نقد و بررسی
نقد The Swimming Pool | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ویلایی در آستانهٔ دگرگونی «استخر» ساختهٔ ژاک دره درام روانشناختیای است که از دل موقعیتی ظاهراً ساده نیرو میگیرد: اقامتی تابستانی در ویلایی مجلل نزدیک سنتروپه، میان آفتاب، آب و آسودگی. ژانپل و ماریان در آغاز در خلوتی دلپذیر به سر میبرند؛ اما ورود هری، معشوق پیشین ماریان، همراه با دختر نوجوانش پنهلوپه، نظم این خلوت را برهم میزند.
فیلم از همین جابهجایی کوچک آغاز میکند و بهتدریج نشان میدهد چگونه حضور چند نفر در فضایی محدود میتواند لایههای پنهان میل، حسادت و ناامنی را آشکار سازد. دره برای این دگرگونی شتاب نمیکند. تعطیلات نه با حادثهای ناگهانی، بلکه با نگاهها، مکثها و تغییرات ظریف در رفتار آدمها از حالت آسودگی خارج میشود.
تماشاگر نیز همچون مهمانی ناخوانده، در جمعی قرار میگیرد که آداب ظاهریاش هنوز حفظ شده، اما زیر سطح آن چیزی آرامآرام به جوش میآید. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تعلیقی پرهیاهو نمیدهد؛ جذابیتش در مشاهدهٔ فرسایش تدریجی آرامش است. استخر؛ مرکز ثقل و تصویر پنهان استخر در فیلم صرفاً جزئی از دکور ویلایی تابستانی نیست.
« فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تعلیقی پرهیاهو نمیدهد؛ جذابیتش در مشاهدهٔ فرسایش تدریجی آرامش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فضای محصور، هم محل آسایش است و هم صحنهٔ نمایش بدنها، رقابت و نگاه. آب، بازتاب آسمان و چهرهها را در خود دارد، اما در عین حال چیزی را پنهان میکند؛ به همین دلیل، استخر به تصویری مناسب برای جهانی بدل میشود که در آن احساسات آشکار و نیتهای واقعی همواره بر هم منطبق نیستند. در کنار آب، شخصیتها میتوانند در ظاهر بیتکلف و آزاد باشند، اما همین آزادی جسمانی تنش را تشدید میکند.
فاصلهها، ژستها و توجههایی که شاید در محیطی دیگر عادی بمانند، اینجا معنایی عاطفی و حتی تهدیدآمیز پیدا میکنند. فیلم با تکرار حضور استخر، آن را به نوعی میدان نیرو بدل میسازد: جایی که میل، حسادت و رقابت بیآنکه همیشه به زبان بیایند، در رفتارها رسوب میکنند. تعلیق در سکوت و جزئیات یکی از انتخابهای اساسی دره، ساختن تعلیق از راه کمگویی است.
شخصیتها همیشه آنچه را میاندیشند بیان نمیکنند و فیلم نیز بهجای توضیح دادن انگیزهها، به تماشاگر فرصت میدهد از تغییر لحن، سکوت یا واکنشی کوتاه سرنخ بگیرد. همین امتناع از شرح مستقیم، فضای اثر را مبهم و ناآرام میکند. سکوت در اینجا خلأ نیست؛ نوعی گفتوگوی پنهان است که هر شخصیت میکوشد در آن بر دیگری اثر بگذارد.
« این فضای محصور، هم محل آسایش است و هم صحنهٔ نمایش بدنها، رقابت و نگاه. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، این شیوه به ریتمی کند میانجامد که همیشه به یک اندازه ثمر نمیدهد. مکثها و صحنههای طولانی به خلق حالوهوا کمک میکنند، اما گاه چنان کش میآیند که انرژی دراماتیک کاهش مییابد. فیلم در بهترین لحظاتش از این کندی برای انباشتن اضطراب بهره میبرد؛ در بخشهایی دیگر، تکرار فضای آرام و نگاههای معنادار ممکن است برای تماشاگر کمحوصله فرساینده شود.
این کندی بیش از آنکه نقصی تصادفی باشد، بخشی از روش فیلمسازی اثر است، هرچند همیشه به سود آن عمل نمیکند. بازیگران و جغرافیای عاطفی رابطهها آلن دلون در نقش ژانپل با حضوری سرد و کنترلشده، مردی را تصویر میکند که وقار ظاهریاش گاه پوششی برای آسیبپذیری است. او به جای آنکه احساسات را صریح و آشکار عرضه کند، آنها را در انقباض چهره، خشم مهارشده و تغییرات کوچک رفتارش نگه میدارد.
این خویشتنداری، تنش شخصیت را باورپذیر میسازد؛ ژانپل نه قهرمانی یکدست است و نه صرفاً قربانی موقعیت، بلکه مردی است که غرور و میل به حفظ تسلط در او با اضطراب درهم تنیدهاند. رومی اشنایدر به ماریان پیچیدگی و ابهامی میبخشد که فیلم به آن نیاز دارد. ماریان هم میتواند گرم و صمیمی باشد و هم تصمیمهایی بگیرد که برای دیگران بهسادگی قابلفهم نیستند.
