نقد و بررسی
نقد The Man with Two Brains | 1983
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای که مغز را از تن جدا میکند «مردی با دو مغز» ساختهٔ کارل راینر، کمدی علمیتخیلی و هجوآمیزی است که از همان عنوان، وعدهٔ منطقیبودن را کنار میگذارد. فیلم نه میکوشد جهان خود را بر پایهٔ قواعد واقعگرایانه بسازد و نه از بیمنطقیاش عذر میخواهد؛ برعکس، آن را به موتور اصلی شوخیها بدل میکند.
قصه دربارهٔ جراحی برجسته است که پس از ازدواج با زنی فریبنده و مرموز، با موقعیتی نامتعارف روبهرو میشود: دلبستگی به مغزی سخنگو. این پیشفرض، هم ظرفیت کمدی جسمانی دارد و هم امکان بازی با فاصلهٔ میان ذهن، بدن و هویت را فراهم میآورد. فیلم از این ظرفیتها بهره میگیرد، اما همیشه نمیتواند میان شوخیهای پراکنده و خط داستانی خود پیوندی محکم برقرار کند.
جهانی میان هجو و هرجومرج فضای فیلم آمیزهای از کمدی سیاه، هجو علمیتخیلی و شوخیهای ابزورد است. بیمارستان و جراحی مغز، که معمولاً با دقت و اضطراب همراهاند، در اینجا به صحنهٔ نمایش بیاعتنایی به واقعنمایی تبدیل میشوند. «جراحی سرِ پیچی» و ماجرای درِ سر نمونههایی از همین منطقاند: ایدههایی که اگر جدی گرفته شوند مضحکاند، اما فیلم با جدیت تصنعی و اجرای خشک شخصیتها آنها را به نقطهٔ خنده بدل میکند.
« این پیشفرض، هم ظرفیت کمدی جسمانی دارد و هم امکان بازی با فاصلهٔ میان ذهن، بدن و هویت را فراهم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لحن اثر گاه به هجو فیلمهای دانشمند دیوانه نزدیک میشود و گاه بیهیچ هشدار مشخصی به کمدی بدنی یا شوخی کلامی میپیچد. همین آزادی، به فیلم رنگوبویی منحصربهفرد میدهد؛ اما چون هر شوخی الزاماً از دل موقعیت پیشین زاده نمیشود، گاهی جهان اثر بیش از آنکه منسجم باشد، شبیه رشتهای از ایدههای جدا از هم جلوه میکند.
استیو مارتین؛ نیروی محرک خنده استیو مارتین ستون اصلی فیلم است. او نقش دکتر مایکل هفوهرر را با ترکیبی از غرور حرفهای، سادگی عاطفی و آشفتگی کمیک بازی میکند. شخصیتش در جهانی که پیوسته قواعد عقلانی را زیر پا میگذارد، همچنان میکوشد رفتار یک پزشک جدی را حفظ کند؛ تضاد میان این جدیت و موقعیتهای ناممکن، بخش مهمی از طنز فیلم را میسازد.
مارتین در بازی جسمانی نیز چابک است: مکثها، تغییر حالتهای ناگهانی، واکنشهای اغراقآمیز و شیوهٔ بیان جملهها، حتی در لحظاتی که خود شوخی چندان نیرومند نیست، صحنه را زنده نگه میدارند. او تنها وسیلهٔ اجرای لطیفهها نیست؛ حضورش به فیلم انسجام اجرایی میبخشد، هرچند نمیتواند پراکندگی فیلمنامه را بهکلی جبران کند.
« استیو مارتین؛ نیروی محرک خنده استیو مارتین ستون اصلی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران مکمل و تضادهای نمایشی کاتلین ترنر در نقش دولورس بندیکت، وجهی متفاوت از تصویر فریبنده و مرموز زن را به نمایش میگذارد و با اغراق آگاهانه، شخصیت را به مرز کاریکاتور میرساند. نقش او بیش از آنکه بر تحول روانشناختی تکیه کند، بر تضاد میان ظاهر جذاب و رفتار بیرحمانه بنا شده است.
دیوید وارنر نیز در مقام دکتر آلفرد نسیتر، فضای داستان را به قلمرو آزمایشهای نامتعارف میکشاند و با لحنی خونسرد، در برابر جنون موقعیتها نوعی وقار مضحک ایجاد میکند. از سوی دیگر، صدای سیسی اسپیسک برای مغز سخنگو به فیلم بُعدی لطیفتر میدهد؛ حضور این صدا در برابر نمایش خشن و زمخت بدنها، تناقضی میسازد که از منابع مهم طنز و خیالپردازی اثر است.
بازیگران هر یک به شیوهای در خدمت همین تضادند، هرچند فرصت نمییابند شخصیتهایی پیچیدهتر از نقش کمیک خود بسازند. شوخی تصویری؛ از ایده تا ضربهٔ کمیک قویترین لحظههای فیلم اغلب زمانی شکل میگیرند که شوخی از یک تصویر روشن و ساده آغاز میشود. ماجرای درِ سر نمونهٔ برجستهای است: خنده نه به توضیح طولانی، بلکه به دیدن چیزی وابسته است که بدن انسان را به شیئی روزمره و قابلبستن تبدیل میکند.
