نقد و بررسی
نقد Bulbbul | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای در جامهٔ وحشت «Bulbbul» ساختهٔ Anvita Dutt، بیش از آنکه به الگوی متعارف فیلم ترسناک وفادار بماند، افسانهای گوتیک دربارهٔ زخمهای پنهان قدرت و سکوت است. فیلم با عروسی دختری خردسال آغاز میشود که به خانهای اشرافی قدم میگذارد؛ سالها بعد، آن دختر به زنی مستقل و رازآلود بدل شده و سایهٔ مرگ بر روستا افتاده است.
بازگشت مردی از گذشته، این دو خط را به هم نزدیک میکند و گذشتهٔ خانه را آرامآرام به سطح میآورد. فیلم راز خود را نه فقط برای غافلگیر کردن تماشاگر، بلکه برای بازخوانی آنچه در پسِ روایتهای رسمی پنهان شده، به کار میگیرد. این اثر در مرز چند گونه حرکت میکند: درامی تاریخی، قصهای عاشقانه، حکایتی فولکلوریک و داستانی دربارهٔ هراس.
همین آمیختگی به «Bulbbul» هویتی خاص میدهد؛ ترس در آن الزاماً از موجودی ناشناخته یا حادثهای ناگهانی برنمیخیزد، بلکه در مناسباتی ریشه دارد که خشونت را عادی و رنج را خاموش میکنند. فیلم با لحنی افسانهوار، تجربهای تلخ را به تصویر میکشد و از تماشاگر میخواهد پرسش کند چه کسی در یک قصه هیولاست و چه کسی قربانیِ قصهای که دیگران برایش نوشتهاند.
« بازگشت مردی از گذشته، این دو خط را به هم نزدیک میکند و گذشتهٔ خانه را آرامآرام به سطح میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عمارت، روستا و معماریِ ستم خانهٔ اشرافی فیلم صرفاً پسزمینهای باشکوه برای ماجرا نیست؛ خود به نظامی بسته و سلسلهمراتبی شباهت دارد. در آن، جایگاه هر فرد از پیش تعیین شده است و زنان بیش از دیگران باید با قواعدی کنار بیایند که در شکلگیریشان نقشی نداشتهاند. تالارها، اتاقها و راهروهای عمارت همزمان حس شکوه و گرفتاری ایجاد میکنند: زیبایی فضا نمیتواند واقعیت سلطه را بپوشاند، بلکه گاه آن را آشکارتر میسازد.
روستا نیز امتداد همین ساختار است. شایعهها، ترس از ناشناخته و داوری جمعی، تجربهٔ فردی را به افسانهای عمومی تبدیل میکنند. روایت نشان میدهد چگونه جامعه برای توضیح آنچه نمیتواند یا نمیخواهد با آن روبهرو شود، به باورهای ماورایی پناه میبرد. در عین حال، فیلم این باورها را صرفاً نشانهٔ نادانی نمیگیرد؛ افسانه در جهان داستان زبانی است برای بیان خشونتی که زبان عادی از گفتنش عاجز مانده است.
از این منظر، خانه و روستا دو فضای جدا نیستند، بلکه دو چهره از نظمی واحدند. روایت، راز و ریتم ساختار فیلم بر رفتوآمد میان گذشته و حال استوار است. بازگشت به خاطرات کودکی و پیوندهای شکلگرفته در عمارت، اطلاعات را بهتدریج در اختیار تماشاگر میگذارد و در کنار آن، خط تحقیق دربارهٔ مرگهای مرموز را پیش میبرد.
« شایعهها، ترس از ناشناخته و داوری جمعی، تجربهٔ فردی را به افسانهای عمومی تبدیل میکنند. »
شخصیتها و اجرا
این جابهجایی زمانی به اثر امکان میدهد گذشته را نه چون توضیحی حاشیهای، بلکه همچون نیرویی زنده نشان دهد که بر اکنون فشار میآورد. با اینهمه، سازوکار تعلیق همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. برخی نشانهها زودتر از آنکه فیلم بخواهد، مسیر راز اصلی را روشن میکنند؛ بنابراین برای بخشی از مخاطبان، پرسشِ «چه اتفاقی افتاده؟» بهسرعت جای خود را به «چگونه به این نقطه رسیدهایم؟» میدهد.
این کاهش غافلگیری الزاماً به معنای شکست روایت نیست، زیرا فیلم در نهایت بیشتر به پیامدهای عاطفی و اجتماعی راز علاقه دارد تا به پیچش داستانیِ صرف. اما در بخشهایی، مکثهای طولانی و تکرار اطلاعات، حرکت روایت را کند میکند و از نیروی پیشبرندهٔ تعلیق میکاهد. Bulbbul و نیروی بازیگری مرکز ثقل فیلم، بازی Triptii Dimri است.
او شخصیت را با تکیه بر نگاه، سکوت و تغییرات ظریف در حالت چهره پیش میبرد و بهجای آنکه همهچیز را در گفتار توضیح دهد، بخشی از تجربهٔ درونی زن را ناگفته باقی میگذارد. این خویشتنداری با فضای رازآلود اثر هماهنگ است: Bulbbul در عین حضور در مرکز خانه، گویی بخشی از خود را از نگاه دیگران پنهان نگه میدارد.
