نقد و بررسی
نقد Super 8 | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به سینمای شگفتی «Super 8» ساختهٔ J. J. Abrams، فیلمی علمیتخیلی و ماجراجویانه است که در ظاهر از برخورد نوجوانان با نیرویی ناشناخته سخن میگوید، اما مرکز ثقلش جای دیگری است: در دوستی، سوگ و لحظهٔ گذار از کودکی به نوجوانی. فیلم در شهری کوچک در اوهایوی سال ۱۹۷۹ میگذرد؛ جایی که چند دوست سرگرم ساختن فیلمی زامبیمحور با دوربین سوپر ۸ هستند.
برخورد ناگهانی آنان با حادثهای عظیم، آرامش شهر را برهم میزند و رشتهای از رویدادهای هراسآور را بهدنبال میآورد. همین پیوند میان تجربهای روزمره و تهدیدی فراواقعی، موتور اصلی روایت است. اثر از همان ابتدا خود را همچون ادای دینی به ماجراجوییهای سینمایی دهههای گذشته معرفی میکند؛ نه با تقلیدی صرف، بلکه با بازآفرینی نوعی شگفتی کودکانه در برابر جهانی که ناگهان بزرگتر و ناشناختهتر از تصور قهرمانانش میشود.
فیلم در بهترین لحظات خود، تماشاگر را به جایگاه همان نوجوانان میبرد: کنجکاو، نگران و مشتاق آنکه از ورای نشانههای پراکنده، تصویری روشنتر از ماجرا بسازد. خاطرهٔ دههٔ هفتاد، بیش از یک دکور بازسازی فضای اواخر دههٔ هفتاد میلادی یکی از کامیابیهای مهم فیلم است. لباسها، خودروها، خانهها و بافت شهر کوچک، جهانی ملموس میسازند که بهجای نمایش پرزرقوبرق گذشته، بر جزئیات عادی زندگی تکیه دارد.
این انتخاب اهمیت دارد؛ زیرا هرچه فضای روزمره طبیعیتر و آشناتر جلوه کند، ورود امر نامتعارف و تهدیدآمیز تأثیر بیشتری میگذارد. دوربین سوپر ۸ نیز صرفاً نشانهای نوستالژیک نیست. این ابزار به فیلم امکان میدهد دربارهٔ خود سینما حرف بزند: دربارهٔ میل به ثبت جهان، ساختن تصویر و تبدیل تجربههای کوچک به داستانی بزرگ.
« بازگشت به سینمای شگفتی «Super 8» ساختهٔ J. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نوجوانان در فیلم میخواهند فیلمی بسازند، اما ناخواسته به شاهدان رویدادی بدل میشوند که از چارچوب سرگرمی و بازی بیرون میرود. دوربین برای آنان هم وسیلهٔ خلاقیت است و هم ابزاری برای دیدن؛ گویی جهان نخست از قاب فیلمی کودکانه معنا پیدا میکند و سپس پیچیدگی خود را آشکار میسازد. نوجوانان و گرمای زندگی روزمره قلب عاطفی «Super 8» گروه نوجوانان است، نه راز فرازمینی آن.
روابط میان دوستان از شوخیها، رقابتهای کوچک، دلخوریها و اشتیاق مشترک به فیلمسازی شکل میگیرد؛ عناصری که به جمع آنان طراوت و باورپذیری میبخشند. هر شخصیت لحن و خلقوخوی خود را دارد و گروه، بهرغم تفاوتهایش، همچون جمعی واقعی از دوستان به نظر میرسد، نه دستهای از نقشهای همسان که صرفاً برای پیشبرد حادثه کنار هم قرار گرفته باشند.
جو، با بازی Joel Courtney، از رهگذر اندوهی شخصی به داستان وارد میشود؛ فقدانی که او را به گذشته پیوند میدهد و بر رابطهاش با پدرش سایه میاندازد. حضور Alice، با بازی Elle Fanning، نیز رابطهٔ نوجوانانهٔ تازهای را به روایت میافزاید؛ رابطهای که بیش از آنکه به رمانتیسمی اغراقشده متکی باشد، از نزدیکی تدریجی و توجه متقابل نیرو میگیرد.
