نقد و بررسی
نقد A Christmas Prince: The Royal Wedding | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قصهای آشنا «A Christmas Prince: The Royal Wedding» دنبالهای است که بیش از آنکه بخواهد جهان تازهای بسازد، میکوشد مخاطب را دوباره به حالوهوای آشنای فیلم نخست ببرد: قصری آراسته، زمستانی برفی، مراسمی سلطنتی و عشقی که در آستانهٔ کریسمس قرار است به سرانجام برسد. داستان یک سال پس از بهتختنشستن ریچارد میگذرد؛ امبر و او در تدارک ازدواجاند، اما امبر با پرسشی جدی روبهرو میشود: آیا میتواند در جایگاه ملکه، هم به وظایف تازهاش تن دهد و هم هویت مستقل خود را حفظ کند؟
در سوی دیگر، برنامهٔ اقتصادی ریچارد با بحرانی روبهروست که بر آیندهٔ کشور خیالی آلدُویا سایه میاندازد. فیلم در انتخاب این دو خط روایی، بلندپروازی محدودی دارد. هم رابطهٔ عاشقانه را دنبال میکند و هم میخواهد از مسئولیت سیاسی پادشاهی سخن بگوید؛ اما پیوند میان این دو محور همیشه طبیعی از کار درنمیآید.
نتیجه اثری است که بهوضوح برای سرگرمی و آسودگی خاطر ساخته شده، ولی گاه میان قصهٔ عاشقانه و معمای سلطنتی سرگردان میماند. امبر و مسئلهٔ هویت هستهٔ عاطفی فیلم، تردید امبر دربارهٔ ملکهشدن است؛ تردیدی که میتوانست زمینهساز کاوشی دقیق در معنای سازگاری، استقلال و مسئولیت باشد. او از جهانی آمده که در آن زندگی حرفهای و انتخابهای شخصیاش را خودش شکل میداد، اما در آلدُویا با تشریفات، قواعد درباری و تصمیمهایی روبهرو میشود که دیگران برایش گرفتهاند.
از همین رو، کشمکش او صرفاً بر سر جزئیات مراسم ازدواج نیست؛ بحث بر سر این است که آیا میتوان در دل نهادی که بر سنت تکیه دارد، همچنان خودِ واقعی باقی ماند. رز مکآیور با حضور گرم و واکنشهای صمیمانهاش، این تضاد را قابلدنبالکردن میکند. امبر نه شخصیتی کاملاً شورشی است و نه چهرهای منفعل که بیچونوچرا در نقش تازهاش حل شود.
« در سوی دیگر، برنامهٔ اقتصادی ریچارد با بحرانی روبهروست که بر آیندهٔ کشور خیالی آلدُویا سایه میاندازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلمنامه بهجای آنکه پرسش او را با ظرافت بپروراند، گاه آن را به مجموعهای از سوءتفاهمها و دلخوریهای زودگذر تقلیل میدهد. بنابراین، ظرفیت دراماتیک مسئله از نتیجهٔ نهایی پررنگتر است. رابطهٔ عاشقانه؛ شیرینی در کنار کمعمقی رابطهٔ امبر و ریچارد همچنان مهمترین تکیهگاه احساسی فیلم است.
آنها در آستانهٔ ازدواجاند و قصه از مخاطب انتظار ندارد که اصل دلبستگیشان را زیر سؤال ببرد؛ جذابیت بیشتر در تلاششان برای هماهنگکردن دو سبک زندگی متفاوت نهفته است. امبر با صراحت و خودانگیختگیاش در برابر جهانی قرار میگیرد که به آداب و تصویر رسمی اهمیت میدهد، درحالیکه ریچارد میان همراهی با او و وظیفهٔ پادشاهانهاش گرفتار میشود.
رز مکآیور و بن لمب به این رابطه لطافتی ساده و دلپذیر میبخشند. لحظات مشترکشان برای مخاطبی که به کمدیهای رمانتیک تعطیلات علاقه دارد، بهاندازهٔ کافی گرم و قابلقبول است. اما رابطه کمتر به گفتوگوهای عمیق یا اختلافهایی میرسد که شخصیتها را واقعاً دگرگون کند. تنشها اغلب برای مدتی کوتاه بالا میگیرند و سپس با سرعتی بیش از حد آسان فروکش میکنند.
ازاینرو، عشق میان دو شخصیت دوستداشتنی است، ولی پیچیدگی عاطفی آن به همان اندازه رشد نمیکند. آلدُویا؛ جلوهٔ بصری و خیال کریسمسی یکی از امتیازهای روشن فیلم، ساختن جهانی است که میداند قرار است پیش از هر چیز تماشایی و خیالانگیز باشد. فضای قصر، نورپردازیهای جشن، برف و تدارکات ازدواج، به فیلم رنگوبویی میدهند که با قصهٔ شاهزادهوار آن تناسب دارد.
« بنابراین، ظرفیت دراماتیک مسئله از نتیجهٔ نهایی پررنگتر است. »
شخصیتها و اجرا
اینجا واقعگرایی تاریخی هدف اصلی نیست؛ آلدُویا بیشتر صحنهای افسانهای است که هر گوشهاش برای یادآوری فصل تعطیلات آراسته شده است. طراحی مراسم و پوششها نیز به همین خیالپردازی کمک میکنند. فیلم از جلوهٔ ظاهری تشریفات سلطنتی بهره میگیرد تا لحظاتی چشمنواز بسازد و حتی وقتی روایت شتاب میگیرد، تماشاگر را در محیطی آراسته نگه دارد.
