نقد و بررسی
نقد The Closet | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کوچک با میدان دیدی اجتماعی «The Closet» ساختهٔ فرانسوا وبر، کمدیای است که نیروی محرک خود را از یک فرض ساده میگیرد: شایعهای دربارهٔ زندگی خصوصی یک کارمند میتواند مناسبات یک کارخانه را ناگهان دگرگون کند. فرانسوا پیگنون، حسابداری کمحرف و کمادعا، در آستانهٔ از دست دادن شغلش قرار دارد؛ اما نقشهای که همسایهاش پیشنهاد میکند، او را به مرکز توجه همان محیطی میراند که تا پیش از آن بهسختی حضورش را به رسمیت میشناخت.
فیلم با همین جابهجایی، از یک موقعیت شخصی به آزمایشگاهی برای سنجیدن رفتار جمعی تبدیل میشود. کارخانه در این داستان صرفاً محل کار نیست؛ صحنهای است که ترس از رسوایی، مصلحتاندیشی و میل به حفظ موقعیت، شخصیتها را وادار به واکنش میکند. طنز فیلم از فاصلهٔ میان آنچه افراد میگویند و آنچه واقعاً از آن میترسند جان میگیرد.
بنابراین ایدهٔ مرکزی، افزون بر فراهمکردن زمینهٔ شوخی، ابزاری برای نمایش سازوکارهای قدرت در محیط اداری است. پیگنون؛ قهرمانی که با سکوتش دیده میشود فرانسوا در آغاز نه قهرمانی پرهیاهوست و نه شخصیتی که با کنشهای بزرگ توجه تماشاگر را جلب کند. کمرویی، انفعال و عادت او به عقبنشینی، بخشی از ساختار کمدی فیلم است؛ اطرافیانش او را چنان نادیده میگیرند که حضورش در جمع گاه بهطرزی مضحک کمرنگ میشود.
« فیلم با همین جابهجایی، از یک موقعیت شخصی به آزمایشگاهی برای سنجیدن رفتار جمعی تبدیل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ویژگی، اجرای دانیل اوتوی را به نقطهٔ اتکای اثر بدل میکند: بازی او بر مکث، نگاه و واکنشهای کوچک استوار است و از شخصیت، آدمی دوستداشتنی میسازد، بیآنکه او را به تیپی کاملاً بیخطا تبدیل کند. تغییر فرانسوا نیز از جنس دگرگونی ناگهانی و قهرمانانه نیست. فیلم بیش از آنکه بر پیروزی درخشان یک فرد تکیه کند، به تغییر تدریجی جایگاه او در چشم دیگران و در تصور خودش میپردازد.
تناقض بامزهای شکل میگیرد: او برای حفظ کارش به روایتی ساختگی تن میدهد، اما همان روایت سبب میشود همکارانش او را جدیتر بگیرند. این تضاد، پرسشی را در پسِ خنده نگه میدارد: آیا ارزش آدمها در خودشان است، یا در برچسبی که دیگران بر آنان میزنند؟ کارخانه؛ ماشین تولید تعارف و ترس یکی از دستاوردهای فیلم، تبدیل فضای اداری به دستگاهی برای تولید موقعیتهای کمیک است.
رفتار همکاران فرانسوا در برابر شایعه، یکسان نیست؛ هرکس آن را از زاویهٔ منفعت، اضطراب یا پیشداوری خود میسنجد. تغییر لحنها و فاصلهها، از نشانههای کوچک ادب تا تلاشهای آشکار برای نزدیکشدن، ترکیبی از خنده و ناراحتی میآفریند. تماشاگر میخندد، اما در همان حال میبیند که مهربانیِ تازهپدیدآمده تا چه اندازه میتواند وابسته به مصلحت باشد.
« تغییر فرانسوا نیز از جنس دگرگونی ناگهانی و قهرمانانه نیست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در این بخش بهخوبی نشان میدهد که تبعیض همیشه با خصومت آشکار و فریاد همراه نیست. گاهی در قالب ترس از پیامدهای اداری، احتیاط نمایشی یا تغییر ناگهانی رفتار بروز میکند. ازاینرو کارخانه به تصویری فشرده از جامعه بدل میشود؛ جایی که آدمها نه لزوماً بر اساس شناخت واقعی از یکدیگر، بلکه بر مبنای برداشتهای آماده و مناسبات قدرت رفتار میکنند.
همین مشاهده، کمدی را از مجموعهای از شوخیهای موقعیتی فراتر میبرد. طنز موقعیت و ریتم روایت فرانسوا وبر، که نویسندگی و کارگردانی فیلم را بر عهده دارد، قصه را بر زنجیرهای از سوءبرداشتها و واکنشهای پیدرپی بنا میکند. هر خبر تازه، روابط را اندکی جابهجا میکند و زمینهٔ سوءتفاهم بعدی را میسازد.
در نتیجه، روایت ریتمی روان دارد و برای ساختن موقعیتهای کمیک، به توضیحهای طولانی وابسته نمیشود. شوخیها غالباً از برخورد میان ظاهر آرام فرانسوا و آشفتگی اطرافیانش پدید میآیند؛ او هرچه کمتر واکنش نشان میدهد، دیگران بیشتر دستوپا میزنند. بااینحال، همین سازوکار گاه قابلپیشبینی میشود.
