نقد و بررسی
نقد The Jerk | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ بیخبری از جهان «The Jerk» به کارگردانی Carl Reiner، در ظاهر داستان مردی سادهدل است که از فقر به ثروت میرسد و دوباره همهچیز را از دست میدهد؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در مسیر پرحادثهٔ او، بلکه در شیوهٔ نگاهش به جهان نهفته است. نوین جانسون هر موقعیتی را با جدیتی خالص و کودکانه میپذیرد، گویی هنوز نمیداند مردم چگونه از نشانهها، پول و حتی از یکدیگر معنا میسازند.
فیلم از همین فاصله میان واقعیت و برداشت نوین، کمدی میآفریند: او بیآنکه قصد شوخی داشته باشد، در موقعیتهایی مضحک قرار میگیرد و واکنشهای صادقانهاش خنده را طبیعی میکند. این خنده، بیش از آنکه متکی به کنایههای زیرکانه یا شوخیهای زبانیِ پیچیده باشد، از برخورد بیواسطهٔ شخصیت با جهانی آشفته و گاه بیرحم پدید میآید.
نوین برای فهمیدن قواعد زندگی به سراغ منطق خودش میرود؛ منطقی که ساده است، اما همیشه با واقعیت جور درنمیآید. فیلم از این سادگی برای ساختن طنزی فراخ و نامتعارف بهره میگیرد؛ طنزی که گاهی از مرز شوخی روزمره عبور میکند و به هجو رفتارهای اجتماعی و رؤیای موفقیت نزدیک میشود. نوین جانسون؛ شخصیت در مقام موتور کمدی بازی Steve Martin ستون اصلی فیلم است.
او نوین را صرفاً مردی نادان یا دستمایهای برای تمسخر نمیسازد؛ در شخصیتش صداقت، کنجکاوی و مهربانی وجود دارد و همین ویژگیها اجازه نمیدهند سادهلوحیاش به آزار یا تحقیر بدل شود. نوین معمولاً از آنچه پیرامونش میگذرد برداشت نادرستی دارد، اما با اطمینان و بیپیرایگی به آن پاسخ میدهد.
« نوین برای فهمیدن قواعد زندگی به سراغ منطق خودش میرود؛ منطقی که ساده است، اما همیشه با واقعیت جور درنمیآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مارتین این تضاد را با دقتی چشمگیر نگه میدارد: شخصیتش آنقدر ناآگاه هست که رفتارهایش خندهدار شود، اما آنقدر گرم و انسانی هست که مخاطب همچنان به او دل ببندد. اهمیت این بازی در آن است که مارتین هر شوخی را از درون شخصیت پیش میبرد. نوین برای خنداندن دیگران ادا درنمیآورد؛ او واقعاً همان چیزی را باور دارد که میگوید و همانگونه رفتار میکند که موقعیت را میفهمد.
از این رو، لحظههای کمدی اغلب از واکنش او به جهان شکل میگیرند، نه از تلاش آشکار فیلم برای تحمیل یک لطیفه. این شیوه همچنین به شخصیت نوعی بیدفاعی میدهد: نوین نمیتواند زیرکی اجتماعی را بهعنوان سپر به کار ببرد، اما در عوض با صداقتی مواجه میشود که شخصیتهای حسابگرتر از آن محروماند.
از ناآگاهی تا برخورد با هویت آغاز داستان، با آگاهی نوین از تفاوتی بنیادی میان خودش و خانوادهای که در آن بزرگ شده، زمینهای برای سفر او فراهم میکند. این نقطهٔ عزیمت میتوانست فیلم را به درامی جدی دربارهٔ هویت و تعلق بدل کند، اما «The Jerk» آن را بهانهای برای فرار از خانه و ورود به سلسلهای از برخوردهای کمیک میسازد.
نوین نه با برنامهای روشن راهی جهان میشود و نه از خود تصویری پخته دارد؛ او بهسادگی گمان میکند زندگی باید از جایی دیگر آغاز شود و اتفاقهای بعدی نیز به همین سادگی در برابرش گشوده خواهند شد. در این انتخاب، طنزی دربارهٔ افسانهٔ خودساختگی نهفته است. نوین تصور میکند کافی است از خانه بیرون برود تا «چیزی» برایش رخ دهد.
