نقد و بررسی
نقد Broadway Bill | 1934
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شورش علیه زندگیِ جعبهوار «Broadway Bill» از جایی آغاز میشود که نظمِ ظاهراً موقرِ خانوادهٔ هیگینز، در واقع صورتی از سلطه است. جی. ال. هیگینز نهفقط بر کارخانه و داراییهایش، بلکه بر انتخابهای اعضای خانواده نیز فرمان میراند؛ گویی همه باید در دستگاهی واحد جای بگیرند و همانگونه رفتار کنند که او مقرر کرده است.
کارخانهٔ جعبهسازی در این میان تمثیلی روشن و بیتکلف میشود: جهانی که همهچیز را بستهبندی میکند، حتی آینده و میل آدمها را. دن بروکس با رهاکردن شغل امنش، در حقیقت از این نظم بیرون میزند و به سوی زندگیای میرود که خطر، ناکامی و امکانِ انتخاب در آن حضور دارد. فرانک کاپرا این تقابل را با لحنی سبک و کمیک پیش میبرد، اما زیرِ شوخیهایش مسئلهای جدی نهفته است: آیا آسایش مادی، اگر به بهای واگذاری اختیار به دست آید، واقعاً آسایش است؟
فیلم پاسخ را نه در قالب بیانیهای اجتماعی، بلکه از راه رفتار شخصیتها و تضاد میان محیطهایشان طرح میکند. خانه و کسبوکار هیگینز فضایی منظم، رسمی و خفهکننده دارند؛ زندگی پیرامون اسب و مسابقه، هرچند آشفته و نامطمئن، با شور و تحرک همراه است. رؤیا، مخاطره و بهای استقلال دن، برخلاف قهرمانانی که با نقشهای حسابشده به استقبال موفقیت میروند، چندان اهل برنامهریزی نیست.
او با سرمایهای اندک و اسبی که پیروزیاش تضمین نشده، راهی را انتخاب میکند که بیشتر بر اشتیاق تکیه دارد تا عقل معاش. همین ویژگی هم نقطهٔ قوت شخصیت است و هم سرچشمهٔ بخشی از نوسان فیلم: پایبندی او به رؤیا جذاب است، اما گاه فاصلهٔ میان آرمانخواهی و بیاحتیاطی چندان روشن نمیشود. تماشاگر میتواند درک کند که چرا دن از زندگی زیر فرمان هیگینز میگریزد؛ پذیرش اینکه هر انتخاب پرمخاطرهای خودبهخود شایستهٔ ستایش است، اما آسان نیست.
« فیلم پاسخ را نه در قالب بیانیهای اجتماعی، بلکه از راه رفتار شخصیتها و تضاد میان محیطهایشان طرح میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این دوگانگی برای ساختن کمدی استفاده میکند. گرفتاری مالی، بدهی خوراک اسب و مواجهه با سازوکارهای دنیای مسابقه، رؤیای دن را از حالت خیالپردازی محض بیرون میآورند. او ناچار است با پیامدهای عملی تصمیمش روبهرو شود؛ و درست در همین فاصله، میان آرزو و امکان، ماجرا جان میگیرد. «Broadway Bill» بیش از آنکه دربارهٔ پیروزی باشد، دربارهٔ سماجت در راهی است که ارزشش را نمیتوان فقط با نتیجه سنجید.
آلیس و نیروی حضور میرنالوی آلیس، دختر هیگینز، از همان جهان مرفهی میآید که دن میخواهد ترک کند، اما در آن احساس تعلق ندارد. نقش او در داستان صرفاً همراهی عاطفی با مردی سرکش نیست؛ او نیز به شیوهٔ خود در برابر محدودیتهای خانوادگی میایستد. میرنالوی این سرپیچی را با ترکیبی از شوخطبعی، وقار و سبکی اجرا میکند که از شخصیت، حضوری زنده میسازد.
