نقد و بررسی
نقد سینگ بله میگوید (Singh Is Bliing) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاذبهای بر پایهٔ نیروی ستاره «Singh Is Bliing» ساختهٔ Prabhu Deva، کمدیاکشنی هندی است که بیش از آنکه از داستانی حسابشده نیرو بگیرد، بر انرژی بازیگران، موقعیتهای کمیک و شور همیشگی سینمای عامهپسند بالیوود تکیه میکند. Akshay Kumar در نقش رَفتار سینگ، مردی خوشگذران و گریزان از مسئولیت، موتور اصلی این سرگرمی است: شخصیتی که با اعتمادبهنفسی فراتر از تواناییهایش وارد هر موقعیت میشود و اغلب همانقدر که مشکل میسازد، ناخواسته راهحل هم پیدا میکند.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با واقعگرایی یا ظرافت روانشناختی پیش برود. اغراق، تصادف، سوءتفاهم و تغییر ناگهانی مسیر، اجزای اصلی جهان آناند. مسئله این است که چنین رویکردی، اگر با ریتم و انسجام کافی همراه نباشد، بهجای بیپروایی سرگرمکننده به پراکندگی میانجامد؛ و «Singh Is Bliing» بارها میان این دو سویه در نوسان است.
قهرمانی کودکمنش و بازی پرتحرک Akshay Kumar رَفتار در آغاز، نمونهٔ آشنای قهرمانی است که شور زندگی را با بیمسئولیتی اشتباه گرفته است. فرستادهشدن او به گوا برای کار، قرار است بهانهای برای رشد شخصیتی باشد؛ اما فیلم این مسیر را بیشتر در قالب شوخی و حادثه پیش میبرد تا تحول تدریجی.
بااینحال، Akshay Kumar بهخوبی میداند چگونه ضعفهای این شخصیت را به منبع خنده بدل کند. زمانبندی کمیک او، واکنشهای بدنی و تواناییاش در بازیکردن با لافزنی و دستپاچگی رَفتار، از نقاط قوت روشن فیلم است. کومار شخصیتی را میسازد که گاه مضحک است، اما کاملاً از تماشاگر فاصله نمیگیرد.
« فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با واقعگرایی یا ظرافت روانشناختی پیش برود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او با شور و بیخیالیاش، صحنهها را زنده میکند و حتی در لحظاتی که فیلمنامه حرف تازهای ندارد، با حضور خود ضرباهنگی موقت به آنها میبخشد. بااینهمه، این اتکا به بازیگر هم محدودیت دارد: شوخیهایی که بارها با همان شکل و همان اغراق بازمیگردند، سرانجام از تازگی میافتند. فیلم بهجای آنکه از ظرفیت شخصیت برای خلق موقعیتهای متنوع بهره ببرد، گاهی تنها بلندی صدای کمدی را بیشتر میکند.
سارا و جابهجایی نقشهای آشنا ورود سارا، با بازی Amy Jackson، رابطهٔ عاطفی فیلم را به حرکت درمیآورد و در آغاز امکان جالبی برای برهمزدن کلیشههای رایج فراهم میکند. سارا در مقایسه با رَفتار کمحرفتر و رازآلودتر است، اما در موقعیتهای خطرناک منفعل نمیماند و توانایی جسمانیاش را آشکارا به کار میگیرد.
تضاد میان زبانها و برداشتهای نادرست نیز زمینهای برای کمدی میسازد؛ بهخصوص وقتی Emily، مترجم شخصیت Lara Dutta، در انتقال حرفها دست میبرد و سوءتفاهم را عامدانه پرورش میدهد. Amy Jackson با آمادگی بدنی و حضور خونسردش به نقش جلوهای متفاوت میدهد، هرچند شخصیت سارا از پرداخت درونی کافی برخوردار نیست.
فیلم او را بیشتر بر پایهٔ راز و کارکرد روایی تعریف میکند تا خواستهها و کشمکشهای شخصیاش. همین کاستی در نیمهٔ بعدی برجستهتر میشود: زنی که در آغاز کنشگر و مستقل به نظر میرسد، بهتدریج در چارچوب ملودرامی آشناتر قرار میگیرد. در نتیجه، ظرفیت اولیهٔ شخصیت برای تغییر قواعد رابطهٔ قهرمانانه، به شکلی کامل به ثمر نمیرسد.
« فیلم او را بیشتر بر پایهٔ راز و کارکرد روایی تعریف میکند تا خواستهها و کشمکشهای شخصیاش. »
شخصیتها و اجرا
کمدی موقعیت و مشکل تکرار بخش مهمی از لذت فیلم از برخورد رَفتار با موقعیتهایی میآید که از کنترل او خارجاند. او میکوشد با اعتمادبهنفس از پس ماجراها برآید، اما بیدقتی و خامیاش پیدرپی نقشههایش را مختل میکند. این الگو در بهترین لحظات، کمدیای سبک و بیادعا میآفریند؛ تماشاگر میتواند از آشفتگی او و واکنشهای اغراقآمیز اطرافیانش لذت ببرد، بیآنکه فیلم مدعی طنزی عمیق باشد.
اما کمدی موقعیت به تنوع و تصاعد نیاز دارد. در اینجا، شوخیها اغلب به تکرار همان سازوکار محدود میشوند: رَفتار چیزی را اشتباه میفهمد، واکنشی نمایشی نشان میدهد و موقعیت تازهای از دل آشفتگی شکل میگیرد. وقتی هر شوخی بهجای ساختن مرحلهای تازه، صرفاً بر الگوی قبلی تأکید میکند، زمان فیلم سنگینتر از آنچه هست احساس میشود.
