نقد و بررسی
نقد Strangled | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و جهان روایی «Strangled» ساختهٔ Árpád Sopsits، تریلری جنایی و نئونوآر از مجارستان است که از پروندهای واقعی الهام میگیرد و داستانش را در فضای سرد و پراضطراب سالهای سوسیالیسم پیش میبرد. در شهری کوچک، قتلهای زنان جوان جامعه را به وحشت میاندازد؛ همزمان، مردی که بهناحق محکوم شده پشت میلههاست و دستگاه قضایی، بهجای آنکه خطای خود را بپذیرد، میکوشد حکم را به سرانجام برساند.
یک کارآگاه مصمم در برابر این مسیر میایستد و پروندهای را دنبال میکند که بهتدریج از یک معمای جنایی فراتر میرود. فیلم بیش از آنکه بر غافلگیریهای پیدرپی تکیه کند، بر برخورد میان حقیقت و قدرت متمرکز است. جنایتها هستهٔ پرتنش قصهاند، اما مسئلهٔ اصلی، شیوهای است که نهادها با واقعیت ناخوشایند روبهرو میشوند: آیا حقیقت مهمتر است یا حفظ اعتبار دستگاهی که پیشتر تصمیم گرفته است؟
فضاسازی؛ سرمایی که به داستان شکل میدهد نیرومندترین دستاورد فیلم، ساختن جهانی است که در آن خفقان نه فقط در مضمون، بلکه در تصویر و حسوحال جاری است. شهر کوچک، خیابانهای کمنور، محیطهای اداری و فضاهای بسته، همگی به تماشاگر این احساس را منتقل میکنند که آدمها در محاصرهٔ نیروهایی هستند که از اختیارشان بیرون است.
« فیلم بیش از آنکه بر غافلگیریهای پیدرپی تکیه کند، بر برخورد میان حقیقت و قدرت متمرکز است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سکون و سردی فضا صرفاً آرایش بصری نیست؛ با ترس عمومی، سکوت اجتماعی و بیاعتمادی به نهادها پیوند میخورد. بازسازی مجارستانِ آن دوره نیز به فیلم وزن و باورپذیری میدهد. جزئیات محیط، لباسها و فضای روزمره کمک میکنند داستان در گذشتهای ملموس جای بگیرد، نه در پسزمینهای تاریخی و تزئینی.
این حس زمان و مکان، چنان پررنگ است که گاه خود شهر به شخصیتی خاموش بدل میشود: مکانی که در آن همهچیز ظاهراً جریان عادی دارد، اما زیر سطح روزمرگی اضطرابی پیوسته انباشته شده است. جنایت و خشونت؛ اثرگذاری در برابر تکرار «Strangled» از نمایش خشونت پرهیز نمیکند و همین انتخاب، تجربهٔ تماشای آن را دشوار میسازد.
قتلها با لحنی تلخ و بیتعارف تصویر میشوند؛ نه برای تبدیلشدن به هیجان سرگرمکننده، بلکه برای نشاندادن وحشتی که بر قربانیان و جامعه سایه میاندازد. در بهترین لحظهها، خشونت وزن اخلاقی خود را حفظ میکند و تماشاگر را از فاصلهٔ امن یک معمای جنایی بیرون میکشد. اما تکرار این صحنهها در ادامه به نقطهضعف بدل میشود.
« سکون و سردی فضا صرفاً آرایش بصری نیست؛ با ترس عمومی، سکوت اجتماعی و بیاعتمادی به نهادها پیوند میخورد. »
شخصیتها و اجرا
وقتی الگوی خشونت بارها بازمیگردد، شوک اولیه فرسوده میشود و جزئیات تازهای به تجربه نمیافزاید. در نتیجه، آنچه میتوانست تلخی و اضطراب را عمیقتر کند، گاه به بازگویی تصویریِ همان تأثر قبلی نزدیک میشود. فیلم در این بخش میان ضرورتِ مواجهکردن مخاطب با خشونت و خطرِ عادیکردن آن تعادل کاملی پیدا نمیکند.
شخصیتها و بازیها بازیها از ستونهای اصلی فیلماند. بازیگران، تلخی و فشار روانی موقعیت را با خویشتنداری منتقل میکنند؛ بهجای آنکه هر لحظه را با واکنشهای نمایشی پر کنند، اجازه میدهند فرسودگی و هراس در رفتار و سکوت شخصیتها دیده شود. این رویکرد با جهان سرد فیلم تناسب دارد و مانع میشود داستان به ملودرامی پرهیاهو تبدیل شود.
کارآگاهِ پیگیر، نیرویی است که روایت را به حرکت درمیآورد، اما او نیز درون دستگاهی گرفتار است که حقیقت را بهسادگی نمیپذیرد. در برابر او، دادستان نمایندهٔ فشاری نهادی است که از یک تصمیم اشتباه دفاع میکند، چون عقبنشینی میتواند هزینه داشته باشد. بااینحال، شخصیتها همیشه به یک اندازه پرداخت نمیشوند.
