نقد و بررسی
نقد ویکتور و والنتیو (Victor and Valentino) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانه در دل تابستان «ویکتور و والنتینو» ماجراجویی دو برادر ناتنی را در مونته ماکابر دنبال میکند؛ شهری کوچک که پشت ظاهر آرامش، جهانی از نیروهای فراطبیعی، موجودات افسانهای و رازهای کهن پنهان است. ویکتور و والنتینو تابستان را نزد مادربزرگشان میگذرانند و خیلی زود درمییابند که شهر، برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد، جای امن و عادیای نیست.
روایت در هر قسمت دریچهای تازه به این جهان میگشاید و از دل ماجراهای روزمره، موقعیتهایی شگفت و گاه هراسآور بیرون میکشد. این مجموعه ساختهٔ Diego Molano است و نیروی اصلیاش را از برخورد دو مسیر میگیرد: یکی قصهٔ آشنای خواهران و برادرانی که ناچارند تفاوتهایشان را تاب بیاورند، و دیگری سفر به قلمرویی برگرفته از اسطورهها و فرهنگهای آمریکای لاتین.
همین پیوند، «ویکتور و والنتینو» را از یک کمدی ماجراجویانهٔ معمولی جدا میکند؛ هرچند همیشه به یک اندازه از ظرفیتهایش بهره نمیبرد. دو برادر، دو شیوهٔ مواجهه با جهان ویکتور و والنتینو بیش از آنکه دو قهرمان مکملِ بینقص باشند، دو شخصیت ناسازگارند که مدام یکدیگر را به دردسر میاندازند.
ویکتور شتابزده، پرانرژی و شیفتهٔ هیجان است؛ خطر را گاه نه مانع، بلکه دعوتی برای ورود به ماجرا میبیند. والنتینو محتاطتر و سنجیدهتر است و معمولاً پیش از اقدام، پیامدها را میسنجد. تقابل این دو منش، موتور کمدی مجموعه است: یکی موقعیت را شعلهور میکند و دیگری میکوشد آن را مهار کند.
« ویکتور شتابزده، پرانرژی و شیفتهٔ هیجان است؛ خطر را گاه نه مانع، بلکه دعوتی برای ورود به ماجرا میبیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، رابطهٔ آنها تنها وسیلهای برای شوخی نیست. برادران در دل هر ماجرا مجبور میشوند به تواناییها و محدودیتهای یکدیگر توجه کنند. اعتماد میانشان از راه سخنرانیهای اخلاقی شکل نمیگیرد؛ بیشتر از آزمونوخطا، اختلاف و همکاریهای ناگزیر پدید میآید. همین کیفیت به پیوندشان حس باورپذیری میدهد.
آنها همیشه رفتار سنجیدهای ندارند و گاهی بهویژه ویکتور میتواند آزارنده یا بیملاحظه جلوه کند؛ اما همین خامی، رابطه را از صمیمیتی تصنعی دور نگه میدارد. مونته ماکابر؛ شهری با حافظهای کهن مهمترین امتیاز مجموعه، انتخاب جهانی است که افسانه در آن صرفاً زینت داستان نیست. مونته ماکابر محیطی زنده و رازآلود به نظر میرسد؛ مکانی که در آن امر روزمره و فراطبیعی بهآسانی در هم میآمیزند.
اسطورهها و موجودات برگرفته از سنتهای آمریکای لاتین، بهخصوص روایتهای ریشهدار در فرهنگهای بومی منطقه، مصالح اصلی ماجراجوییها هستند. نتیجه، فضایی است که حس کشف و بیگانگی را همزمان برمیانگیزد: مخاطب با الگوهایی آشنا از داستانهای ماورایی روبهرو میشود، اما شکل و سرچشمهٔ آنها تازگی دارد.
این بهرهگیری فرهنگی برای مجموعه امکان مهمی فراهم میکند: جهانی بسازد که به الگوی رایج فانتزیهای تلویزیونی محدود نماند. بااینهمه، موفقیت این جنبه به آن وابسته است که افسانهها فقط به هیولا یا مانعی برای عبور قهرمانان تقلیل پیدا نکنند. «ویکتور و والنتینو» در بهترین لحظاتش از اسطورهها برای شکلدادن به فضای خاص شهر و برانگیختن کنجکاوی استفاده میکند؛ در لحظات ضعیفتر، گاهی موجود افسانهای بیشتر به ابزار پیشبرد یک شوخی یا بحران کوتاه بدل میشود.
« بااینحال، رابطهٔ آنها تنها وسیلهای برای شوخی نیست. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این نوسان، ریشههای فرهنگی اثر هویتی مشخص به آن میدهند و آن را از بسیاری از مجموعههای همسنخ متمایز میکنند. روایتهای کوتاه و کشش ماجراجویی ساختار قسمتها بر ماجراهای مستقل و نسبتاً کوتاه استوار است. این قالب برای تماشای سبک و پیدرپی مناسب است: هر قسمت تهدید یا راز تازهای پیش میکشد و مخاطب را به دل موقعیتی نامعمول میبرد.
لحن اثر نیز میان کمدی، فانتزی و تعلیق ملایم حرکت میکند. گاهی جذابیت اصلی در این است که ببینیم دو برادر چگونه از بحران تازهای جان سالم به در میبرند؛ گاهی هم خودِ موجودات، آیینها و قواعد عجیب شهر کنجکاویبرانگیزتر از نتیجهٔ ماجرا هستند. اما استقلال قسمتها همیشه به سود مجموعه تمام نمیشود.