آلیس در صحنهها منفعل نمیماند و واکنشهای سریع و نگاه بازیگوشش، بارها به فضای فیلم انرژی میبخشد. بااینحال، رابطهٔ آلیس و دن به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی فیلم استوار نیست. همراهی آنان از نظر داستانی قابلفهم است، اما پیوند عاطفیشان کمتر فرصت مییابد از دل موقعیتها و گفتوگوهای مشترک شکل بگیرد.
کشش و همدلی وجود دارد، ولی آن صمیمیتی که بتواند رابطه را به یکی از ستونهای پرقدرت فیلم بدل کند، همیشه پدیدار نمیشود. در نتیجه، آلیس بهعنوان شخصیت و حضور مستقل بسیار دلنشینتر از رابطهای است که فیلم میان او و دن میسازد. طنزِ خشکِ قدرت و خانواده بخشهایی از بهترین طنز فیلم در خانهٔ هیگینز میگذرد؛ جایی که خانواده، زیر سایهٔ پدرسالاری صاحباختیار، بیشتر به کارمندان یک مؤسسه شبیهاند تا خویشاوندانی که آزادانه با هم زندگی میکنند.
« فیلم از این دوگانگی برای ساختن کمدی استفاده میکند. »
شخصیتها و اجرا
هیگینز با اقتدار و اعتمادبهنفس خود، حتی موقعیتهای خانوادگی را به ادامهٔ مدیریت اقتصادیاش بدل میکند. این طنز از اغراق صرف نمیآید؛ در آن نوعی مشاهدهٔ دقیق از قدرت روزمره وجود دارد، از اینکه سلطه چگونه در عادتها و تشریفات معمول جا خوش میکند. والتر کانولی در نقش هیگینز، اقتدار مردی را میسازد که شاید خود را صرفاً مدیرِ امور بداند، اما مرز میان مدیریت و کنترل را از میان برده است.
روبهروی او، دن و آلیس نمایندگان نوعی سرپیچیاند که نه با سخنرانی، بلکه با انتخابهای عملی بیان میشود. این تقابل به فیلم بافتی اجتماعی میدهد، بیآنکه کمدیاش را به جدلی سنگین تبدیل کند. بااینحال، برخی شخصیتهای پیرامونی بیش از آنکه درامی مستقل داشته باشند، برای پیشبرد شوخی یا موقعیت به کار میآیند؛ همین امر گاهی جهان داستان را کمی طرحوار میکند.
ریتمی نامتوازن میان آغاز و میدان مسابقه ضعف محسوس «Broadway Bill» در ریتم آن است. آغاز فیلم زمان زیادی صرف معرفی خانواده، محیط اقتصادی و تصمیم دن میکند و تا زمانی که ماجرای اسب و مسابقه به مرکز توجه بیاید، حرکت داستان گاه کند به نظر میرسد. این مقدمه برای فهم انگیزهها لازم است، اما بخشی از آن میتوانست فشردهتر باشد تا کشمکش زودتر به مرحلهٔ پویاتری برسد.
فیلم با رسیدن به فضای اصطبل و میدان مسابقه، جان بیشتری میگیرد، اما حتی آنجا نیز همهٔ صحنهها از کشش یکسان برخوردار نیستند. ماجرای شرطبندی و فضای پیرامون مسابقات، از نظر ظرفیت دراماتیک غنی است: در آن، شایعه، امید، خطر و هیجان جمعی میتوانند در چند لحظه جای یکدیگر را بگیرند. بعضی از این موقعیتها با طنزی تند و سرگرمکننده اجرا میشوند؛ بعضی دیگر بیش از اندازه طول میکشند و نیروی تعلیقشان افت میکند.
« هیگینز با اقتدار و اعتمادبهنفس خود، حتی موقعیتهای خانوادگی را به ادامهٔ مدیریت اقتصادیاش بدل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین فیلم مدام میان لحظات پرجنبوجوش و بخشهایی که اندکی کشدار میشوند، رفتوآمد دارد. مسابقهٔ پایانی از پرتحرکترین لحظههای آن است و شور سینمایی بیشتری دارد، اما مسیر رسیدن به آن برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه روان نخواهد بود. گروه بازیگران و جهانِ حاشیهای فیلم وارن باکستر، در نقش دن، تصویری از مردی میسازد که بیش از آنکه قهرمانی شکستناپذیر باشد، آدمی سمج و تا حدی بیمحاباست.
