نقد و بررسی
نقد 12 | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک الگوی کلاسیک «دوازده» ساختهٔ نیکیتا میخالکوف، از همان آغاز خود را در گفتوگویی آشکار با «دوازده مرد خشمگین» سیدنی لومت قرار میدهد؛ اما به بازسازی صرفِ موقعیت و شخصیتها بسنده نمیکند. هستهٔ دراماتیک آشناست: گروهی از مردان باید دربارهٔ سرنوشت متهمی جوان تصمیم بگیرند، و اختلافی کوچک در رأی نخست، آنان را وادار میکند پرونده را دوباره بررسی کنند.
بااینحال، فیلم با انتقال این ساختار به مسکو و جامعهٔ روسیه، میکوشد پرسشهای تازهای دربارهٔ عدالت، تعصب، مسئولیت اجتماعی و حافظهٔ جنگ طرح کند. در نتیجه، اثر بیش از آنکه نسخهای روسی از یک کلاسیک باشد، برداشتی شخصی و گسترده از ظرفیت همان الگوی نمایشی است. این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ بخشی از دشواریهای آن.
وفاداری به چارچوب اصلی، به قصه نظمی روشن میدهد؛ در مقابل، گسترش آن به زمینههای اجتماعی و تاریخی روسیه، گاه فیلم را از خویشتنداری و تمرکز نسخهٔ پیشین دور میکند. میخالکوف میخواهد هم یک درام قضایی پرتنش بسازد و هم تصویری چندصدایی از جامعهای پرتناقض؛ جاهطلبیای که لحظاتی پربار میآفریند، اما همیشه به یک اندازه مهار نمیشود.
اتاق بسته و جامعهای بیرون از قاب بخش عمدهٔ فیلم در سالن ورزش مدرسهای میگذرد؛ مکانی موقت که دوازده مرد در آن گرد میآیند تا دربارهٔ اتهام قتل یک افسر ارتش روسیه به پسر جوانی چچنی رأی دهند. محدودیت مکانی، بهجای آنکه صرفاً مانعی برای حرکت باشد، نیروی اصلی تعلیق را فراهم میکند: نگاهها، مکثها و واکنشهای کوچک به اندازهٔ استدلالهای صریح اهمیت مییابند.
« این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ بخشی از دشواریهای آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بیرون از اتاق، زندگی عادی همچنان ادامه دارد، اما برای این مردان، گفتوگو رفتهرفته به مواجههای با وجدان و پیشداوریهای خودشان بدل میشود. این فضای محصور، تصویری فشرده از جامعهای گستردهتر نیز هست. اعضای هیئت منصفه از تجربهها و جایگاههای متفاوتی میآیند و هر یک، آگاهانه یا ناآگاهانه، بخشی از حساسیتها و شکافهای اجتماعی را با خود به جلسه میآورند.
پرسش فیلم فقط این نیست که شواهد چه میگویند؛ پرسش این است که چه کسی حق دارد دربارهٔ زندگی دیگری حکم صادر کند و داوری انسان تا چه اندازه از ترس، خشم، منفعت یا خاطره اثر میپذیرد. چنین تمرکزی به گفتوگوها وزن میبخشد، هرچند گاهی بار معنایی صحنهها چنان سنگین میشود که ریتم طبیعی بحث را کند میکند.
شخصیتها؛ دوازده صدا، دوازده جهانبینی مهمترین سرمایهٔ فیلم، گروه بازیگران آن است. شخصیتها نه صرفاً مهرههایی برای پیشبرد معما، بلکه حاملان نگرشهایی متفاوت به قانون، اقلیتها، قدرت و مسئولیتاند. بازیگران در صحنههای بحث، بهخوبی تفاوت میان اعتمادبهنفس، تردید، بدگمانی و خستگی را از راه لحن و زبان بدن منتقل میکنند.
از آنجا که داستان بر گفتوگو استوار است، کیفیت اجراها نقشی حیاتی دارد؛ و در بسیاری از لحظات، بازیها اجازه نمیدهند فضای ثابت جلسه به یکنواختی کامل برسد. تکگوییها نیز فرصت میدهند تا چهرهٔ عمومی شخصیتها با تجربههای شخصیشان برخورد کند. گاه مردی که ابتدا بیاعتنا یا خشن به نظر میرسد، در خلال روایت خود لایهای آسیبپذیرتر آشکار میکند؛ گاه نیز خاطرهای که به ظاهر از موضوع پرونده دور است، راهی میشود برای فهمیدن منشأ داوری او.
« این فضای محصور، تصویری فشرده از جامعهای گستردهتر نیز هست. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، همهٔ این روایتها به یک اندازه ضروری یا موجز نیستند. برخی از آنها چنان طولانی میشوند که رشتهٔ بحث اصلی را سست میکنند و توجه تماشاگر را از مسئلهٔ محوری دور میسازند. فیلم به اجراهای نیرومندش تکیه دارد، اما همین اتکا گاهی بهانهای میشود برای ماندن بیش از حد در یک سخنرانی.
عدالت، سوءظن و مسئولیت رأی درام قضایی فیلم در سطح نخست دربارهٔ سنجیدن شواهد است؛ اما در سطح عمیقتر، دربارهٔ حدود اطمینان انسانی سخن میگوید. رأی دادن در چنین موقعیتی عملی انتزاعی نیست: هر رأی میتواند آیندهٔ یک انسان را دگرگون کند. فیلم از این راه، فاصلهٔ میان «گمان داشتن» و «دانستن» را برجسته میسازد و نشان میدهد که چگونه برخی داوریها پیش از بررسی دقیق واقعیت، بر پایهٔ تصوراتی کلی دربارهٔ قومیت، طبقه یا شخصیت متهم شکل میگیرند.
