نقد و بررسی
نقد Spider-Man: Into the Spider-Verse | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک افسانهٔ آشنا «Spider-Man: Into the Spider-Verse» از نقطهای آشنا آغاز میکند: نوجوانی که قدرتهایی خارقالعاده به دست میآورد و ناچار میشود با مسئولیتهای تازه روبهرو شود. اما فیلم این الگوی شناختهشده را نه با تکرار مسیر پیتر پارکر، بلکه با تمرکز بر مایلز مورالز از نو تعریف میکند.
مسئلهٔ اصلی او تنها یادگرفتن شیوهٔ استفاده از تواناییهایش نیست؛ مایلز باید دریابد چه کسی میخواهد باشد، در میان انتظارات خانواده و مدرسه چه جایگاهی دارد و چگونه میتواند صدای خودش را پیدا کند. اهمیت این جابهجایی در آن است که قهرمانبودن را نتیجهٔ یک انتخاب ساده یا کشف ناگهانی استعداد نمیداند.
مایلز برای رسیدن به خودباوری باید با تردید، ترس و احساس نابسندگی کنار بیاید. فیلم از همین کشمکش شخصی، نیروی عاطفی داستان را میسازد و اجازه نمیدهد ماجراجویی چندجهانیاش از هستهٔ انسانی خود جدا شود. گسترهٔ داستان بزرگ است، اما پرسش آن به تجربهای بسیار نزدیک و ملموس بازمیگردد: چگونه میتوان به نسخهای از خود تبدیل شد که هنوز شکل نگرفته است؟
مایلز؛ قهرمانی در مسیر شکلگیری مایلز شخصیتی دلنشین است، چون فیلم او را از ابتدا قهرمانی کامل و آماده نشان نمیدهد. او نوجوانی است با دلبستگیها، نگرانیها و دشواریهای روزمره؛ کسی که در عین برخورداری از شور و استعداد، هنوز نمیداند این ویژگیها را چگونه با تصویری که دیگران از او دارند سازگار کند.
« اهمیت این جابهجایی در آن است که قهرمانبودن را نتیجهٔ یک انتخاب ساده یا کشف ناگهانی استعداد نمیداند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسیر رشد او تدریجی است و بیشتر از آنکه به جهشی ناگهانی متکی باشد، از آزمونوخطا و پذیرفتن مسئولیت نیرو میگیرد. رابطهٔ مایلز با خانواده نیز به داستان عمق میدهد. پیوند او با پدر و مادرش در حاشیهٔ ماجراجویی باقی نمیماند؛ بخشی از تنش درونی فیلم از همین فاصلهٔ میان محبت خانوادگی و نیاز نوجوان به استقلال شکل میگیرد.
فیلم نه خانواده را مانعی یکدست تصویر میکند و نه استقلال را به بریدن از پیوندهای عاطفی تقلیل میدهد. در نتیجه، بحران هویت مایلز فقط پرسشی دربارهٔ نقاب و لباس نیست؛ پرسشی دربارهٔ تعلق، اعتماد و امکان انتخاب است. روایت پرشتاب و معماری چندجهانی ورود مردعنکبوتیهای دیگر، داستان را از قالب ماجرای فردی بیرون میبرد و به آن نیرویی گروهی میبخشد.
تفاوت شخصیتها امکان طنز، تضاد و غافلگیری فراهم میکند و همزمان ایدهٔ مرکزی فیلم را گسترش میدهد: این نقش به یک چهره یا یک شیوهٔ زیستن محدود نیست. بااینحال، روایت پیوند میان این شخصیتها را بهگونهای طراحی میکند که مسیر مایلز همچنان مرکز ثقل داستان باقی بماند. ریتم فیلم تند و پرتحرک است.
اطلاعات تازه، شوخیها و موقعیتهای اکشن با فاصلههای کوتاه از راه میرسند و حس حرکت دائمی میسازند. این شتاب معمولاً به سود انرژی فیلم عمل میکند، اما گاهی فرصت مکث و تأمل را کاهش میدهد. حضور چندین چهرهٔ جذاب و متفاوت، هرکدام با پیشینه و لحن خاص خود، میتواند توجه را از بعضی شخصیتها بگیرد؛ برخی از آنها بیش از آنکه مجال پرداخت مستقل پیدا کنند، به کارکردی در مسیر داستان بدل میشوند.
« رابطهٔ مایلز با خانواده نیز به داستان عمق میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این محدودیت در فیلمی با چنین تعداد شخصیت و چنین سرعتی قابل فهم است، اما همچنان محسوس میماند. انیمیشن؛ جهانی با دستور زبان مستقل درخشانترین دستاورد فیلم را باید در شیوهٔ تصویرسازی آن جستوجو کرد. اثر از ظاهر رایج پویانمایی رایانهای فاصله میگیرد و به زبان بصری کتابهای مصور نزدیک میشود؛ زبان خطوط برجسته، سایهپردازی نقطهای، رنگهای غلیظ و ترکیببندیهای پویا.
بهجای آنکه واقعنمایی را معیار اصلی قرار دهد، تصویر را تابع احساس و ریتم صحنه میکند. این انتخاب چنان بنیادی است که سبک بصری صرفاً پوششی زیبا بر داستان نیست، بلکه شیوهای برای روایت آن است. جهان فیلم از نظر بصری چنان پرجزئیات است که گویی هر قاب میخواهد با چند لایه همزمان حرف بزند.
