نقد و بررسی
نقد A Young Man With High Potential | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی عاشقانهای که به کابوس بدل میشود «A Young Man With High Potential» در آغاز از وضعیتی آشنا و در ظاهر ساده حرکت میکند: پیت، دانشجوی باهوش علوم رایانه، در ارتباط با دیگران ناتوان و در تجربهٔ عاطفی و جنسی بیتجربه است. آشنایی او با کلارا، همدانشگاهیاش، روزنهای میگشاید که پیت آن را بیش از اندازه جدی میگیرد؛ او نشانههای نزدیکی را به امیدی بزرگ بدل میکند و رد شدن را نه بخشی طبیعی از رابطه، بلکه ضربهای به تمام تصورش از خود مییابد.
تصمیم او برای آزمودن قرص خواب بر خودش، و سپس دارو دادن به کلارا، داستان را به مسیری هولناک میکشاند. فیلم این وضعیت را به شکل یک معمای جنایی یا هیجانانگیز پرحادثه روایت نمیکند. نیروی اصلی آن در جابهجایی آرام مرزهاست: از تنهایی به وسواس، از دلخوری به خشونت، و از میل به صمیمیت به تلاش برای کنترل دیگری.
به همین دلیل، تماشاگر بهجای آنکه تنها منتظر حادثهٔ بعدی باشد، ناچار است رفتار پیت را لحظهبهلحظه بسنجد و بپرسد چه چیزی در ذهن او بهعنوان حق، عشق یا رنج توجیه میشود. پیت؛ هوش بهمثابه پناهگاه عنوان فیلم از همان ابتدا پرسشی دوپهلو پیش میکشد. «استعداد بالقوه» به چه معناست و چه چیزی را وعده میدهد؟
پیت از نظر تحصیلی باهوش است، اما این توانایی راهی به سوی شناخت بهتر خود یا دیگران برایش نمیگشاید. ذهن تحلیلگر او بیشتر به پناهگاهی بدل شده است؛ فضایی بسته که در آن میتواند جهان را به دستهها و قواعد ساده فروبکاهد، بیآنکه ناچار شود با پیچیدگی عاطفی آدمها روبهرو شود. یکی از لغزشهای شخصیت در همین جاست: پیت گمان میکند اگر رفتار دیگران را بهدرستی بخواند، میتواند نتیجهٔ رابطه را نیز پیشبینی یا کنترل کند.
« تصمیم او برای آزمودن قرص خواب بر خودش، و سپس دارو دادن به کلارا، داستان را به مسیری هولناک میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما رابطهٔ انسانی نه مسئلهای رایانهای است و نه پاداشی که با محاسبه به دست آید. فیلم از هوش او تصویری قهرمانانه نمیسازد؛ برعکس، نشان میدهد که استعداد، بدون همدلی و خودآگاهی، ممکن است تنها ابزار تازهای برای ساختن توجیههای شخصی باشد. شکاف میان توانایی فکری و ناپختگی عاطفی، شخصیت را هم نگرانکننده میکند و هم از یک شرور یکبعدی دور نگه میدارد.
تنهایی و بیگانگی؛ زمینهای برای سقوط، نه عذر تنهایی در این فیلم صرفاً ویژگی فردی پیت نیست؛ کیفیتی است که در شیوهٔ حضور او در جهان ریشه دارد. او در جمع هست، اما به نظر میرسد راهی برای مشارکت واقعی در آن پیدا نمیکند. گفتوگوها برایش بیشتر آزمونی دشوارند تا فرصتی برای شناخت متقابل، و همین ناتوانی، فاصلهاش را با دیگران بیشتر میکند.
فیلم این بیگانگی را با لحنی سرد و کمادعا میسازد؛ بهجای آنکه برای شخصیت توضیحی روانشناختی و کامل فراهم کند، ما را با سکوتها، مکثها و واکنشهای نامتناسب او تنها میگذارد. در عین حال، اثر میان توضیح دادن و توجیه کردن مرزی حساس دارد. انزوای پیت میتواند بخشی از زمینهٔ فهم شخصیت باشد، اما نباید بهانهای برای رفتار خشونتبار او تلقی شود.
