نقد و بررسی
نقد Teen Spirit | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای دوردست در جزیره «Teen Spirit» از نقطهای کوچک آغاز میشود: جزیرهٔ وایت، روزمرگیای آرام و نوجوانی که میان کار، خانه و مدرسه، رؤیایی بسیار بزرگتر از محیط پیرامونش در سر دارد. وایولت، با بازی ال فانینگ، آواز را نه صرفاً راهی برای شهرت، بلکه دریچهای برای گریز از زندگی محدودکنندهاش میبیند.
این فاصله میان سکون جزیره و هیاهوی صحنههای پاپ، از همان آغاز نیروی محرک فیلم است. اثر، میل به دیدهشدن را به رؤیایی تزئینی فرو نمیکاهد؛ برای وایولت، صدا امکان تعریفکردن خویشتن و تصور آیندهای متفاوت است. بااینحال، فیلم در ترسیم زندگی روزمرهٔ او عمداً کمحرف و جمعوجور میماند.
این انتخاب، انزوای شخصیت را ملموس میکند، اما گاهی نیز به بهای کمرنگشدن زمینههای عاطفی تمام میشود. جزیره بیشتر نقش فضایی نمادین را دارد: جایی که قهرمان از آن میخواهد فراتر برود، نه جهانی که فیلم با جزئیات فراوان به کاوش در آن بپردازد. ال فانینگ و ساختن وایولت بزرگترین تکیهگاه فیلم، اجرای ال فانینگ است.
« این فاصله میان سکون جزیره و هیاهوی صحنههای پاپ، از همان آغاز نیروی محرک فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او وایولت را با ترکیبی از خجالت، احتیاط و میل سرکوبناشدنی به پیشرفت میسازد؛ دختری که در گفتوگوها کمحرف و گاه نامطمئن به نظر میرسد، اما هنگام آوازخواندن حضوری آشکار و پرانرژی پیدا میکند. این دگرگونی، صرفاً تغییری در حالت چهره نیست؛ بازیگر نشان میدهد که موسیقی چگونه به شخصیت اجازه میدهد از قالبهای روزمره بیرون بیاید و خودش را بیواسطه بیان کند.
فانینگ در اجراهای موسیقایی نیز حضوری معتبر دارد. صدای او و شیوهٔ ایستادنش روی صحنه، حس تجربهای واقعی را منتقل میکند، نه نمایشی که تنها برای پیشبرد پیرنگ ساخته شده باشد. همین پیوند میان بازی و آواز سبب میشود رشد وایولت باورپذیر بماند: تماشاگر نه با جهشی ناگهانی به سوی اعتمادبهنفس، بلکه با قدمهایی تدریجی روبهرو است.
آسیبپذیری او نیز از میان نمیرود؛ سرسختی شخصیت در کنار تردیدهایش شکل میگیرد و همین دوگانگی، او را انسانیتر میکند. رابطهٔ شاگرد و مربی ورود ولاد، مربی نامنتظر وایولت، به داستان لایهای انسانی میافزاید. رابطهٔ آن دو، بیش از آنکه به الگوی سادهٔ استاد و شاگرد محدود بماند، از نیاز متقابل به همراهی و امکان دوبارهباورکردن شکل میگیرد.
« فانینگ در اجراهای موسیقایی نیز حضوری معتبر دارد. »
شخصیتها و اجرا
وایولت کسی را مییابد که استعدادش را جدی میگیرد؛ ولاد نیز فرصتی پیدا میکند تا از حاشیه به زندگی دیگری معنا ببخشد. این ارتباط، گرمای عاطفی فیلم را تأمین میکند و مانع میشود مسابقه به تنها موضوع داستان بدل شود. بااینهمه، پرداخت ولاد به اندازهٔ ظرفیت دراماتیکش پیش نمیرود. پیشینه و انگیزههای او گاه بیشتر بهصورت نشانههایی پراکنده حضور دارند تا اجزای یک شخصیت کاملاً گشودهشده.
فیلم به رابطهٔ میان او و وایولت اهمیت میدهد، اما همیشه زمان کافی برای روشنکردن اینکه ولاد چه چیزی را جستوجو میکند یا گذشتهاش چگونه بر انتخابهایش سایه انداخته، اختصاص نمیدهد. در نتیجه، پیوندشان مؤثر است، ولی بعضی لحظههایش میتوانستند از عمق بیشتری برخوردار باشند. مسابقه و بهای جاهطلبی مسابقهٔ آواز، چارچوب آشنای داستان را فراهم میکند: استعدادی که باید در برابر فشار، رقابت و وسوسههای دنیای حرفهای آزموده شود.
فیلم بهدرستی متوجه است که مسئله فقط برندهشدن نیست؛ مهمتر آن است که وایولت در مسیر موفقیت چه چیزهایی را حاضر است حفظ کند و چه چیزهایی را ممکن است از دست بدهد. جاهطلبی در اینجا نیرویی دوپهلوست: میتواند شخصیت را از انفعال بیرون بکشد، اما همزمان او را در معرض تصمیمهایی قرار دهد که با ارزشهایش ناسازگارند.
