نقد و بررسی
نقد Submission | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان شور و سلطه «Submission» که با نام ایتالیایی «Scandalo» نیز شناخته میشود، درام اروتیکِ سال ۱۹۷۶ به کارگردانی Salvatore Samperi است؛ فیلمی که در ظاهر از دل ماجرای عشقی ممنوعه سر برمیآورد، اما بهتدریج به مطالعهای دربارهٔ قدرت، تحقیر و فرسایش اختیار بدل میشود. الیان، داروسازی متأهل در فرانسهٔ جنگزده، با آرمان، شاگرد داروخانهاش، وارد رابطهای پرشور میشود.
آنچه در آغاز همچون رهایی از ملال و خاموشی عاطفی جلوه میکند، آرامآرام شکل دیگری مییابد: رابطهای که در آن میل با ترس درهم میآمیزد و صمیمیت جای خود را به فرمانبرداری میدهد. نقطهٔ عزیمت فیلم، نه صرفاً خیانت زناشویی، بلکه خلأیی است که پیش از ورود آرمان در زندگی الیان وجود دارد.
او در خانه و کارکرد روزمرهاش جایگاهی روشن دارد، اما این ثبات ظاهری با رضایت درونی یکی نیست. فیلم میکوشد نشان دهد که چگونه اشتیاق سرکوبشده میتواند دروازهای برای تجربهای تازه بگشاید؛ و چگونه همان گشایش، در غیاب رابطهای متوازن، به مجرایی برای سلطه تبدیل شود. تغییر تدریجی موازنهٔ قدرت مهمترین دستاورد روایی فیلم در تدریجیبودن دگرگونی رابطه است.
آرمان از همان ابتدا شخصیتی کاملاً بیابهام و اهریمنی نیست؛ جذابیت و جسارت او بخشی از کششی است که الیان را به سویش میبرد. اما هرچه رابطه پیش میرود، خواستههای او افزایش مییابد و مرزهای رضایت و اجبار را مخدوش میکند. این جابهجایی آرام، به تعلیق روانشناختی اثر شکل میدهد: تماشاگر نه فقط میپرسد «بعد چه خواهد شد؟»، بلکه از خود میپرسد در چه لحظهای شور به ابزار کنترل بدل شده است.
« الیان، داروسازی متأهل در فرانسهٔ جنگزده، با آرمان، شاگرد داروخانهاش، وارد رابطهای پرشور میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در نشاندادن این گذار، به حادثهای ناگهانی متکی نیست. سلطه از انباشتهشدن رفتارها، آزمودن حدها و عادیشدن تحقیر زاده میشود. همین انباشت، فضای ناامنی میسازد و رابطه را از یک ماجرای پرهیجان به بحرانی اخلاقی و روانی تبدیل میکند. بااینحال، مسیر آرمان در همهٔ لحظات به یک اندازه قانعکننده نیست.
انگیزههای او کمتر از آنکه کاویده شوند، در رفتارهای سلطهجویانهاش خلاصه میمانند؛ در نتیجه، گاه فیلم بیش از آنکه شخصیت او را بسط دهد، از او نیرویی برای پیشبرد بحران میسازد. الیان و مرزهای اختیار الیان در مرکز تضادی دردناک قرار دارد: میل شخصیاش او را به رابطهای میکشاند که در آغاز ممکن است طغیانی علیه زندگی خاموش و تکراریاش به نظر برسد، اما مسئولیت خانوادگی و امنیت خانهاش پیوسته در برابر او قد علم میکنند.
اهمیت این کشمکش در آن است که فیلم نمیتواند رضایت را مفهومی ساده و یکباربرایهمیشهشده نشان دهد. الیان گاه جذب رابطه است و گاه از پیامدهای آن آسیب میبیند؛ گاه به خواستهای تن میدهد و گاه بهای همان تسلیم را با تحقیر و ترس میپردازد. این تناقض، بالقوه یکی از ژرفترین وجوه اثر است، اما شخصیتپردازی الیان همیشه به اندازهٔ موقعیت دشوارش پیچیده نمیشود.
فیلم میتوانست بیش از پیش به صدای درونی او مجال دهد: به اینکه چگونه گذشتهاش، تصورش از ازدواج، نیازهای عاطفی و برداشتش از آزادی بر انتخابهایش اثر میگذارند. در غیاب چنین کاوشی، برخی مراحل دگرگونی او بیشتر به کارکرد دراماتیک نیاز دارند تا به تحول روانی کاملاً روشن. بااینهمه، تماشاگر در برابر انتخابهایش بیتفاوت نمیماند، زیرا مسئلهٔ اصلی فقط این نیست که او چه میخواهد؛ بلکه این است که آیا هنوز میتواند خواستن خود را از خواستِ دیگری بازشناسد.
« فیلم در نشاندادن این گذار، به حادثهای ناگهانی متکی نیست. »
شخصیتها و اجرا
فرانسهٔ جنگزده؛ زمینهای با ظرفیت ناتمام قرارگرفتن داستان در فرانسهٔ جنگزده میتوانست به اثر لایهای گستردهتر ببخشد. ناامنی تاریخی، فروپاشی نظم آشنا و شکنندگی زندگی روزمره، با بحران خصوصی الیان و آرمان همطنیناند. رابطهای که در شرایط عادی نیز ناپایدار است، در جهانی آکنده از تهدید و بیثباتی معنایی مضاعف پیدا میکند: امنیت خانه دیگر امری تضمینشده نیست و مرز میان خلوت شخصی و خطر بیرونی باریکتر میشود.