فیلم در بعضی لحظهها این تمایز را به روشنی حفظ میکند و در بعضی دیگر، به سبب تمرکز سنگین بر ذهنیت پیت، خطر آن را میپذیرد که تجربهٔ قربانیان به حاشیه برود. این تنش، هم از مهمترین وجوه بحثبرانگیز اثر است و هم نقطهای که نشان میدهد پرداخت موضوع تا چه اندازه به انتخاب زاویهٔ دید وابسته است.
« اما رابطهٔ انسانی نه مسئلهای رایانهای است و نه پاداشی که با محاسبه به دست آید. »
شخصیتها و اجرا
بازیگری و ساختن چهرهای چندلایه بازی Adam Ild Rohweder ستون اصلی فیلم است. او پیت را نه بهصورت هیولایی آشکار و نه به شکل قربانی بیاختیاریِ شرایط اجرا میکند. در ظاهر، شخصیت میتواند آرام، دستپاچه و حتی بیآزار به نظر برسد؛ اما در زیر این سطح، نوعی خودمحوری و نیاز به تسلط آرامآرام آشکار میشود.
بازیگر با تغییرهای کوچک در نگاه، آهنگ گفتار و مکثها، فاصلهای میان آنچه پیت میگوید و آنچه از رفتار او برداشت میشود ایجاد میکند. این ظرافت اهمیت دارد، زیرا فیلم بر انفجارهای پیدرپی تکیه نمیکند. تهدید بیشتر از دل رفتارهای روزمره و ظاهراً معمولی بیرون میآید؛ از آن لحظههایی که تماشاگر هنوز مطمئن نیست باید نگران باشد یا نه.
Rohweder میتواند همدلی محدود تماشاگر را حفظ کند، بیآنکه شخصیت را از مسئولیت عملش معاف سازد. در مقابل، برخی نقشهای پیرامونی فرصت چندانی برای گسترش نمییابند و گاه بیش از آنکه اشخاصی مستقل باشند، در خدمت نمایاندن جنبههای مختلف انزوای پیت قرار میگیرند. میزانسن، فضا و تعلیق خاموش فضاسازی فیلم بهجای تکیه بر جلوههای پررنگ، از محدودیت و خفقان نیرو میگیرد.
محیطها و قابها حس فاصله و محصور بودن را تقویت میکنند؛ گویی پیت در فضایی زندگی میکند که خروج از آن آسان نیست، هرچند بخشی از این زندان را خودش ساخته باشد. دوربین بهندرت به تماشاگر آسودگی کامل میدهد. حتی صحنههایی که در ظاهر آراماند، زیر فشار انتظار قرار دارند و همین انتظار، به تعلیق بدل میشود.
« بازیگری و ساختن چهرهای چندلایه بازی Adam Ild Rohweder ستون اصلی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ضرباهنگ سنجیدهٔ فیلم با این شیوهٔ روایت پیوند مستقیم دارد. اثر شتاب نمیگیرد تا خطر را با صدا و حرکت به رخ بکشد؛ آن را آرام میپروراند و اجازه میدهد جزئیات کوچک سنگینی پیدا کنند. انتخابی که برای بعضی تماشاگران مؤثر و برای بعضی دیگر فرساینده خواهد بود. هرچه فیلم بیشتر در فضای ذهنی شخصیت میماند، فرصت بیشتری برای شکلگیری اضطراب فراهم میشود، اما همزمان احتمال دارد تماشاگر حس کند روایت دور خود میچرخد و به اوج تازهای نمیرسد.
خشونت جنسیتی و محدودیت زاویهٔ دید مهمترین چالش اخلاقی فیلم، نحوهٔ نمایش خشونت جنسیتی است. داستان از تجربهٔ طرد شدن پیت آغاز میکند، اما طرد شدن بهخودیخود نه خشونت است و نه تقصیر کسی که آن را اعمال میکند. آنچه اهمیت دارد، واکنش پیت و برداشتی است که از خواستههای کلارا میسازد.