« اهمیت این بازی در آن است که مارتین هر شوخی را از درون شخصیت پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم این باور را هم به شوخی میگیرد و هم از آن تغذیه میکند: گاهی بخت در مسیرش قرار میگیرد، گاهی ناآگاهیاش او را به خطر میاندازد، و گاهی همان ویژگیای که باید مانع پیشرفتش باشد، ناخواسته راهی به سوی موفقیت باز میکند. بااینحال، فیلم دربارهٔ هویت نوین چندان مکث نمیکند و بیشتر به برخوردهای بیرونی و شوخیهای موقعیتمحور علاقهمند است.
در نتیجه، این بُعدِ بالقوهٔ جدی به جای آنکه به کندوکاوی عمیق بدل شود، زیر سایهٔ انرژی کمدی باقی میماند. ساختار اپیزودیک و ریتم ناپایدار روایت فیلم بیش از آنکه همچون طرحی فشرده و علتومعلولی پیش برود، شبیه رشتهای از تجربهها و برخوردهای جداگانه است. نوین از محیطی به محیط دیگر میرود و هر بخش فرصت تازهای برای شوخی، سوءتفاهم یا تغییر مسیر فراهم میکند.
این ساختار با نگاه پراکنده و تجربهمحور شخصیت تناسب دارد: او جهان را نه به شکل داستانی منظم، بلکه به صورت مجموعهای از اتفاقهای تازه تجربه میکند. همین آزادی به فیلم امکان میدهد از موقعیتهای متنوع و غافلگیرکننده بهره ببرد. اما این مزیت گاهی به نقطهضعف بدل میشود. پیوند میان بعضی رخدادها سست است و همهٔ شوخیها از نظر شدت یا تازگی در یک سطح قرار ندارند.
برخی بخشها با سرعت و ایدهای روشن پیش میروند، در حالی که بعضی دیگر بیش از اندازه کش میآیند یا از نظر روایی اثر چندانی بر مسیر کلی نمیگذارند. تماشاگرانی که از کمدی انتظار پیشرفتی منظم در روابط و تحول شخصیتها دارند، ممکن است از این پراکندگی احساس فاصله کنند. در عوض، مخاطبی که آمادگی همراهی با منطق آزاد و گاه بیقاعدهٔ فیلم را دارد، از همین گسستها نوعی سرزندگی و پیشبینیناپذیری دریافت میکند.
« در نتیجه، این بُعدِ بالقوهٔ جدی به جای آنکه به کندوکاوی عمیق بدل شود، زیر سایهٔ انرژی کمدی باقی میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
عشق، ماری و گرمای عاطفی در میان آشوب موقعیتهای کمیک، رابطهٔ نوین و ماری یکی از مهمترین منابع گرمای فیلم است. Marie با بازی Bernadette Peters فقط معشوقی در حاشیهٔ داستان نیست؛ حضورش به ماجراجوییهای نوین پیوند عاطفی میدهد و نشان میدهد که قهرمان داستان، با وجود ناتوانیاش در فهم بسیاری از قواعد زندگی، ظرفیت دوستداشتن و وفاداری را دارد.
رابطهٔ آنها بهجای آنکه به جدیتی سنگین و جدا از فضای کمدی برسد، در همان لحن بازیگوشانهٔ فیلم شکل میگیرد، اما لحظههایی از صمیمیت واقعی را نیز حفظ میکند. ماری همچنین در برابر سادهدلی نوین، نوعی ثبات و حضور انسانی میآورد. او به جهان اجتماعی نزدیکتر است و درک روشنتری از جایگاه و خواستههایش دارد، اما رابطهشان بر برتری یا تحقیر بنا نمیشود.
فیلم از تفاوت میان این دو برای خلق لحظههای بامزه استفاده میکند و در عین حال، پیوند آنها را به چیزی فراتر از شوخی بدل میسازد. در اثری که بسیاری از موقعیتهایش با شتاب از ایدهای به ایدهٔ دیگر میپرند، این رابطه همچون رشتهای عاطفی عمل میکند و به ما یادآوری میکند که آنچه نوین را به دیگران پیوند میدهد، نه دارایی و نه جایگاه اجتماعی اوست.
ثروت، مصرفزدگی و هجو موفقیت صعود مالی نوین فقط وسیلهای برای گسترش شوخیها نیست؛ این بخش از داستان، نگاه فیلم را به مفهوم موفقیت و مصرفگرایی نیز آشکار میکند. نوین در مواجهه با ثروت، همچون کسی رفتار میکند که ناگهان با امکان خرید هر چیزی روبهرو شده، بیآنکه بداند چرا باید آن چیزها را بخواهد.
