نقد و بررسی
نقد Addams Family Values | 1993
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان آدامز «Addams Family Values» بر پایهی همان تناقضی بنا شده که جهان خانوادهی آدامز را از ابتدا جذاب میکند: آنچه برای دیگران هولناک، نامأنوس یا نشانهی انحراف از زندگی معمول است، برای آدامزها طبیعی و حتی دلپذیر به نظر میرسد. فیلم این فاصلهی میان نگاه خانواده و نگاه جامعه را به موتور اصلی کمدی خود بدل میکند؛ نه با توضیحدادنِ عجیببودن شخصیتها، بلکه با پذیرفتن بیقیدوشرط منطق وارونهی آنان.
نتیجه، طنزی است که از تفاوتها نیرو میگیرد و برای خنداندن مخاطب، جهان غریبش را به قواعد عادی تحمیل نمیکند. دنباله در عین وفاداری به فضای آشنا، صرفاً تکرار شوخیها و موقعیتهای پیشین نیست. ماجراهای تازه، از حضور نوزادی که خانواده را به وجد آورده تا ورود پرستاری با نیتهای پنهان و رفتن ونزدی و پاگزلی به کمپ تابستانی، مسیرهای متفاوتی پیش روی فیلم میگذارند.
این گسترش جهان داستانی به اثر امکان میدهد از خانهی تاریک و آشنای آدامزها فاصله بگیرد و تضادهایش را در محیطهای تازه بیازماید. کمدی سیاه و وارونگی معیارهای معمول طنز فیلم بیش از آنکه بر لطیفههای منفرد متکی باشد، از وارونهکردن معیارهای متعارف شکل میگیرد. گومز و مورتیشیا با شور و مهر به نوزاد تازهواردشان دل میبندند؛ درحالیکه ونزدی و پاگزلی با خونسردی کودکانه، این دلبستگی را همچون تهدیدی برای نظم موجود میبینند.
شوخی از برخورد صادقانهی دو نوع نگاه پدید میآید: شور خانوادگی والدین و بدگمانی بازیگوشانهی فرزندان. فیلم برای ساختن کمدی، شخصیتها را از منطق درونیشان خارج نمیکند؛ همین وفاداری است که بسیاری از موقعیتهایش را مؤثر میسازد. سیاهی طنز نیز صرفاً پوششی برای شوکدادن نیست. بخش مهمی از جذابیت آن در این است که رفتارهای افراطی و خیالهای تاریک را با آرامشی روزمره عرضه میکند.
« نتیجه، طنزی است که از تفاوتها نیرو میگیرد و برای خنداندن مخاطب، جهان غریبش را به قواعد عادی تحمیل نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها معمولاً از آنچه میگویند یا انجام میدهند حیرتزده نیستند؛ در مقابل، واکنش مخاطب به فاصلهی میان این آرامش و مضمون سخنانشان وابسته است. این خونسردی، بهویژه در ونزدی، به فیلم امضایی مشخص میدهد: خنده نه از هیجانزدگی، بلکه از دقت و بیاعتنایی ظاهری شخصیتها برمیخیزد. ونزدی؛ خونسردی بهمثابه نیروی نمایشی ونزدی برجستهترین مرکز ثقل فیلم است.
حضور او تنها به چند پاسخ کنایهآمیز یا نگاه سرد محدود نمیشود؛ شیوهی مواجههاش با موقعیتها، معیارهای اخلاقی و عاطفی پیرامونش را به پرسش میگیرد. او نه برای جلب توجه میکوشد و نه از متفاوتبودنش دفاع میکند. همین اعتمادبهنفس بیصدا، او را به شخصیتی تماشایی بدل میسازد و سبب میشود بسیاری از صحنهها با حضورش جان بگیرند.