بخشی از صحنههای فرعی نیز بیش از آنکه به شخصیتپردازی یا پیشبرد داستان کمک کنند، همچون وقفههایی جداافتاده عمل میکنند. اکشن، رقص و رنگآمیزی سینمایی فیلم در قالب کمدیاکشن، از حرکت و نمایش چشمنواز استقبال میکند. صحنههای مبارزه، رقص و جابهجایی میان فضاهای گوناگون، به آن حالوهوایی پرزرقوبرق و سبکبال میدهند.
کارگردانی Prabhu Deva در این بخشها بیش از آنکه به منطق واقعگرایانه وفادار باشد، بر انرژی و نمایش تکیه میکند؛ ضربهها و واکنشها اغراقشدهاند و بدن بازیگران بخشی از زبان کمیک فیلم میشود. گوا و سپس رومانی نیز به فیلم امکان میدهند که با تفاوت فضاها، رنگ و مقیاس صحنهها را تغییر دهد.
« کمدی موقعیت و مشکل تکرار بخش مهمی از لذت فیلم از برخورد رَفتار با موقعیتهایی میآید که از کنترل او خارجاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، جابهجایی مکانی همیشه به تحول روایی نمیانجامد. گاه به نظر میرسد فیلم از فضایی به فضای دیگر میرود، بیآنکه پیوند میان این سفرها و مسیر شخصیتها بهاندازهٔ کافی محکم شده باشد. موسیقی و ترانهها نیز به سنت بالیوودی، حالوهوای نمایشی اثر را تقویت میکنند؛ ولی تعدد آنها در جاهایی ضرباهنگ را کند میسازد و فاصلهای میان صحنهها و خط اصلی داستان میاندازد.
داستانی پراکنده و تغییر لحن ضعف بنیادی فیلم، نه کمبود حادثه، بلکه کمبود پیوند میان حوادث است. داستان از مأموریت رَفتار در گوا به آشنایی با سارا و سپس به ماجرایی پرمخاطرهتر کشیده میشود، اما این گذارها همیشه بر پایهٔ تحول باورپذیر شخصیتها شکل نمیگیرند. فیلم در بسیاری از لحظات بهجای آنکه از یک موقعیت، پیامد طبیعی موقعیت بعدی را بسازد، به حادثهای تازه متوسل میشود؛ گویی برای حفظ تحرک، پیوستگی را هزینه میکند.
این پراکندگی در تغییر لحن نیز نمود دارد. کمدی سبک و بازیگوشانهٔ آغازین کمکم با خطر، احساسات خانوادگی و ملودرام درهم میآمیزد. تغییر ژانر بهخودیخود ایراد نیست؛ مشکل آن است که فیلم برای گذار میان این لحنها زمینهٔ کافی فراهم نمیکند. شوخیهای شلوغ ناگهان جای خود را به لحظاتی جدیتر میدهند، اما شخصیتها فرصت نمییابند عمق عاطفی لازم را پیدا کنند.
در نتیجه، بخشهای دراماتیک بهجای آنکه وزن احساسی داستان را افزایش دهند، گاهی ریتم آن را مختل میکنند. بازیگران مکمل و ظرفیتهای نیمهتمام Lara Dutta از چهرههای مؤثر فیلم است. Emily با بازی او میتوانست نقشی صرفاً توضیحی داشته باشد، اما انرژی بازیگر و بازیاش با سوءتفاهمهای زبانی، به این شخصیت هویت کمیک مشخصی میدهد.
« بااینحال، جابهجایی مکانی همیشه به تحول روایی نمیانجامد. »
قوتها و کاستیها
در برخی موقعیتها، او از قهرمانان اصلی نیز سرگرمکنندهتر است؛ زیرا شوخیهایش بر کنش و انتخاب شخصیت استوارند، نه فقط بر واکنشهای اغراقآمیز. Kay Kay Menon در نقش نیروی مخالف، حضوری پررنگ و نمایشی دارد؛ اما شخصیت او بیشتر به کارکرد تهدید و ایجاد خطر محدود میماند تا آنکه به رقیبی پیچیده بدل شود.
دیگر شخصیتهای فرعی نیز اغلب برای ساختن شوخی یا پیشبردن حادثه وارد میشوند و کمتر فرصت مییابند مستقل از نیازهای پیرنگ جان بگیرند. فیلم مجموعهای از بازیگران توانمند در اختیار دارد، اما فیلمنامه همهٔ ظرفیت آنان را به شکلی یکدست به کار نمیگیرد. جمعبندی «Singh Is Bliing» اثری پرتحرک و رنگارنگ است که بهترین لحظاتش را از زمانبندی کمیک Akshay Kumar، بازی بازیگوشانهٔ Lara Dutta و فضای سبکبال خود میگیرد.
برای تماشاگرانی که از کمدیهای اغراقشده، رقص و اکشن نمایشی لذت میبرند، فیلم میتواند سرگرمیای بیتکلف فراهم کند. اما داستان پراکنده، شوخیهای تکراری و دگرگونی ناهموار لحن، مانع از آن میشوند که این شور به تجربهای منسجم و ماندگار تبدیل شود. فیلم در نهایت بیشتر بر حضور ستارهای قهرمانش متکی است تا بر ساختاری روایی که او را به سفری واقعاً تحولآفرین ببرد.
حاصل، اثری است که لحظات سرگرمکننده دارد، اما میان کمدی، عاشقانه و ملودرام پیوندی استوار نمیسازد؛ فیلمی که انرژیاش از ضعفهایش پیشی میگیرد، ولی آنها را از میان نمیبرد.
ثبت دیدگاه