« این ارتباط، گرمای عاطفی فیلم را تأمین میکند و مانع میشود مسابقه به تنها موضوع داستان بدل شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیرنگ، با وجود این کشمکش، بارها به مسیرهای شناختهشدهٔ درامهای موفقیت نزدیک میشود. تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند که مرحلهٔ بعدی چه نوع مانعی خواهد بود و قهرمان باید با چه آزمونی روبهرو شود. این پیشبینیپذیری لزوماً تجربه را بیاثر نمیکند؛ فیلم با تمرکز بر وایولت و نیروی اجرای او، به بخشهایی از داستان جان میبخشد.
بااینحال، روایت کمتر از قراردادهای ژانر فاصله میگیرد و کمتر به پیچیدگیهایی میرسد که میتوانستند تجربهٔ مسابقه را تازهتر کنند. موسیقی، صحنه و زبان تصویر صحنههای آواز از جذابترین بخشهای «Teen Spirit» هستند. تدوین، نورپردازی و حرکت دوربین میکوشند تماشاگر را به فضای اجرا نزدیک کنند و حس کنند وایولت در لحظهٔ خواندن، بیش از هر جای دیگر به خود واقعیاش دسترسی دارد.
موسیقی در این بخشها تنها همراه تصویر نیست؛ شیوهای برای آشکارکردن احساساتی است که شخصیت در گفتوگوهای روزمره بهسختی بیان میکند. انتخاب ترانهها نیز به ساختن حالوهوای پرتحرک فیلم کمک میکند و به صحنهها رنگی معاصر میدهد. سبک بصری اثر در جاهایی به زیباییشناسی موزیکویدئو نزدیک میشود؛ انتخابی که با موضوع فیلم تناسب دارد و انرژی صحنه را بالا میبرد.
« پیرنگ، با وجود این کشمکش، بارها به مسیرهای شناختهشدهٔ درامهای موفقیت نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
اما همین زبان پرزرقوبرق همیشه به گسترش معنای درام نمیانجامد. گاه تصاویر بیشتر برای برجستهکردن هیجان و جذابیت اجرا به کار میروند تا برای افزودن لایهای تازه به شخصیت یا مضمون. موسیقی درخشان است، ولی در بعضی لحظات جای پرداخت دقیقتر رابطهها و جهان درونی شخصیتها را میگیرد. رقیبان و شتاب روایت فضای رقابتی، بالقوه میتواند تصویری چندوجهی از آرزوهای جوانان و فشار صنعت سرگرمی ارائه دهد.
اما رقیبان وایولت اغلب فرصت محدودی برای معرفی پیدا میکنند و در نتیجه، مسابقه بیش از آنکه میدان رویارویی شخصیتهایی با جهانبینیهای متفاوت باشد، مسیری برای آزمودن قهرمان اصلی باقی میماند. این تمرکز روایی، انسجام داستان را حفظ میکند، اما از پیچیدگی فضای رقابت میکاهد. شتاب روایت بهویژه در بخشهایی که مسابقه گسترش مییابد، محسوس است.
فیلم میخواهد هم مسیر رشد وایولت را دنبال کند، هم رابطهٔ او با ولاد را بپروراند و هم سازوکار یک رقابت موسیقایی را به نمایش بگذارد. گاهی میان این هدفها توازن کاملی برقرار نمیشود. بعضی گفتوگوها نیز احساسات را بیش از اندازه توضیح میدهند؛ جایی که سکوت یا کنش میتوانستند بار عاطفی بیشتری داشته باشند، فیلم ترجیح میدهد معنای موقعیت را روشن و مستقیم بیان کند.
« اما همین زبان پرزرقوبرق همیشه به گسترش معنای درام نمیانجامد. »
جمعبندی
جمعبندی «Teen Spirit» در بنیاد خود داستانی آشنا دربارهٔ استعداد، آرزو و گذر از زندگی محدود به سوی امکانهای تازه است؛ اما آنچه آن را تماشایی میکند، بیش از تازگی پیرنگ، حضور ال فانینگ و جانگرفتن فیلم در لحظههای موسیقایی است. اجرای او، همراه با رابطهٔ گرم اما نابرابرِ پرداختشدهٔ وایولت و ولاد، به روایت نیروی عاطفی میدهد و کشمکش حفظ اصول در برابر جاذبهٔ موفقیت را زنده نگه میدارد.
ضعفهای اثر نیز روشناند: مسیر داستانی پیشبینیپذیر میشود، مربی به اندازهٔ کافی پرداخت نمیشود و رقیبان در شتاب مسابقه به شخصیتهایی کامل بدل نمیشوند. بااینحال، فیلم در انتقال شور صحنه و در نشاندادن اینکه آواز چگونه میتواند به نوجوانی خاموش امکان بیان خود بدهد، موفق است. حاصل، درامی موسیقایی خوشساخت و پرانرژی است که بهجای دگرگونکردن قواعد ژانر، با اجرای مرکزی قدرتمند و لحظههای صمیمانهاش آن قواعد را به تجربهای دلنشین تبدیل میکند.
ثبت دیدگاه