فیلم در بهترین لحظههایش این تفاوت را آشکار میکند: رنج شخصی، هرقدر واقعی باشد، مالکیت بر دیگری ایجاد نمیکند. با این همه، تمرکز عمده بر ذهن و مسیر پیت ممکن است مسئلهای جدی پدید آورد. اگر روایت پیوسته از دریچهٔ او به جهان بنگرد، تجربهٔ کلارا و پیامدهای خشونت بر او در معرض کمرنگ شدن قرار میگیرد.
در چنین لحظههایی، تماشاگر ممکن است نه از آن رو که فیلم قصد دفاع از شخصیت را دارد، بلکه بهسبب محدودیت روایت، در موقعیتی قرار گیرد که رفتار او را بیش از اندازه توضیحپذیر ببیند. این ابهام میتواند برای بحث دربارهٔ فیلم مفید باشد، اما از مسئولیت اثر در صورتبندی روشن نسبت به خشونت نمیکاهد.
« ضرباهنگ سنجیدهٔ فیلم با این شیوهٔ روایت پیوند مستقیم دارد. »
قوتها و کاستیها
انسجام جهان داستان و ریتم یکی از ضعفهای اثر آن است که جهان داستان همیشه به اندازهٔ کافی قانعکننده و منسجم شکل نمیگیرد. برخی کنشها و واکنشها بیشتر برای پیش بردن وضعیت بحرانی طراحی شدهاند تا آنکه از منطق اجتماعی و روانیِ کاملاً پرداختشدهای برخیزند. این مسئله بهویژه زمانی به چشم میآید که فیلم میخواهد از مطالعهٔ شخصیت به سوی تعلیق تریلری حرکت کند؛ گاهی پیوند میان این دو وجه طبیعی است و گاهی ساختگی به نظر میرسد.
ریتم کند نیز دو نتیجهٔ متضاد دارد. از یک سو، فرصت میدهد تنهایی و بیگانگی در بافت فیلم رسوب کند و تهدید بهتدریج محسوس شود. از سوی دیگر، چون اوجها محدودند، برخی بخشها کشدار میشوند و تنش بهجای آنکه انباشته شود، اندکی تحلیل میرود. این کندی با موضوع اثر همخوانی دارد، اما همیشه به معنای ضرباهنگ موفق نیست.
فیلم در ساختن حالوهوا از روایت پرشتاب تواناتر است و شاید به همین دلیل، تماشاگرانی که انتظار تریلری پرتحرک دارند، از کماوج بودن آن فاصله بگیرند. جمعبندی «A Young Man With High Potential» اثری تیره و ناراحتکننده دربارهٔ تنهایی، میل به صمیمیت و تبدیل شدنِ رنج به توجیهی برای سلطه است.
نقطهٔ قوت اصلی آن، بازی چندلایهٔ Adam Ild Rohweder و فضاسازی خفقانآوری است که تهدید را بینیاز از نمایش پرهیاهو زنده نگه میدارد. فیلم همچنین با قرار دادن هوش پیت در برابر ناتوانی عاطفیاش، پرسشی مؤثر دربارهٔ معنای استعداد و مسئولیت پیش میکشد. در سوی دیگر، جهان داستان گاه انسجام کافی ندارد، ریتم آرام ممکن است تعلیق را فرسوده کند و تمرکز بر ذهن پیت پرداخت خشونت جنسیتی را در معرض ابهام قرار میدهد.
« از یک سو، فرصت میدهد تنهایی و بیگانگی در بافت فیلم رسوب کند و تهدید بهتدریج محسوس شود. »
جمعبندی
با وجود این محدودیتها، اثر را میتوان تجربهای قابلتأمل دانست؛ نه بهسبب آنکه پاسخی ساده برای رفتار شخصیت ارائه میکند، بلکه چون تماشاگر را وامیدارد میان فهمیدن ریشههای یک رفتار و پذیرفتن آن تفاوت بگذارد.
ثبت دیدگاه