« نقش او بیش از آنکه بر تحول روانشناختی تکیه کند، بر تضاد میان ظاهر جذاب و رفتار بیرحمانه بنا شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین جابهجایی میان امر پزشکی و امر خانگی، طنز تصویری مؤثری میسازد. فیلم در چنین صحنههایی بهخوبی میفهمد که کمدی میتواند از خودِ تصویر برخیزد، نه فقط از دیالوگ. بازی با تابلوها، ابزارهای پزشکی و واکنشهای چهرهای نیز گاهی به همین نتیجه میرسد. با این حال، بعضی لطیفهها بیش از اندازه بر شوک، ابتذال یا گستاخی تکیه میکنند و چون زمینهچینی کافی ندارند، بهجای خنده ممکن است صرفاً زننده یا بیمزه به نظر برسند.
ریتم ناپایدار و قصهٔ کمتمرکز فیلم در آغاز با سرعت و جسارت وارد جهان عجیب خود میشود و چندین ایدهٔ کمیک را پشت سر هم عرضه میکند. اما این انرژی در سراسر اثر یکدست نمیماند. میان صحنههای موفق، بخشهایی وجود دارد که مکثها طولانی میشوند یا شوخی پس از آنکه اثر اولیهاش را گذاشته، ادامه مییابد.
این افت ریتم، بهویژه زمانی محسوس است که داستان باید میان زندگی زناشویی مایکل، فضای علمیتخیلی و دلبستگی نامتعارف او پیوند برقرار کند. فیلمنامه گاه بهجای آنکه مسیر روایی را دقیقتر کند، به سراغ ایدهٔ تازهای میرود و سپس آن را نیمهتمام رها میکند. نتیجه فیلمی است که لحظههای بهیادماندنی فراوان دارد، اما حرکت کلیاش همیشه هدفمند نیست.
« همین جابهجایی میان امر پزشکی و امر خانگی، طنز تصویری مؤثری میسازد. »
قوتها و کاستیها
این پراکندگی برای تماشاگرانی که از کمدی اپیزودیک و شوخیهای ناهمگون لذت میبرند، بخشی از جذابیت است؛ برای دیگران ممکن است نشانهٔ ناتمامماندن ظرفیت قصه باشد. ذهن، بدن و معنای عشق پشت ظاهر ابلهانه و گاه زمخت فیلم، امکان خوانشی فراتر از شوخیهای پزشکی وجود دارد. ماجرای مغزی که بدون بدن حضور دارد، پرسشی ساده اما غریب پیش میکشد: آیا عشق به ذهنِ دیگری وابسته است، یا به تصویری که از بدن او میسازیم؟
فیلم این پرسش را با ظرافت فلسفی دنبال نمیکند و قصد ندارد به اثری تأملی تبدیل شود؛ بااینحال، تقابل میان ذهن و بدن در دل موقعیتهای خندهآور بارها سربرمیآورد. مایکل، که حرفهاش با مغز و اندیشه پیوند دارد، در روابط عاطفیاش چندان خردمندانه رفتار نمیکند. این تناقض، شخصیت او را از یک قهرمان صرفاً دستوپاچلفتی فراتر میبرد و به شوخیها معنایی ضمنی میبخشد: دانش تخصصی لزوماً به شناخت انسانها نمیانجامد.
البته فیلم این لایه را تنها در حد اشاره نگه میدارد و بار دیگر به بازیگوشی روایی بازمیگردد. جمعبندی «مردی با دو مغز» اثری است که بیش از آنکه بر داستانی یکپارچه تکیه کند، با ایدههای نامتعارف، بازی پرانرژی استیو مارتین و شوخیهای تصویری خود به یاد میماند. خلاقیت آن در لحظههایی آشکار میشود که جسارت ابزوردش با اجرای دقیق همراه است؛ اما همان آزادی گاه به پراکندگی، افت ریتم و شوخیهایی میانجامد که برای همه خندهآور نیستند.
« ذهن، بدن و معنای عشق پشت ظاهر ابلهانه و گاه زمخت فیلم، امکان خوانشی فراتر از شوخیهای پزشکی وجود دارد. »
جمعبندی
فیلم نه کمدیای خوشساخت و بینقص، بلکه تجربهای عجیب و ناهموار است: برای تماشاگر علاقهمند به طنز نامعقول، لحظههایی واقعاً بامزه و بهیادماندنی دارد؛ برای کسی که به انسجام روایی و ظرافت شوخی اهمیت بیشتری میدهد، ممکن است بیش از اندازه سرگردان یا زننده جلوه کند. ارزش اصلی آن در همین شخصیت مستقل و بیپرواست؛ فیلمی که حاضر است منطق را کنار بگذارد و با جدیتی مضحک، از عجیبترین امکانهای کمدی بهره بگیرد.
ثبت دیدگاه