نقد و بررسی
نقد کونگفو یوگا (Kung Fu Yoga) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای که از حرکت بازمیماند «کونگفو یوگا» ساختهٔ استنلی تانگ، فیلمی است که وعدهٔ سفری پرتحرک و رنگارنگ میدهد: جک، باستانشناس چینی، و اشمیتا، پژوهشگر هندی، برای یافتن گنجینهٔ گمشدهٔ مَگَده راهی مسیری میشوند که از غاری یخی در تبت به دبی و سپس هند میرسد. مزدورانی که همان میراث را میخواهند، در پی آناناند و جستوجوی تاریخی به مسابقهای برای یافتن و حفظ گنج بدل میشود.
این طرح، در شکل کلی، برای یک فیلم ماجراجویانهٔ خانوادگی کاملاً مناسب است؛ اما فیلم در تبدیل ایدهٔ سادهاش به روایتی منسجم و درگیرکننده کامیاب نمیشود. اثر میخواهد همزمان داستانی دربارهٔ میراث فرهنگی، نمایشی رزمی، کمدی بدنی، سفرنامهای پرمنظره و سرگرمیای آمیخته با موسیقی باشد. هر یک از این عناصر گاه بهتنهایی کار میکند، اما کنار هم بهندرت به ترکیبی هماهنگ میرسند.
نتیجه، فیلمی است که پیوسته از جایی به جای دیگر میرود، اما حرکت جغرافیاییاش الزاماً به پیشرفت دراماتیک نمیانجامد. جک و سایهٔ یک ستاره حضور جکی چان، طبیعی است که مهمترین جاذبهٔ فیلم باشد. او در نقش جک، بیش از آنکه قهرمانی شکستناپذیر و جدی باشد، استادی شوخطبع و عملگراست که موقعیتهای خطرناک را با واکنشهای سریع، نیرنگهای کوچک و مهارت رزمی پشت سر میگذارد.
چان هنوز در لحظاتی که بدنش را وارد کنش میکند، توانایی ویژهاش در پیوندزدن خطر و خنده را نشان میدهد؛ نوعی بازی با اشیا، فضا و ریتم که امضای سینمایی اوست. بااینحال، فیلم گاه بیش از اندازه به خاطرهٔ آن امضا تکیه میکند. گویی کافی است جک وارد قاب شود تا صحنه خودبهخود جان بگیرد؛ اما این انتظار همیشه برآورده نمیشود.
« هر یک از این عناصر گاه بهتنهایی کار میکند، اما کنار هم بهندرت به ترکیبی هماهنگ میرسند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طراحی برخی موقعیتها به جای آنکه خلاقیت حرکتی چان را در مرکز بگذارد، او را در میان جلوههای رایانهای و بازیگران متعدد محصور میکند. از این رو، حضورش هم مایهٔ جذابیت فیلم است و هم یادآور فاصلهٔ میان تواناییهای فردی او و محدودیتهای کلی اثر. قهرمانان کمعمق و همراهانی پراکنده جک و اشمیتا قرار است محور ماجرا باشند، اما شخصیتپردازیشان به اندازهای نیست که رابطهٔ فکری یا عاطفی میان آن دو را به نیروی محرک داستان تبدیل کند.
اشمیتا بهعنوان پژوهشگری که پیوندی با تاریخ گنجینه دارد، میتوانست چشماندازی مستقل و پررنگ به روایت ببخشد؛ در عمل، سهم او در بسیاری از لحظات بیشتر تابع مسیر جک و حرکت گروه است. همراهان نیز اغلب به وظایفی مشخص محدود میشوند: یکی برای شوخی، دیگری برای مهارت یا واکنشی کوتاه در دل تعقیبوگریز.
