نقد و بررسی
نقد The Life and Death of a Porno Gang | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که از حاشیه به مرکز هجوم میآورد «The Life and Death of a Porno Gang» ساختهٔ Mladen Djordjević، اثری صربستانی است که از همان عنوان بیپردهاش اعلام میکند قصد ندارد تماشاگر را در محدودهٔ امن سینمای متعارف نگه دارد. فیلم از رؤیای سادهٔ جوانی به نام مارکو آغاز میشود: او میخواهد فیلمساز شود، اما راهی به سینمای وحشت نمییابد و سرانجام به صنعت پورنوگرافی پناه میبرد.
آنچه ابتدا واکنشی به ناکامی حرفهای است، کمکم به سفری در حاشیههای جامعه بدل میشود؛ سفری که در آن هنر، زیست روزمره و خشونت، مرزهای ناپایداری پیدا میکنند. بااینحال، فیلم را نمیتوان صرفاً داستان سقوط یک فیلمساز دانست. مارکو و گروهش در فضایی حرکت میکنند که فقر، سرخوردگی و زخمهای تاریخی در آن حضوری محسوس دارند.
فیلم از راه همین شخصیتهای راندهشده میکوشد تصویری از جامعهای ارائه دهد که در آن کرامت انسانی اغلب زیر فشار نیاز، بیتفاوتی و خشونت فرسوده میشود. این نگاه اجتماعی، اثر را از یک نمایش صرفاً تکاندهنده فراتر میبرد؛ هرچند همیشه نیز به انسجامی که برای چنین داعیهای لازم است دست نمییابد.
روایتی میان دفترچهٔ تصویری و نمایش جادهای ساختار روایت، شکل متعارفی ندارد. فیلم در آغاز به دفترچهٔ تصویری مارکو نزدیک میشود؛ گویی او در حال ثبت مسیر حرفهای و شخصی خویش است. این شیوه، حس نزدیکی و بیواسطگی میآفریند و به تماشاگر اجازه میدهد ناکامیهای قهرمان را نه از فاصلهای امن، بلکه از خلال نگاه خود او تجربه کند.
« بااینحال، فیلم را نمیتوان صرفاً داستان سقوط یک فیلمساز دانست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سپس حرکت فیلم به سوی نمایش زندهٔ سیار و سفرهای جادهای، جهان داستان را گسترش میدهد و گروهی از شخصیتهای متفاوت را وارد مرکز روایت میکند. این جابهجایی میان ثبت شخصی، کمدی تلخ و درام خشن، هم منبع تازگی فیلم است و هم سرچشمهٔ آشفتگی آن. اثر از قالبی به قالب دیگر میرود و گاه همین تغییر لحن، حس زندگیِ نامرتب و پیشبینیناپذیر را تقویت میکند.
اما در لحظاتی نیز پیوند میان صحنهها سست میشود؛ انگار فیلم بیشتر در پی رسیدن به موقعیتی افراطی یا تصویری تکاندهنده است تا آنکه زنجیرهای محکم از تحول شخصیتها بسازد. این ناپایداری، تجربهای ناآرام پدید میآورد، ولی برای بعضی تماشاگران ممکن است به پراکندگی تعبیر شود. مارکو؛ رؤیای هنری در برابر ضرورت بقا مارکو شخصیتی است که میان جاهطلبی هنری و سازگاری با شرایط گرفتار شده است.
او ابتدا میخواهد در سینمای وحشت راهی برای بیان خود پیدا کند، اما بهتدریج مجبور میشود کارش را با خواست بازار و نیازهای فوری زندگی تطبیق دهد. جذابیت شخصیت از همین تناقض میآید: او هنوز خود را هنرمند میبیند، اما انتخابهایش بیش از پیش زیر سلطهٔ پول، فرصت و درماندگی قرار میگیرند.
فیلم، این تغییر را به شکلی اخلاقی و سادهسازانه صورتبندی نمیکند. مارکو نه قهرمانی پاکدست است و نه شروری یکدست؛ او انسانی است که در پی یافتن راهی برای ادامهدادن، بارها مرزهای خود را جابهجا میکند. بااینهمه، شخصیتپردازی در بخشهایی از عمق لازم برخوردار نیست. گاه انگیزههای او روشناند، اما اثر فرصت کافی برای نشاندادن دگرگونی درونیاش فراهم نمیکند.
« این جابهجایی میان ثبت شخصی، کمدی تلخ و درام خشن، هم منبع تازگی فیلم است و هم سرچشمهٔ آشفتگی آن. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیشتر ناظرِ تصمیمهای پیدرپی او باشد تا همراهِ تحول عاطفیاش. گروهی از طردشدگان و مسئلهٔ کرامت یکی از مهمترین امتیازهای فیلم، توجه به گروهی است که معمولاً در روایتهای سینمایی به حاشیه رانده میشوند: معتادان، همجنسگرایان، دگرپوشان و کسانی که از هنجارهای پذیرفتهشده بیرون افتادهاند.
آنان صرفاً چهرههایی برای ایجاد شوک یا افزودن رنگوبوی نامتعارف نیستند؛ در کنار مارکو، به هستهٔ انسانی داستان شکل میدهند. حضورشان یادآور این است که جامعه غالباً دربارهٔ بدنها و شیوههای زیستنِ نامتعارف حکم صادر میکند، بیآنکه به تجربهٔ صاحبان آن بدنها گوش بسپارد. البته نگاه فیلم همیشه از دامِ بهرهبرداری نمایشی دور نمیماند.