« وقتی الگوی خشونت بارها بازمیگردد، شوک اولیه فرسوده میشود و جزئیات تازهای به تجربه نمیافزاید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی از آنان بیشتر حاملِ موقعیتی اخلاقی یا سیاسیاند تا انسانهایی با زندگی درونی کاملاً گشوده؛ ازاینرو، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه با آنان پیوندی عاطفی برقرار کند، رفتارشان را در چارچوب ایدههای فیلم بسنجد. عدالت، سیاست و حقیقت بُعد قضایی و سیاسی داستان، فیلم را از یک تعقیبوگریز معمولی متمایز میکند.
محکومیت مرد بیگناه فقط یک خطای فردی نیست؛ مسئله، مجموعهای از تصمیمها و فشارهایی است که در کنار هم امکانِ اصلاح خطا را محدود میکنند. دادستان برای اجرای حکم اصرار میورزد، درحالیکه پیگیری کارآگاه تهدیدی برای روایتی رسمی بهشمار میآید. در چنین فضایی، عدالت به چیزی بیش از کشف مجرم تبدیل میشود: آزمونی برای سنجش اینکه نهادها تا چه اندازه حاضرند حقیقت را حتی به بهای بیاعتبارشدن خود بپذیرند.
بااینهمه، پیام فیلم همیشه به روشنی صورتبندی نمیشود. اثر همزمان به جنایت، خطای قضایی، مناسبات قدرت و فضای اجتماعی میپردازد، اما پیوند میان این لایهها گاهی سست به نظر میرسد. موضوعهای مهمی مطرح میشوند، ولی فیلم در همهٔ لحظات راهی روشن برای کنار هم نشاندن آنها نمییابد. همین ابهام میتواند برای برخی تماشاگران فضایی چندمعنا بسازد، اما برای برخی دیگر این احساس را بهجا بگذارد که منظور نهایی کارگردان بهقدر کافی منتقل نشده است.
« عدالت، سیاست و حقیقت بُعد قضایی و سیاسی داستان، فیلم را از یک تعقیبوگریز معمولی متمایز میکند. »
قوتها و کاستیها
ریتم و ساختمان روایت ساختار فیلم بر انباشت تدریجیِ اطلاعات و فشار روانی استوار است، نه بر ضرباهنگ تند. این انتخاب در آغاز با حالوهوای اثر سازگار است: روایت فرصت میدهد فضای شهر، ترس عمومی و بنبستهای پرونده شکل بگیرند. فیلم میخواهد مخاطب در جهانی بماند که در آن پاسخها بهآسانی به دست نمیآیند و هر پیشروی با مانعی نهادی یا اخلاقی روبهرو میشود.
بااینحال، زمان طولانی فیلم همیشه به غنا نمیانجامد. بعضی بخشها بیش از اندازه کش پیدا میکنند و تکرار صحنههای قتل نیز به احساس کندی دامن میزند. چون روایت در میانهٔ راه گاه به جای تغییر مسیر یا تعمیق شخصیتها، بر همان تنشهای پیشین مکث میکند، تمرکز تماشاگر ممکن است کاهش یابد. فیلم ظرفیت یک درام جنایی فشردهتر را دارد، اما ترجیح میدهد سنگینی و ملال محیط را حفظ کند؛ انتخابی که از نظر فضاسازی قابلفهم است، ولی از نظر ریتم همواره موفق نیست.
تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از تریلرهای جناییِ تلخ و کند، با زمینهٔ تاریخی و سیاسی، استقبال میکنند و انتظار ندارند اثر صرفاً سرگرمی پرشتابی باشد. خشونت صریح آن میتواند تجربه را آزاردهنده کند، و لحن سردش نیز عمداً فاصلهای میان مخاطب و شخصیتها نگه میدارد.
« ریتم و ساختمان روایت ساختار فیلم بر انباشت تدریجیِ اطلاعات و فشار روانی استوار است، نه بر ضرباهنگ تند. »
جمعبندی
در مقابل، کسانی که به بازسازی دقیق دوره، فضای نئونوآر و روایتهایی دربارهٔ سوءاستفاده از قدرت علاقه دارند، احتمالاً از وجه تاریخی و اخلاقی آن بهره خواهند برد. ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی سازوکار معماییاش باشد، در ترکیب فضای تاریخی با مسئلهٔ عدالت و اجرای بازیهای متقاعدکننده نهفته است.
تکرار، کندی و پیام نسبتاً مبهم مانع میشوند این ظرفیت در تمام مدت به اثری کاملاً منسجم تبدیل شود؛ اما همان سرمای بصری و حس اضطرابی که از ابتدا بنا میکند، مدتها در ذهن باقی میماند. جمعبندی «Strangled» اثری تلخ، خشن و سنگین است که از پروندهای جنایی برای پرداختن به خطای قضایی و فشار قدرت استفاده میکند.
فضاسازی سرد، بازسازی باورپذیر مجارستانِ قدیم و بازیهای محکم، نقاط قوت روشن آناند. در سوی دیگر، تکرار صحنههای قتل، ریتم کشدار و ابهام در بیان مضمون، از تأثیر نهایی فیلم میکاهند. حاصل، فیلمی کاملاً بینقص یا آسانتماشا نیست؛ بلکه درامی نئونوآر و آزارنده است که بیش از هیجان لحظهای، با حس خفقان و بیعدالتیاش اثر میگذارد.
« فضاسازی سرد، بازسازی باورپذیر مجارستانِ قدیم و بازیهای محکم، نقاط قوت روشن آناند. »
ثبت دیدگاه