نقد و بررسی
نقد Adverse | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا با نیرویی شخصی در «Adverse»، رانندگی شغلی روزمره به راهی برای ورود به جهان زیرزمینی لسآنجلس بدل میشود. ایتن، رانندهٔ تاکسی اینترنتی، با ناپدیدشدن خواهرش میا درمییابد که او به شبکهای خطرناک بدهکار بوده است. ایتن برای یافتن او، رانندهٔ کِیدِن، سردستهٔ باند، میشود و قدمبهقدم به محفل خلافکاران نزدیکتر میرود.
این پیشفرض، در ظاهر به الگوی آشنای تریلر انتقام تعلق دارد؛ اما نقطهٔ عزیمت عاطفی داستان، رابطهٔ خواهر و برادری است که خطر را از ماجرایی صرفاً جنایی به مسئلهای شخصی تبدیل میکند. فیلم در آغاز، بیش از آنکه با پیچیدگی پیرنگ خود مخاطب را جذب کند، بر سادگی انگیزهٔ قهرمان تکیه دارد: ایتن میخواهد خواهرش را پیدا کند و برای این کار حاضر است وارد موقعیتی شود که کنترلش در دست او نیست.
همین خواستهٔ روشن، نیروی پیشبرندهٔ داستان است. بااینحال، آشنایی عناصر اصلی—عضویت در باند، نفوذ به درون آن و حرکت بهسوی انتقام—سبب میشود که بخشهایی از مسیر داستان زودتر از موعد قابل حدس باشند. ایتن و بهای نجات ایتن قهرمانی بینقص یا آسودهخاطر نیست؛ او از دل تصمیمهایی شکل میگیرد که هرکدام او را به خطر نزدیکتر میکنند.
فیلم میکوشد تنش میان وظیفهٔ خانوادگی و وسوسهٔ انتقام را در مرکز شخصیت او نگه دارد. در این معنا، رانندگی برای کِیدِن فقط تمهیدی برای نزدیکشدن به دشمن نیست؛ ایتن هر بار که پشت فرمان مینشیند، ناگزیر با این حقیقت روبهرو میشود که برای نجات میا باید در فضای اخلاقی همان کسانی حرکت کند که از آنان بیزار است.
« ایتن، رانندهٔ تاکسی اینترنتی، با ناپدیدشدن خواهرش میا درمییابد که او به شبکهای خطرناک بدهکار بوده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ او با میا نیز به انگیزهٔ قهرمان وزن عاطفی میدهد. حتی وقتی میا در مرکز کنش حاضر نیست، غیبتش در تصمیمهای ایتن احساس میشود و خطرهای پیشرو معنایی فراتر از یک ماجرای باندی پیدا میکنند. بااینهمه، فیلم همیشه برای نشاندن اضطراب و دلبستگی این دو در ذهن تماشاگر فرصت کافی نمیگذارد.
بعضی پیوندهای روایی با شتاب طی میشوند و در نتیجه، بخشی از اثرگذاری عاطفی که میتوانست از رابطهٔ خواهر و برادر برآید، به ظرفیت بالقوه محدود میماند. شهر شبانه و جهان نئونوآر یکی از دستاوردهای مهم فیلم، فضای تیره و ناامن آن است. خیابانهای شبانه، خودروها و سفرهای ظاهراً عادی، پسزمینهای میسازند که در آن تهدید میتواند ناگهان از دل روزمرگی سر برآورد.
ایتن شغلی دارد که او را مدام در حال جابهجایی میان آدمها و موقعیتها نگه میدارد؛ همین شغل، تضادی مؤثر با خشونتی میسازد که در زیر سطح شهر جریان دارد. مسیرهای شهری دیگر فقط فاصلهای میان دو نقطه نیستند، بلکه راهروهاییاند بهسوی جهان تبهکاری. حالوهوای نئونوآر فیلم نیز از همین دوگانگی نیرو میگیرد: زندگی عادی در سطح، و خشونت و فساد در لایههای پنهان.
شب در اینجا صرفاً جلوهای زیباشناختی نیست؛ به حس انزوا و گرفتارشدن ایتن کمک میکند. او در میان خیابانها حرکت میکند، اما هرچه بیشتر پیش میرود، راههای بازگشت کمتر به نظر میرسند. بااینحال، فیلم گاهی بهجای اعتماد به تصویر و فضا، اطلاعات را صریح بیان میکند. در چنین لحظاتی، فرصتِ ساختن تعلیق از راه سکوت، نگاه یا جزئیات بصری از دست میرود.
« رابطهٔ او با میا نیز به انگیزهٔ قهرمان وزن عاطفی میدهد. »
شخصیتها و اجرا
تعلیق، خشونت و پیشبینیپذیری نفوذ تدریجی ایتن به دنیای کِیدِن، ساختاری مناسب برای تعلیق فراهم میکند. او باید میان ظاهر آرام و هدف پنهانش فاصلهای شکننده حفظ کند؛ هر مأموریت و هر دیدار امکان برملاشدن نیت او را در خود دارد. این پیشروی، به فیلم مجال میدهد که خطر را مرحلهبهمرحله افزایش دهد، بیآنکه از همان ابتدا همهچیز را به تعقیبوگریز و درگیری بدل کند.