تغییر شکل خطوط، نوشتههای تصویری و اثرهای کمیک، حرکت و آشفتگی ذهنی را به بخشی از تجربهٔ تماشا بدل میکنند. صحنههای پرواز و تابخوردن میان ساختمانها، بهجای آنکه فقط نمایش مهارت فنی باشند، حس رهایی و کشف را منتقل میکنند؛ شهر نیز با رنگ و بافت خود حضوری فعال مییابد. اما همین تراکم گاهی نقطهضعف فیلم میشود.
در بعضی لحظهها، رنگها و جلوههای گرافیکی چنان پرقدرتاند که تمرکز بر کنش یا احساس شخصیت دشوار میشود. برای تماشاگرانی که به تصویرهای سادهتر و خلوتتر عادت دارند، این سبک ممکن است در آغاز خستهکننده یا حواسپرتکن باشد. بااینحال، این شلوغی تصادفی نیست: فیلم عامدانه تجربهای میسازد که شور و بیقراری نوجوانی و برخورد جهانهای متفاوت را در خود داشته باشد.
« این محدودیت در فیلمی با چنین تعداد شخصیت و چنین سرعتی قابل فهم است، اما همچنان محسوس میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز، اکشن و موسیقی طنز فیلم از تفاوت میان شخصیتها و از موقعیتهای غیرمنتظره نیرو میگیرد. شوخیها غالباً کوتاه و خوشزماناند و در بیشتر موارد، بهجای آنکه تنش داستان را از بین ببرند، به آن تنفس میدهند. فیلم میان جدیت عاطفی و لحظههای سبکدلانه رفتوآمد میکند، بیآنکه یکی را کاملاً قربانی دیگری سازد.
البته انبوه شوخیها و رخدادها ممکن است برای برخی تماشاگران حس ازدحام ایجاد کند، بهویژه وقتی فرصت کافی برای نشستن اثر لحظههای احساسی باقی نمیماند. اکشن نیز به شکلی طراحی شده که از زبان بصری فیلم بهره ببرد. حرکتها فقط سریع نیستند؛ قاب، رنگ و ریتم تدوین به آنها کیفیتی گرافیکی و گاه بازیگوشانه میدهند.
صحنههای تعقیب و پرواز به همین دلیل از مجموعهای از ضربهها و انفجارها فراتر میروند و به نمایش قابلیتهای خاص پویانمایی تبدیل میشوند. موسیقی با هویت معاصر مایلز هماهنگ است و به ضرباهنگ روایت کمک میکند. ترکیب بافتهای ارکسترال و هیپهاپ، میان شکوه قهرمانانهٔ سنتی و انرژی شهری نوجوانانه پلی میسازد؛ نتیجه، همراهیای است که به فیلم رنگی متمایز میبخشد.
موسیقی در بهترین لحظهها فقط صحنه را پر نمیکند، بلکه احساسی را که تصویر بنا کرده است تشدید میکند. جهانبینی و معنای نقاب در لایهای فراتر از ماجراجویی، فیلم دربارهٔ میراث قهرمانانه نیز پرسش میکند. مردعنکبوتی بودن در این اثر به معنای تقلید کامل از الگویی پیشین نیست؛ هر شخصیت با تجربه و محدودیتهای خود با این نقش روبهرو میشود.
« طنز، اکشن و موسیقی طنز فیلم از تفاوت میان شخصیتها و از موقعیتهای غیرمنتظره نیرو میگیرد. »
قوتها و کاستیها
این نگاه به مایلز اجازه میدهد که هم به سنتی بزرگ تعلق داشته باشد و هم مجبور نباشد خود را نسخهای از دیگری کند. نقاب در اینجا هم نشانهٔ مسئولیت است و هم امکانِ بازتعریف خود. فیلم بهجای آنکه استقلال را در برابر الگوها قرار دهد، نشان میدهد که الهامگرفتن میتواند با یافتن صدایی تازه همراه باشد.
این مضمون، بهویژه برای داستانی دربارهٔ نوجوانی چندفرهنگی در بروکلین، اهمیتی ویژه دارد: هویت نه چیزی ازپیشتعیینشده، بلکه ترکیبی زنده از ریشهها، انتخابها و تجربههای شخصی است. جمعبندی «Spider-Man: Into the Spider-Verse» اثری پرانرژی و خیالپرداز است که با تکیه بر مایلز مورالز، قصهای دربارهٔ رشد و یافتن هویت را در دل ماجرایی بزرگ روایت میکند.
قوت اصلی آن، پیوند میان شخصیتپردازی، شوخطبعی و زبانی بصری جسورانه است؛ زبانی که بهجای پیروی از واقعنمایی، تصویر را به قلمرو کتاب مصور و احساس میکشاند. تعدد شخصیتها گاه از پرداخت برخی چهرهها میکاهد و تراکم تصویری و روایی نیز ممکن است خستهکننده شود. پایانبندیِ معلق فیلم هم میتواند برای گروهی از تماشاگران ناگهانی به نظر برسد؛ اما شرح جزئیات آن از محدودهٔ این نقد بیرون میماند تا تجربهٔ تماشای فیلم محفوظ بماند.
در مجموع، فیلم نه فقط ماجرایی سرگرمکننده دربارهٔ مردعنکبوتی، بلکه روایتی متمایز دربارهٔ این امکان است که هرکس راه خود را برای پوشیدن نقاب و پذیرفتن مسئولیت پیدا کند.
« نقاب در اینجا هم نشانهٔ مسئولیت است و هم امکانِ بازتعریف خود. »
ثبت دیدگاه