نقد و بررسی
نقد Toilet-Bound Hanako-kun | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای در راهروی مدرسه «Toilet-Bound Hanako-kun» از ایدهای ساده اما خوشساخت آغاز میشود: نِنه یاشیرو، دختری خیالپرداز و دلباخته، برای رسیدن به خواستهٔ عاشقانهاش سراغ روحی میرود که افسانههای مدرسه حضورش را در دستشویی دختران روایت میکنند. اما موجودی که با او روبهرو میشود، با تصورش از روح افسانهای فاصله دارد؛ هاناکو پسری است، و این نخستین جابهجاییِ انتظار در مجموعهای است که پیوسته میان آشنایی و غافلگیری حرکت میکند.
این شروع، هم طنز موقعیت دارد و هم دریچهای به جهانی فراطبیعی میگشاید. مدرسه در اینجا صرفاً پسزمینهٔ زندگی نوجوانانه نیست؛ مکانی است که شایعه، ترس و خاطره در آن شکل افسانه میگیرند. بنابراین هر ماجرای تازه میتواند از یک کنجکاوی روزمره آغاز شود و به پرسشی دربارهٔ مرز میان جهان زندگان و ارواح برسد.
افسانههای شهری و منطق داستان یکی از جذابیتهای اصلی اثر، بهرهگیری از افسانههای مدرسهای و باورهای فراطبیعی است. این افسانهها در فضای آشنا و محدود مدرسه جان میگیرند؛ جایی که راهروها، کلاسها و گوشههای کمتر دیدهشده ناگهان معنایی دوگانه پیدا میکنند. مدرسه هم قلمرو نوجوانی است و هم صحنهٔ رخدادهایی که توضیح عقلانی سادهای ندارند.
روایت، هر راز را بهانهای برای گشودن دری تازه به این جهان میکند. آشنایی با موجودات و معماهای گوناگون، حس کنجکاوی مخاطب را زنده نگه میدارد، اما در عین حال سبب میشود ساختار مجموعه گاه به زنجیرهای از ماجراهای مقطعی نزدیک شود. همهٔ قسمتها به یک اندازه در پیشبرد خط اصلی اثرگذار نیستند؛ گاهی ماجرای همان قسمت بیشتر نقش معرفیِ اتفاق یا شخصیتی را دارد که اهمیتش در ادامه روشنتر میشود.
« این شروع، هم طنز موقعیت دارد و هم دریچهای به جهانی فراطبیعی میگشاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، این ساختار با ماهیت افسانهها تناسب دارد. هر قصه میتواند همچون حکایتی مستقل آغاز شود، اما در زیر سطح خود به شبکهای گستردهتر از قواعد و رازها اشاره کند. نتیجه، جهانی است که نه کاملاً ترسناک است و نه صرفاً فانتزی؛ بیشتر حالوهوای قصهای را دارد که پشت ظاهر بازیگوشش، سایهای از اندوه پنهان شده است.
نِنه و هاناکو؛ رابطهای میان شوخی و اعتماد رابطهٔ نِنه و هاناکو موتور عاطفی و کمدی مجموعه است. نِنه با آرزوهای پرشور و خیالپردازیهایش، شخصیتی زودجوش و گاه سادهدل است؛ هاناکو در برابر او شوخطبع، بازیگوش و مرموز جلوه میکند. تفاوت خلقوخو و نگاه این دو، موقعیتهایی میآفریند که از خجالت و سوءتفاهم تا همراهی و اعتماد پیش میروند.
نکتهٔ دلنشین این رابطه آن است که شوخیها صرفاً برای سبککردن فضا به کار نمیروند. کلکلهای میان آنها، فاصلهٔ میان دو شخصیت را نشان میدهد و کمکم به بخشی از زبان مشترکشان تبدیل میشود. بااینحال، سرعت روایت گاهی بیش از آن است که این پیوند فرصت کافی برای عمیقشدن پیدا کند. تغییر حالتهای عاطفی، بهویژه در لحظاتی که داستان از شوخی به احساسات جدی میرسد، ممکن است ناگهانی به نظر برسد؛ گویی اثر ایدهٔ یک لحظهٔ عاطفی را یافته، اما برای رسیدن تدریجی به آن مکث کافی نکرده است.