دوربین، گاهی همانقدر که به این افراد نزدیک میشود، آنان را در موقعیتهایی قرار میدهد که ممکن است به تماشاگر احساس تماشاگریِ ناراحتکننده بدهد. این دوگانگی، بخشی از نیروی اثر است: فیلم میخواهد هم از انسانیت شخصیتهایش دفاع کند و هم با عریانکردن زندگی آنان، مرزهای ذوق و تحمل مخاطب را بیازماید.
بازیها، در مجموع، به گروه جان میبخشند و بهویژه در لحظات آرامتر، از تبدیل شخصیتها به نشانههایی صرف جلوگیری میکنند. خشونت، نمایش و مسئولیت تماشاگر در این فیلم، خشونت فقط عنصری برای تعلیق یا هیجان نیست؛ موضوعی است که پیوند میان نمایش و واقعیت را به پرسش میکشد. پیشنهاد ساخت فیلمهایی با قتل واقعی، نقطهٔ تشدید بحران اخلاقی داستان است، اما اهمیت آن تنها در جنبهٔ هولناک ماجرا خلاصه نمیشود.
« در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیشتر ناظرِ تصمیمهای پیدرپی او باشد تا همراهِ تحول عاطفیاش. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر میپرسد تماشاگر چه زمانی دیگر صرفاً ناظر نیست و میل به دیدن، چگونه میتواند به بخشی از چرخهٔ خشونت بدل شود. تصاویر خشن و جنسی فیلم، بهعمد بیپرده و آزارندهاند. این انتخاب با رویکرد مستندنمای اثر سازگار است، اما تضمین نمیکند که هر صحنه از نظر دراماتیک ضرورت داشته باشد. گاه شدت تصویر، پیش از آنکه معنا را عمیقتر کند، امکان تأمل را محدود میسازد و تماشاگر را در برابر آزمونی از تحمل قرار میدهد.
فیلم در بهترین لحظاتش، از خشونت برای نشاندادن فرسایش آدمها بهره میگیرد؛ در لحظات ضعیفتر، خطر آن وجود دارد که تکاندهندگی به هدفی مستقل تبدیل شود. واقعنمایی تلخ و لحن نامستقر حالوهوای مستندنما، به فیلم کیفیتی خام و بیقرار میبخشد. دوربین و تدوین گاه چنان به رخدادها نزدیک میشوند که فاصلهٔ میان تماشاگر و جهان داستان کاهش مییابد.
این شیوه با زندگی آشفتهٔ شخصیتها تناسب دارد و به فیلم کمک میکند از صیقلیبودنِ ساختگی فاصله بگیرد. اثر در عین حال میان تلخی و طنزی سیاه حرکت میکند؛ لحظاتی که خندهای عصبی برمیانگیزند، نه برای سبککردن بار داستان، بلکه برای آشکارکردن پوچیِ موقعیتها. بااینحال، لحن فیلم همیشه به تعادل نمیرسد.
برخی گذارها میان طنز، اندوه و خشونت چنان ناگهانیاند که بهجای ایجاد پیچیدگی، حس گسست به وجود میآورند. اگر تماشاگر با این بیثباتی همراه شود، میتواند آن را بازتاب جهانی بداند که در آن هیچ نظم اخلاقی مطمئنی باقی نمانده است؛ اما اگر انتظار روایتی منسجم و خوشساخت داشته باشد، احتمالاً آن را یکی از ضعفهای اصلی فیلم خواهد یافت.
« تصاویر خشن و جنسی فیلم، بهعمد بیپرده و آزارندهاند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «The Life and Death of a Porno Gang» اثری نامتعارف و دشوارپسند است که از سینمای بهرهکشی و شوک، برای طرح پرسشهایی دربارهٔ هنر، بازار، بدن و خشونت استفاده میکند. نیروی اصلی فیلم در فضای تلخ و مستندنما، شخصیتهای حاشیهای و تلاش آن برای یافتن وجه انسانی در دل موقعیتهایی افراطی نهفته است.
در مقابل، روایت پراکنده، نوسانهای لحنی و بعضی خلأهای شخصیتپردازی مانع از آن میشوند که همهٔ ایدههای فیلم به یک درام کاملاً پیوسته تبدیل شوند. تماشای این اثر بیش از آنکه تجربهای سرگرمکننده یا آرامشبخش باشد، مواجههای فرساینده و پرسشبرانگیز است. خشونت و تصاویر ناراحتکنندهاش برای بسیاری از مخاطبان سنگین خواهد بود؛ اما در صورت پذیرش این شیوهٔ بیپرده، فیلم میتواند بهواسطهٔ نگاه اجتماعی و جهان ویژهاش در ذهن بماند.
ارزش آن نه در بینقصبودن، بلکه در جسارتِ نزدیکشدن به آدمهایی است که سینمای متعارف اغلب از دیدنشان میگریزد.
« تماشای این اثر بیش از آنکه تجربهای سرگرمکننده یا آرامشبخش باشد، مواجههای فرساینده و پرسشبرانگیز است. »
ثبت دیدگاه