نقد و بررسی
نقد Nussa | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از مسابقه تا دلتنگی «نوسا» از موقعیتی ساده و آشنا آغاز میشود: پسری نهساله میخواهد در رقابت علمی مدرسه بدرخشد و موفقیتش را به پدری تقدیم کند که پس از یک سال دوری قرار است به خانه بازگردد. اما این نقشه با دو مانع روبهرو میشود؛ پدر سفرش را لغو میکند و دانشآموز تازهواردی به نام جونی، با تواناییهای چشمگیرش، جایگاه نوسا را در مدرسه به چالش میکشد.
فیلم از همین طرح کودکانه، روایتی دربارهٔ انتظار، رقابت و قدردانی میسازد؛ روایتی که بیش از آنکه بر نتیجهٔ مسابقه متمرکز باشد، به دگرگونی درونی قهرمانش میپردازد. نوسا؛ قهرمانی با آرزویی ملموس یکی از امتیازهای فیلم، روشنبودن انگیزهٔ نوساست. او نه برای شهرتی دور از دسترس و نه صرفاً برای اثبات برتری خود تلاش میکند؛ میخواهد پدرش را خوشحال کند و از این راه پیوندی را که دوری جغرافیایی کمرنگ کرده، دوباره لمس کند.
همین انگیزه، مسابقهٔ علمی را از یک رقابت مدرسهای معمولی فراتر میبرد و بار عاطفی آن را شکل میدهد. هدفی که در نگاه نخست جاهطلبانه به نظر میرسد، در اصل از نیاز سادهٔ کودکی به دیدهشدن و دوستداشتهشدن سرچشمه میگیرد. نوسا در عین باهوشبودن، شخصیتی بینقص و همیشه سنجیده ندارد. او ناامید میشود، از تغییر شرایط رنج میبرد و گاهی بیش از اندازه به نتیجهٔ مطلوب میچسبد.
« نوسا؛ قهرمانی با آرزویی ملموس یکی از امتیازهای فیلم، روشنبودن انگیزهٔ نوساست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جنبهها به شخصیتش جان میدهند؛ زیرا مسیر یادگیری او را از یک درس اخلاقی آماده و بیدردسر جدا میکنند. مخاطب میتواند بفهمد چرا شکست یا غیبت پدر برای او مهم است، حتی اگر بداند که نگاه کودکانهاش هنوز همهٔ پیچیدگیهای زندگی را دربرنمیگیرد. جونی و سایهٔ رقابت ورود جونی نیروی محرک دیگری به داستان میافزاید.
او فقط رقیبی برای تصاحب جایزه نیست؛ حضورش نگاه نوسا را به موقعیت اجتماعی خود نیز تغییر میدهد. وقتی اطرافیان به تواناییهای تازهوارد توجه نشان میدهند، رقابت از سطح ساختن وسیلهای بهتر فراتر میرود و به مسئلهای دربارهٔ حسادت، اعتمادبهنفس و نیاز به تأیید بدل میشود. این کشمکش ظرفیت دراماتیک مناسبی دارد، چون هر دو کودک را میتوان فراتر از نقش سادهٔ «برنده» و «بازنده» دید.
با این همه، فیلم مجال کافی برای پرورش رابطهٔ میان دو پسر فراهم نمیکند. تقابلشان در آغاز کنجکاویبرانگیز است، اما فرصت کمتری برای شکلگیری تدریجیِ شناخت، فاصله یا همدلی میان آنها وجود دارد. در نتیجه، جونی بیشتر بهعنوان عاملی برای فشار بر نوسا عمل میکند تا شخصیتی که رابطهاش با قهرمان، بهتنهایی خطی عاطفی و کامل بسازد.
« این جنبهها به شخصیتش جان میدهند؛ زیرا مسیر یادگیری او را از یک درس اخلاقی آماده و بیدردسر جدا میکنند. »
شخصیتها و اجرا
اگر این پیوند زمان بیشتری مییافت، معنای رقابت و تحول نوسا میتوانست ظرافت بیشتری پیدا کند. خانواده و معنای غیبت هستهٔ احساسی فیلم، انتظار نوسا برای بازگشت پدر است. «نوسا» غیبت را به رخدادی بزرگ و نمایشی تبدیل نمیکند؛ آن را در جزئیات روزمره و در امیدی که کودک برای دیدار دوباره دارد، قابللمس میسازد.
همین سادگی نقطهٔ قوت اثر است. نوسا در ابتدا موفقیت در مسابقه را راهی برای جبران دوری میبیند، گویی دستاوردی در مدرسه میتواند فاصلهٔ عاطفی را از میان بردارد. فیلم بهتدریج این تصور را به پرسش میکشد و توجه را از جایزه و پیروزی به رابطهها و داشتههایی میبرد که ممکن است در هیاهوی رقابت نادیده بمانند.
فضای خانوادگی داستان نیز به حفظ گرمای اثر کمک میکند. خانواده در این روایت صرفاً پسزمینهای برای ماجراهای مدرسه نیست؛ چارچوبی است که در آن نوسا میآموزد چگونه با ناامیدی روبهرو شود. با این حال، برخی شخصیتهای پیرامونی تنها حضوری کوتاه دارند و فرصت چندانی برای عمقیافتن پیدا نمیکنند.