هاناکو نیز بهسبب تناقضهایش از قالب یک روح شوخ و مرموز فراتر میرود. ظاهر سبکسرانهاش همواره همهٔ حقیقت شخصیتش را آشکار نمیکند و همین فاصله، بخشی از کشش اوست. سریال با اشارههای پراکنده به لایههای تلختر زندگی و گذشته، به مخاطب میفهماند که خنده و راز در این جهان از هم جدا نیستند.
« بااینهمه، این ساختار با ماهیت افسانهها تناسب دارد. »
شخصیتها و اجرا
طنز و تعادل لحن طنز مجموعه بیشتر از برخورد شخصیتها و تفاوت میان انتظار و واقعیت نیرو میگیرد. نِنه ممکن است مسئلهای را با شور رمانتیک خود بزرگ کند، درحالیکه هاناکو با خونسردی یا شیطنتی نامنتظر واکنش نشان میدهد. تضاد میان این دو، لحنی شیرین میسازد که مانع میشود افسانهها و ارواح بیش از اندازه هراسآور شوند.
در کنار کمدی، معما و اندوه هم حضور دارند. این ترکیب، یکی از امتیازهای اثر است: فضای مدرسه میتواند در یک لحظه بانمک و روشن باشد و در لحظهای دیگر، حس تنهایی یا خطر را تداعی کند. گاهی تغییر لحن سریع است و گذار از شوخی به جدیت چندان نرم انجام نمیشود، اما همین ناپایداری با جهانی سازگار است که در آن امور عادی و فراطبیعی مدام در هم میآمیزند.
نتیجه نه کمدی محض است و نه وحشت جدی؛ اثری است که از هر دو برای ساختن هویتی میانابینی بهره میگیرد. زبان بصری و طراحی صحنه هویت تصویری سریال از نخستین نماها به چشم میآید. رنگهای پرمایه، خطوط برجسته و قاببندیهای بازیگوشانه، فضایی میسازند که گاه به صفحهای مصور و جانگرفته شباهت دارد.
تغییر در چیدمان قابها و حرکتهای بصری، فقط آرایهای تزئینی نیست؛ به ریتم شوخیها و حس خیالانگیز روایت کمک میکند. جهان مدرسه در این سبک، هم سرزنده است و هم اندکی ناآرام. رنگآمیزی، بهویژه در کنار موضوعات فراطبیعی، انتخابی مؤثر است. سریال بهجای تکیه بر تیرگی و سایههای سنگین، از تضاد رنگها برای ساختن حس رازآلودگی استفاده میکند.
« طنز و تعادل لحن طنز مجموعه بیشتر از برخورد شخصیتها و تفاوت میان انتظار و واقعیت نیرو میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد ظاهر اثر را از بسیاری از داستانهای مدرسهای مشابه متمایز میسازد و اجازه میدهد لحظههای ترسناک یا غمگین، در بستری رنگارنگ جلوهای غریبتر پیدا کنند. بااینحال، سبک بصری پرتحرک گاهی توجه را از جزئیات دراماتیک میرباید. وقتی روایت برای ایجاد ضرباهنگی سریع از قابهای متنوع و تغییرات پرشمار بهره میبرد، ممکن است لحظهای که نیازمند مکث یا تأمل است، زودتر از موعد پایان یابد.
این مسئله با شتاب کلی داستان پیوند دارد: فرم و روایت هر دو پرانرژیاند، اما همیشه مجال آرامگرفتن به شخصیتها نمیدهند. ریتم روایت و محدودیتهای شخصیتپردازی ریتم تند از یک سو امتیاز مجموعه است. داستان دیر درجا میزند و پیوسته مخاطب را با راز، شخصیت یا موقعیتی تازه روبهرو میکند.
از سوی دیگر، همین شتاب فرصت پرداخت عمیق را کاهش میدهد. برخی واکنشها چنان سریع رخ میدهند که زمینهٔ عاطفی آنها بهاندازهٔ کافی شکل نمیگیرد؛ بنابراین ممکن است مخاطب مفهوم احساس را دریابد، اما کاملاً با مسیر رسیدن شخصیت به آن همراه نشود. این مسئله فقط به نِنه و هاناکو محدود نمیماند.
