نقد و بررسی
نقد Sonu Ke Titu Ki Sweety | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دوستی و عشق «Sonu Ke Titu Ki Sweety» کمدیـرمانتیکی هندی به کارگردانی Luv Ranjan است که از یک پرسش آشنا، اما بالقوه پربار، داستان میسازد: وقتی دوستی دیرینه با عشق تازهای روبهرو میشود، کدامیک باید در اولویت باشد؟ تیتو در آستانهٔ ازدواج با سویتی است؛ زنی که در نگاه نخست همدل، خوشرفتار و مناسب زندگی مشترک به نظر میرسد.
سونو، دوست نزدیک تیتو، به این تصویر بدگمان است و میکوشد رابطه را به هم بزند. در سوی دیگر، سویتی برای حفظ پیوندش با تیتو ایستادگی میکند. این تقابل، موتور اصلی فیلم و سرچشمهٔ بخش مهمی از شوخیها و تنشهای آن است. فیلم با احتیاط از ورود به درام جدی فاصله میگیرد و بیش از آنکه رابطهٔ سه شخصیت را با نگاهی روانشناختی واکاوی کند، آن را به میدان رقابتهای کلامی و موقعیتهای کمیک بدل میسازد.
در نتیجه، تماشاگر از همان ابتدا میداند با اثری روبهرو است که میخواهد سرگرم کند؛ اما همین انتخاب، پرسشهای جالبی دربارهٔ وفاداری، مالکیت عاطفی و استقلال در رابطه پیش میکشد، بیآنکه همیشه برای پاسخدادن به آنها مکث کافی داشته باشد. طرح داستان و ریتم روایت نقطهٔ آغاز فیلم، ساده و روشن است و همین سادگی به آن امکان میدهد بهسرعت وارد کشمکش شود.
رابطهٔ سونو و تیتو پیشینهای طولانی دارد و نزدیکیشان بهگونهای تصویر میشود که گاه از رفاقت معمول فراتر میرود. سویتی با ورود به زندگی تیتو، نظم آشنای این دوستی را برهم میزند؛ سونو حضور او را تهدیدی برای پیوند دیرینهشان میبیند و از همانجا، داستان به جدالی میان بدگمانی و اعتماد تبدیل میشود.
« تیتو در آستانهٔ ازدواج با سویتی است؛ زنی که در نگاه نخست همدل، خوشرفتار و مناسب زندگی مشترک به نظر میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بخش نخست، روایت شتاب و سرزندگی خوبی دارد. صحنهها معمولاً با هدفی روشن پیش میروند و شوخیها، چه در گفتوگو و چه در موقعیت، بهخوبی در دل داستان جا میگیرند. اما هرچه فیلم به نیمهٔ دوم نزدیک میشود، تکرار رویاروییها و تشدید اغراقآمیز درگیریها از چابکی اولیه میکاهد. موقعیتهایی که میتوانستند با ایجاز اثرگذار باشند، گاه بیش از اندازه کش میآیند و فیلم برای حفظ هیجان، به ملودرام و تأکیدهای عاطفی پررنگتری تکیه میکند.
این تغییر لحن، انسجام تجربهٔ تماشاگر را اندکی مختل میسازد. کمدی؛ نیروی محرک فیلم بهترین دستاورد فیلم در کمدی آن است. شوخیهای کلامی تیزند و از لحن شخصیتها نیرو میگیرند؛ طنز نه فقط در جملههای بامزه، بلکه در تفاوت نگاه سونو، تیتو و سویتی به رابطه شکل میگیرد. سونو با اطمینان و بدبینی خاص خود، هر رفتار سویتی را نشانهای از نیت پنهان میخواند؛ سویتی نیز با آرامش و هوشمندی به این سوءظنها پاسخ میدهد.