بااینحال، فیلم عمدتاً به رابطهٔ دو شخصیت اصلی وفادار میماند و از زمینهٔ تاریخی بیش از آنکه استفادهٔ دراماتیک کند، بهرهای فضاساز میگیرد. جنگ حس اضطراب و شکنندگی را تقویت میکند، اما کمتر به تجربهٔ اجتماعی و سیاسی شخصیتها راه مییابد. از این رو، پسزمینه گاه همچون پژواکی دور باقی میماند، نه نیرویی که ساختار زندگی آنان را بهطور عمیق دگرگون کند.
این محدودیت، در عین حال، با تمرکز اثر بر مناسبات قدرت در فضای خصوصی پیوند دارد؛ فیلم بیش از جبهه و تاریخ، به میدان کوچک اما پرتنش خانه و داروخانه چشم میدوزد. فضا، لحن و نگاه تصویری داروخانه در فیلم فقط محل کار الیان نیست؛ فضایی است که نظم روزانه، اقتدار حرفهای و میل پنهان در آن به هم میرسند.
همین همجواری به رابطهٔ دو شخصیت بار نمایشی میدهد: محیطی که باید محل درمان و مراقبت باشد، به عرصهای برای آزمودن حدها و اعمال قدرت تبدیل میشود. تقابل میان ظاهر مرتب زندگی و آشفتگی پنهان آن، از عناصر مؤثر لحن فیلم است. لحن اثر نیز بهتدریج از هیجان اروتیک به اضطرابی تیرهتر حرکت میکند.
« ناامنی تاریخی، فروپاشی نظم آشنا و شکنندگی زندگی روزمره، با بحران خصوصی الیان و آرمان همطنیناند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این جابهجایی، نقطهٔ قوت ساختاری فیلم است؛ زیرا نشان میدهد چگونه نمایش میل میتواند به نمایش آسیب و سلطه نزدیک شود. در عین حال، چنین رویکردی خطر سادهسازی را نیز به همراه دارد: اگر دوربین یا روایت بیش از اندازه بر جنبهٔ تحریکآمیز موقعیت تکیه کند، رنج شخصیت ممکن است به تماشاییبودن صحنه فروکاسته شود.
ارزش فیلم در بهترین لحظاتش از آنجا میآید که این تناقض را نادیده نمیگیرد و تماشاگر را با ناراحتی اخلاقیِ ناشی از آن تنها میگذارد. مرز میان نمایش و نقد «Submission» از نظر موضوعی با پرسشی دشوار روبهروست: آیا روایت، رابطهٔ آزارگرانه را نقد میکند، یا گاه همان رابطه را در قالبی اغواگر عرضه میکند؟
این پرسش را نمیتوان با یک پاسخ ساده کنار گذاشت. فیلم از یک سو، پیامدهای روانی و خانوادگی سلطه را بهتدریج برجسته میکند؛ از سوی دیگر، تکیهاش بر موقعیتهای اروتیک ممکن است فاصلهٔ انتقادی لازم را در برخی لحظات کاهش دهد. همین دوگانگی، هم به اثر نیرویی بحثبرانگیز میبخشد و هم از انسجام معنایی آن میکاهد.
عنوان فیلم نیز در این چارچوب معنایی تهدیدآمیز پیدا میکند. «تسلیم» صرفاً نامی برای یک نقش یا بازی عاشقانه نیست؛ اشارهای است به فرایندی که در آن اختیار فرد، زیر فشار خواستههای دیگری، کمکم محدود میشود. اما فیلم همیشه میان تسلیم آگاهانه، سازش، ترس و اجبار تمایز روشنی نمیگذارد. این ابهام میتواند سرچشمهٔ بحث باشد، ولی اگر قرار است مخاطب پیچیدگی رابطه را بفهمد، باید شخصیتها و پیامدهای انتخابهایشان با دقتی بیشتر از صرفاً نمایش بحران پرداخت شوند.
« این پرسش را نمیتوان با یک پاسخ ساده کنار گذاشت. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Submission» درام اروتیکی است که نیروی اصلیاش را از دگرگونی تدریجی یک رابطه میگیرد: از اشتیاقی که وعدهٔ گریز میدهد تا سلطهای که آرامش فرد و خانواده را تهدید میکند. فیلم در ساختن تعلیق روانشناختی و نشاندادن جابهجایی قدرت میان الیان و آرمان موفق است و زمینهٔ جنگی نیز بر حس ناامنی آن میافزاید.
در مقابل، انگیزههای آرمان به اندازهٔ کافی روشن نمیشوند، کشمکش درونی الیان گاه از عمق لازم برخوردار نیست و ظرفیت تاریخی فضای داستانی بهتمامی به کار گرفته نمیشود. با وجود این کاستیها، اثر پرسشی ماندگار پیش میگذارد: در رابطهای که میل و ترس همزمان حضور دارند، مرز میان انتخاب و تسلیم کجا قرار میگیرد؟
پاسخ فیلم همواره دقیق و متوازن نیست، اما همین ناتمامی سبب میشود که تماشایش تنها به دنبالکردن ماجرایی عاشقانه محدود نماند؛ مخاطب را وامیدارد دربارهٔ قدرت، مسئولیت و بهای پنهانِ واگذارکردن اختیار بیندیشد.
ثبت دیدگاه