« عشق، ماری و گرمای عاطفی در میان آشوب موقعیتهای کمیک، رابطهٔ نوین و ماری یکی از مهمترین منابع گرمای فیلم است. »
قوتها و کاستیها
همین فاصله میان داشتن پول و داشتن فهمی روشن از خوشبختی، موقعیتهایی مضحک میآفریند. تجمل در جهان فیلم بهجای آنکه تحقق رؤیا باشد، گاه به مجموعهای از اشیا و سرگرمیهای بیمعنا تبدیل میشود. بااینهمه، فیلم این ایده را با خطابه یا نتیجهگیری اخلاقی سنگین پیش نمیبرد. نقد آن بیشتر در رفتارهای نوین و آشفتگی دنیای تازهاش پنهان است.
ثروت نه شخصیت او را به انسانی پخته بدل میکند و نه ضرورتاً آرامش میآورد؛ فقط مقیاس خواستهها و شکل دردسرهایش را تغییر میدهد. این نگاه، طنز فیلم را از سطح شوخیهای صرف فراتر میبرد، هرچند اثر علاقهای ندارد که این نقد اجتماعی را به بحثی نظاممند تبدیل کند. ترجیح میدهد تناقض میان پول فراوان و ناآگاهی قهرمان را به تصویر بکشد و بگذارد خودِ مضحکبودن موقعیت معنایش را منتقل کند.
جنس طنز و ماندگاری آن طنز «The Jerk» آمیزهای از کمدی بدنی، شوخیهای زبانی، موقعیتهای نامعقول و واکنشهای بیمحابای شخصیت اصلی است. فیلم از عادیبودن فاصله میگیرد و گاه با جسارت به سمت اغراق میرود؛ اما در بهترین لحظههایش، این اغراق از منطق درونی نوین بیرون میآید. به همین سبب، حتی وقتی ماجراها از واقعنمایی دور میشوند، احساس میکنیم شخصیت هنوز در جهان خودش صادق است.
این انسجام اجرایی، به فیلم اجازه میدهد میان هرجومرج و مهربانی تعادل برقرار کند. بااینحال، اتکای مکرر به سادهلوحی نوین ممکن است برای برخی تماشاگران یکنواخت شود. اگر مخاطب به الگوی اصلی شوخیها عادت کند، برخی موقعیتها پیش از آنکه به اوج برسند قابلپیشبینی به نظر میرسند. افزون بر این، جنس شوخیها و حساسیتهای فرهنگی فیلم به زمانهٔ ساخت آن وابستهاند؛ برخی انتخابها ممکن است امروز بیش از گذشته نیازمند توجه انتقادی باشند.
« همین فاصله میان داشتن پول و داشتن فهمی روشن از خوشبختی، موقعیتهایی مضحک میآفریند. »
جمعبندی
ارزش فیلم در این نیست که همهٔ شوخیهایش به یک اندازه موفق یا بیزماناند، بلکه در آفرینش شخصیتی است که میتواند از دل ناآگاهی، طنزی ویژه و در عین حال انسانی پدید آورد. جمعبندی «The Jerk» کمدیای استوار بر اجرا، شخصیتپردازی و آزادیِ خیالپردازانه است. Steve Martin با ترکیب صداقت و بیخبری، نوین جانسون را به قهرمانی بدل میکند که هم مایهٔ خنده است و هم شایستهٔ همدلی.
ساختار اپیزودیک فیلم، ریتم نابرابر و شوخیهای گاه کشدار، مانع از آن میشوند که همهٔ لحظهها به یک اندازه اثرگذار باشند؛ اما همین روایت آزاد، فرصت تجربهٔ جهانی آشفته و سرشار از رخدادهای نامنتظر را فراهم میآورد. در نهایت، پشت خندههای پرجنبوجوش اثر، پرسشی ساده باقی میماند: وقتی موفقیت و دارایی دیگر راهنمای قابلاعتمادی نیستند، چه چیزی به زندگی معنا میدهد؟
فیلم پاسخ را نه در موعظه، بلکه در پیوندهای انسانی و مهربانیِ بیپیرایهٔ قهرمانش جستوجو میکند.
« جمعبندی «The Jerk» کمدیای استوار بر اجرا، شخصیتپردازی و آزادیِ خیالپردازانه است. »
ثبت دیدگاه