این خطوط عاطفی هنگامی مؤثرند که در دل ماجراجویی قرار میگیرند و رفتار شخصیتها را پیچیدهتر میکنند، نه آنگاه که روایت برای توضیح احساساتشان مکثی طولانی میکند. تعلیق و معماری راز حادثهٔ قطار نقطهٔ چرخش روایت است؛ لحظهای پرتنش که بازی و سرگرمی نوجوانان را به تجربهای خطرناک بدل میکند.
« نوجوانان و گرمای زندگی روزمره قلب عاطفی «Super 8» گروه نوجوانان است، نه راز فرازمینی آن. »
شخصیتها و اجرا
صحنه با آشوب، آتش و برخوردهای سهمگین طراحی شده و از نظر بصری نیرویی ناگهانی به فیلم میدهد. اما اهمیت آن فقط در مقیاس حادثه نیست: تماشاگر نیز مانند شخصیتها نمیداند با چه چیزی روبهروست و ناچار است از روی نشانهها، غیبتها و رفتارهای غیرعادی، معنای ماجرا را حدس بزند. پس از آن، فیلم تعلیق را با آشکارسازی تدریجی اطلاعات حفظ میکند.
پراکندگی رویدادهای عجیب، نگرانی را از یک حادثهٔ منفرد به اضطرابی فراگیر بدل میسازد؛ گویی خطری نامرئی در شهر حضور دارد، اما هنوز نمیتوان آن را بهدرستی تعریف کرد. در این بخش، انتخاب فیلم برای محدود نگهداشتن دید تماشاگر مؤثر است: آنچه دیده نمیشود، گاه ترسناکتر از آن چیزی است که آشکارا در قاب قرار میگیرد.
بااینحال، روند کشف راز در بخشهایی بیش از اندازه کش میآید و تکرار برخی نشانهها از شتاب روایت میکاهد. پیوند سوگ، خانواده و ماجراجویی فیلم میکوشد دو سطح را همزمان پیش ببرد: ماجرایی دربارهٔ تهدیدی ناشناخته و داستانی دربارهٔ فقدان و گسستهای خانوادگی. این پیوند میتواند به اثر عمق ببخشد، زیرا خطر بیرونی با زخمهای شخصی شخصیتها پژواکی عاطفی پیدا میکند.
جو تنها با معمایی بیرون از خود روبهرو نیست؛ او باید معنای اندوه و تغییر رابطهاش با پدر را نیز تاب بیاورد. از این منظر، فیلم پرسشی دربارهٔ کنار آمدن با فقدان را در قالب ماجرایی علمیتخیلی مطرح میکند. بااینهمه، توازن این دو سطح همیشه دقیق نیست. بعضی لحظههای خانوادگی بیش از اندازه بر احساسات تأکید میکنند و در نتیجه از نیروی تعلیق میکاهند.
« صحنه با آشوب، آتش و برخوردهای سهمگین طراحی شده و از نظر بصری نیرویی ناگهانی به فیلم میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم گاه پس از ساختن فضایی پراضطراب، به مکثهای عاطفیای روی میآورد که پیوندشان با ضرباهنگ ماجرا بهاندازهٔ کافی طبیعی نیست. این نوسان باعث میشود بخشهایی از اثر میان فیلم هیولایی پرکشش و درام خانوادگی احساساتی در رفتوآمد بماند، بیآنکه همیشه بتواند این دو را کاملاً در هم حل کند.
بزرگسالان در حاشیهٔ قاب در برابر نوجوانانِ پرجزئیات و زنده، برخی شخصیتهای بزرگسال پرداخت محدودتری دارند. پدر جو، با بازی Kyle Chandler، از پیچیدگی بیشتری برخوردار است؛ او هم درگیر سوگ است و هم با دشواریهای پدرانه دستوپنجه نرم میکند. اما دیگر بزرگسالان گاه بیشتر کارکردی روایی پیدا میکنند: پیشبرد بحران، پدیدآوردن مانع یا بازتابدادن اقتدار و ترس.
