نقد و بررسی
نقد Olympia Part Two: Festival of Beauty | 1938
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری میان ثبت مسابقه و ساختن اسطوره «Olympia Part Two: Festival of Beauty» ادامهٔ مستند لنی ریفنشتال دربارهٔ بازیهای المپیک برلین در سال ۱۹۳۶ است؛ اما واژهٔ «ادامه» حق مطلب را ادا نمیکند. این بخش نه صرفاً مجموعهای از تصاویر مسابقهها، بلکه کوششی است برای تبدیل ورزش به منظومهای دیداری: بدن، حرکت، نظم و مهارت در قابهایی قرار میگیرند که گویی باید از لحظهٔ تاریخی خود فراتر روند و به نمادهایی از زیبایی و شکوه بدل شوند.
همین انتخاب، نیروی اصلی فیلم و در عین حال سرچشمهٔ محدودیتهای آن است. از یکسو، دوربین و تدوین تجربهای پرتحرک و چشمنواز میسازند؛ از سوی دیگر، تأکید بر شکوه بصری گاه خودِ رقابت را در سایه میبرد. جابهجایی بهمثابه کشف فیلم با ترک ورزشگاه اصلی، به میدانها و فضاهای گوناگون سر میزند و رشتههایی چون شمشیربازی، چوگان، دوچرخهسواری، ژیمناستیک و پنجگانهٔ مدرن را دنبال میکند.
این جابهجایی به اثر حس کاوش میبخشد: هر فضای تازه، قواعد حرکتی و کیفیت تصویری خود را دارد. تفاوت میان زمین باز و میدان بسته، میان سرعت دوچرخهسوار و مکث حسابشدهٔ شمشیرباز، به فیلم امکان میدهد مدام لحن دیداریاش را تغییر دهد. بااینحال، تنوع رشتهها بهتنهایی انسجام روایی نمیآفریند.
« همین انتخاب، نیروی اصلی فیلم و در عین حال سرچشمهٔ محدودیتهای آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گذارها بیشتر بر پایهٔ تضادهای تصویری و انرژی حرکت شکل میگیرند تا بر اساس یک مسیر دراماتیک روشن. فیلم از رقابتی به رقابت دیگر میرود و گاه چنان شتاب میکند که پیوند میان بخشها به چشم نمیآید. در نتیجه، اثر بیشتر شبیه آلبومی متحرک از لحظههای ممتاز است تا داستانی یکپارچه دربارهٔ بازیها یا تجربهٔ ورزشکاران.
دوربین در پی جزئیات حرکت یکی از دستاوردهای مهم فیلم، نحوهٔ مشاهدهٔ بدن در حرکت است. دوربین با دقت، تعادل، تمرکز و مهارت ورزشکاران را دنبال میکند و به تماشاگر فرصت میدهد جزئیاتی را ببیند که در مشاهدهٔ معمول مسابقه ممکن است از دست بروند. در شمشیربازی، برخورد تیغهها و واکنشهای تند بدن، رقابت را به نوعی رقص پرتنش بدل میکند؛ در دوچرخهسواری، سرعت و تلاش جسمانی نیرویی آشکار دارند؛ و در ژیمناستیک، چرخش و فرود، حرکت را به ترکیبی از فن و صورتبندی بصری تبدیل میکند.
این نگاه صرفاً ثبتکننده نیست. دوربین میکوشد از حرکت، معنا و زیبایی استخراج کند. انتخاب زاویه و فاصله، مکث بر حالت بدن و دنبالکردن مسیر حرکت، نشان میدهد که مسابقه برای فیلمساز فقط نتیجهٔ نهایی نیست؛ خودِ شیوهٔ انجام کار نیز موضوع تماشا است. بااینهمه، هرچه توجه به صورت حرکت بیشتر میشود، گاه پرسش سادهترِ مسابقه ــ چه کسی برتری مییابد و چرا ــ اهمیت کمتری پیدا میکند.
« گذارها بیشتر بر پایهٔ تضادهای تصویری و انرژی حرکت شکل میگیرند تا بر اساس یک مسیر دراماتیک روشن. »
شخصیتها و اجرا
تدوین؛ انرژی در برابر پیوستگی تدوین فیلم از کنار هم نهادن نماهای کوتاه، تغییر ریتم و برجستهکردن لحظههای حساس، نوعی هیجان پیوسته میسازد. حرکتها اغلب چنان تنظیم شدهاند که تماشاگر در انتظار کنش بعدی بماند؛ حتی رشتههایی که ممکن است برای بینندهٔ ناآشنا پیچیده باشند، از راه ضرباهنگ تصویر قابلتماشا میشوند.
فیلم در این زمینه به گزارشی خشک از نتایج بسنده نمیکند، بلکه میکوشد شورِ تماشای مسابقه را بازآفرینی کند. اما همین فشردگی گاهی هزینه دارد. گذار از یک رشته به رشتهای دیگر ناگهانی است و فرصت آشنایی با قواعد، شرایط یا اهمیت هر رقابت همیشه فراهم نمیشود. تماشاگر ممکن است بیش از آنکه مسیر یک مسابقه را دنبال کند، مجذوب قطعههای تصویری آن شود.
این ناپیوستگی الزاماً ضعف فنی نیست؛ بخشی از شیوهٔ اثر در تبدیل رویداد ورزشی به نمایش سینمایی است. بااینحال، گاه مانع شکلگیری حس پیوند عمیق میان رویدادها میشود. زیبایی جسمانی و فاصلهٔ انسانی زیر عنوان «جشن زیبایی»، فیلم بدن ورزشکار را به کانون نگاه میآورد. بدنها در اینجا فقط ابزار رقابت نیستند؛ خطوط، تناسبها و تواناییهایشان بخشی از زیباییشناسی اثر را میسازند.