برخی داستانها پیوند اندکی با یکدیگر دارند و پیامد ماجراها در قسمتهای بعدی چندان احساس نمیشود. در نتیجه، مونته ماکابر با وجود ظرفیت رازآلودش گاه بیشتر به پسزمینهای برای حوادث جداگانه تبدیل میشود تا جهانی که لایههایش بهتدریج کنار میروند. سرنخهای مربوط به رازهای بزرگتر میتوانند وعدهٔ روایتی گستردهتر بدهند، ولی مسیر کلی همیشه با همان استحکام و پیوستگی دنبال نمیشود.
این پراکندگی برای مخاطبی که به داستانی فصلمحور و پرتحول دل بسته، ممکن است ناامیدکننده باشد. طنز، ریتم و تکرار کمدی سریال از تضاد شخصیتها، آشفتگی موقعیتها و برخورد قهرمانان با امر ناممکن نیرو میگیرد. رابطهٔ دو برادر بهتنهایی سرچشمهٔ شوخیهای فراوان است؛ اختلاف میان بیاحتیاطی و احتیاط، بارها آنها را در برابر انتخابهایی قرار میدهد که نتیجهشان از پیش تا حدی قابل حدس است.
« روایتهای کوتاه و کشش ماجراجویی ساختار قسمتها بر ماجراهای مستقل و نسبتاً کوتاه استوار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در قسمتهای موفق، همین الگوی آشنا با فضای افسانهای و جزئیات بصری تازه جان میگیرد و شوخیها از دل خود ماجرا بیرون میآیند. بااینحال، مجموعه همیشه از تکرار میگریزد. برخی موقعیتها بر همان چرخهٔ آشنا بنا میشوند: یک برادر تصمیمی شتابزده میگیرد، دیگری هشدار میدهد، بحران گسترش مییابد و همکاری آن دو راهحل را ممکن میکند.
این فرمول برای سرگرمی کوتاهمدت کارآمد است، اما وقتی تفاوت چندانی در پیامد یا تحول شخصیتها ایجاد نکند، قابلپیشبینی میشود. از این رو، نیروی اصلی اثر بیشتر در تازگی جهان و ترکیب شخصیتهایش است تا در پیچیدگی همیشگی طرحها. تصویر، لحن و مخاطب طراحی بصری سریال با فضای پرجنبوجوش و گاه غریب آن هماهنگی دارد.
شکلها و رنگها به ایجاد جهانی کمک میکنند که هم برای ماجراجویی کودکانه مناسب است و هم اجازه میدهد لحظههایی ناآرامکننده یا رازآلود در آن جا بگیرند. تغییر ناگهانی از شوخی به تهدید، بخشی از هویت اثر است: موجودات فراطبیعی ممکن است ترسناک باشند، اما فضای کلی معمولاً از وحشت سنگین فاصله میگیرد و در قلمرو فانتزی خانوادگی باقی میماند.
بااینحال، لحن پرتحرک و رفتارهای تند شخصیتها ممکن است برای همه خوشایند نباشد. درگیری، آسیبهای جسمانی و شوخیهایی که از بیپروایی یا پرخاشگری میآیند، در بعضی قسمتها برجستهاند. این عناصر در چارچوب انیمیشن ماجراجویانه عرضه میشوند، اما برای مخاطبان کمسنتر یا حساستر میتوانند ناخوشایند باشند.
« بااینحال، مجموعه همیشه از تکرار میگریزد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، این اثر بیش از آنکه قصهای آرام و آموزنده باشد، سرگرمیای پرهیاهوست که رگههایی از ترس و خشونت کارتونی را در خود دارد. جمعبندی «ویکتور و والنتینو» مجموعهای برخوردار از ایدهای روشن و جهانسازیِ متمایز است. مونته ماکابر و افسانههای آمریکای لاتین به آن هویتی میبخشند که از بسیاری از کمدیهای ماجراجویانهٔ تلویزیونی فراتر میرود؛ دو برادر ناسازگار نیز با کشمکشها و همکاریهایشان قلبی انسانی برای این جهان فراهم میکنند.
در سوی دیگر، روایتهای گاه پراکنده، شوخیها و بحرانهای تکرارشونده و تداوم محدود تحولها مانع میشوند که ظرفیت رازآلود مجموعه همیشه به روایتی یکپارچه بدل شود. ارزش تماشای اثر بیش از هر چیز در فضای فرهنگی و خیالانگیز آن، در کنجکاویای است که نسبت به موجودات و رازهای شهر برمیانگیزد، و در رابطهٔ پرتنش اما دوستداشتنی دو قهرمانش.
کسانی که به ماجراجوییهای کوتاه، فانتزی فولکلورمحور و کمدی خانوادگی علاقه دارند، در آن لحظات فراوانی برای لذتبردن خواهند یافت؛ کسانی که انسجام روایی و تحول پیوستهٔ شخصیتها را در اولویت میگذارند، احتمالاً با بعضی کاستیهایش روبهرو خواهند شد.
« جمعبندی «ویکتور و والنتینو» مجموعهای برخوردار از ایدهای روشن و جهانسازیِ متمایز است. »
ثبت دیدگاه