نقد و بررسی
نقد The Married Couple of the Year Two | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی عاشقانه در دل آشوب تاریخ «زوج سال دوم» ساختهٔ ژانپل راپنو، کمدی ماجراجویانهای است که قصهٔ ازدواجی ازهمگسیخته را در بستر انقلاب فرانسه مینشاند. نیکولا فیلیبر، پس از سالهایی اقامت در آمریکا، به فرانسه بازمیگردد تا از شارلوت جدا شود؛ اما بازگشت او بهسرعت از یک مأموریت شخصی فراتر میرود و در آشوب سیاسی و اجتماعی زمانه گره میخورد.
فیلم با همین پیوند میان زندگی خصوصی و تاریخ عمومی، از همان ابتدا لحن دوگانهاش را میسازد: هم قصهای دربارهٔ دلبستگی و حسادت است، هم ماجرایی پرشتاب در جهانی که هر لحظه قواعدش دگرگون میشود. عنوان فیلم نیز به سال دوم تقویم جمهوریخواهانهٔ فرانسه اشاره دارد و یادآور فضایی است که در آن، حتی مناسبات عاشقانه و خانوادگی از فشار سیاست مصون نمیمانند.
روایت پرتحرک و بازی با قراردادها راپنو روایت را بر پایهٔ جابهجاییهای سریع، تعقیبوگریزها و سوءتفاهمهای پیدرپی پیش میبرد. در آغاز، انگیزهٔ نیکولا ساده و روشن به نظر میرسد: بازگشت برای پایان دادن به ازدواجی که سالها از آن دور بوده است. اما هرچه او به شارلوت نزدیکتر میشود، خواستهٔ اولیهاش بیشتر در تضاد با احساساتی قرار میگیرد که گمان میکرد از میان رفتهاند.
این کشمکش، موتور کمدی فیلم است؛ مردی که میخواهد رابطه را بهصورت قانونی خاتمه دهد، اما از تصور جایگزین شدن خود در زندگی همسرش برآشفته میشود. فیلم از الگوی کمدیهای ازدواج دوباره بهره میگیرد؛ الگویی که در آن جدایی، بهجای پایان رابطه، راهی برای آشکار شدن وابستگیهای پنهان میشود.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، پیرنگ گاه آنقدر حادثهمحور میشود که ظرافت عاطفی زیر بار رفتوآمد شخصیتها و تغییر موقعیتها کمرنگ میماند. پیچیدگیهای روایی برای حفظ جنبوجوش فیلم سودمندند، اما همهٔ آنها به یک اندازه در خدمت تعمیق رابطهٔ مرکزی نیستند. نیکولا؛ قهرمانی پرجاذبه و مسئلهدار ژانپل بلموندو در نقش نیکولا، حضوری پرانرژی و جسمانی دارد.
او قهرمان را با چابکی، بیپروایی و نوعی اعتمادبهنفس نمایشی میسازد؛ مردی که بهجای آنکه در برابر هر مانع مکث کند، خود را به دل آن میزند. این ویژگی با قالب ماجراجویانهٔ فیلم سازگار است و بسیاری از لحظات کمدی را از دل حرکت و واکنش بدنی او بیرون میکشد. نیکولا در یک لحظه میتواند عاشقانه به نظر برسد و لحظهای بعد خودخواهانه یا کودکانه رفتار کند؛ همین تناقض به شخصیت او تحرک میبخشد.
اما فیلم همیشه فاصلهٔ انتقادی کافی با رفتارهای او ایجاد نمیکند. حسادت نیکولا گاهی بهعنوان نشانهٔ عشق عرضه میشود، حال آنکه در واقع با میل به مالکیت و کنترل نیز پیوند دارد. ازاینرو، جذابیت بازی بلموندو نمیتواند تمام مسئلهٔ اخلاقی شخصیت را بپوشاند. نیکولا سرگرمکننده است، اما الزاماً الگویی دوستداشتنی یا قابلدفاع نیست؛ و این فاصله میان شور نمایشی فیلم و داوری دربارهٔ رفتار قهرمان، یکی از نقاط بحثبرانگیز اثر باقی میماند.
شارلوت و محدودیت نگاه فیلم شارلوت مرکز عاطفی قصه است، اما پرداخت او به اندازهٔ نیکولا مجال گسترش پیدا نمیکند. او در روایت، همسر غایب و سپس زنی خواستنی برای چند مرد است؛ تصمیمها و تغییر موضعهایش بیش از آنکه از جهان درونی روشن و پیوستهای برآیند، گاه ابزار پیشبرد سوءتفاهمها و رقابتهای عاشقانه میشوند.
« نیکولا؛ قهرمانی پرجاذبه و مسئلهدار ژانپل بلموندو در نقش نیکولا، حضوری پرانرژی و جسمانی دارد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، دمدمیمزاجیای که فیلم به او نسبت میدهد، همیشه به شخصیتی چندلایه و باورپذیر تبدیل نمیشود. این عدم توازن، بهویژه در مقایسه با آزادی عملی نیکولا، چشمگیر است. مرد میتواند سفر کند، تصمیم بگیرد، از خطر بگریزد و دوباره بازگردد؛ اما شارلوت بیشتر در معرض نگاه و خواست دیگران قرار میگیرد.