این نابرابری، بهویژه هنگامی محسوس است که فیلم میخواهد دامنهٔ ماجرا را از جمع نوجوانان به کل شهر گسترش دهد. چنین تمرکزی بر کودکان و نوجوانان در اصل با جهانبینی فیلم سازگار است؛ آنان کسانیاند که با کنجکاوی و تخیل به پیرامون نگاه میکنند و بزرگسالان اغلب درگیر انکار، کنترل یا مسئولیتهای روزانهاند.
بااینحال، اگر قرار است مناسبات خانوادگی نقش مهمی در پیشبرد داستان داشته باشد، پرداخت محدود برخی والدین و مقامهای شهر از ظرفیت دراماتیک آن میکاهد. جهان بزرگسالان بیش از آنکه از درون فهمیده شود، گاهی از دریچهٔ نگاه نوجوانان دیده میشود؛ انتخابی قابلفهم که در عین حال بخشی از پیچیدگی روایت را محدود میکند.
« بزرگسالان در حاشیهٔ قاب در برابر نوجوانانِ پرجزئیات و زنده، برخی شخصیتهای بزرگسال پرداخت محدودتری دارند. »
قوتها و کاستیها
تصویر، صدا و حضور امر ناشناخته کارگردانی Abrams بر تقابل میان سکون شهر و آشوب ناگهانی تکیه دارد. قاببندیها و حرکت دوربین، فضای کوچک و آشنای شهر را به عرصهای برای انتظار و اضطراب بدل میکنند. بهجای آنکه تهدید همواره در مرکز تصویر حاضر باشد، فیلم گاهی آن را به حاشیه میراند یا اثرش را از خلال واکنش شخصیتها نشان میدهد.
این رویکرد، بهویژه در لحظات نخست، برای ساختن حس ناشناختگی سودمند است. موسیقی Michael Giacchino نیز با ملودیهای پرقدرت و عاطفی، به فیلم نیرویی حماسی میبخشد. موسیقی هم بر هیجان ماجرا میافزاید و هم پیوند عاطفی میان شخصیتها را تقویت میکند؛ هرچند در برخی لحظهها، تأکید صوتی و تصویری چنان پررنگ میشود که احساسات را بهجای آنکه از دل موقعیت بجوشاند، به تماشاگر اعلام میکند.
موجود بیگانه نیز از طراحی دیداری چشمگیری برخوردار است، اما جذابیتش در زمانهایی که تنها بخشی از آن دیده میشود، یا حضورش بیشتر از راه پیامدها احساس میگردد، پررنگتر است. هرچه روایت به توضیح مستقیم نزدیکتر میشود، اندکی از رازآلودگی نخستین خود را از دست میدهد. جمعبندی «Super 8» اثری است که بهترین دستاوردش را در آمیختن ماجرای علمیتخیلی با تجربهٔ نوجوانی به دست میآورد.
بازسازی دلنشین دههٔ هفتاد، صمیمیت گروه دوستان، اشتیاق آنان به فیلمسازی و تعلیق برآمده از حادثهٔ قطار، جهانی میسازند که در آن کنجکاوی و هراس بهتدریج جای یکدیگر را میگیرند. فیلم در ستایش تخیل و دوستی، و در بازنمایی مواجههٔ کودکان با جهانی بزرگتر از خودشان، لحظاتی گرم و ماندگار دارد.
« تصویر، صدا و حضور امر ناشناخته کارگردانی Abrams بر تقابل میان سکون شهر و آشوب ناگهانی تکیه دارد. »
جمعبندی
در مقابل، کندی بخشهایی از روایت، پرداخت کمعمق بعضی بزرگسالان و غلبهٔ گاهبهگاه احساسات خانوادگی بر تعلیق، مانع از آن میشود که همهٔ اجزای فیلم به یک اندازه استوار باشند. بااینحال، اثر در بازآفرینی حس ماجراجویی سینمایی و پیوند دادن آن با اندوه و بلوغ، هویتی مستقل پیدا میکند. «Super 8» بیش از آنکه تنها داستان رویارویی با نیرویی هولناک باشد، یادآوری میکند که در کودکی، دوربین، دوستی و تخیل میتوانند راههایی برای مواجهه با ترس و فهمیدن جهان باشند.
« بااینحال، اثر در بازآفرینی حس ماجراجویی سینمایی و پیوند دادن آن با اندوه و بلوغ، هویتی مستقل پیدا میکند. »
ثبت دیدگاه