برخورد این دو، صحنههایی میسازد که از کشمکش واقعی تغذیه میکنند و صرفاً به شوخیهای جداافتاده متکی نیستند. البته کمدی فیلم همواره از منطق روایی مستقل نیست. برخی موقعیتها برای رسیدن به خنده، شخصیتها را به واکنشهایی اغراقآمیز وادار میکنند و گاه تکرار یک الگوی شوخی، تازگی لحظههای آغازین را کاهش میدهد.
بااینحال، در نیمهٔ نخست، ضرباهنگ دیالوگها و توانایی بازیگران در اجرای مکثها و نگاهها، نقصهای ساختاری را تا حد زیادی میپوشاند. فیلم وقتی بهجای توضیحدادن احساسات، اجازه میدهد آنها از برخورد شخصیتها بیرون بیایند، بیشترین طراوت را دارد. بازیها و شخصیتپردازی Kartik Aaryan در نقش سونو حضوری پرانرژی و مسلط دارد.
« در بخش نخست، روایت شتاب و سرزندگی خوبی دارد. »
شخصیتها و اجرا
او شخصیت را با ترکیبی از اعتمادبهنفس، زیرکی و حساسیت پنهان میسازد و در صحنههای رویارویی، بهخوبی از تغییرات ظریف لحن و حالت چهره بهره میگیرد. سونو گاه بیش از حد مطمئن است که حقیقت را میداند، اما بازی Aaryan به او کیفیتی زنده میدهد و باعث میشود تماشاگر بتواند هم با جسارتش بخندد و هم در انگیزههایش تردید کند.
Nushrratt Bharuccha در نقش سویتی بهخوبی از تضاد میان ظاهر آرام و ارادهٔ محکم شخصیت استفاده میکند. حضور او در برابر سونو، تعادل دراماتیک فیلم را حفظ میکند و رویاروییهایشان از جذابترین بخشهای اثر است. Sunny Singh در نقش تیتو، چهرهای سادهتر و کمتحرکتر دارد؛ این ویژگی در ابتدا با شخصیت او سازگار به نظر میرسد، اما در ادامه به محدودیتی در پرداخت بدل میشود.
تیتو، با آنکه در مرکز مثلث عاطفی قرار دارد، در بخشهایی از داستان به حاشیه رانده میشود و بیشتر موضوع کشمکش دیگران است تا شخصیتی با تصمیمها و دگرگونیهای مستقل. بازیگران مکمل نیز به فضای پرجنبوجوش فیلم کمک میکنند و حضورشان بهویژه در موقعیتهای خانوادگی، لحن کمیک اثر را تقویت میکند.
بااینحال، فیلم فرصت چندانی برای پرورش شخصیتهای فرعی فراهم نمیآورد؛ آنها غالباً بهمنظور ایجاد خنده یا پیشبرد موقعیت وارد صحنه میشوند. نگاه جنسیتی و محدودیتهای فکری مهمترین مسئلهٔ فیلم، تصویری است که از زنان و روابط عاطفی ارائه میدهد. روایت بارها به این الگو نزدیک میشود که زنِ واردشده به رابطهٔ دو مرد، الزاماً رقیب یا تهدیدی برای دوستی آنهاست؛ از سوی دیگر، سویتی اغلب در چارچوب دوگانهٔ «ظاهر دلنشین» و «نیت حسابگرانه» سنجیده میشود.
« Nushrratt Bharuccha در نقش سویتی بهخوبی از تضاد میان ظاهر آرام و ارادهٔ محکم شخصیت استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نگاه، ظرفیت شخصیت او را محدود میکند و بهجای آنکه تجربه و خواستههایش را از منظر خودش بکاود، او را عمدتاً در نسبت با سونو و تیتو تعریف میکند. مسئله صرفاً منفی یا مثبت بودن یک شخصیت زن نیست؛ مسئله آن است که فیلم چگونه بدگمانی مردانه را به نیروی محرک روایت بدل میکند و تا چه اندازه آن را به چالش میکشد.