همین پراکندگی سبب میشود گروه، با وجود حضور پرشمارش، کمتر به یک جمع باورپذیر بدل شود. شخصیتها نه فرصت کافی برای نشاندادن تفاوتهایشان دارند و نه روابط میانشان بهتدریج رشد میکند. در نتیجه، مخاطب ممکن است از همراهی با آنان لذت ببرد، اما بهندرت نگران سرنوشتشان شود. آنتاگونیستها نیز بیش از آنکه از منطق و منش ویژهای برخوردار باشند، کارکردی روایی دارند: مانعاند، تعقیب میکنند و خطر را به صحنه میآورند.
اکشن، کمدی و مهارتهای نابرابر بهترین لحظات فیلم زمانی شکل میگیرند که مبارزه و طنز از یک کنش واحد پدید میآیند. چان در این صحنهها میتواند از فضای اطراف، اشیا و فاصلهٔ میان بدنها بهره بگیرد و درگیری را از نمایش قدرت صرف به بازیای پرتحرک تبدیل کند. ضرباهنگ برخی مبارزهها روان است و شوخیها، وقتی از موقعیت فیزیکی برمیآیند، کمتر تصنعی به نظر میرسند.
« از این رو، حضورش هم مایهٔ جذابیت فیلم است و هم یادآور فاصلهٔ میان تواناییهای فردی او و محدودیتهای کلی اثر. »
شخصیتها و اجرا
این لحظات یادآور میشوند که چرا پیوند میان کمدی و هنرهای رزمی در سینمای چان چنین ظرفیت ماندگاری دارد. اما کیفیت صحنهها یکدست نیست. میان بخشهای خوشساخت و قطعاتی که بیشتر به نمایشهای کوتاه و جدا از هم شباهت دارند، پیوستگی اندکی دیده میشود. گاهی فیلم بهجای آنکه مهارت رزمی را بهتدریج در دل خطر و شخصیتپردازی پرورش دهد، ناگهان آن را بهعنوان جاذبهای مستقل عرضه میکند.
شوخیها نیز همیشه با همان ظرافت عمل نمیکنند؛ برخی از آنها به تکرار واکنشهای اغراقآمیز یا موقعیتهای سادهانگارانه بسنده میکنند. به همین دلیل، آمیختگی کمدی و اکشن گاه دلنشین و گاه ناهمگون است. داستان و مسئلهٔ منطق روایت «کونگفو یوگا» از الگویی آشنا پیروی میکند: نشانهای تاریخی، جستوجو در مکانهای دوردست، ورود رقیبان و تلاش برای رسیدن به میراثی که اهمیتش فراتر از ارزش مادی آن است.
این ساختار به فیلم امکان میدهد از چشماندازهای متنوع و موقعیتهای پرخطر بهره ببرد. بااینحال، سادگی طرح بهخودیخود مشکل نیست؛ مشکل آنجاست که فیلم برای عبور از گرهها به تصادف، توضیحهای فشرده و تصمیمهایی وابسته میشود که همیشه از منطق شخصیتها برنمیآیند. اطلاعات تاریخی نیز گاه به جای آنکه در کنش داستان حل شود، به شکل توضیحهایی مستقیم عرضه میشود.
این شیوه سرعت روایت را کند میکند، بیآنکه الزاماً جهان داستان را عمیقتر سازد. از سوی دیگر، گذارهای پرشتاب میان مکانها و رخدادها مجال نمیدهند هر مرحله وزن دراماتیک خودش را پیدا کند. جستوجوی گنج، که میتوانست رشتهای پرتعلیق و معماوار باشد، در مقاطعی به زنجیرهای از توقفها، تعقیبها و کشفهای سریع تبدیل میشود.
« این لحظات یادآور میشوند که چرا پیوند میان کمدی و هنرهای رزمی در سینمای چان چنین ظرفیت ماندگاری دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم قصد ندارد معمایی پیچیده بسازد، اما حتی در چارچوب سرگرمی سبک نیز انسجام بیشتری به سود آن بود. رنگ، مکان و جلوههای دیداری فیلم از تضاد میان محیطها برای ساختن حس سفر استفاده میکند: فضای سرد و یخزدهٔ آغازین، سیمای شهری و پرزرقوبرق دبی و فضاهای تاریخی و کوهستانی هند هرکدام رنگ و بافتی متفاوت دارند.