« فیلم در این بخش بهخوبی نشان میدهد که تبعیض همیشه با خصومت آشکار و فریاد همراه نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر نسبتاً زود درمییابد که شایعه چه پیامدهایی در محیط کار خواهد داشت و برخی اتفاقها بیش از آنکه غافلگیرکننده باشند، تأییدی بر مسیر پیشبینیشدهٔ قصهاند. فیلم در لحظاتی به نیروی موقعیتهای آشنا تکیه میکند: واکنش اغراقشده، سوءبرداشت و چرخش کمیک. این انتخاب به روانی و سرگرمکنندگی اثر کمک میکند، اما از پیچیدگی روایی آن میکاهد.
بازیگران و شخصیتهای فرعی اوتوی با ظرافتی آرام، نقش فرانسوا را از یک کارمند منفعل به شخصیتی قابلپیگیری تبدیل میکند. در سوی دیگر، ژرار دوپاردیو حضوری پررنگتر و جسمانیتر دارد و انرژی متفاوتی به فضای فیلم میآورد. تقابل این دو بازیگر به کمدی جان میدهد: یکی با کمگویی و جمعکردن خود، دیگری با حضور پرحجم و واکنشهای آشکار.
میشل اومون نیز در نقش همسایه، نقشی مهم در شکلدادن به طرح اولیه دارد و لحن عقلانی و حسابگرانهٔ او با آشوبی که نقشه به بار میآورد، تضاد مؤثری میسازد. اما پرداخت شخصیتهای فرعی همیشه به همین اندازه دقیق نیست. بعضی از آنان بیش از آنکه زندگی و انگیزهای مستقل داشته باشند، برای فعالکردن شوخی یا نمایندگی نوعی نگرش وارد قصه میشوند.
« فیلم در لحظاتی به نیروی موقعیتهای آشنا تکیه میکند: واکنش اغراقشده، سوءبرداشت و چرخش کمیک. »
قوتها و کاستیها
چنین رویکردی با سنت کمدی تیپمحور سازگار است، ولی گاهی باورپذیری روابط را کاهش میدهد. فیلم از بازیگرانش برای حفظ ضرباهنگ بهره میگیرد، اما فرصت نمیکند به همهٔ آدمهای پیرامون فرانسوا عمق یکسانی ببخشد. مرز شوخی و سادهسازی موضوع هویت جنسی در «The Closet» هم سرچشمهٔ طنز است و هم آزمونی برای حساسیت فیلم.
اثر میکوشد تعصب و دورویی محیط کار را هدف بگیرد؛ در بسیاری از لحظات، خنده متوجه کسانی است که با شنیدن شایعه، ناگهان رفتاری حسابشده و مصلحتجویانه در پیش میگیرند. این نگاه، نکتهای قابلتأمل دارد: گاه ادعای احترام نه از شناخت و همدلی، بلکه از هراسِ متهمشدن یا آسیبدیدن منافع شخصی سرچشمه میگیرد.
بااینهمه، فیلم همیشه از دام سادهسازی فاصله نمیگیرد. وقتی یک موضوع اجتماعی به ابزار اصلی کمدی تبدیل میشود، خطر آن وجود دارد که تجربهٔ واقعی گروهی از مردم به مجموعهای از نشانهها و موقعیتهای نمایشی تقلیل یابد. افزون بر این، پیام اخلاقی اثر در بعضی بخشها چنان روشن و مستقیم بیان میشود که مجال کشف و ظرافت را محدود میکند.
« چنین رویکردی با سنت کمدی تیپمحور سازگار است، ولی گاهی باورپذیری روابط را کاهش میدهد. »
جمعبندی
فیلم میخواهد هم بخنداند و هم نکتهای جدی را به یاد بسپارد؛ این دو هدف اغلب کنار هم مینشینند، اما همیشه کاملاً متوازن نیستند. جمعبندی «The Closet» کمدی اجتماعی خوشریتمی است که از یک نقشهٔ ساده برای طرح پرسشهایی دربارهٔ تعصب، منزلت فردی و مناسبات اداری بهره میگیرد. اجرای خویشتندار دانیل اوتوی، تضاد بازیگران و مشاهدهٔ دقیق تغییر رفتار همکاران، از جذابیتهای اصلی فیلماند.
در مقابل، پیشبینیپذیری بخشی از موقعیتها، تیپبودن بعضی شخصیتهای فرعی و پررنگشدن گاهبهگاه پیام اخلاقی، از ظرافت اثر میکاهد. ارزش فیلم بیش از آنکه در غافلگیریهای روایی باشد، در شیوهای است که یک شایعه را به آینهای برای دیدن ترسها و مصلحتهای جمعی بدل میکند. نتیجه، اثری سرگرمکننده و قابلتأمل است که زیر خندههایش تصویری از محیط کاری میسازد؛ تصویری که در آن، رفتار آدمها گاه بیشتر از حقیقت دربارهٔ خودشان حرف میزند.
« اجرای خویشتندار دانیل اوتوی، تضاد بازیگران و مشاهدهٔ دقیق تغییر رفتار همکاران، از جذابیتهای اصلی فیلماند. »
ثبت دیدگاه