بازی مارلن ژوبرت به شخصیت سرزندگی و تندی میبخشد، بااینحال فیلمنامه کمتر به او فرصت میدهد تا انگیزهها و تناقضهایش را مستقل از رقابت مردان توضیح دهد. همین ضعف، رابطهٔ اصلی را از ظرفیت عاطفی بیشتری که در خود دارد محروم میکند. انقلاب فرانسه؛ پسزمینهای زنده، نه درسی تاریخی فیلم از انقلاب فرانسه برای ایجاد خطر، بیثباتی و طنز بهره میبرد، نه برای ارائهٔ روایتی مستند یا تحلیلی از آن.
شهرها، نیروهای سیاسی و تشریفات عمومی در فضایی آکنده از اضطراب و آشفتگی ظاهر میشوند؛ جایی که قانون و قدرت پیوسته در حال تغییرند و قهرمانان میکوشند در میانهٔ بحران، به هدفهای خصوصی خود برسند. این برخورد میان امر تاریخی و امر روزمره، موقعیتهای کمیک مؤثری میآفریند: نیکولا ممکن است درگیر مسئلهٔ طلاق باشد، حال آنکه پیرامونش جامعهای قرار دارد که بر سر شکل حکومت و بقای خود میجنگد.
بااینحال، انقلاب بیشتر نیرویی برای شتاببخشیدن به ماجراست تا موضوعی که از منظر شخصیتها بهطور عمیق واکاوی شود. فیلم از آشوب تاریخی تصویرهایی پرجنبوجوش میسازد، اما کمتر به هزینهٔ انسانی و سیاسی آن مکث میکند. این انتخاب با سبک ماجراجویانهٔ اثر هماهنگ است، ولی ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار درامی تاریخی جدیتر دارند، سطحی یا سبکسرانه جلوه کند.
« در نتیجه، دمدمیمزاجیای که فیلم به او نسبت میدهد، همیشه به شخصیتی چندلایه و باورپذیر تبدیل نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، شوخی و خشونت جسمانی یکی از امتیازهای فیلم، توانایی آن در تبدیل حرکت به منبع کمدی است. تعقیبها، فرارها و رویاروییهای فیزیکی، انرژی اثر را بالا نگه میدارند و حضور بلموندو با این زبان تصویری تناسب دارد. فیلم از شوخی کلامی و موقعیتهای نمایشی نیز بهره میبرد، اما موفقیت آنها یکنواخت نیست.
برخی لحظات بهدلیل زمانبندی و جسارت اجرایی بامزهاند؛ برخی دیگر آنقدر بر اغراق تکیه میکنند که بیش از خنده، احساس شلوغی یا تکرار پدید میآورند. خشونت جسمانی نیز بخشی از همین زبان کمدی است، اما همیشه بیدردسر نمیماند. برخوردهای تحقیرآمیز و رفتارهای خشن میان شخصیتها ممکن است برای تماشاگر امروز آزارنده باشد، بهخصوص وقتی فیلم آنها را سریع به شوخی تبدیل میکند و پیامد عاطفیشان را نادیده میگیرد.
این مسئله صرفاً به کهنگی سبک مربوط نیست؛ بلکه به این پرسش بازمیگردد که کمدی تا چه اندازه میتواند رفتار سلطهگرانه را عادیسازی کند. طراحی دیداری و فضای پرآشوب رنگ، لباس و حرکت در ساختن جهان فیلم نقش مهمی دارند. فضای تاریخی اثر بیش از آنکه از راه توضیحهای طولانی معرفی شود، با جزئیات دیداری و رفتوآمدهای بیوقفه حس میشود.
صحنهها اغلب چنان طراحی شدهاند که شخصیتها در میان جمعیت، راهروها و فضاهای عمومی مدام از یک موقعیت به موقعیتی دیگر پرتاب شوند. این تراکم بصری به فیلم حس یک ماجراجویی پرزرقوبرق میدهد و از تبدیل شدن انقلاب به پسزمینهای بیجان جلوگیری میکند. در عین حال، فراوانی حرکت و تزئینات گاه به زیان تمرکز دراماتیک تمام میشود.
« ریتم، شوخی و خشونت جسمانی یکی از امتیازهای فیلم، توانایی آن در تبدیل حرکت به منبع کمدی است. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهندرت برای سکوت یا تأمل مکث میکند؛ گویی از توقف میترسد، مبادا انرژیاش فروکش کند. همین شتاب، از یک سو جذابیت و سرزندگی اثر را میسازد و از سوی دیگر مانع میشود که برخی احساسات فرصت رسوب پیدا کنند. جمعبندی «زوج سال دوم» فیلمی استوار بر تضادها: کمدی عاشقانه در دل انقلاب، قهرمانی جذاب اما خودمحور، و ماجرایی پرتحرک که گاهی از عمق شخصیتهایش پیشی میگیرد.
راپنو با ترکیب تعقیبوگریز، طنز تاریخی و کشمکش زناشویی، اثری خوشجنبوجوش میسازد که بیش از واقعگرایی، به لذت حرکت و بازی با قراردادهای ژانری اهمیت میدهد. بازی بلموندو و فضای رنگارنگ فیلم، تماشای آن را زنده نگه میدارند؛ در برابر، پرداخت محدود شارلوت، نوسان کیفیت شوخیها و عادیسازی بعضی رفتارهای خشن، از قوت اثر میکاهند.
حاصل، کمدی ماجراجویانهای است که سرگرمکننده و خوشساخت است، اما در بازنمایی رابطهٔ عاشقانهاش به اندازهٔ آشوب تاریخی پیرامون خود بیپروا و پیچیده نمیشود.
« فیلم بهندرت برای سکوت یا تأمل مکث میکند؛ گویی از توقف میترسد، مبادا انرژیاش فروکش کند. »
ثبت دیدگاه