« فیلم در این زمینه به گزارشی خشک از نتایج بسنده نمیکند، بلکه میکوشد شورِ تماشای مسابقه را بازآفرینی کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قاببندیها، نظم حرکت و تأکید بر نیروی جسمانی، تصویری آرمانی از ورزش پدید میآورند؛ تصویری که ورزشکار را در لحظهای از مهارت و کمال ثبت میکند. این رویکرد، البته، فاصلهای میان تماشاگر و انسانِ پشت حرکت ایجاد میکند. اضطراب، خستگی، شکست، فشار روانی و زندگی بیرون از میدان کمتر از توانایی جسمانی و ظاهر هماهنگ بدنها مجال بروز مییابند.
ورزشکاران بیش از آنکه شخصیتهایی با تجربههای فردی باشند، به پیکرههایی در یک ترکیب بزرگتر تبدیل میشوند. حاصل، لحنی سرد و آیینی است: تحسین فراوان در تصویر هست، اما صمیمیتی که تماشاگر را به درون تجربهٔ شخصی رقابت ببرد، کمتر دیده میشود. زیباییشناسی و زمینهٔ سیاسی تماشای فیلم امروز بدون توجه به زمینهٔ سیاسی بازیهای برلین دشوار است.
«المپیا» در فضایی ساخته شد که حکومت نازی از رویدادهای عمومی برای نمایش قدرت و اعتبار خود بهره میگرفت؛ فیلم نیز از حمایت گسترده و امکانات چشمگیر برخوردار بود. از این رو، شکوه صحنهها و تأکید بر نظم و کمال را نمیتوان کاملاً جدا از کارکرد تبلیغاتی آن دوره دید. پژوهشگران و منتقدان همچنان دربارهٔ نسبت میان دستاوردهای سینمایی ریفنشتال و مقاصد سیاسی اثر بحث میکنند.
« این رویکرد، البته، فاصلهای میان تماشاگر و انسانِ پشت حرکت ایجاد میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، تقلیل فیلم به یک پیام سیاسیِ سرراست نیز از پیچیدگی آن میکاهد. تصاویر رقابتها، مهارتهای فنی و حضور ورزشکاران از کشورهای مختلف، معنایی فراتر از ستایش یک حکومت پیدا میکنند؛ در همان حال، شیوهٔ سازماندهی و تجلیل از بدنهای نیرومند، با زیباییشناسی قدرت و نظم همخوان است.
تنش میان این دو وجه، بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم است: آثارش از نظر بصری تأثیرگذارند، اما این تأثیرگذاری بیطرف و بیتاریخ نیست. مهارت سینمایی، نه بیطرفی قوت «جشن زیبایی» در این است که میداند چگونه حرکت را به تصویر سینمایی بدل کند. تدوین، ترکیببندی و توجه به جزئیات، رقابتها را زنده و تماشایی نگه میدارند و به هر رشته امکان میدهند کیفیت حرکتی خاص خود را آشکار کند.
اما مهارت در بازنمایی، بهخودیخود به معنای بیطرفی نیست. فیلم آنچه را ثبت میکند انتخاب و مرتب میسازد؛ لحظهای را برجسته میکند، لحظهای دیگر را کنار میگذارد و از دل رویداد واقعی تصویری آرمانی میسازد. به همین دلیل، بهتر است اثر را همزمان بهعنوان سندی از ورزش و نمونهای از قدرت سینما در شکلدادن به برداشت ما از تاریخ تماشا کرد.
« بااینحال، تقلیل فیلم به یک پیام سیاسیِ سرراست نیز از پیچیدگی آن میکاهد. »
جمعبندی
جذابیتش در توانایی برانگیختن تحسین است؛ محدودیتش در آن است که این تحسین گاه جای پرسش را میگیرد. تماشاگر میبیند، شگفتزده میشود و ممکن است کمتر بپرسد چه چیزهایی از قاب بیرون ماندهاند. جمعبندی «Olympia Part Two: Festival of Beauty» مستندی است که مسابقه را به نمایش دیداری بدل میکند: متنوع، پرانرژی و سرشار از قاببندیهایی که مهارت و حرکت را برجسته میسازند.
دوربین با حوصله به جزئیات بدن توجه میکند و تدوین از رشتههای گوناگون ضرباهنگی جذاب میآفریند. در مقابل، پیوند میان بخشها گاهی سست میماند و شکوه بصری میتواند نتیجهٔ رقابت و تجربهٔ انسانی ورزشکاران را به حاشیه براند. ارزش فیلم امروز در همین دوگانگی نهفته است. میتوان از جسارت و تسلط سینمایی آن آموخت و در همان حال، از آرمانیسازی بدن، نظم و قدرت فاصلهٔ انتقادی گرفت.
این اثر نه صرفاً گزارشی ورزشی است و نه تصویری بیطرف از گذشته؛ بلکه فیلمی است که زیبایی را میسازد، تاریخ را قاب میگیرد و تماشاگر را وامیدارد میان تحسین هنری و آگاهی سیاسی تعادل برقرار کند.
« جذابیتش در توانایی برانگیختن تحسین است؛ محدودیتش در آن است که این تحسین گاه جای پرسش را میگیرد. »
ثبت دیدگاه