« با اینهمه، سازوکار تعلیق همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیمری همچنین دشواریِ گذار میان دورههای گوناگون زندگی شخصیت را بهخوبی مدیریت میکند. در بازی او، بالندگی صرفاً تغییری در ظاهر یا رفتار نیست؛ تغییری است در نحوهٔ حضور شخصیت در فضا و در میزان اطمینانی که از خود نشان میدهد. در برابر او، Avinash Tiwary نقش مرد بازگشته از گذشته را با ترکیبی از کنجکاوی و عاطفه شکل میدهد، هرچند روایت گاه بیش از اندازه به نگاه او برای سامان دادن به رازها متکی میشود.
بازی Rahul Bose و Paoli Dam نیز به تنشهای درون خانه وزن میبخشد، اما فیلم در نهایت با حضور دیمری بهیادماندنی میشود. تصویر و صدای رؤیاگون یکی از برجستهترین دستاوردهای «Bulbbul» ساختن جهانی دیداری است که میان واقعیت و افسانه معلق میماند. رنگ سرخ در بخشهایی از فیلم، تنها انتخابی زیباشناسانه نیست؛ با خون، خطر، میل و دگرگونی پیوند میخورد و به تصاویر نوعی کیفیت رؤیایی میدهد.
نورپردازی، سایهها و قاببندیها عمارت را همزمان فریبنده و تهدیدآمیز میکنند. در این جهان، زیبایی آرامشبخش نیست؛ گاه درست همان چیزی است که تماشاگر را نسبت به خطرِ پنهان حساستر میسازد. موسیقی و طراحی صدا نیز به ایجاد این تعلیق کمک میکنند. صداها اغلب بهجای اعلام مستقیم خطر، حسی مبهم از حضور چیزی بیرون از قاب میسازند.
« دیمری همچنین دشواریِ گذار میان دورههای گوناگون زندگی شخصیت را بهخوبی مدیریت میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همهٔ جلوههای ماورایی به یک اندازه در بافت بصری فیلم جا نمیافتند. در بعضی لحظهها، جلوههای ویژه بیش از آنکه به ترس یا اندوه بیفزایند، ماهیت ساختگی خود را آشکار میکنند و تماشاگر را از فضای خیالانگیز اثر بیرون میکشند. این ناهمواری، بهویژه چون زبان بصری فیلم در بخشهای دیگر چنین منسجم است، بیشتر به چشم میآید.
افسانه، جنسیت و مسئلهٔ رهایی لایهٔ اجتماعی فیلم در نسبت میان افسانهٔ زنِ فراطبیعی و واقعیت خشونت خانگی شکل میگیرد. داستان از این ایده بهره میبرد که آنچه جامعه هیولا مینامد، شاید بازتاب ترس خود جامعه از زنانی باشد که دیگر در چارچوب سکوت و اطاعت نمیگنجند. در این خوانش، افسانه نیرویی دوگانه دارد: هم راهی برای تخیل رهایی است و هم یادآور اینکه رهایی در جهان فیلم از بستری سرشار از رنج و نابرابری سر برمیآورد.
فیلم در اینجا بیش از آنکه پاسخی ساده عرضه کند، تناقضی مهم را پیش میکشد. اگر قدرت زنانه فقط وقتی به رسمیت شناخته میشود که به شکل نیرویی هراسآور ظاهر شود، آیا چنین رهاییای واقعاً از نظم موجود عبور کرده است؟ «Bulbbul» این پرسش را با لحنی مستقیم و بیابهام حل نمیکند و همین گشودگی یکی از جنبههای قابل تأمل آن است.
« بااینحال، همهٔ جلوههای ماورایی به یک اندازه در بافت بصری فیلم جا نمیافتند. »
جمعبندی
گاهی پرداخت فیلم به سوی نمادپردازی آشکار میرود و ظرافت درام را کاهش میدهد، اما پیوند میان افسانه و نقد اجتماعی همچنان هستهٔ فکری اثر را میسازد. جمعبندی «Bulbbul» فیلمی است که بیش از غافلگیری، بر فضا، تصویر و بار عاطفیِ یک افسانه تکیه میکند. بازی پرحس Triptii Dimri، رنگآمیزی گوتیک و موسیقی وهمآلود، جهانی ماندگار میآفرینند؛ جهانی که در آن زیبایی از هراس جدا نیست و خاطره همچون نیرویی فعال بر اکنون سایه میاندازد.
در سوی دیگر، کندی مقطعی روایت، قابلحدسشدن زودهنگام راز و ناهماهنگی بعضی جلوههای ویژه، از انسجام تجربه میکاهند. با وجود این کاستیها، فیلم در تبدیل یک داستان رازآلود به تأملی دربارهٔ قدرت، سکوت و رهایی موفق است. وحشت آن تنها در مرگهای مرموز یا تصاویر فراطبیعی خلاصه نمیشود؛ ریشهٔ عمیقترش در نظمی است که رنج را پنهان میکند و سپس از بازگشت آن به شکلی هولناک میترسد.
«Bulbbul» از همین رو اثری دیدنی و قابل بحث است: افسانهای زیبا و تلخ که پس از پایان تماشا، پرسشهایش را در ذهن باقی میگذارد.
« جمعبندی «Bulbbul» فیلمی است که بیش از غافلگیری، بر فضا، تصویر و بار عاطفیِ یک افسانه تکیه میکند. »
ثبت دیدگاه