« اگر این پیوند زمان بیشتری مییافت، معنای رقابت و تحول نوسا میتوانست ظرافت بیشتری پیدا کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در درجهٔ نخست داستان نوساست، اما پرداخت بیشتر به آدمهایی که اطراف او هستند، میتوانست جهان عاطفی قصه را غنیتر کند. پیام اخلاقی؛ میان سادگی و تصریح فیلم معنای سپاسگزاری را در مرکز توجه میگذارد و آن را به بحثی انتزاعی محدود نمیکند. این مفهوم در کنار دلتنگی، رقابت و انتظار قرار میگیرد تا روشن شود قدردانی لزوماً به معنای انکار اندوه یا رضایت از هر اتفاقی نیست؛ بلکه میتواند راهی برای دیدن چیزهایی باشد که در میان خواستههای برآوردهنشده از نظر پنهان ماندهاند.
این پیام با جهان کودکانهٔ داستان سازگار است و فیلم را به اثری خانوادگی با محتوای تربیتی بدل میکند. ضعف از جایی آغاز میشود که گفتوگوها گاهی معنای صحنه را بیش از اندازه توضیح میدهند. بهجای آنکه مخاطب از رفتارها، سکوتها یا پیامد انتخابهای شخصیتها به نتیجه برسد، بعضی لحظهها درس اخلاق را آشکارا بیان میکنند.
این صراحت برای مخاطب کمسن میتواند فهم پیام را آسانتر کند، اما از ظرافت روایی میکاهد و گاه اجازه نمیدهد احساس، بیواسطه در ذهن بیننده شکل بگیرد. فیلم هرگاه به موقعیت و کنش اعتماد میکند، اثرگذاری بیشتری دارد؛ هرگاه نتیجه را مستقیم اعلام میکند، اندکی آموزشیتر از آن میشود که لازم است.
« این پیام با جهان کودکانهٔ داستان سازگار است و فیلم را به اثری خانوادگی با محتوای تربیتی بدل میکند. »
قوتها و کاستیها
ریتم و ساختار روایت ساختار داستانی «نوسا» خطی و قابلدنبالکردن است. هدف قهرمان، مانع بیرونی و ناامیدی عاطفی بهسرعت معرفی میشوند و تماشاگر بهآسانی میفهمد چرا مسابقه برای نوسا اهمیت دارد. چنین روش روشنی برای مخاطب کودک مناسب است و از پراکندگی روایت جلوگیری میکند. افزون بر این، فیلم میان رقابت علمی و مسئلهٔ خانوادگی ارتباط برقرار میکند تا این دو خط داستانی جدا از هم باقی نمانند.
با وجود این، بعضی رخدادها برای رسیدن به نتیجه با شتاب پیش میروند. تحول عاطفی نوسا در کلیت باورپذیر است، اما همهٔ گامهای آن به یک اندازه فرصت شکلگیری ندارند. گاه فیلم از یک بحران به سوی پیامد بعدی حرکت میکند، پیش از آنکه مکثی کافی برای رسوبکردن احساسات فراهم شود. این شتاب بهویژه در بخشهایی که به رابطهها و واکنشهای شخصیتها مربوط است، از ظرفیت بالقوهٔ داستان میکاهد.
بااینحال، خط اصلی روشن میماند و مخاطب سردرگم نمیشود. جهان دیداری و جایگاه اثر فیلم در قالب انیمیشن بلند، فضایی روزمره و آشنا میسازد: خانه، مدرسه و محیطهای معمول زندگی کودکان، بستری هستند برای داستانی که نیازی به جهانسازی پیچیده ندارد. این انتخاب با رویکرد اثر هماهنگ است؛ ماجرا قرار نیست از راه شگفتیهای بصری یا حادثههای خارقالعاده مخاطب را جذب کند، بلکه میخواهد تجربهای نزدیک و خانوادگی را دنبال کند.
« ریتم و ساختار روایت ساختار داستانی «نوسا» خطی و قابلدنبالکردن است. »
جمعبندی
در این چارچوب، حرکت میان فضای مدرسه و خانه به حفظ پیوند میان دو محور رقابت و دلتنگی کمک میکند. اهمیت «نوسا» همچنین در آن است که یک شخصیت آشنای مخاطبان مجموعهٔ پیشین را به روایت بلند سینمایی میآورد. فیلم باید هم برای بینندهای که پیشتر با این جهان آشناست کار کند و هم برای تماشاگر تازهای که نخستین بار با نوسا روبهرو میشود.
انتخاب داستانی مستقل و قابلفهم، این گذار را آسان میکند. اثر در نهایت نه بر مقیاس حماسی، بلکه بر صمیمیت و وضوح عاطفی تکیه دارد؛ تصمیمی که با مخاطب خانوادگی و کودکانهاش تناسب دارد. جمعبندی «نوسا» فیلمی گرم و سرراست دربارهٔ پسری است که میخواهد با پیروزی در یک مسابقه، دل پدرش را شاد کند، اما ناچار میشود درک خود را از موفقیت و سپاسگزاری بازنگری کند.
نقطهٔ قوت آن، پیوند دادن رقابت مدرسهای با دلتنگی خانوادگی و ساختن قهرمانی دوستداشتنی با انگیزهای ملموس است. در برابر، رابطهٔ نوسا و جونی مجال کافی برای رشد پیدا نمیکند، برخی پیامها بیش از حد صریحاند و چند رخداد شتابزده به نظر میرسند. بااینهمه، امید و مهربانیای که در تار و پود داستان جریان دارد، اثر را به تجربهای مناسب برای تماشای خانوادگی بدل میکند؛ فیلمی که یادآوری میکند پیروزی همیشه همان چیزی نیست که کودک در آغاز راه تصور میکند.
« در این چارچوب، حرکت میان فضای مدرسه و خانه به حفظ پیوند میان دو محور رقابت و دلتنگی کمک میکند. »



ثبت دیدگاه