سونو میتواند هم محافظی وفادار باشد و هم دوستی سلطهگر که برای حفظ جایگاه خود در زندگی تیتو، در انتخاب او مداخله میکند. فیلم گاهی این تنش را بهخوبی قابلمشاهده میسازد، اما غالباً بهجای بررسی پیامدهای آن، از بدگمانی و اغراق برای تولید کمدی بهره میبرد. از این رو، اثر در عین سرگرمکنندگی، تصویری کلیشهای از زنان بهجا میگذارد و پیچیدگی اخلاقی رابطه را به اندازهٔ کافی نمیکاود.
کارگردانی و لحن Luv Ranjan جهان فیلم را بر گفتوگوهای پرتحرک، مواجهههای رودررو و موقعیتهای خانوادگی بنا میکند. این انتخاب با فضای کمدی اثر سازگار است و به آن هویتی روشن میدهد: فیلم میخواهد تماشاگر را درگیر جدال شخصیتها نگه دارد، نه آنکه با ظرافت بصری یا سکوتهای طولانی پیش برود.
در بهترین لحظهها، کارگردانی به بازیگران مجال میدهد تا با زمانبندی و واکنشهایشان شوخی را کامل کنند. بااینحال، در نیمهٔ دوم، کنترل لحن دشوارتر میشود. کمدی سبک آغازین جای خود را به احساسات پررنگتر و تنشهایی میدهد که گاه بیش از ظرفیت شخصیتپردازی فیلم گسترش مییابند. اگر روایت بهجای افزودن پیاپی بر شدت ماجرا، بر تناقضهای درونی شخصیتها تمرکز میکرد، احتمالاً بخش پایانی از نظر عاطفی و فکری قانعکنندهتر میشد.
« در بهترین لحظهها، کارگردانی به بازیگران مجال میدهد تا با زمانبندی و واکنشهایشان شوخی را کامل کنند. »
قوتها و کاستیها
این نوسان، بیش از آنکه حاصل یک تغییر خلاقانه باشد، نشانهٔ دشواری فیلم در حفظ تعادل میان طنز و ملودرام است. موسیقی و فضای سرگرمکننده موسیقی و فضای جشنوار فیلم به جذابیت عامهپسند آن کمک میکند. ترانهها میان لحظههای داستانی وقفه میاندازند و به اثر حالوهوایی رنگین و پرتحرک میبخشند، هرچند همیشه از نظر پیوند با روایت ضروری به نظر نمیرسند.
کارکرد اصلی موسیقی در اینجا تقویت فضای سرگرمی است، نه افزودن لایهای تازه به درون شخصیتها. در مقابل، موسیقی متن در همراهی با جدالهای سونو و سویتی مؤثرتر عمل میکند و به لحظههای تقابل، ضرباهنگ میدهد. جمعبندی «Sonu Ke Titu Ki Sweety» کمدیـرمانتیکی سرگرمکننده است که نیروی خود را از کشمکش میان دوستی دیرپا و عشق تازه، دیالوگهای تند و بازیهای پرانرژی میگیرد.
نیمهٔ نخست سرزنده و خوشضرب است و رویارویی سونو و سویتی بارها لحظههای خندهآور و جذابی میآفریند. در برابر این امتیازها، افت ریتم در نیمهٔ دوم، ملودرامِ بیش از اندازه، کمعمقی تیتو و اتکای روایت به کلیشههای جنسیتی از کاستیهای جدی فیلماند. اثر در نهایت بیش از آنکه مطالعهای دقیق دربارهٔ عشق و وفاداری باشد، نمایشی پرهیاهو از رقابت بر سر جایگاه عاطفی در زندگی یک مرد است.
بااینهمه، شوخطبعی و حضور پرکشش بازیگران آن را برای مخاطبی که در پی سرگرمی سبک و پرحادثه است، دیدنی میکند؛ مشروط بر آنکه محدودیتهای فکری و نابرابری نگاهش به شخصیتها نیز نادیده گرفته نشود.
« این نوسان، بیش از آنکه حاصل یک تغییر خلاقانه باشد، نشانهٔ دشواری فیلم در حفظ تعادل میان طنز و ملودرام است. »
ثبت دیدگاه