نقد و بررسی
نقد Lone Wolf and Cub: Baby Cart at the River Styx | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جادهٔ مرگ «Lone Wolf and Cub: Baby Cart at the River Styx» ساختهٔ Kenji Misumi، دنبالهای است که بهجای تکرار آرام و مطمئن فرمول قسمت نخست، بیدرنگ شدت و دامنهٔ آن را افزایش میدهد. فیلم با هجوم خشونت و آشوب آغاز میشود و از همان لحظه اعلام میکند که تماشاگر را به سفری پرشتاب در جهانی بیرحم خواهد برد.
اُگامی ایتّو، رونین و آدمکش مزدبگیر، همچنان در کنار پسر خردسالش دایگورو در جاده است؛ اما این بار مأموریتی تازه و گروهی از تعقیبکنندگان، مسیرشان را به میدان رویارویی با نیروهای خاندان یاگیو میکشاند. فیلم در این روایت فشرده، نه به دنبال معمایی پیچیده است و نه شخصیتپردازی گسترده؛ نیروی اصلیاش از برخورد میان سکون سرد قهرمان و انفجارهای ناگهانی خشونت میآید.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آغاز تند و ضرباهنگ پرخطر یکی از امتیازهای آشکار فیلم، شروع بیدرنگ و پرتنش آن است. Misumi برای گرمکردن تدریجی موتور داستان مکث نمیکند؛ در همان دقایق نخست، تماشاگر را با خشونتی عریان و لحنی اغراقآمیز روبهرو میسازد. این انتخاب، در عین آنکه هیجان فوری ایجاد میکند، چارچوب تماشای فیلم را نیز روشن میسازد: اینجا با رئالیسم تاریخیِ متعارف طرف نیستیم، بلکه با اثری مواجهیم که شمشیرزنی، خونریزی و تصویرهای نامعمول را به نوعی نمایش غریب و نمایشی بدل میکند.
ریتم غالباً تند است و داستان از درگیریای به درگیری دیگر میرسد. همین شتاب، فیلم را سرگرمکننده و پرانرژی نگه میدارد؛ اما در سوی دیگر، مجال چندانی برای مکث بر انگیزهها و دگرگونیهای شخصیتها باقی نمیگذارد. گاهی نیز تکرار الگوی حمله، مقابله و کشتار، تازگی خود را از دست میدهد. فیلم در لحظههای اکشن بهمراتب زندهتر از بخشهایی است که باید بار روایی را بر دوش بکشند.
« آغاز تند و ضرباهنگ پرخطر یکی از امتیازهای آشکار فیلم، شروع بیدرنگ و پرتنش آن است. »
شخصیتها و اجرا
اُگامی ایتّو؛ قهرمانی در سکوت Tomisaburō Wakayama در نقش اُگامی ایتّو، مرکز ثقل فیلم است. بازی او بر خویشتنداری و کمگویی بنا شده؛ ایتّو کمتر احساساتش را به زبان میآورد و بیشتر از راه نگاه، مکث و آمادگی جسمانی شناخته میشود. در برابر جهانی که مدام در حال تهدید و فریب است، او همچون تیغهای آرام و آماده به نظر میرسد.
این سردی، اگرچه میتواند فاصلهای عاطفی میان شخصیت و تماشاگر ایجاد کند، با جایگاه او در داستان سازگار است: مردی که زندگیاش را به مسیری خطرناک سپرده و برای ادامهٔ آن ناچار است احساساتش را مهار کند. با این همه، فیلم او را صرفاً ماشین کشتار نمیبیند. رابطهاش با دایگورو بخش مهمی از هویت او را آشکار میکند و خشونت بیرونی را با پیوندی خصوصی و شکننده در تعادل میگذارد.
« اُگامی ایتّو؛ قهرمانی در سکوت Tomisaburō Wakayama در نقش اُگامی ایتّو، مرکز ثقل فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ایتّو در برابر دشمنان، حسابگر و قاطع است؛ در برابر پسرش، مراقبتی کمادعا نشان میدهد که بهسبب تضاد با محیط خونآلود اطراف، اثر عاطفی بیشتری پیدا میکند. پدر و پسر در میانهٔ خشونت رابطهٔ ایتّو و دایگورو لطیفترین رگهٔ فیلم است. دایگورو فقط همراهی بیحرکت در کالسکه نیست؛ حضورش واکنشهایی کوچک اما معنادار برمیانگیزد و گاه در لحظههایی که پدرش آسیبپذیر میشود، نقش فعالتری پیدا میکند.
این جابهجایی موقت نقشها، به فیلم فرصت میدهد تا از مدار شمشیر و انتقام بیرون بیاید و سویهای انسانیتر از رابطهٔ آن دو را نشان دهد. تضاد میان معصومیت کودک و جهان خشونتبار پیرامونش، گاه به طنزی تلخ و نامنتظر میانجامد. فیلم از این تقابل برای شیرینکردن فضای خود بهره میبرد، بیآنکه واقعیت خطر را کاملاً محو کند.
« پدر و پسر در میانهٔ خشونت رابطهٔ ایتّو و دایگورو لطیفترین رگهٔ فیلم است. »
قوتها و کاستیها
البته همین ایده پرسشی اخلاقی نیز در پس خود دارد: کودکی که از نخستین سالهای زندگی با مرگ و خشونت روبهرو میشود، تا چه اندازه میتواند از آن جهان جدا بماند؟ فیلم پاسخ روشنی عرضه نمیکند، اما حضور آرام دایگورو این پرسش را در ذهن زنده نگه میدارد. بدن، شمشیر و اغراق تصویری صحنههای مبارزه، زبان بیانی اصلی فیلماند.
شمشیرزنیها با حرکات حسابشده و قاببندیهایی همراه میشوند که گاه خشونت را به تصویری تقریباً آیینی بدل میکنند. در این جهان، نبردها صرفاً مانعی برای پیشرفت داستان نیستند؛ بخشی از هویت قهرمان و شیوهٔ مواجههٔ او با قدرتاند. طراحی کالسکهٔ دایگورو نیز به یکی از ایدههای بهیادماندنی اثر تبدیل میشود: وسیلهای که هم نشانهٔ سفر پدر و پسر است و هم عنصری غیرمنتظره در منطق اکشن فیلم.
« فیلم پاسخ روشنی عرضه نمیکند، اما حضور آرام دایگورو این پرسش را در ذهن زنده نگه میدارد. »
جمعبندی
در عین حال، فیلم گاهی از اغراق خود فراتر میرود. خونپاشیهای پرحجم و جلوههای ویژهٔ محدود، برای تماشاگر امروز ممکن است مصنوعی یا حتی ناخواسته خندهدار جلوه کنند. این ناهماهنگی لزوماً همهٔ اثر را از کار نمیاندازد؛ بخشی از جذابیت فیلم در همین بیپروایی و افراط نهفته است. بااینحال، فاصلهٔ میان خشونت جدیِ شخصیتها و جلوهٔ آشکارا ساختگی برخی لحظهها میتواند فضای دراماتیک را بشکند.
بیابان و تصویرهای ماندگار مواجههٔ پایانی در پهنهٔ خشک و باز، از
« در عین حال، فیلم گاهی از اغراق خود فراتر میرود. »
ثبت دیدگاه