نقد و بررسی
نقد Men, Women & Children | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مسئلهای بزرگ در دل زندگیهای معمولی «Men, Women & Children» ساختهٔ Jason Reitman، درامی چندشخصیتی دربارهٔ نوجوانان و والدینشان است؛ آدمهایی که در یک شهر کوچک آمریکایی زندگی میکنند، اما بخش مهمی از خواستهها، ترسها و رابطههایشان را به فضای آنلاین بردهاند. فیلم اینترنت را نه صرفاً وسیلهای تازه، بلکه محیطی میبیند که آدمها در آن با دیگران ارتباط میگیرند، تصویری از خود میسازند و گاهی از رویارویی با زندگی واقعی میگریزند.
پرسش محوریاش ساده به نظر میرسد: وقتی ارتباط همیشه در دسترس است، چرا بسیاری از این شخصیتها همچنان تنها میمانند؟ پاسخ فیلم از خلال چند خانواده و تجربهٔ متفاوت شکل میگیرد، نه با دنبالکردن یک قهرمان واحد. چند خانواده، چند صورت از تنهایی روایت میان والدین و فرزندان جابهجا میشود و نشان میدهد فناوری چگونه به شکلهای گوناگون وارد روابط شده است.
برخی بزرگسالان با نارضایتیها و خلأهای زندگی زناشویی روبهرو هستند؛ برخی دیگر میکوشند زندگی فرزندانشان را کنترل کنند یا آرزوهای خود را از راه آنان دنبال کنند. نوجوانان نیز با دغدغههایی چون پذیرفتهشدن، جذابیت، عشق و جایگاه اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند. اینترنت در این میان گاه ابزار ارتباط است و گاه راهی برای پنهانشدن، نظارتکردن یا جستوجوی تأیید دیگران.
ارزش این چیدمان در آن است که فیلم مسئله را به گروهی خاص محدود نمیکند. والدین نیز از همان نیازهایی آسیب میبینند که فرزندانشان با آن مواجهاند: میل به دیدهشدن، ترس از طردشدن و ناتوانی در بیان خواستههای واقعی. تفاوت نسلها وجود دارد، اما فیلم نشان میدهد فاصلهٔ میان صفحه و زندگی روزمره فقط مسئلهٔ نوجوانان نیست.
« پاسخ فیلم از خلال چند خانواده و تجربهٔ متفاوت شکل میگیرد، نه با دنبالکردن یک قهرمان واحد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این جهان، هرکس بهنوعی در حال جستوجوی صمیمیتی است که دسترسی آسان به دیگران لزوماً آن را فراهم نمیکند. نگاهی همدلانه، بیآنکه بیقضاوت بماند یکی از نقاط قوت فیلم، توجه به آسیبپذیری شخصیتهاست. آنان را نمیتوان بهآسانی به «قربانی» یا «مقصر» تقسیم کرد؛ حتی رفتارهای نادرستشان اغلب از ناامنی، فشار یا تنهایی سرچشمه میگیرد.
فیلم در بهترین لحظههایش بهجای سرزنش، فاصلهٔ میان آنچه افراد نشان میدهند و آنچه در درونشان میگذرد را برجسته میکند. پشت تصویرهای حسابشده و پیامهای بیپایان، آدمهایی قرار دارند که نمیدانند چگونه نیازهایشان را در رابطهای واقعی مطرح کنند. این همدلی به معنای تبرئهٔ رفتارها نیست.
اثر پیامدهای انتخابهای شخصیتها را نادیده نمیگیرد، اما نمیکوشد آنها را به نمونههای اخلاقی ساده تبدیل کند. همین نگاه سبب میشود بعضی خطهای داستانی، با وجود تلخی، عاطفهای قابلباور پیدا کنند. لحظههای کوچکِ مکث، سکوت یا ناتوانی در پاسخدادن گاه از توضیحهای صریح فیلم گویاترند.
شبکهای گسترده با پیوندهایی نهچندان روان ساختار چندشاخه به فیلم امکان میدهد تصویری فراگیر از خانواده و نوجوانی در عصر اینترنت بسازد. تقاطع زندگیها میتواند نشان دهد که تجربههای ظاهراً خصوصی در واقع به هم نزدیکاند؛ اضطراب یک نوجوان و بحران والدش دو مسئلهٔ جداگانه نیستند، بلکه از محیطی مشترک اثر میپذیرند.
« در این جهان، هرکس بهنوعی در حال جستوجوی صمیمیتی است که دسترسی آسان به دیگران لزوماً آن را فراهم نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، همین وسعت به محدودیت اصلی روایت بدل میشود. شخصیتها و موقعیتها آنقدر زیادند که فیلم همیشه فرصت کافی برای مکث و شناخت عمیق هرکدام ندارد. در نتیجه، پیوند میان بعضی داستانها بیش از آنکه از دل رشد طبیعی شخصیتها پدیدار شود، گاهی به سازوکار طرح وابسته میماند. برخی خطها بار عاطفی مشخصی میسازند، اما برخی دیگر پیش از آنکه به عمق لازم برسند، از کانون روایت کنار میروند.
این پراکندگی باعث میشود فیلم در لحظههایی شبیه مجموعهای از نمونههای اجتماعی به نظر برسد، نه یک درام کاملاً یکپارچه. نوجوانان میان تجربهٔ زیسته و صدای نویسنده فیلم بهدرستی درمییابد که نوجوانی دورهٔ آسیبپذیری شدید در برابر نگاه دیگران است. تصویر بدن، محبوبیت و رابطهٔ عاطفی در این سن میتوانند به مسئلههایی بزرگ و تعیینکننده بدل شوند؛ شبکههای آنلاین نیز این فشارها را تقویت میکنند، چون مقایسه و داوری را همیشگی و علنی میسازند.
