نقد و بررسی
نقد نفریوس (Nefarious) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک اتاق، دو جهانبینی «Nefarious» تریلری روانشناختی و وحشتمحور است که بخش بزرگی از نیروی خود را از محدودکردن میدان دید میگیرد. در روز اجرای حکم ادوارد وین برِیدی، قاتلی زنجیرهای محکوم به مرگ، دکتر جیمز مارتین برای ارزیابی سلامت روان او به زندان میآید. پرسش ظاهراً روشن است: آیا زندانی میداند چه کرده و توان فهم حکم را دارد؟
اما گفتوگوی آن دو خیلی زود از ارزیابی بالینی فاصله میگیرد؛ برِیدی ادعا میکند موجودی اهریمنی در بدن اوست و پیشبینی میکند پزشک پیش از پایان روز مرتکب سه قتل خواهد شد. از اینجا، فیلم موقعیتی ساده را به آزمونی برای باور، شناخت و اختیار بدل میکند. تعلیق برآمده از گفتوگو فیلم برای ایجاد فشار روانی به تعقیبوگریز، هیولاهای نمایان یا جلوههای پرزرقوبرق متکی نیست.
مهمترین صحنهها در فضای بسته زندان و پیرامون گفتوگویی شکل میگیرند که هر جملهاش میتواند بخشی از توازن قدرت را جابهجا کند. برِیدی ظاهراً زندانی است، اما با دانستن جزئیات زندگی مارتین و پیشدستی در پاسخهای او، جایگاه بازجو و بازجوییشونده را پیوسته مبهم میکند. مارتین نیز میکوشد به چارچوب حرفهای خود وفادار بماند و هر ادعا را با منطق روانپزشکی بسنجد.
این تقابل، موتور اصلی تعلیق است: نه فقط اینکه برِیدی حقیقت را میگوید یا فریب میدهد، بلکه اینکه آیا مارتین میتواند در برابر شیوه گفتوگوی او استقلال فکریاش را حفظ کند. ایده پیشگویی سه قتل نیز ضربالاجلی دراماتیک میسازد؛ هرچه زمان میگذرد، حرف زندانی از ادعایی عجیب به تهدیدی شخصیتر بدل میشود، بیآنکه لازم باشد فیلم بیدرنگ پاسخ نهایی را آشکار کند.
« پرسش ظاهراً روشن است: آیا زندانی میداند چه کرده و توان فهم حکم را دارد؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ایمان و منطق در میدان کشمکش هسته فکری «Nefarious» برخورد دو جهانبینی است. مارتین با رویکردی سکولار و عقلگرا وارد ماجرا میشود؛ برای او، ادعای تسخیر باید نخست از صافی اختلال روانی، دروغگویی یا دستکاری بگذرد. در برابرش، برِیدی تنها مدعی حضور نیرویی فراطبیعی نیست؛ او تلاش میکند تردیدهای پزشک را به پرسشهایی درباره شر، مسئولیت اخلاقی و معنای انتخاب پیوند بزند.
به این ترتیب، فیلم از وحشت جسمانی فاصله میگیرد و به وحشتی معرفتی نزدیک میشود: ترس از اینکه چارچوبی که با آن جهان را توضیح میدهیم شاید برای فهم تجربه پیشآمده کافی نباشد. این ظرفیت جذاب، البته با محدودیتی همراه است. فیلم در مواضع اعتقادی خود بیطرف نمیماند و گاه بهجای آنکه ایدهها را در کنش و موقعیت بپروراند، آنها را مستقیماً بر زبان شخصیتها میگذارد.
بنابراین تماشاگرانی که مشتاق تریلری چندصدایی و بیطرفاند ممکن است احساس کنند مناظره از پیش به سوی نتیجهای خاص هدایت میشود. در مقابل، برای مخاطبی که با پرسشهای دینی و متافیزیکی همراه است، صراحت فیلم میتواند بخشی از نیروی آن باشد. بازیها و دگرگونی قدرت اجرای شان پاتریک فلانری در نقش برِیدی ستون اصلی فیلم است.
او باید در شخصیتی واحد، هم ردّ یک انسان زندانی را نگه دارد و هم حضوری را القا کند که مدعی است به آن انسان تعلق ندارد. تغییر در آهنگ صدا، نگاه و نحوه مکثکردن، به او امکان میدهد از تهدید آشکار به آرامشی ناآشنا برسد، بیآنکه نقش را به نمایش اغراقآمیز بدل کند. کاریزمای بازی او کمک میکند گفتوگوهای طولانی، حتی زمانی که فیلم بیش از اندازه بر توضیح تکیه میکند، همچنان کشش خود را حفظ کنند.
« ایمان و منطق در میدان کشمکش هسته فکری «Nefarious» برخورد دو جهانبینی است. »
شخصیتها و اجرا
جردن بلفی در نقش مارتین، نقطه مقابل این حضور پرنفوذ است. بازی او بیشتر بر کنترل و سنجیدگی استوار است؛ پزشکی که میخواهد واکنشهایش را مهار کند و در مقام متخصص بماند. این خویشتنداری برای آغاز تقابل مناسب است، اما هرچه فشار داستان افزایش مییابد، تغییرات درونی او گاه میتوانست تدریجیتر و محسوستر پرداخت شود.