این مضمون در بستر روسی اثر اهمیت ویژهای پیدا میکند. هویت چچنی متهم و سابقهٔ جنگ، فقط جزئیاتی برای متفاوت کردن ماجرا از نمونهٔ آمریکایی نیستند؛ آنها یادآور تاریخ خشونت و بیاعتمادیاند که بیرون از اتاق نیز حضور دارد. فیلم میکوشد نشان دهد که عدالت در خلأ رخ نمیدهد و داوران نیز از تاریخ و جامعهٔ پیرامونشان جدا نیستند.
در عین حال، گاه بیان مستقیم پیام اخلاقی بر پیچیدگی موقعیت غلبه میکند. اثر بهجای آنکه همواره اجازه دهد مخاطب از برخورد دیدگاهها به نتیجه برسد، بعضی لحظات را با تأکیدهای نمایشی و کلامی پررنگ میکند. بازگشت به گذشته و گسترش جهان فیلم بازگشتهای تصویری به گذشتهٔ متهم، از مهمترین تفاوتهای روایی فیلم با الگوی صحنهمحور آن است.
« بااینهمه، همهٔ این روایتها به یک اندازه ضروری یا موجز نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تصاویر، جهان اثر را از سالن مدرسه بیرون میبرند و تجربهٔ جنگ را به حضوری ملموس در کنار بحثهای قضایی بدل میکنند. آنها یادآوری میکنند که پرونده فقط مجموعهای از قرائن نیست و پشت عنوان «متهم» انسانی قرار دارد که گذشتهاش با خشونت و فقدان گره خورده است. از این نظر، تغییر لحن و فضا میتواند نیروی عاطفی قابل توجهی داشته باشد.
اما این گسترش همیشه بینقص نیست. فیلم میان درام محصورِ هیئت منصفه و تصاویر پرتنش گذشته رفتوآمد میکند و گاهی این دو بخش بهجای آنکه یکدیگر را غنی کنند، از تمرکز هم میکاهند. بازگشتها گاه در اوج گفتوگوها، ضرباهنگ جلسه را قطع میکنند و حس ازدحام روایی میسازند. این انتخاب میتواند از نظر مضمونی قابل دفاع باشد، اما از نظر ریتم، یکدستی فیلم را کاهش میدهد؛ بهخصوص برای تماشاگری که بیش از هر چیز مجذوب کشمکش فکری میان دوازده مرد شده است.
ریتم، گفتوگو و کشآمدن درام «دوازده» اثری بلند و پرحرف است و این ویژگی هم نیروی محرک آن است و هم محدودیتش. فیلم برای آشکار کردن تغییرات ذهنی شخصیتها زمان زیادی صرف میکند؛ در بهترین لحظات، این مکثها اجازه میدهند اختلاف نظرها واقعاً شکل بگیرند و رأیگیریها صرفاً ابزارهایی مکانیکی برای جلو بردن قصه نباشند.
تماشاگر فرصت مییابد استدلالها را بسنجد و از تغییر لحن یا سکوت یک عضو، نشانهای از دگرگونی درونی دریافت کند. بااینحال، همهٔ مکثها به تعلیق خدمت نمیکنند. بعضی صحنهها بیش از اندازه در روایتهای فرعی یا مونولوگهای طولانی میمانند و به جای افزودن لایهای تازه، همان مضمون را دوباره بیان میکنند.
« از این نظر، تغییر لحن و فضا میتواند نیروی عاطفی قابل توجهی داشته باشد. »
قوتها و کاستیها
همچنین، تغییر نظر برخی شخصیتها گاه سریعتر از آن است که مسیر اقناعشان بهروشنی احساس شود. در درامی که نیروی اصلیاش بر قانعشدن تدریجی بنا شده، این لغزش اهمیت دارد: تغییر موضع باید حاصل فشار استدلال یا تجربهای عاطفی باشد، نه صرفاً نیاز فیلم به حرکت بعدی. به همین دلیل، اثر هم میتواند در بخشهایی نفسگیر و درگیرکننده باشد و هم در بخشهایی احساس کند که بیش از اندازه درجا میزند.
جمعبندی «دوازده» فیلمی بلندپروازانه است که با بهرهگیری از ساختاری آشنا، میکوشد دربارهٔ عدالت و جامعهٔ روسیهٔ معاصر سخن بگوید. نقطهٔ قوت اصلی آن بازیهای قدرتمند، حضور پرشور در بحثها و تواناییاش در تبدیل یک جلسهٔ ظاهراً محدود به میدان برخورد تجربهها و پیشداوریهاست. بازگشتهای مربوط به گذشتهٔ متهم نیز به قصه بُعدی تاریخی و عاطفی میبخشند، هرچند گاهی تمرکز روایی را پراکنده میکنند.
در برابر این دستاوردها، طولانیشدن برخی تکگوییها، افتوخیز ریتم و تغییر موضعهای نهچندان اقناعکننده قرار دارد. فیلم گاه میخواهد بیش از ظرفیت صحنه، مضمون و احساس را بر مخاطب تحمیل کند؛ اما حتی در لحظات کممهارتر نیز بحث مرکزی خود را زنده نگه میدارد: داوری دربارهٔ دیگری، آزمونی برای سنجش خودِ داور نیز هست.
حاصل، اثری نابرابر اما درگیرکننده است؛ فیلمی که نه با سادگی و فشردگی نمونهٔ کلاسیکش، بلکه با گستردگی، صراحت و حالوهوای خاص روسی خود در ذهن میماند.
« همچنین، تغییر نظر برخی شخصیتها گاه سریعتر از آن است که مسیر اقناعشان بهروشنی احساس شود. »
ثبت دیدگاه