نقد و بررسی
نقد The Second Wind | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنایت بهمثابه آزمون وفاداری «The Second Wind» یا «Le deuxième souffle» فیلمی جنایی از آلن کورنو است که داستانش را بر پایه رمانی از ژوزه جووانی و در گفتوگو با اقتباس مشهور ژانپیر ملویل پیش میبرد. گو، گانگستری نامآشنا که از زندان گریخته، میخواهد پیش از ترک فرانسه با مانوش به پولی دست یابد.
اما نقشهای که قرار است راه خروجش باشد، با مداخله پلیس به بحرانی در اعتماد و اعتبار بدل میشود: همدستانش او را خائن میپندارند و گو برای بازگرداندن نام خود وارد مسیری خطرناک میشود. فیلم در همین کشاکش، پرسشی فراتر از معمای جنایی طرح میکند: در جهانی که قانون و زیرزمین هر دو بر مناسبات قدرت تکیه دارند، وفاداری چه ارزشی دارد و چه بهایی میطلبد؟
قهرمانی گرفتار در اخلاقی سختگیرانه گو نه قهرمانی پاکدست است و نه ضدقهرمانی که بتوان رفتارهایش را به سادگی با جذابیت سینمایی توجیه کرد. او مردی از جهان تبهکاری است؛ جهانی که در آن اعتبار، سکوت و پایبندی به قول، گاه از قانون رسمی مهمتر میشوند. فیلم این اخلاق را نه بهعنوان فضیلتی بیچونوچرا، بلکه همچون قراردادی شکننده نشان میدهد: قاعدهای که اعضای این جهان برای حفظ نظم خود پذیرفتهاند، اما قدرت و نفع شخصی میتوانند هر لحظه آن را از میان ببرند.
« گو، گانگستری نامآشنا که از زندان گریخته، میخواهد پیش از ترک فرانسه با مانوش به پولی دست یابد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بحران اصلی گو، بنابراین فقط گریز از پلیس یا رسیدن به پول نیست. مسئله این است که دیگران درباره او چه باوری دارند. اتهام خیانت، برای مردی که هویت خویش را با وفاداری تعریف میکند، ضربهای عمیقتر از تعقیب و گریز است. همین جابهجاییِ مرکز ثقل، به فیلم نیروی دراماتیک میدهد: قهرمان میخواهد در برابر تصویری که دیگران از او ساختهاند مقاومت کند، حتی اگر بهای این مقاومت سنگین باشد.
دنیل اوتوی؛ اقتدار و فرسودگی دنیل اوتوی در نقش گو، مرکز ثقل اثر است. بازی او بر فریاد و اغراق متکی نیست؛ بیشتر از نگاه، مکث و رفتاری حسابشده نیرو میگیرد. در سیمای او، اقتدار یک گانگستر باتجربه با خستگی مردی که سالها در معرض خشونت و تعقیب بوده، همزمان حضور دارد. این دوگانگی به شخصیت عمق میبخشد: گو هنوز میتواند دیگران را تحتتأثیر قرار دهد، اما دیگر جوانی نیست که جهان را میدان فرصتی تازه ببیند.
اوتوی بهخوبی نشان میدهد که تصمیمهای گو از غرور محض برنمیآیند. او به تصویری از خود وفادار است که در طول زندگی ساخته؛ تصویری که اگر فروبپاشد، گویی تمام گذشتهاش نیز بیمعنا میشود. چنین اجرایی به فیلم وجهی تراژیک میدهد، هرچند گاه تأکید بر صلابت قهرمان، او را بیش از اندازه اسطورهای میکند و فرصت شناخت شکنندگیهایش را محدود نگه میدارد.
« بحران اصلی گو، بنابراین فقط گریز از پلیس یا رسیدن به پول نیست. »
شخصیتها و اجرا
مانوش و پیوند عاطفی در جهان خشن رابطه گو و مانوش، به داستان بُعدی عاطفی میدهد، اما فیلم آن را از قالب عاشقانهای مستقل و پرشرح بیرون نمیبرد. مانوش بیش از آنکه نیرویی همسنگ گو در روایت باشد، پیوند او با امکانِ زندگیای دیگر را نمایندگی میکند؛ امکانی که همیشه زیر سایه خطر و گذشته قرار دارد.
حضور او یادآور میشود که تصمیمهای گو تنها بر سر اعتبار میان تبهکاران نیست و پیامدهایی برای کسانی دارد که بیرون از مناسبات قدرتِ دنیای زیرزمینی قرار گرفتهاند. با این حال، ظرفیت این رابطه بیش از آن چیزی است که فیلم در نهایت به آن مجال میدهد. فضای جنایی و سازوکارهای توطئه، بخش بزرگی از زمان و توجه روایت را به خود اختصاص میدهند؛ در نتیجه، عاطفه بیشتر در حاشیه فشارها و تهدیدها شکل میگیرد تا در گفتوگوها و تحول مشترک دو شخصیت.
همین کمگویی با لحن سرد اثر سازگار است، اما گاهی رابطه را از عمق احساسی لازم محروم میکند. پلیس، روایت و بازی با اعتماد فیلم، پلیس را صرفاً نیرویی بیرونی نمیداند که در تعقیب مجرمان است. پلیس در این داستان میتواند با اطلاعات، زمانبندی و ایجاد سوءظن، مناسبات میان تبهکاران را دستکاری کند.