شخصیتهای فرعی نیز گاه با ایدهای جذاب وارد داستان میشوند، اما مجال محدودی برای گسترش پیدا میکنند. حضورشان میتواند به جهانسازی یا معرفی ماجرایی تازه کمک کند، بیآنکه همیشه به رابطهای ماندگار با خط اصلی بینجامد. از همین رو، بعضی قسمتها بیش از آنکه داستانی کامل با آغاز و فرجام مستقل باشند، حکم پلهای به سوی رخدادهای بعدی را دارند.
« بااینحال، سبک بصری پرتحرک گاهی توجه را از جزئیات دراماتیک میرباید. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، این کاستیها جذابیت مجموعه را از میان نمیبرند؛ بیشتر نشان میدهند که اثر در اولویتبندی میان تنوع ماجراها و عمق عاطفی، معمولاً به سود اولی تصمیم میگیرد. مخاطبی که بیش از هر چیز به گسترش آرام شخصیتها نیاز دارد، ممکن است گاهی احساس کند داستان از یک لحظهٔ بالقوه پرمعنا عبور میکند.
در مقابل، تماشاگر علاقهمند به افسانههای پیدرپی و جهانی پر از رمز، از همین حرکت مداوم لذت خواهد برد. مضمونهای پنهان زیر ظاهر رنگارنگ زیر لایهٔ کمدی و خیالپردازی، مجموعه به تنهایی، پذیرش نقصها و دشواری اعتماد نزدیک میشود. شخصیتها فقط با ارواح و معماها روبهرو نیستند؛ آنها با خواستهها، ترسها و تصویر خود از دیگران نیز دستوپنجه نرم میکنند.
افسانهها در این معنا میتوانند بازتابی از احساسات پنهان باشند: چیزی که به شکل شایعه یا ماجرایی غیرعادی ظاهر میشود، گاه ریشه در تجربهای انسانی دارد. اثر این مضمونها را بیشتر به شکل اشاره و تلویح عرضه میکند تا بحثی مستقیم. این انتخاب با حالوهوای افسانهای آن سازگار است، اما گاهی مانع میشود لایهٔ عاطفی به ژرفایی برسد که ایدههایش وعده میدهند.
سریال بهخوبی میفهمد که پشت چهرهٔ بانمک و شوخیهای پرتحرک میتوان اندوهی پنهان کرد؛ در عین حال، همیشه زمان کافی برای کاوش کامل آن اندوه فراهم نمیکند. جمعبندی «Toilet-Bound Hanako-kun» انیمهای است با آغاز کنجکاویبرانگیز، جهانی مدرسهای و فراطبیعی، طنزی شیرین و هویتی بصری بهیادماندنی.
« در مقابل، تماشاگر علاقهمند به افسانههای پیدرپی و جهانی پر از رمز، از همین حرکت مداوم لذت خواهد برد. »
جمعبندی
تقابل نِنه و هاناکو به آن گرما و حرکت میبخشد و افسانههای مدرسهای، هر بار راهی تازه برای کشف فضای داستان فراهم میکنند. رنگهای زنده و قاببندیهای خلاقانه نیز کمک میکنند مجموعه از همان ابتدا چهرهای مستقل داشته باشد. در مقابل، شتاب روایت گاه رابطهها را کمعمق میگذارد، برخی احساسات را ناگهانی جلوه میدهد و قسمتهایی را به مقدمهای برای ادامه تبدیل میکند.
بااینهمه، جذابیت اصلی اثر در کنار هم نشاندن طنز، رمز، خیال و اندوه است؛ ترکیبی که حتی وقتی از نظر پرداخت کاملاً متوازن نیست، تماشای آن را دلپذیر و جهانش را بهیادماندنی میکند.
« رنگهای زنده و قاببندیهای خلاقانه نیز کمک میکنند مجموعه از همان ابتدا چهرهای مستقل داشته باشد. »
ثبت دیدگاه