رابطه دو بازیگر زمانی بهترین کارکرد را دارد که نبرد را از راه نگاهها، سکوتها و تغییرهای ظریف در اعتماد پیش میبرد، نه صرفاً با جدل کلامی. صدا، فضا و محدودیتهای تولید فضای سرد و نهادی زندان به فیلم انسجام بصری میدهد. دیوارها، درها و اتاقهای بسته، حس محصورشدن را تقویت میکنند و با وضعیت روانی مارتین همخواناند: هرچه بیشتر میکوشد مسئله را در دستهبندیهای آشنا جا دهد، راههای خروج از آن تنگتر به نظر میرسند.
فیلم از سادگی محیط بهره میبرد و نشان میدهد برای ساختن تعلیق، گاهی یک اتاق، دو بازیگر و تهدیدی که هنوز شکل قطعی نیافته است کفایت میکند. این اقتصاد فضایی هم نقطه قوت است و هم محدودیت. تمرکز بر بازی و کلام باعث میشود فیلم از هراس تصویری متعارف فاصله بگیرد، اما در عوض بار زیادی بر دوش دیالوگها میگذارد.
هرگاه گفتوگو ضرباهنگ داشته باشد، فضای محدود به میدان نبردی مؤثر تبدیل میشود؛ وقتی شخصیتها برای مدت طولانی دیدگاههای خود را توضیح میدهند، همان اتاق میتواند حس ایستایی ایجاد کند. به همین دلیل، ریتم فیلم بیش از آنکه تابع حرکت باشد، به توانایی بازیگران و کیفیت تغییرات در گفتوگو وابسته است.
« جردن بلفی در نقش مارتین، نقطه مقابل این حضور پرنفوذ است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیالوگ؛ نیروی پیشبرنده و مانع روایت گفتوگو در «Nefarious» صرفاً وسیله انتقال اطلاعات نیست؛ خودِ میدان اصلی رویارویی است. برِیدی میکوشد با دانستهها و ادعاهایش مرزهای اطمینان مارتین را به هم بریزد، و پزشک با پرسشهای حرفهای میخواهد نگذارد روایت زندانی جای واقعیت را بگیرد. این ساختار در بهترین لحظهها به فیلم کیفیتی نزدیک به نمایش دونفره میدهد؛ تماشاگر نیز ناچار میشود نه فقط به محتوای حرفها، که به انگیزه و شیوه بیان هر جمله توجه کند.
اما فیلم همیشه میان اندیشهورزی و خطابه تعادل برقرار نمیکند. برخی دیالوگها بیش از حد روشن و توضیحیاند و بهجای اعتماد به استنباط مخاطب، معنای موردنظر را صریحاً شرح میدهند. از این رو، گفتوگوهایی که میتوانستند چندپهلو و ناآرام باقی بمانند، گاهی به مناظرهای طولانی تبدیل میشوند.
همین اصرار بر بیان مستقیم مضمون، از ظرافت ابهام میکاهد؛ در حالی که ایده مرکزی فیلم، یعنی تردید میان اختلال، فریب و امر فراطبیعی، بیشترین اثر را زمانی دارد که پاسخ را برای مدتی معلق نگه دارد. پایانی محتاطانه، با شتابی محسوس بدون ورود به پیچش اصلی یا چگونگی پایان، میتوان گفت فیلم در بخش پایانی میکوشد کشمکش نظری را به پیامدی ملموس و شخصی برای مارتین پیوند بزند.
این انتخاب از نظر ساختاری قابلفهم است: گفتوگویی که تا آن زمان عمدتاً در سطح باور و استدلال جریان داشته، باید به آزمونی عملی برسد. بااینحال، گذار از بحث به نتیجهگیری چندان همیشه فرصت کافی برای رسوبکردن ندارد. بعضی ایدهها پیش از آنکه از مسیر تحول شخصیتها بهتمامی شکل بگیرند، به سوی جمعبندی حرکت میکنند و همین شتاب از طنین نهایی اثر میکاهد.
« اما فیلم همیشه میان اندیشهورزی و خطابه تعادل برقرار نمیکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم از ابتدا وعده ابهام میدهد، اما در نهایت ترجیح میدهد موضعی روشنتر اتخاذ کند. این رویکرد ممکن است برای مخاطبی که خواهان پاسخ قطعیتر است رضایتبخش باشد؛ برای کسی که جذابیت داستان را در تردید مداوم میبیند، بخشی از امکان تفسیری فیلم را محدود میکند. جمعبندی «Nefarious» اثری متکی بر موقعیت مرکزی نیرومند، بازی مؤثر شان پاتریک فلانری و فضای بستهای است که برای تعلیق کارکردی واقعی دارد.
رویارویی زندانی و روانپزشک، بستری مناسب برای کندوکاو در مرز ایمان و منطق فراهم میکند و تهدید پیشگوییشده، گفتوگو را به تجربهای اضطرابآور تبدیل میسازد. بااینحال، دیالوگهای گاه خطابهوار، توضیحگویی مستقیم و نتیجهگیری شتابزده مانع میشوند ظرفیت چندلایه ایده همیشه به تمام توان خود برسد.
این فیلم بیش از آنکه وحشتی پرتحرک و دیداری باشد، تریلری گفتوگومحور درباره باور و مسئولیت است؛ اثری که با فرض مرکزی جسورانهاش کنجکاوی برمیانگیزد، اما در پرداخت همان فرض، گاهی پاسخ را زودتر از آنچه تعلیق اقتضا میکند بر زبان میآورد.
« فیلم از ابتدا وعده ابهام میدهد، اما در نهایت ترجیح میدهد موضعی روشنتر اتخاذ کند. »



ثبت دیدگاه