نقد و بررسی
نقد Francofonia | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
لوور بهمثابه حافظهٔ زنده در «فرانکوفونیا»، الکساندر سوکوروف موزهٔ لوور را نه پسزمینهای باشکوه برای گردش میان آثار هنری، بلکه موجودی تاریخی و تقریباً زنده میبیند: بنایی که از دل دگرگونیهای سیاسی سر برآورده، بارها معنای تازه گرفته و همچنان حافظهٔ قدرتها و مردمانی را در خود نگه داشته است.
فیلم از تاریخ موزه بهسوی پرسشی بزرگتر حرکت میکند: هنر در برابر جنگ چه جایگاهی دارد و بقای آن چه چیزی را دربارهٔ صاحبان قدرت و مسئولیت انسانها آشکار میسازد؟ سوکوروف بهجای آنکه روایتی سرراست از تاریخ لوور عرضه کند، دورههای گوناگون را بر هم مینشاند. شکوه امپراتوری، میراث انقلاب و فضای اشغال نازیها در ذهن تماشاگر به یکدیگر راه مییابند؛ گویی تاریخ نه رشتهای منظم از وقایع، بلکه مجموعهای از تصویرها و خاطرههاست که در فضای موزه رسوب کردهاند.
همین رویکرد به لوور شخصیتی مستقل میدهد: بنایی که از حکومتها میماند و شاهد بلندمدتِ آرزوها، خشونتها و شکستهای آنان است. روایت میان مستند، خیال و تأمل ساختار فیلم از یک گونهٔ سینمایی واحد پیروی نمیکند. تصویرهای آرشیوی، بازسازیهای تاریخی، لحظههای مستند و تأملهای شخصیِ کارگردان در کنار هم قرار میگیرند.
« سوکوروف بهجای آنکه روایتی سرراست از تاریخ لوور عرضه کند، دورههای گوناگون را بر هم مینشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سوکوروف گاهی از دل روایت تاریخی بیرون میآید و خودِ عمل فیلمساختن را به موضوع بدل میکند؛ گویی مخاطب را به کارگاه ذهنی اثر میبرد و تردیدها و پرسشهایش را پنهان نمیسازد. گفتوگوی تصویری او با ناخدایی که کشتیاش حامل آثار هنری است نیز به این لایهٔ خودآگاه و تمثیلی میافزاید. این رفتوآمدها مرز میان واقعیت و بازنمایی را عمداً ناپایدار میکنند.
فیلم نمیخواهد صرفاً اطلاعاتی دربارهٔ موزه یا دوران اشغال ارائه دهد؛ میخواهد نشان دهد که تاریخ چگونه بازگفته و در تصویرها دوباره ساخته میشود. چنین انتخابی به اثر آزادی شاعرانه میدهد، اما هزینهای هم دارد: مخاطبی که به خط روایی روشن و پیوسته خو گرفته باشد، ممکن است در جابهجاییهای ناگهانی میان لحنها و دورهها رشتهٔ اصلی را گم کند.
اشغال، مسئولیت و حفظ میراث یکی از محورهای روایی فیلم، سرنوشت لوور در سالهای اشغال پاریس و کوشش برای حفاظت از گنجینههای آن است. رابطهٔ میان ژاک ژوجار، از مدیران موزه، و کنت فرانتس ولف-متِرنیخ، افسر آلمانی مسئول امور حفاظت هنری، فیلم را از بحثی کلی دربارهٔ هنر فراتر میبرد. این دو مرد در موقعیتی اخلاقی و سیاسی پیچیده قرار میگیرند؛ جایی که مرز میان وظیفه، همکاری، مقاومت و همدلی آسان و روشن نیست.
« گفتوگوی تصویری او با ناخدایی که کشتیاش حامل آثار هنری است نیز به این لایهٔ خودآگاه و تمثیلی میافزاید. »
شخصیتها و اجرا
اهمیت این بخش در آن است که حفاظت از آثار را کاری بیطرفانه و جدا از سیاست جلوه نمیدهد. موزه در دل اشغال قرار دارد و هر تصمیم دربارهٔ گنجینههایش با قدرت و خطر گره خورده است. فیلم با تمرکز بر انتخابهای انسانی، پرسشی جدی پیش میکشد: در زمانهای که ساختارهای سیاسی و اخلاقی فرو میپاشند، مسئولیت فرد در قبال میراث فرهنگی چیست؟
سوکوروف پاسخ قطعی نمیدهد؛ تنش میان وظیفهٔ نهادی و داوری اخلاقی را زنده نگه میدارد. تصویر و حرکت دوربین زیبایی بصری فیلم از پرزرقوبرقبودن صرف فاصله دارد. حرکت آرام دوربین در تالارها، گذر میان قابها و مجسمهها و تأکید بر معماری، حس گردش در مکانی بیرون از زمان را ایجاد میکند. لوور در نگاه سوکوروف هم فضای ملموس و هم صحنهای ذهنی است؛ گاه به پناهگاهی برای هنر میماند و گاه به یادآور قدرتهایی که هنر را گرد آوردهاند، به تملک گرفتهاند یا از آن برای ساختن تصویر خود بهره بردهاند.