بازی او بر جذابیت و اطمینان شخصی تکیه دارد و با آشفتگیهای مسیر نیز همراه میشود، هرچند رابطهٔ او با خودِ اسب بهاندازهٔ محور داستان، گرمایی عمیق پیدا نمیکند. این فاصله گاه مهم میشود، زیرا قرار است پیوند دن با مسابقه و اسب، موتور عاطفی روایت باشد. بازیگران مکمل به جهان فیلم رنگ میدهند.
ریموند والبورن در نقش سرهنگ پتیگرو از چهرههایی است که با حضورش صحنهها را بهسرعت زنده میکند؛ شوخی و غرابت شخصیت او در کنار نظم خشک خانوادهٔ هیگینز، تضادی خوشایند میسازد. کلارنس میوز نیز با خویشتنداری و متانت، در نقش وایتـی حضوری سنجیده دارد. فیلم از این شخصیتهای فرعی سود میبرد، زیرا آنان فضای مسابقه را از پسزمینهای صرف به جامعهای کوچک و پررفتوآمد بدل میکنند.
این کیفیت جمعی، یکی از سرچشمههای گرمای اثر است. جایگاه فیلم در مسیر کاپرا «Broadway Bill» در کارنامهٔ کاپرا اثری است که در آن نشانههای آشنای سینمای او ــ ستایش استقلال فردی، بیاعتمادی به اقتدار خشک و علاقه به آدمهای خوشقلبِ گرفتار ــ حضور دارند، اما هنوز به توازن و فشردگی آثار شاخصترش نمیرسند.
« بنابراین فیلم مدام میان لحظات پرجنبوجوش و بخشهایی که اندکی کشدار میشوند، رفتوآمد دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهروشنی به سوی کمدیِ رمانتیک و درامِ امیدبخش حرکت میکند، ولی گاهی عناصرش جدا از یکدیگر میمانند: طنز خانوادگی، پیوند عاطفی و هیجان مسابقه همیشه در یک ریتم واحد ادغام نمیشوند. این اثر بعدها مبنای بازسازی کاپرا با عنوان «Riding High» قرار گرفت؛ واقعیتی که نشان میدهد داستان برای او همچنان ظرفیت بازگشت و بازپرداخت داشته است.
بااینهمه، تماشای نسخهٔ ۱۹۳۴ ارزش مستقلی دارد: میتوان در آن طرحهای اولیهٔ جهانبینی کاپرا را دید، در کنار ناهماهنگیهایی که مانع از آن میشوند فیلم به نمونهای بینقص بدل شود. «Broadway Bill» نه دستاوردی همسنگ قلههای کارنامهٔ او، بلکه اثری دلپذیر و ناهموار است که جذابیتش بیشتر از شخصیتها و حالوهوای انسانیاش میآید تا از انسجام کامل روایت.
جمعبندی «Broadway Bill» فیلمی گرم و خوشقلب دربارهٔ گریز از زندگیِ ازپیشتعیینشده و پیگرفتن رؤیایی نامطمئن است. شوخطبعی میرنالوی، طنزِ موقعیتهای خانوادگی و شورِ لحظات مسابقه، به آن جاذبهای ماندگار میبخشند؛ در سوی دیگر، آغاز کند، رابطهٔ عاطفی کمرمق و کشآمدن بعضی صحنههای شرطبندی از نیروی کلی اثر میکاهند.
نتیجه، فیلمی است که بیشتر با سرزندگی و حسننیت خود در خاطر میماند تا با پرداختی بیعیبونقص. اگرچه مسیرش گاه مکث دارد، اشتیاق ساده و صادقانهاش به آزادی و انتخاب، همچنان تماشایی است.
« نتیجه، فیلمی است که بیشتر با سرزندگی و حسننیت خود در خاطر میماند تا با پرداختی بیعیبونقص. »
ثبت دیدگاه