قابل حدس است و چند صحنه بیش از اندازه به الگوهای معمول قصههای افسانهای تکیه دارند.
انیمیشن و طراحی بصری از امتیازهای محسوس فیلم، روانی حرکت و وضوح اجرای تصویری آن است. شخصیتها در صحنههای تعقیبوگریز و کنشهای فیزیکی، زنده و خوانا هستند و اغراق کارتونی بهخوبی در خدمت شوخی قرار میگیرد. طراحی رنگارنگ جهان افسانهای نیز با حالوهوای خانوادگی فیلم سازگار است: سرزمینی که قرار است بزرگ، غریب و اندکی پرخطر به نظر برسد، بیآنکه فضای آن بیش از حد تیره یا تهدیدآمیز شود.
البته کیفیت فنی روان، بهخودیخود به معنای تازگی هنری نیست. فیلم کمتر در پی ساختن تصویری متمایز و بهیادماندنی است و بیشتر به زبان بصری آشنای انیمیشنهای خانوادگی وفادار میماند. طراحیها کارکرد خود را انجام میدهند و صحنهها بهراحتی دنبال میشوند، اما کمتر تصویری در ذهن میماند که تماشاگر را پس از پایان به جهان اثر بازگرداند.
« بااینهمه، حرکت بهتنهایی برای حفظ کشش کافی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقطه قوت، مهارت اجرایی است؛ نه کشف زیباییشناختی تازه. موسیقی و آهنگها جایگاه موسیقی در فیلم قابل توجه است، زیرا اثر تنها به کمدی و ماجراجویی تکیه نمیکند و از ترانهها نیز برای رنگآمیزی فضای افسانهای بهره میگیرد. آهنگها در لحظههای خود به پیشبرد حالوهوا کمک میکنند، اما ملودی یا کلامی ندارند که بهآسانی در حافظه بماند.
پس از گذشت زمان، احتمالاً بیشتر صحنههای پرتحرک یا شوخیهای تام و جری به یاد میآیند تا ترانههای فیلم. این فراموششدنیبودن، نقصی ویرانگر نیست، اما از فرصت ازدسترفتهای خبر میدهد. یک اثر موزیکالِ خانوادگی میتواند با ترانههایی ماندگار، شخصیتها و جهانش را در ذهن مخاطب تثبیت کند؛ اینجا موسیقی بیشتر همراهیکننده است تا عنصری که هویت مستقل پیدا کند.
به همین دلیل، آهنگها بهندرت از محدوده کارکرد لحظهای خود فراتر میروند. شخصیتهای تازه و جهان افسانهای ورود شخصیتهای تازه، از جمله چهرههای برگرفته از قصهها و کارتونهای کلاسیک، به جهان فیلم تنوع میبخشد. این انتخاب به سازندگان امکان میدهد محیطی شلوغتر و سرزندهتر بسازند و مخاطب را با چهرههایی فراتر از گروه اصلی روبهرو کنند.
برای تماشاگر کمسنوسال، همین آشنایی با شخصیتهای قصهگو و افسانهای میتواند بخشی از لذت تماشا باشد؛ برای مخاطب بزرگسال نیز دیدن این جهان در کنار تام و جری لحنی نوستالژیک دارد. بااینحال، تعدد شخصیتها همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. برخی چهرهها بیش از آنکه فرصت تحول یا نقشآفرینی جدی بیابند، به تزئینات دوستداشتنی جهان تبدیل میشوند.
« نقطه قوت، مهارت اجرایی است؛ نه کشف زیباییشناختی تازه. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، گستردگی ظاهری سرزمین پریان با پیچیدگی دراماتیک همسنگ نمیشود. فیلم بیشتر میخواهد جهانش را رنگین و پرجمعیت نشان دهد تا اینکه برای هر شخصیت جایگاهی روایی و بهیادماندنی بسازد. جمعبندی «ماجراجویی غولآسای تام و جری» اثری خانوادگی و خوشریتم در لحظههای موفق خود است؛ انیمیشنی روان دارد، از کمدی فیزیکی آشنای تام و جری بهره میبرد و با سفر به سرزمین پریان، بستری مناسب برای ماجراجویی فراهم میکند.
بااینحال، قصه بیش از اندازه آشناست، آهنگها ماندگاری چندانی ندارند و تام و جری، با وجود جذابیت ذاتیشان، گاهی در حاشیه روایت قرار میگیرند. فیلم برای تماشای سبک و بیتکلف، بهویژه در جمع خانوادگی، میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما نباید از آن انتظار بازآفرینی جسورانهای از افسانه یا ماجرایی با شخصیتپردازی عمیق داشت.
حاصل، اثری خوشساخت اما نه چندان متمایز است: تجربهای دلپذیر در بخشهایی، آشنا در بیشتر مسیر و محدود در بهرهگیری از مهمترین سرمایهاش، یعنی خود تام و جری.
« در نتیجه، گستردگی ظاهری سرزمین پریان با پیچیدگی دراماتیک همسنگ نمیشود. »
ثبت دیدگاه