نقد و بررسی
نقد StreetDance 3D | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رقص میان دو جهان «StreetDance 3D» فیلمی دربارهٔ برخورد دو زبان حرکتی است: رقص خیابانی، رها و مبتنی بر بداهه و نمایش فردیت؛ و باله، متکی بر انضباط، توازن و سنتی دیرپا. نقطهٔ آغاز داستان ساده و مؤثر است: گروهی رقص خیابانی برای ادامهٔ تمرین و آمادهشدن برای مسابقات، ناچار میشود با رقصندگان بالهٔ مدرسهٔ سلطنتی همکاری کند.
همین معاملهٔ عملی، زمینهای فراهم میآورد تا دو گروه نهفقط با سبکهای متفاوت، بلکه با تصورهای متفاوت از هنر، کار گروهی و موفقیت روبهرو شوند. فیلم از این تقابل، نیروی اصلی خود را میگیرد. پرسش جذاب آن این نیست که کدام شیوه بر دیگری غلبه میکند، بلکه این است که آیا میتوان از دو نظام حرکتی متفاوت، بیانی تازه ساخت.
پاسخ فیلم روشن و خوشبینانه است؛ اما آنچه تماشاییاش میکند، بیش از خود پاسخ، فرایند آزمونوخطا و سازگاری بدنها با قواعد ناآشناست. «StreetDance 3D» در بهترین لحظاتش نشان میدهد تفاوت، اگر با کنجکاوی و تمرین همراه شود، میتواند به منبعی برای آفرینش بدل شود. روایت آشنا، ضرباهنگ مطمئن فیلم مسیر آشنای داستانهای مسابقهای را دنبال میکند: گروهی با مانعی روبهرو میشود، اختلافهای درونی و بیرونی را پشت سر میگذارد و برای رسیدن به هدفی روشن تمرین میکند.
رقابت، ضرباهنگ روایت را تعیین میکند و به شخصیتها مقصدی فوری میدهد. تماشاگر از همان ابتدا میفهمد که تمرینها و کشمکشها به سوی یک اجرای مهم پیش میروند؛ بنابراین فیلم برای ایجاد تعلیق، بیشتر بر این تکیه دارد که گروه چگونه به مرحلهٔ بعد میرسد، نه بر اینکه مقصد نهاییاش چه خواهد بود.
« فیلم از این تقابل، نیروی اصلی خود را میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب برای اثری سرگرمکننده و خانوادگی کارکرد دارد، اما بهایش پیشبینیپذیری است. بسیاری از موانع و آشتیها در محدودهٔ قراردادهای شناختهشدهٔ ژانر باقی میمانند و فیلم کمتر میکوشد مسیر را به شکلی غافلگیرکننده تغییر دهد. حتی بعضی اختلافها، پس از شکلگیری، زودتر از آنچه انتظار میرود فروکش میکنند.
در نتیجه، درام گاه بیشتر نقش پیوند میان دو اجرای رقص را دارد تا نیرویی مستقل که بتواند شخصیتها را به لایههای تازهای ببرد. شخصیتها؛ میان تیپ و امکان Carly در مرکز روایت قرار دارد و مسئولیتی سنگینتر از توان تجربهاش بر دوش میگیرد: باید گروه را پس از برهمخوردن نظم پیشین هدایت کند و اعضایی را که به راههای متفاوت فکر میکنند کنار هم نگه دارد.
این موقعیت ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، زیرا رهبری را نه بهعنوان امتیاز، بلکه بهمثابه آزمونی برای اعتماد و تصمیمگیری نشان میدهد. بااینحال، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی درونیات او را نمیکاود. فشارهایی که با آنها روبهروست بیشتر از راه کنش و گفتوگوهای کوتاه منتقل میشوند و کمتر به کشمکشی پیچیده در شخصیتش بدل میگردند.
Tomas نیز نمایندهٔ جهان باله است؛ شخصیتی که حضورش هم به تقابل دو شیوهٔ رقص کمک میکند و هم به خط عاطفی داستان. رابطهٔ او و Carly در فضایی شکل میگیرد که از پیش برای پیوند عاطفه و همکاری هنری آماده شده است، اما فرصت چندانی برای گریز از الگوی آشنای رمانتیک پیدا نمیکند. در سوی دیگر، Jay بیشتر بهعنوان سرچشمهٔ تنش و رقابت عمل میکند تا شخصیتی با انگیزههایی کاملاً پرورده.
« این انتخاب برای اثری سرگرمکننده و خانوادگی کارکرد دارد، اما بهایش پیشبینیپذیری است. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران جوان در اجراهای بدنی و حضور فیزیکی باورپذیرند؛ بااینحال، متن و شخصیتپردازی همیشه به آنها امکان نمیدهد از قالبهای شناختهشده فراتر روند. حضور بازیگرانی چون Charlotte Rampling نیز به فضای مدرسهٔ باله وقار و ثبات میبخشد، هرچند نقش او هم در خدمت پیشبرد طرح باقی میماند.
رقص؛ جایی که فیلم واقعاً جان میگیرد قویترین دستاورد فیلم در صحنههایی است که روایت را کنار میزند و اجازه میدهد حرکت خود سخن بگوید. رقصهای خیابانی، با ضرباهنگ تند، تغییرهای ناگهانی و تأکید بر مهارت فردی، انرژی خام و آشکاری دارند. در مقابل، باله بر خطوط بدن، کنترل و هماهنگی دقیق تکیه میکند.