رنگهای زنده و قابهای پرتحرک با روحیهٔ سرخوش فیلم سازگارند و به آن حالوهوایی عامهپسند میبخشند. همین جابهجاییها کمک میکنند ماجرا، دستکم از نظر دیداری، یکنواخت نشود. بااینهمه، استفاده از جلوههای رایانهای همیشه قانعکننده نیست. بعضی از عناصر دیجیتال، بهویژه هنگامی که در کنار بازیگران واقعی قرار میگیرند، از بافت تصویر جدا به نظر میرسند و از باورپذیری صحنه میکاهند.
این ناهماهنگی در فیلمی که بر نمایش مکانها و خطرهای بزرگ تکیه دارد، برجستهتر میشود. تدوین پرشتاب نیز گاه به جای افزایش انرژی، پیوند میان نماها و رخدادها را سست میکند؛ بیننده ممکن است حرکت را دنبال کند، اما جایگاه هر صحنه در پیشروی داستان را بهآسانی درنیابد. میراث فرهنگی در قاب سرگرمی یکی از جاهطلبیهای فیلم، پیوندزدن تاریخ چین و هند و طرح این اندیشه است که گنجینهٔ گذشته را نباید صرفاً به دارایی خصوصی یا غنیمت بدل کرد.
این مضمون میتوانست بُعدی اخلاقی به ماجراجویی بدهد و تقابل میان شناخت تاریخی و سودجویی را روشنتر کند. فیلم گاهی به این جهت نزدیک میشود، بهخصوص هنگامی که جستوجو را از میل به ثروت فراتر میبرد و بر ارزش دانش و میراث جمعی تأکید میکند. اما این ایدهها غالباً در حد نشانه و گفتار باقی میمانند.
« فیلم قصد ندارد معمایی پیچیده بسازد، اما حتی در چارچوب سرگرمی سبک نیز انسجام بیشتری به سود آن بود. »
قوتها و کاستیها
روایت برای پرداختن دقیق به پیچیدگیهای فرهنگی و تاریخی فرصت چندانی ندارد و ترجیح میدهد آنها را در خدمت حرکت ماجرا قرار دهد. ترکیب عناصر چینی و هندی، از نظر بصری و موسیقایی، به فیلم هویت ویژهای میدهد؛ ولی پیوند این دو جهان گاهی بیشتر آرایشی است تا دراماتیک. ازاینرو، پیام احترام به میراث فرهنگی قابل تشخیص است، اما عمق آن به اندازهای نیست که تجربهٔ فیلم را دگرگون کند.
جمعبندی «کونگفو یوگا» اثری پرجنبوجوش و رنگارنگ است که در بهترین لحظات، از جذابیت جکی چان و توانایی او در آمیختن مبارزه با شوخی بهره میبرد. سفر میان مکانهای گوناگون، فضای ماجراجویانه و چند صحنهٔ رزمی خوشریتم، برای تماشاگرانی که سرگرمی سبک و بیتکلف میخواهند، جاذبه دارد. بااینحال، داستان کمجان، شخصیتهای کمپرداخت، تدوین ناهماهنگ و جلوههای رایانهای نامتوازن مانع میشوند این جاذبهها به تجربهای منسجم تبدیل شوند.
فیلم بیش از آنکه ماجرایی پرتعلیق دربارهٔ تاریخ و همکاری بسازد، مجموعهای از ایدهها و موقعیتهای پراکنده را کنار هم میچیند. حاصل، اثری گاه دلنشین و گاه خستهکننده است که حضور چان را بهعنوان مهمترین سرمایهٔ خود حفظ میکند، اما برای ماندگارشدن به چیزی فراتر از این حضور نیاز دارد.
ثبت دیدگاه