نقد و بررسی
نقد شهر ارواح (City of Ghosts) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی دربارهٔ شهادت دادن «شهر ارواح» ساختهٔ متیو هاینمن، مستندی دربارهٔ جنگ به معنای متعارف آن نیست؛ محور اصلیاش نه حرکت نیروهای نظامی، که کوشش گروهی از روزنامهنگاران شهروند برای ثبت حقیقت است. اعضای گروه «رقه در سکوت قتلعام میشود» پس از تسلط داعش بر زادگاهشان، با فعالیت مخفیانه و سپس زندگی در تبعید، میکوشند آنچه بر مردم رقه میگذرد از چشم جهان پنهان نماند.
فیلم از همین انتخاب اخلاقی نیرو میگیرد: در جهانی که خشونت میکوشد نهفقط جان انسانها، بلکه امکان روایت کردن را هم نابود کند، دوربین و گزارش به ابزار مقاومت بدل میشوند. نزدیکشدن به آدمها، نه فقط رویدادها نقطهٔ قوت بنیادین فیلم، نزدیکی آن به اعضای گروه است. این روزنامهنگاران در مقام چهرههایی دور از دسترس و اسطورهای معرفی نمیشوند؛ آنان انسانهاییاند که ترس، اندوه، خستگی و دلبستگیهای روزمره را تجربه میکنند و با وجود این، به کارشان ادامه میدهند.
همین وجه انسانی است که خطر فعالیتشان را از سطح یک خبر یا گزارهٔ سیاسی فراتر میبرد. تماشاگر تنها نمیشنود که آنان جان خود را به خطر انداختهاند؛ میبیند که این خطر چگونه به زندگی شخصی، رابطه با خانواده و تصورشان از آینده راه پیدا میکند. این نزدیکی، فیلم را به روایتی صرفاً قهرمانساز تبدیل نمیکند.
« نزدیکشدن به آدمها، نه فقط رویدادها نقطهٔ قوت بنیادین فیلم، نزدیکی آن به اعضای گروه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شجاعت در اینجا کیفیتی بیهزینه و بیتردید نیست؛ تصمیمی است که در دل اضطراب گرفته میشود و هر روز باید دوباره از نو پذیرفته شود. فیلم بهجای آنکه بر قهرمانیهای نمایشی تکیه کند، اهمیت پایداری را برجسته میسازد: ادامه دادن، خبر رساندن و حفظ پیوند با شهری که از آن دور افتادهاند. تصویر بهمثابه سند و تجربه «شهر ارواح» از تصاویر واقعی و گاه مخفی بهره میگیرد تا واقعیت خشونت را به تماشاگر نزدیک کند.
این تصاویر صرفاً شاهدی برای تأیید روایت نیستند؛ خود بخشی از تجربهٔ دیدناند. کیفیت خام و بیواسطهٔ آنها با فاصلهٔ امنی که معمولاً در برابر خبرهای دوردست میگیریم مقابله میکند. رقه در این فیلم نه نقشهای انتزاعی یا تیتر روزنامه، بلکه مکانی است که زندگی روزمرهٔ ساکنانش زیر فشار ترس و کنترل دگرگون شده است.
اما همین انتخاب تصویری، سنگینی اثر را نیز پدید میآورد. فیلم برای نشان دادن خشونت، از شدت و تلخی آن نمیگریزد و تماشاگر را با صحنههایی روبهرو میکند که بهسادگی نمیتوان از آنها عبور کرد. این تصاویر ممکن است برای بعضی مخاطبان طاقتفرسا باشند؛ نه فقط بهسبب خشونت آشکار، بلکه بهسبب حس ناتوانیای که در برابر رنج واقعی برمیانگیزند.
« این تصاویر صرفاً شاهدی برای تأیید روایت نیستند؛ خود بخشی از تجربهٔ دیدناند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این سنگینی بهعنوان ابزار اثرگذاری استفاده میکند، اما گاه مجال اندیشیدن را زیر فشار مواجههٔ پیاپی با مصیبت محدود میسازد. ریتم و ساختار روایت ساختار مستند بر حرکت میان کار روزنامهنگاری، خطر، فرار و زندگی در تبعید استوار است. این جابهجاییها تصویری چندوجهی از مبارزهٔ گروه میسازند و نشان میدهند که فعالیت رسانهای آنان به لحظهٔ انتشار خبر ختم نمیشود؛ تهدید، جابهجایی و پیامدهای روانی نیز امتداد همان کارند.
بااینحال، روایت همیشه به یک اندازه متمرکز باقی نمیماند. در بخشهایی، فیلم از مسیر اصلی فاصله میگیرد و توجه خود را میان موضوعات متعدد پخش میکند. این پراکندگی، گاه ضرباهنگ را کند میکند و از شدت انسجام دراماتیک میکاهد. این ضعف بیش از آنکه از بیاهمیتی موضوعات فرعی ناشی شود، از فراوانی موضوعات مهم سرچشمه میگیرد.