خشونت نیز وقتی سرانجام آشکار میشود، با جهان تلخی که فیلم ساخته سازگار است و مسیر انتقام را از یک خیال قهرمانانه به تجربهای فرساینده نزدیک میکند. اما همین ساختار در جاهایی به الگوی شناختهشدهٔ تریلرهای انتقامی وابسته میماند. بخشی از اتفاقها و رویاروییها آنقدر با قواعد ژانر همخواناند که غافلگیری چندانی ایجاد نمیکنند.
فیلم ایدهٔ خوبی برای بالا بردن تنش دارد، ولی همواره از آن بیشترین بهره را نمیگیرد؛ گاه اطلاعات زودتر از آنچه لازم است در اختیار مخاطب قرار میگیرد و جای ابهام و انتظار تنگ میشود. نتیجه، روایتی است که کشش دارد، اما در همهٔ لحظات به اندازهٔ پیشفرض خود پرتعلیق نیست. کِیدِن و حضور بازیگران کِیدِن باید هم تهدیدی واقعی باشد و هم نیرویی که ایتن را به انتخابهای دشوار میراند.
حضور Mickey Rourke به این نقش کیفیتی خسته و فرسوده میبخشد؛ چهرهٔ او با جهانی که در آن خشونت به بخشی از مناسبات روزانه بدل شده، تناسب دارد. بااینحال، شخصیت کِیدِن گاه بیشتر کارکردی روایی پیدا میکند تا آنکه در تمام ابعادش بهعنوان فردی پیچیده و پیشبینیناپذیر شکل بگیرد. اگر فیلم زمان بیشتری به منطق درونی و شیوهٔ حکومت او بر اطرافیانش اختصاص میداد، تقابلش با ایتن میتوانست لایهمندتر شود.
« تعلیق، خشونت و پیشبینیپذیری نفوذ تدریجی ایتن به دنیای کِیدِن، ساختاری مناسب برای تعلیق فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Thomas Ian Nicholas نیز در نقش ایتن، شخصیتی را پیش میبرد که باید میان خویشتنداری و انفجار خشم نوسان کند. حضور او در برابر بازیگران شناختهشدهای چون Sean Astin، Penelope Ann Miller و Lou Diamond Phillips به فیلم دامنهای از چهرهها و تجربههای بازیگری میدهد، هرچند شخصیتهای فرعی فرصت یکسانی برای ماندگارشدن پیدا نمیکنند.
برخی از آنان بیشتر برای پیشبرد پیرنگ حاضرند تا برای افزودن لایهای مستقل به جهان فیلم. این محدودیت، بهخصوص در داستانی که بر شبکهای از روابط و وفاداریها تکیه دارد، محسوس است. فرم و روایت «Adverse» بهروشنی میخواهد هم درامی دربارهٔ پیوند خانوادگی باشد و هم تریلری دربارهٔ نفوذ به یک سازمان جنایتکار.
این دو مسیر از نظر موضوعی به هم مربوطاند، اما در اجرا همیشه به شکلی یکپارچه پیش نمیروند. هرجا فیلم بر وضعیت روانی ایتن و تضاد میان وظیفه و انتقام مکث میکند، داستان امکان مییابد از چارچوب یک تعقیبوجوی ساده فراتر برود. در مقابل، وقتی روایت صرفاً به رساندن اطلاعات ضروری یا آمادهکردن برخورد بعدی میپردازد، شخصیتها و روابطشان به ابزارهای حرکت پیرنگ تقلیل مییابند.
این نوسان در ضرباهنگ نیز دیده میشود. آرامش نسبی بخشهایی از داستان میتواند به حس خطر پنهان کمک کند، اما اگر لحظات سکون به تعمیق شخصیت یا افزایش انتظار نینجامند، کندی بهجای تعلیق مینشیند. همچنین، بیان مستقیم بعضی اطلاعات از ظرافت سینمایی اثر میکاهد؛ گویی فیلم به مخاطب نمیسپارد که خود از نشانهها به نتیجه برسد.
« Thomas Ian Nicholas نیز در نقش ایتن، شخصیتی را پیش میبرد که باید میان خویشتنداری و انفجار خشم نوسان کند. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، ایدهٔ مرکزی و فضای شبانه همچنان به روایت هویت میبخشند و آن را از یک داستان انتقام کاملاً بیچهره جدا میکنند. جمعبندی «Adverse» تریلری جنایی و تلخ است که از برخورد دو جهان—رانندگی روزمره و خشونت سازمانیافته—بهره میگیرد تا قصهای دربارهٔ وفاداری خانوادگی و لغزش به سوی انتقام بسازد.
نیروی اصلی آن در پیشفرض گیرا، فضای نئونوآر و انگیزهٔ شخصی ایتن نهفته است؛ ضعفهایش نیز در شتاب بعضی پیوندهای روایی، شخصیتپردازی محدود برخی نقشهای فرعی و اتکای گاه بیشازحد به توضیح مستقیم و الگوهای آشنا دیده میشود. فیلم در بهترین لحظاتش، خطر را از دل یک سفر معمولی بیرون میکشد و نشان میدهد چگونه انتخابی که با نیتی انسانی آغاز شده، ممکن است فرد را به قلمرویی تاریکتر بکشاند.
در مجموع، اثری است که بیش از غافلگیری پیرنگ، بر حالوهوا و فشار اخلاقی موقعیت خود تکیه دارد؛ تریلری که ظرفیت عاطفی و بصری دارد، اما همیشه فرصت نمیکند آن ظرفیت را به تجربهای کاملاً پخته بدل سازد.



ثبت دیدگاه