فیلم این تفاوت را صرفاً با توضیح کلامی بیان نمیکند؛ آن را در قامتها، شیوهٔ ایستادن، نحوهٔ استفاده از فضا و نسبت هر رقصنده با گروه مجسم میسازد. تمرینهای مشترک از همین رو بخشهای جذابی هستند. آنها امکان میدهند عناصر دو سبک بهتدریج کنار هم قرار گیرند و هر گروه با شیوهای مواجه شود که در آغاز بیگانه یا حتی ناسازگار به نظر میرسد.
تقابل گاه طنزآمیز است، گاه رقابتی و گاه به لحظهای از کشف میرسد. فیلم در این بخشها بهخوبی از تماشاییبودن رقص بهره میگیرد، بیآنکه هر حرکت را بهانهای برای گفتوگوی توضیحی کند. اجراها و موسیقی با هم پیش میروند و تدوین پرشتاب، حس انرژی و فوریت را حفظ میکند. قاب سهبعدی و فضای لندن عنوان فیلم به تجربهٔ سهبعدی آن اشاره دارد و این فناوری در خدمت برجستهکردن بدنهای متحرک و ترکیبهای گروهی قرار میگیرد.
« رقصهای خیابانی، با ضرباهنگ تند، تغییرهای ناگهانی و تأکید بر مهارت فردی، انرژی خام و آشکاری دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای رقص بهگونهای طراحی شدهاند که عمق قاب و فاصلهٔ میان اجراکنندگان اهمیت پیدا کند؛ گاهی حرکتها به سوی دوربین میآیند و گاهی چیدمان گروه، لایههای بصری متفاوتی میسازد. تماشاگر بیش از آنکه با جهان داستانی پیچیدهای روبهرو شود، به تماشای نمایشی زنده دعوت میشود؛ تجربهای که با هدف اصلی فیلم، یعنی عرضهٔ رقص بهعنوان جاذبهٔ دیداری، هماهنگ است.
فضای تمرین مدرسهٔ باله نیز در شکلگیری تضاد بصری نقش دارد. محیطی منظم، رسمی و کنترلشده در کنار انرژی خیابانی گروه قرار میگیرد و به تقابل دو جهان رنگوبویی محسوس میدهد. لندن هم پسزمینهای شهری و معاصر برای این برخورد فراهم میکند. بااینهمه، جلوهٔ بصری بهتنهایی جای شخصیتپردازی یا عمق روایی را نمیگیرد؛ قاببندی و تدوین میتوانند اجرا را پرهیجانتر کنند، اما نمیتوانند به گفتوگوهایی که گاه ساده و کمظرافتاند، پیچیدگی تازهای ببخشند.
موسیقی و نیروی اجرا موسیقی در «StreetDance 3D» عنصری تزیینی نیست؛ بخش مهمی از سازوکار فیلم است. ریتم قطعهها به حرکتها شکل میدهد و تمرینها را از مجموعهای از مراحل فنی به تجربهای عاطفی و جسمانی تبدیل میکند. در صحنههای موفق، موسیقی و رقص نه جدا از هم، بلکه در پیوندی مستقیم قرار دارند: ضرباهنگ، برشهای تدوین را هدایت میکند و حرکت بدن، حالوهوای قطعه را به تصویر بدل میسازد.
این هماهنگی سبب میشود حتی زمانی که روایت قابل حدس است، تماشای اجراها همچنان لذتبخش بماند. از سوی دیگر، فیلم گاهی آنقدر به جذابیت اجرایی متکی میشود که بخشهای نمایشی وزن بیشتری از درام پیدا میکنند. این امر برای مخاطبی که اساساً بهدنبال رقص و موسیقی است، امتیازی روشن به شمار میآید؛ اما برای تماشاگر خواهان شخصیتهای چندوجهی و کشمکش روانشناختی، میتواند نشانهٔ کممایگی روایت باشد.
« فضای تمرین مدرسهٔ باله نیز در شکلگیری تضاد بصری نقش دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در این زمینه انتخاب خود را پنهان نمیکند: حرکت و شور جمعی را در اولویت میگذارد و پیچیدگی داستانی را به حاشیه میراند. جمعبندی «StreetDance 3D» اثری استوار بر برخورد دو سبک رقص و توان سرگرمکنندهٔ اجراهایش است. ایدهٔ همکاری اجباری میان گروه خیابانی و رقصندگان باله، بستر مناسبی برای نمایش تفاوت در انضباط، زبان بدن و نگاه به کار گروهی فراهم میکند.
تمرینها و اجراها پرتحرکاند و موسیقی، بهویژه در لحظههایی که بدن و ریتم به وحدت میرسند، به فیلم جان میدهد. در عوض، قصه از فرمولهای آشنای مسابقهای فاصلهٔ چندانی نمیگیرد و تعدادی از شخصیتها بیشتر به تیپهای شناختهشده شباهت دارند تا آدمهایی با مسیرهای مستقل و پرجزئیات. ارزش فیلم را باید در همان جایی جستوجو کرد که بیشترین اعتماد را به آن دارد: در رقص بهمثابه زبان مشترک.
«StreetDance 3D» در روایت بلندپروازی نمیکند، اما از ایدهٔ سادهٔ همنشینی دو سنت، لحظههایی زنده و دیدنی میسازد. حاصل، فیلمی خوشانرژی و خوشتماشا است که بیش از آنکه برای غافلگیری داستانی به یاد بماند، با شور اجراها و تصویر همکاری میان دو جهان در خاطر میماند.
« جمعبندی «StreetDance 3D» اثری استوار بر برخورد دو سبک رقص و توان سرگرمکنندهٔ اجراهایش است. »
ثبت دیدگاه