این زیبایی البته کارکردی دوگانه دارد: از یک سو، لذت تماشای اثر را بالا میبرد؛ از سوی دیگر، فاصلهٔ میان فضای تجملی قصر و مشکلاتی را که مردم کشور با آن مواجهاند، آشکارتر میکند. بحران سیاسی؛ ایدهای بزرگتر از پرداخت خط اقتصادی و سیاسی داستان میتوانست تعادلی جدی در برابر قصهٔ ازدواج ایجاد کند.
ریچارد با دشواریهای برنامهای برای بهبود وضعیت کشور روبهروست و مسئلهٔ پول و بیاعتمادی عمومی، امکان پرداختن به مسئولیت قدرت را فراهم میکند. فیلم حتی از امبر بهعنوان شخصیتی برخوردار از نگاه بیرونی و کنجکاوی روزنامهنگارانه بهره میبرد؛ ویژگیای که میتوانست او را در فهم بحران و ارزیابی رفتار دربار مؤثرتر کند.
اما این مضمون به اندازهٔ کافی بسط نمییابد. بحران اعتصاب و اختلافهای درباری گاهی بیشتر شبیه مانعی روایی برای بههمریختن برنامههای کریسمس به نظر میرسند تا مسئلهای با پیامدهای واقعی برای مردم. وقتی فیلم به وضعیت مالی کشور میپردازد، ریتمش کند میشود، بیآنکه جزئیات لازم برای درگیرکردن مخاطب را فراهم کند.
« طراحی مراسم و پوششها نیز به همین خیالپردازی کمک میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، بحران سیاسی نه آنقدر پیچیده است که تعلیق بسازد و نه آنقدر شخصی پرداخت میشود که به درامی اثرگذار بدل شود. کمدی و شخصیتهای فرعی فیلم برای سبککردن فضای قصه، به شوخیهای موقعیتی و شخصیتهای فرعی پرتحرک تکیه دارد. بعضی از این لحظات، بهویژه در برخورد با تشریفات و سختگیریهای مربوط به عروسی، با حالوهوای سبک اثر سازگارند.
شخصیتهایی مانند طراح پرشور مراسم نیز با انرژی اغراقآمیز خود، رنگی کمیک به فضای قصر میافزایند. پرنسس امیلی هم با طعنهها و واکنشهای هوشمندانهاش از شخصیتهای دلنشینتر داستان است. بااینحال، شوخیها همیشه از دل شخصیتها یا موقعیتها بهطور طبیعی زاده نمیشوند. گاهی فیلم برای جلب خنده، رفتارها را بیش از اندازه بزرگنمایی میکند یا از تصادف و سوءتفاهم کمک میگیرد.
همین اغراق، در کنار پیچشهایی که برای تازهکردن ماجرا به کار میروند، میتواند حس تصنع ایجاد کند. برخی لحظات سرگرمکنندهاند، اما پیوستگی لحن را تضعیف میکنند و باعث میشوند فیلم میان افسانهٔ عاشقانه و کمدی سبکسرانه نوسان داشته باشد. بازیها و ریتم روایت رز مکآیور با مهربانی و سرزندگی، مرکز ثقل فیلم باقی میماند و بن لمب نیز ریچارد را با وقار و ملایمتی متناسب با فضای قصه بازی میکند.
حضور آلیس کریگه در نقش ملکهٔ مادر، بر رسمیت فضای دربار میافزاید و بازیگران نقشهای فرعی به جهان فیلم جنبوجوش میدهند. اما بازیها نمیتوانند همیشه کمبودهای فیلمنامه را جبران کنند؛ بسیاری از شخصیتها بهسرعت وارد صحنه میشوند، کارکردی مشخص میگیرند و پیش از آنکه مجال عمقیافتن پیدا کنند، کنار میروند.
« کمدی و شخصیتهای فرعی فیلم برای سبککردن فضای قصه، به شوخیهای موقعیتی و شخصیتهای فرعی پرتحرک تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
ریتم نیز یکدست نیست. بخشهای مربوط به مقدمات عروسی، فضای جشن را حفظ میکنند، اما روایت در پرداخت بحران مالی و کشف رازهای پیرامون آن کند میشود. در مقابل، برخی تغییر مسیرهای قصه با شتابی ناگهانی رخ میدهند. این تفاوت میان کندی بعضی بخشها و عجلهٔ بخشهای دیگر، انسجام روایی را محدود میکند.
جمعبندی «A Christmas Prince: The Royal Wedding» فیلمی برای مخاطبی است که از بازگشت به یک قصهٔ عاشقانهٔ آشنا، فضای سلطنتی و تزئینات پررنگ کریسمسی لذت میبرد. گرمای بصری، رابطهٔ شیرین امبر و ریچارد و حضور چند شخصیت فرعی دوستداشتنی، به آن جذابیتی سبک و مناسب تماشای تعطیلات میدهد.
در عین حال، بحران اقتصادی و سیاسی آلدُویا آنگونه که باید جدی و روشن پرداخت نمیشود و کمدیهای گاه اغراقآمیز نیز از ظرافت اثر میکاهند. فیلم در نهایت بیش از آنکه دربارهٔ سازوکار قدرت یا دشواریهای حکومتداری باشد، دربارهٔ رؤیای رسیدن به یک عروسی افسانهای است؛ رؤیایی آراسته و خوشقلب، اما نه چندان عمیق.
اگر مخاطب با همین انتظار سراغ آن برود، میتواند از حالوهوای گرم و خیالانگیزش لذت ببرد؛ اگر به دنبال درامی منسجم و پرداخت سیاسی جدی باشد، احتمالاً فاصلهٔ میان ایدههای فیلم و اجرای آن را احساس خواهد کرد.
« در مقابل، برخی تغییر مسیرهای قصه با شتابی ناگهانی رخ میدهند. »
ثبت دیدگاه