« با این همه، این شیوه به ریتمی کند میانجامد که همیشه به یک اندازه ثمر نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اشنایدر شخصیت را به مجموعهای از انگیزههای روشن و قطعی فرو نمیکاهد؛ در نگاه و سکوتش همیشه چیزی ناگفته باقی میماند. موریس رونه در نقش هری، با نوعی آسودگی مغرورانه وارد این جمع میشود و حضورش نظم میان ژانپل و ماریان را به چالش میکشد. جین بیرکین نیز به پنهلوپه کیفیتی دوگانه میدهد: او هم موضوع نگاه دیگران است و هم حضوری مستقل که مناسبات میان بزرگسالان را از تعادل خارج میکند.
میل، حسادت و تملک «استخر» را میتوان فیلمی دربارهٔ عشق دانست، اما نه عشقی آرمانی و رهاییبخش. در جهان آن، میل با خودنمایی، حسادت و میل به مالکیت گره خورده است. شخصیتها به یکدیگر جذب میشوند، اما همین کشش گاه به رقابتی برای اثبات برتری یا تحمیل اراده تبدیل میشود. روابط به جای آنکه بر گفتوگوی روشن استوار باشند، از حرکتهای کوچک قدرت شکل میگیرند: چه کسی دعوت میکند، چه کسی سکوت میکند، چه کسی اجازه میدهد دیگری نزدیک شود و چه کسی مرز میگذارد.
فیلم از داوری اخلاقی صریح پرهیز میکند. این پرهیز در بسیاری از صحنهها به نفع اثر است، زیرا تماشاگر را وادار میکند همزمان چند احتمال را در نظر بگیرد. اما در لحظاتی نیز تصمیمهای بعضی شخصیتها، بهخصوص در پیوند با ماجرای جنایی، آنقدر از نظر روانشناختی یا عملی محکم نمیشوند که کاملاً قانعکننده به نظر برسند.
« میل، حسادت و تملک «استخر» را میتوان فیلمی دربارهٔ عشق دانست، اما نه عشقی آرمانی و رهاییبخش. »
قوتها و کاستیها
ابهامِ انگیزهها با بیباوری در منطق روایت یکی نیست؛ اثر گاهی این مرز را باریک میکند و از آن سوی خط نیز عبور میکند. تصویر، لباس و موسیقی ویلای باشکوه، باغها و چشماندازهای مدیترانهای در فیلم نقشی فراتر از زیبایی بصری دارند. این محیطِ گرم و دلفریب، در برابر تیرگی تدریجی روابط تضادی مؤثر میسازد.
نور آفتاب میتواند تصویر را روشن و آرام جلوه دهد، اما همان روشنی هیچ تضمینی برای آسودگی عاطفی نیست. قابها اغلب شخصیتها را در فضای باز نشان میدهند، با این حال نوعی حس محصوربودن در فیلم حضور دارد؛ گویی همهچیز در محدودهٔ ملک و استخر گیر افتاده است. لباسها نیز در ساخت شخصیتها و حالوهوای فیلم سهم دارند.
سادگی شیک پوششها و لباسهای شنا، با فضای پرزرقوبرق اما کمتحرک ویلا هماهنگ است. ظاهر زیبا نه فقط چشمنواز، بلکه بخشی از نمایش اجتماعی شخصیتهاست: آنها در جهانی بهسر میبرند که جذابیت و اعتمادبهنفس میتواند به نوعی سپر بدل شود. موسیقی میشل لوگران نیز در چارچوب کلی اثر جایگاهی سنجیده دارد؛ به جای آنکه احساس را بهزور به تماشاگر تحمیل کند، به فضای تابستانی و ناآرامی زیرپوستی آن یاری میرساند.
« تصویر، لباس و موسیقی ویلای باشکوه، باغها و چشماندازهای مدیترانهای در فیلم نقشی فراتر از زیبایی بصری دارند. »
جمعبندی
جمعبندی «استخر» فیلمی است که نیروی خود را از تضاد میان زیبایی و اضطراب میگیرد. ویلای آفتابی، آب آرام و چهرههای جذاب، سطحی دلپذیر میسازند؛ اما زیر آن، رابطههایی قرار دارند که با حسادت، ناگفتهها و تلاش برای حفظ قدرت درهم تنیدهاند. ژاک دره با تکیه بر سکوت، مکث و مشاهدهٔ دقیق، تعطیلاتی را به تعلیقی روانشناختی بدل میکند و از استخر تصویری ماندگار برای میل و خطر میسازد.
کندی ریتم و برخی تصمیمهای نهچندان باورپذیر ممکن است از اثر فاصله ایجاد کنند، اما بازیهای پرکشش، طراحی بصری حسابشده و فضای ویژهٔ آن همچنان جذابیت فیلم را حفظ میکنند. این فیلم بیش از آنکه به حادثهپردازی متکی باشد، در ذهن میماند چون آرامش را به چیزی مشکوک تبدیل میکند: آفتابی که میدرخشد، آبی که ساکن به نظر میرسد و جمعی که زیر ظاهر متمدنانهاش دیگر هیچچیز کاملاً آسوده نیست.
« جمعبندی «استخر» فیلمی است که نیروی خود را از تضاد میان زیبایی و اضطراب میگیرد. »
ثبت دیدگاه