نقد و بررسی
نقد The Last of the Mohicans | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چشمانداز داستان و جهان فیلم اثر مایکل مان، ساختهٔ ۱۹۹۲، از دلِ جنگی تاریخی میگذرد که در آن رقابت قدرتهای اروپایی، سرزمین و جوامع بومی آمریکای شمالی را به میدان نبرد بدل کرده است. فیلم، ماجرای دختران یک سرهنگ بریتانیایی و سه شکارچی موهیکانی را در همین آشوب دنبال میکند؛ اما علاقهاش بیش از آنکه به بازسازی درسگونهٔ تاریخ باشد، معطوف به تجربهٔ زیستهٔ جنگ است: حرکت در جنگل، خطرِ ناگهانی، گریز و تلاش برای بقا.
این انتخاب، روایت را پرتحرک و تماشایی میکند، هرچند گاه از پیچیدگیهای سیاسی و فرهنگی زمانه فاصله میگیرد. فیلم اقتباسی آزاد از رمان جیمز فنیمور کوپر است و بازتابی از سنت ماجراجویی تاریخی سینمای آمریکا را نیز با خود دارد. کارگردانی و ضرباهنگ روایت مایکل مان جهان فیلم را با حسی از فوریت و تهدید میسازد.
جنگ در پسزمینهای دور و انتزاعی باقی نمیماند؛ هر لحظه میتواند به کمین، تعقیب یا درگیری بدل شود. دوربین در صحنههای پرتنش اغلب نزدیک و بیقرار است و تماشاگر را در میان حرکت بدنها، دود و آشفتگی میدان نبرد قرار میدهد. در مقابل، نماهای آرامتر از جنگل فرصتی برای مکث فراهم میکنند؛ مکثی که هم زیبایی طبیعت را برجسته میسازد و هم یادآور آسیبپذیری آدمهایی است که در آن پناه گرفتهاند.
« این انتخاب، روایت را پرتحرک و تماشایی میکند، هرچند گاه از پیچیدگیهای سیاسی و فرهنگی زمانه فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این ریتم یکدست نیست. فیلم در بخشهایی با کندی پیش میرود و بعضی گذارها میان کنش، عاطفه و موقعیتهای سیاسی آنقدر طول میکشند که از نیروی پیشبرندهٔ داستان میکاهند. این مسئله برای تماشاگرانی که انتظار ماجراجویی پرشتاب و پیوسته دارند، محسوستر است. در عوض، کسانی که با روایتهای حماسی و مکثهای منظرهمحور همراه میشوند، ممکن است همین فاصلهها را جزئی از لحن اثر بدانند.
بازیها و شخصیتپردازی دنیل دیلوئیس در نقش هاوکآی حضوری بهیادماندنی دارد. او قهرمانش را تنها با مهارت جسمانی یا چهرهای جذاب تعریف نمیکند؛ در شیوهٔ حرکت، نگاه مراقب و خویشتنداریاش، نوعی تعلق به جهان طبیعی دیده میشود. هاوکآی هم درون ماجرای عاشقانه قرار میگیرد و هم میان دو جهان فرهنگی و سیاسی ایستاده است.
دیلوئیس این دوگانگی را بیآنکه به توضیحهای طولانی متوسل شود، در رفتار و حضورش منتقل میکند. بااینهمه، درخشش بازیگر اصلی همیشه به عمق شخصیتهای دیگر سرایت نمیکند. کورا، آلیس، اونکاس و چنگاچگook هر یک جایگاهی مهم در عاطفه و مسیر داستان دارند، اما فیلم فرصت محدودی برای گسترش انگیزهها و لایههای درونیشان فراهم میآورد.
« این مسئله برای تماشاگرانی که انتظار ماجراجویی پرشتاب و پیوسته دارند، محسوستر است. »
شخصیتها و اجرا
برخی رابطهها بیش از آنکه از شناخت تدریجی آدمها شکل بگیرند، به ضرورتهای ملودرام و ماجراجویی وابستهاند. از همین رو ممکن است تماشاگر درگیر موقعیتها شود، اما با همهٔ شخصیتها پیوند عاطفی یکسانی پیدا نکند. طبیعت و تصویرپردازی جنگل در این فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا نیست؛ فضایی زنده و تعیینکننده است که مسیر حرکت، خطر و امکان پناهگرفتن را شکل میدهد.
درختان، آبراههها و کوهستانها به کنشها عمق میدهند و بهویژه در صحنههای تعقیب و نبرد، تضادی چشمگیر میان شکوه طبیعت و خشونت انسانی پدید میآورند. فیلمبرداری دانته اسپینوتی از مناظر وسیع در کنار نماهای نزدیک و پرتنش بهره میگیرد؛ به این ترتیب، هم پهناوری سرزمین را نشان میدهد و هم تجربهٔ محدود و جسمانی کسانی را که در دل آن گرفتارند.
همین کیفیت بصری یکی از دلایل اصلی ماندگاری فیلم است. لباسها و جزئیات صحنه نیز به ساختن جهانی باورپذیر کمک میکنند، بیآنکه اثر را به نمایشگاهی تاریخی تبدیل سازند. زیبایی چشماندازها البته گاهی خطر رمانتیککردن سرزمین و گذشته را در خود دارد؛ زیرا طبیعت باشکوه در قاب سینما ممکن است خشونت استعمار و جنگ را به تصویری شاعرانه فروبکاهد.