بعضی لحظههای مربوط به نوجوانان از همین شناخت نیرو میگیرند و رنج آنان را کوچک نمیشمارند. بااینهمه، گفتوگوها همیشه به اندازهٔ موقعیتها باورپذیر نیستند. گاه نوجوانان بهجای آنکه با زبان و مکثهای خودشان حرف بزنند، جملاتی میگویند که بیشتر به بیان مضمون فیلم شباهت دارد. این فاصله بهویژه وقتی محسوس میشود که دیالوگها قرار است دربارهٔ معنای زندگی، فناوری یا روابط انسانی داوری کنند.
نتیجه آن است که شخصیتها در برخی صحنهها از انسانهای پیچیده به حاملان ایده تبدیل میشوند؛ ایرادی که از نیروی عاطفی بعضی روایتها میکاهد. فناوری: ابزار، پناهگاه و بهانه بهترین خوانش فیلم آن نیست که اینترنت را دشمنی مستقل و همهکاره بداند. فضای آنلاین بیشتر شبیه سطحی است که خواستهها و ترسهای آدمها روی آن بازتاب پیدا میکند.
« بااینحال، همین وسعت به محدودیت اصلی روایت بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کسی که از تنهایی میگریزد، در آن دنبال توجه میگردد؛ کسی که از بیاعتمادی میترسد، ممکن است به کنترل و نظارت پناه ببرد؛ و کسی که نمیتواند با دیگری حرف بزند، شاید ارتباط مجازی را جایگزین گفتوگوی دشوار کند. از این منظر، مسئله فقط فناوری نیست، بلکه شیوهای است که افراد با کمک آن خواستههای انسانی خود را دنبال میکنند.
اما فیلم همیشه به ظرافت این ایده وفادار نمیماند. روایت و مضمون گاه بیش از اندازه صریح میشوند و اثر احساس میکند لازم است معنای صحنهها را توضیح دهد. تمهیدهای نمادین و صدای راوی نیز در برخی لحظهها بهجای گشودن راهی برای تأمل، پیام را مستقیمتر به مخاطب تحویل میدهند. هنگامی که فیلم به رفتار و واکنش شخصیتها اعتماد میکند، پیچیدگی بیشتری دارد؛ هرجا که برای نتیجهگیری شتاب میکند، از همان پیچیدگی فاصله میگیرد.
بازیها و لحظههای آسیبپذیری گروه بازیگران فیلم، ترکیبی از چهرههای شناختهشده و بازیگران جوان است. Adam Sandler و Rosemarie DeWitt در نقش زوجی گرفتار نارضایتی و فاصله، از فرصتهای درام برای نشاندادن فرسودگی عاطفی استفاده میکنند. Jennifer Garner شخصیتی را بازی میکند که مراقبتش از دختر، مرز باریکی با کنترلگری دارد.
در میان بازیگران جوان نیز Kaitlyn Dever و Ansel Elgort در لحظههایی که شخصیتهایشان از پشت نقابهای روزمره بیرون میآیند، بُعد عاطفی رابطهها را ملموس میکنند. بازیها بهتنهایی نمیتوانند نابرابری پرداخت میان خطهای داستانی را از میان ببرند، اما در صحنههای کمادعاتر به فیلم نیرویی انسانی میبخشند.
« اما فیلم همیشه به ظرافت این ایده وفادار نمیماند. »
قوتها و کاستیها
اثر هرگاه از توضیح کلی فاصله میگیرد و به واکنشهای کوچک نزدیک میشود، از حالت هشدار اجتماعی بیرون میآید و به درامی دربارهٔ آدمهایی بدل میشود که نمیدانند چگونه با یکدیگر صادق باشند. فرجام روایت و معنای ناتمامی فیلم در پایان، همهٔ مسیرهایش را با وضوح و قطعیت یکسان نمیبندد. این انتخاب میتواند با جهان داستان همخوان باشد: رابطهها در زندگی واقعی هم همیشه به نتیجهای روشن نمیرسند و تغییر، گاه آهسته و ناقص است.
بااینحال، برای تماشاگرانی که انتظار دارند هر خط داستانی به نقطهٔ فرجامی مشخص برسد، این پایانبندی ممکن است بیشتر ناتمام به نظر برسد تا تأملبرانگیز. مسئله فقط بازماندن پرسشها نیست؛ برخی روایتها چنان کمپرداخت شدهاند که مجال کافی برای ساختن معنایی ماندگار پیدا نمیکنند. جمعبندی «Men, Women & Children» فیلمی پرایده و نامتوازن است.
نگاه همدلانهاش به نیاز انسان به توجه و صمیمیت، و تلاشش برای کنار هم نشاندن تجربههای والدین و نوجوانان، همچنان قابلتوجه است. در مقابل، روایت چندپاره، پرداخت نابرابر شخصیتها و تأکید مستقیم بر پیام اجتماعی، از اثرگذاری بعضی بخشها میکاهد. فیلم در لحظههایی که به جای سخنرانی، سکوتها و رفتارهای کوچک را دنبال میکند، بیشترین عمق را مییابد.
دستاورد اصلیاش نه ارائهٔ پاسخی قطعی دربارهٔ اینترنت، بلکه طرح پرسشی انسانیتر است: در جهانی که پیوسته با هم در تماسیم، چه چیزی مانع میشود واقعاً یکدیگر را ببینیم؟
« فرجام روایت و معنای ناتمامی فیلم در پایان، همهٔ مسیرهایش را با وضوح و قطعیت یکسان نمیبندد. »
ثبت دیدگاه