« با این حال، ظرفیت این رابطه بیش از آن چیزی است که فیلم در نهایت به آن مجال میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین امر مرز میان خشونت مستقیم و خشونت روانی را کمرنگ میسازد: گاهی یک روایتِ ساختهشده درباره خیانت، از تهدید آشکار مؤثرتر است. «The Second Wind» از این راه به تعلیق میرسد؛ زیرا خطر تنها در آنچه رخ میدهد نیست، بلکه در این است که شخصیتها کدام روایت را باور میکنند. کمیسر بلو نیز به داستان حالتی پیچیدهتر میدهد.
او در برابر گو قرار دارد، اما تقابلشان به رویارویی ساده میان قانونمداری و قانونشکنی فروکاسته نمیشود. هر دو با قواعدی حرفهای و حسابشده عمل میکنند، هرچند هدف و جایگاهشان متفاوت است. این شباهت، فضای اخلاقی فیلم را خاکستری میکند: در این جهان، هوش و انضباط میتواند هم ابزار عدالت باشد و هم سازوکار کنترل.
ریتم، جزئیات و فرسایش تعلیق مدتزمان طولانی و انبوه جزئیات، هم سرچشمه غنای فیلم است و هم مهمترین مانع آن. روایت برای ترسیم روابط، پیشینهها و حرکت نقشهها مکثهای فراوان دارد. این جزئیات به جهان اثر بافت میبخشند و اجازه میدهند تبهکاری نه مجموعهای از صحنههای هیجانانگیز، بلکه شبکهای از مناسبات و پیامدها به نظر برسد.
« کمیسر بلو نیز به داستان حالتی پیچیدهتر میدهد. »
قوتها و کاستیها
اما همین گستردگی، بهویژه در میانه فیلم، شتاب داستان را کاهش میدهد. تعلیق نیز گاه زیر بار توضیح و جابهجایی میان شخصیتها کمجان میشود. وقتی هدف هر صحنه روشن است، تأخیرها میتوانند انتظار بسازند؛ اما هنگامی که زنجیره رویدادها بیش از اندازه منشعب میشود، تماشاگر ممکن است به جای درگیرشدن با خطر، صرفاً در حال دنبالکردن اطلاعات باشد.
فیلم در بهترین لحظات، از این تراکم برای ساختن حس محاصره استفاده میکند؛ در لحظات کماثرتر، همان تراکم به کشآمدن تجربه میانجامد. تصویر و مسئله بازسازی سبک بصری فیلم، انتخابی آشکار و بحثبرانگیز دارد. رنگها و بافت تصویر به واقعگرایی بیپیرایه گرایش ندارند و گاه اغراقشده و مصنوعی به نظر میرسند.
این ظاهر میتواند با جهان اسطورهای و قراردادی گانگسترها هماهنگ شود؛ جهانی که در آن رفتارها از زندگی روزمره فاصله میگیرند و به آیینی از اقتدار، سکوت و خشونت بدل میشوند. با این همه، شدت این انتخاب همیشه با حالوهوای صحنهها تناسب ندارد و ممکن است تصویری ناهماهنگ یا ناخوشایند بسازد.
« اما همین گستردگی، بهویژه در میانه فیلم، شتاب داستان را کاهش میدهد. »
جمعبندی
چالش بزرگتر، بازسازی اثری است که پیشاپیش جایگاه و زبان سینمایی شناختهشدهای دارد. کورنو میکوشد داستان را با حساسیت و بافتی متعلق به زمانه خود بازخوانی کند، نه آنکه صرفاً نسخهای همسان بسازد. اما نتیجه به انسجام کامل نمیرسد: برخی انتخابهای تصویری و اجرایی نشان میدهند که فیلم میخواهد فاصله خود را از اثر پیشین حفظ کند، درحالیکه ساختار داستانی همچنان آنقدر به الگوی کلاسیک وابسته است که استقلال تازهاش همیشه قانعکننده نمیشود.
فیلم در این میانه، میان ادای احترام و بازتفسیر نوسان دارد. جمعبندی «The Second Wind» اثری بلندپروازانه در ژانر جنایی است که کشش خود را از تعارض میان وفاداری، اعتبار و بقا میگیرد. دنیل اوتوی با حضوری مقتدر و درعینحال فرسوده، شخصیت گو را به یادماندنی میکند؛ فضای توطئهآمیز و بازی پلیس با اعتماد نیز به روایت نیروی تعلیقی میبخشد.
در برابر این امتیازها، ریتم کند، انباشت جزئیات و زبان بصری نامتوازن، از انسجام و اثرگذاری کلی میکاهند. فیلم برای تماشاگرانی جذابتر خواهد بود که از جناییِ شخصیتمحور و جهانهای اخلاقی خاکستری لذت میبرند، نه کسانی که انتظار روایتی چابک و کمپیچوخم دارند. ارزش اصلی آن در طرح یک پرسش تلخ نهفته است: وقتی تمام هویت آدمی به اعتبارش گره خورده، آیا حفظ آن هنوز انتخابی آزادانه است، یا تنها شکل دیگری از اسارت؟
« چالش بزرگتر، بازسازی اثری است که پیشاپیش جایگاه و زبان سینمایی شناختهشدهای دارد. »
ثبت دیدگاه