« برخی رابطهها بیش از آنکه از شناخت تدریجی آدمها شکل بگیرند، به ضرورتهای ملودرام و ماجراجویی وابستهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در برابر این خطر کاملاً مصون نیست، اما بارها با شدت نبرد و حضور تهدیدآمیز خشونت، این آرامش تصویری را برهم میزند. صحنههای نبرد و خشونت نبردها از نقاط قوت اجرایی فیلماند، زیرا صرفاً به آرایشهای بزرگ و منظرههای پرجمعیت متکی نیستند. کنش اغلب نزدیک، ناگهانی و آشفته است؛ جنگجویان در محیط حرکت میکنند و جغرافیای جنگل بخشی از خودِ نبرد میشود.
این رویکرد حس خطر را افزایش میدهد و فیلم را از تصویرسازی کاملاً تشریفاتیِ جنگ دور میکند. با وجود این، خشونت همچنان در چارچوب سرگرمی حماسی باقی میماند و همیشه پیامدهای تاریخی و انسانی آن با ژرفای برابر کاویده نمیشود. این اثر بیش از آنکه پژوهشی سیاسی دربارهٔ جنگ باشد، ماجرایی عاطفی و پرتنش است که از دل جنگ نیرو میگیرد.
موسیقی و طراحی صدا موسیقی از برجستهترین عناصر فیلم است و نقشی فراتر از همراهی تصویر دارد. تمهای ارکسترال و ضربآهنگهای پرانرژی، شکوه حماسی را میسازند و در لحظههای عاطفی، حس دلتنگی و فقدان را پررنگ میکنند. موسیقی در پایان فیلم به اوج تأثیرگذاری خود میرسد؛ بیآنکه نیاز باشد جزئیات رخدادها آشکار شود، میتوان گفت که پیوند میان تصویر، صدا و عاطفه در آن بخش، از ماندگارترین دستاوردهای اثر است.
« کنش اغلب نزدیک، ناگهانی و آشفته است؛ جنگجویان در محیط حرکت میکنند و جغرافیای جنگل بخشی از خودِ نبرد میشود. »
قوتها و کاستیها
موسیقی فیلم را ترور جونز و رندی ادلمن ساختهاند. در کنار آن، طراحی صدا به ایجاد حس حضور کمک میکند. صدای حرکت در محیط طبیعی و آشوب میدان نبرد، جهان فیلم را ملموستر میسازد و فاصلهٔ میان تماشاگر و صحنه را کاهش میدهد. بااینحال، موسیقی گاه آنقدر پرقدرت است که خود به راهنمای عاطفی بدل میشود؛ در چنین لحظههایی ممکن است احساسات بهجای آنکه از جزئیات شخصیتپردازی بجوشند، به نیروی موسیقی تکیه کنند.
با وجود این، تأثیر آن در حافظهٔ تماشاگر انکارناپذیر است. عشق، وفاداری و زمینهٔ تاریخی رابطهٔ عاشقانه در کنار جنگ و ماجراجویی، موتور عاطفی فیلم را تشکیل میدهد. این خط داستانی به روایت گرما میبخشد و در برابر خشونت پیرامون، امکان انتخاب شخصی و پیوند انسانی را برجسته میکند. اما همین تمرکز بر عشق و قهرمان فردی، گاه دامنهٔ تاریخی اثر را محدود میسازد.
نزاع میان بریتانیاییها، فرانسویها و متحدان بومیشان در داستان حضور دارد، ولی پیچیدگی هر گروه و تفاوت تجربههایشان بهطور کامل گشوده نمیشود. از همین رو فیلم را بهتر است در مقام حماسهای عاشقانه و ماجراجویانه دید، نه روایتی جامع از تاریخ جنگ. جمعبندی «آخرین موهیکان» فیلمی است که بیش از هر چیز با تصویر، موسیقی و حضور مرکزی دنیل دیلوئیس در ذهن میماند.
« موسیقی فیلم را ترور جونز و رندی ادلمن ساختهاند. »
جمعبندی
جنگلهای باشکوه، نبردهای پرتنش و موسیقی اثرگذار، به آن نیرویی حماسی میبخشند؛ در مقابل، افتوخیز ریتم و پرداخت محدود برخی شخصیتها ممکن است مانع درگیری کامل با داستان شود. فیلم در بهترین لحظههایش، ماجراجویی تاریخی را به تجربهای حسی و عاطفی بدل میکند؛ در لحظههای کمجانتر، به کلیشههای قهرمانانه و ملودرام نزدیک میشود.
تماشای آن برای علاقهمندان به درامهای تاریخی و عاشقانهای که بر فضا و موسیقی تکیه دارند، تجربهای ارزشمند است؛ اما کسانی که بیش از منظره و کنش، شخصیتپردازی چندلایه و تحلیل تاریخی میجویند، شاید با اثری ناهموارتر روبهرو شوند.
ثبت دیدگاه