فیلم میخواهد هم سرگذشت اعضای گروه را دنبال کند، هم فضای سیاسی و رسانهای پیرامون آنان را روشن سازد و هم تأثیر تبعید و خشونت را نشان دهد. نتیجه، روایتی پرماده اما فشرده است: هر موضوع بهاندازهای حضور مییابد که اهمیتش احساس شود، اما بعضی از آنها فرصت نمییابند به عمق کامل خود برسند.
« ریتم و ساختار روایت ساختار مستند بر حرکت میان کار روزنامهنگاری، خطر، فرار و زندگی در تبعید استوار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین، اثر در لحظاتی بیشتر به ثبت گسترهٔ بحران میاندیشد تا کاوش طولانی در یک جنبهٔ مشخص. روزنامهنگاری در میدان خطر یکی از لایههای مهم فیلم، پرسش دربارهٔ معنای خبررسانی در شرایطی است که خودِ اطلاعرسانی میتواند حکم خطر جانی داشته باشد. اعضای گروه نه در محیطی امن و با فاصلهای حرفهای، بلکه از درون بحرانی کار میکنند که گزارشش میدهند.
از این رو، فیلم روزنامهنگاری را نه مجموعهای از قواعد انتزاعی، بلکه عملی جسمانی و اخلاقی نشان میدهد: دیدن، ثبت کردن و رساندن تصویر به مخاطب، هر یک میتواند هزینهای واقعی داشته باشد. در عین حال، فیلم بهطور ضمنی اهمیت رسانهٔ آزاد را به یاد میآورد. وقتی قدرت میکوشد روایت واحدی را تحمیل کند، گزارش مستقل فقط انتقال اطلاعات نیست؛ راهی برای حفظ امکان داوری و همدلی نیز هست.
ارزش این نگاه در آن است که تماشاگر را به تأمل دربارهٔ جایگاه خبر در زندگی خود وامیدارد: خبرهایی که از مناطق دور میرسند، پشت هر تصویر چه کسانی ایستادهاند و چه خطری را پذیرفتهاند تا آن تصویر دیده شود؟ تبعید، فقدان و امکان ادامهدادن اگر تصاویر رقه بخشهایی از فیلم را در فضایی خفقانآور نگه میدارند، زندگی در تبعید بُعد دیگری از رنج را آشکار میکند.
« بنابراین، اثر در لحظاتی بیشتر به ثبت گسترهٔ بحران میاندیشد تا کاوش طولانی در یک جنبهٔ مشخص. »
قوتها و کاستیها
دورشدن از شهر، خطر را بهسادگی پایان نمیدهد؛ فقدان خانه و گسست از زندگی پیشین، شکل تازهای از ناامنی میسازد. فیلم در این بخشها از ماجراجویی صرف فاصله میگیرد و به پیامدهای انسانیِ بقا نزدیک میشود: چگونه میتوان پس از گریز، زندگی را از نو سامان داد، بیآنکه گذشته و زادگاه به خاطرهای بسته تبدیل شوند؟
این وجه از روایت، روزنهای محدود اما مهم میگشاید. امید در فیلم نه وعدهٔ پیروزی قطعی است و نه فراموشی آنچه رخ داده؛ بیشتر توان ادامهدادن و حفظ پیوند با دیگران است. همین نگاه، از سادهسازی داستان به تقابل میان قهرمان و شرّ محض جلوگیری نمیکند، اما به آن لایهای عاطفی میافزاید که در کنار تصاویر هولناک، اهمیت دارد.
جمعبندی «شهر ارواح» مستندی تکاندهنده و اثرگذار دربارهٔ روزنامهنگارانی است که در دل تهدید میکوشند صدای مردم رقه خاموش نماند. نزدیکی به شخصیتها، تصاویر واقعی و توجه به خطرهای خبررسانی، آن را به تجربهای فراتر از گزارشی دربارهٔ یک بحران سیاسی بدل میکند. در مقابل، پراکندگی مقطعی روایت و فشردگی موضوعات، گاه از تمرکز و عمق آن میکاهد؛ شدت تصاویر نیز تماشایش را برای برخی دشوار میسازد.
« دورشدن از شهر، خطر را بهسادگی پایان نمیدهد؛ فقدان خانه و گسست از زندگی پیشین، شکل تازهای از ناامنی میسازد. »
جمعبندی
بااینهمه، دستاورد فیلم در ثبت پیوند میان شجاعت فردی و مسئولیت رسانهای است. اثر نه رنج را به منظرهای دور بدل میکند و نه شجاعت را بیهزینه مینمایاند. تماشاگر را با این حقیقت روبهرو میسازد که گاهی ثبت واقعیت، خود شکلی از ایستادگی است؛ و دیدهشدن رنج، نخستین گام برای بیرونماندن آن از سکوت است.
« بااینهمه، دستاورد فیلم در ثبت پیوند میان شجاعت فردی و مسئولیت رسانهای است. »
ثبت دیدگاه