فیلم با تغییرهای تصویری، تلفیق مواد آرشیوی و دستکاریهای دیجیتال، زمانهای دور را در یک قاب به هم نزدیک میکند. برخی تصویرها حالتی رؤیاگون دارند و به جای آنکه اطلاعات بیشتری بدهند، بر حس شکنندگی میراث هنری میافزایند. این زیباییشناسی همیشه یکدست نیست؛ گاه ترکیب تصویرها چنان بر معنای نمادین تأکید میکند که نیروی مستقیم و خاموش خودِ آثار هنری کمرنگ میشود.
« اهمیت این بخش در آن است که حفاظت از آثار را کاری بیطرفانه و جدا از سیاست جلوه نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، صبر بصری فیلم بخش مهمی از اندیشهٔ آن است: تماشاگر باید بماند، نگاه کند و میان تصویر و تاریخ رابطه بسازد. زمان، ریتم و تجربهٔ تماشاگر ریتم «فرانکوفونیا» آهسته و تأملی است. فیلم بهجای پیشبردن مداوم حادثه، بارها در برابر یک اثر، یک فضای خالی یا یک ایده مکث میکند. این مکثها فرصتی برای جذب جزئیات و احساس وزن زمان فراهم میآورند؛ در عین حال ممکن است به تکرار و کندی بینجامند.
بخشهایی که از پیوند عاطفی روشنتری برخوردارند، بهویژه روایت حفاظت از آثار، تعادل بیشتری میان اندیشه و درام پدید میآورند. اما هرگاه صدای تأملگر فیلم بر تصویر غلبه میکند، فاصلهٔ مخاطب با آن افزایش مییابد. در نتیجه، همراهی با اثر بیش از آنکه به دنبالکردن یک داستان واحد وابسته باشد، نیازمند پذیرش شیوهٔ خاص نگاه آن است.
فیلم از تماشاگر میخواهد ارتباطها را کشف کند و با ابهام کنار بیاید. این دعوت برای گروهی از مخاطبان رهاییبخش است و برای گروهی دیگر ممکن است به تجربهای دشوار و کمکشش بدل شود. هنر، قدرت و محدودیت نگاه فیلم قدرت اندیشگی اثر در رد این تصور است که هنر را میتوان از سیاست جدا کرد. لوور در اینجا فقط مخزن شاهکارها نیست؛ تاریخ گردآوری، مالکیت و نمایش هنر نیز هست.
« زمان، ریتم و تجربهٔ تماشاگر ریتم «فرانکوفونیا» آهسته و تأملی است. »
قوتها و کاستیها
موزه میتواند حافظهٔ جمعی را حفظ کند، اما همزمان بازتابدهندهٔ دولتها و امپراتوریهایی باشد که شکلش دادهاند. از این رو، تأمل فیلم دربارهٔ دوام آثار هنری با پرسشی دشوارتر همراه است: دوام چه چیزی را نجات میدهد، و کدام رنجها در روایت باشکوه تمدن به حاشیه رانده میشوند؟ بااینحال، تفسیرهای پررنگ سوکوروف گاه مجال برداشت مستقل را محدود میکنند.
دیدگاه فیلم به میراث اروپایی و منزلت لوور میتواند چنان فراگیر شود که پیچیدگی تجربههای بیرون از این چارچوب کمتر دیده شود. همچنین برجستهکردن نجات آثار هنری، خطر آن را دارد که رنج انسانها در برابر شکوه اشیا کمرنگ جلوه کند. این تنش از ضعفهای قابل چشمپوشی نیست؛ بخشی از مسئلهٔ اخلاقی خود فیلم است، هرچند اثر همیشه به اندازهٔ کافی با آن درگیر نمیشود.
جمعبندی «فرانکوفونیا» مستندی تاریخی به معنای متعارف نیست و برای تماشاگرِ در پی روایت خطی یا اطلاعات منظم ساخته نشده است. این فیلم مقالهای سینمایی و شاعرانه دربارهٔ حافظه، جنگ، قدرت و شکنندگی میراث فرهنگی است؛ اثری که لوور را از مجموعهای خاموش به صحنهای برای مواجههٔ تاریخها و تصمیمهای انسانی بدل میکند.
« بااینحال، تفسیرهای پررنگ سوکوروف گاه مجال برداشت مستقل را محدود میکنند. »
جمعبندی
تصویرپردازی باشکوه، نگاه اندیشمندانه و آمیزش مستند و خیال از برجستهترین دستاوردهای آناند؛ روایت پراکنده، مکثهای طولانی و محدودیت نگاه اروپامحورش نیز مانع از آن میشوند که تجربه برای همه یکسان گیرا باشد. اما حتی در لحظاتی که فیلم بیش از اندازه توضیح میدهد یا از مسیر مستقیم دور میشود، پرسش محوریاش پابرجاست: دوام هنر حاصل معجزه نیست؛ به انتخاب، مراقبت و مسئولیت انسانها وابسته است.
ثبت دیدگاه