در کمپ تابستانی، تضاد میان ونزدی و فضای پرنشاط و بهظاهر معصوم محیط، شکل نمایشی روشنی پیدا میکند. کمپ با تأکید بر شادمانی جمعی، همرنگی و الگوهای ازپیشتعیینشده، جهانی میسازد که ونزدی حاضر نیست خود را با آن وفق دهد. او در برابر این فضا، بهجای آنکه صرفاً قربانی ناسازگاری باشد، با همان خونسردی گزندهی خود واکنش نشان میدهد.
حاصل، مجموعهای از برخوردهای کمیک است که هم شخصیت او را پررنگتر میکند و هم به فیلم امکان میدهد از فضای خانهی آدامزها بیرون برود، بیآنکه لحنش را از دست بدهد. خانواده و رابطهی خواهر و برادری ماجرای پوبِرت، افزون بر فراهمکردن موقعیتهای طنزآمیز، روابط خانوادگی را از زاویهای تازه بررسی میکند.
« ونزدی؛ خونسردی بهمثابه نیروی نمایشی ونزدی برجستهترین مرکز ثقل فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
ورود نوزاد، توجه والدین را به خود جلب میکند و فرزندان باید با تغییر جایگاهشان کنار بیایند؛ اما فیلم این مسئلهی آشنا را از مسیر واکنشهای معمول پیش نمیبرد. ونزدی و پاگزلی احساساتشان را به شیوهای خاص و سرکشانه بروز میدهند و همین تفاوت، هم منبع کمدی است و هم نشانهای از پیوند میان آن دو.
رابطهی خواهر و برادر در فیلم بر رقابت، همدستی و آشنایی عمیق با یکدیگر استوار است. پاگزلی در کنار ونزدی، نه صرفاً همراهی کمیک، بلکه شریک شیطنتهایی است که از منطق مشترکشان نیرو میگیرند. فیلم بهخوبی میفهمد که رابطهی این دو با نوزاد را نباید با قالبی احساساتی و متعارف توضیح دهد.
مهر خانوادگی در این جهان وجود دارد، اما شکل بروز آن با انتظارات بیرونی تفاوت دارد؛ همین تفاوت، هم شوخی میسازد و هم به شخصیتها انسجام میبخشد. دِبی و خط داستانی فِستر ورود دِبی جلینسکی، فضای دیگری از کمدی را به داستان اضافه میکند. او در ظاهر پرستاری تازهوارد است، اما انگیزههایش با تصویری که از خود عرضه میکند فاصله دارد.
تقابل میان ظاهر آراسته و نقشههای حسابشدهاش با بیتکلفی عجیب خانوادهی آدامز، امکان طنز و تعلیق را فراهم میآورد. این خط داستانی از جنس بازی با نقشها و انتظارات اجتماعی است: کسی که باید مراقب خانواده باشد، خود تهدیدی برای آرامش آنها به شمار میرود. بااینحال، مسیر فِستر در قیاس با بخشهای مربوط به ونزدی و کمپ، گاهی پیشبینیپذیرتر به نظر میرسد.
« رابطهی خواهر و برادر در فیلم بر رقابت، همدستی و آشنایی عمیق با یکدیگر استوار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی از گرههای این ماجرا زودتر از آنچه باید قابل حدس میشوند و فیلم در این بخش کمتر از تضادهای ظریف شخصیتها بهره میگیرد. حضور دِبی همچنان انرژی سرگرمکنندهای به قصه میدهد، اما این خط داستانی همیشه به اندازهی ایدهی مرکزی فیلم ــ برخورد خانوادهی آدامز با جهان عادی ــ تازگی و غافلگیری ندارد.
فضا، طراحی صحنه و هویت بصری فضای گوتیک فیلم یکی از عناصر تعیینکنندهی هویت آن است. خانهی آدامزها و جهان پیرامونشان فقط پسزمینهی رخدادها نیستند؛ شکل ظاهری محیطها به تداوم لحن کمک میکند و شخصیتها را در فضایی قرار میدهد که تاریکی و شوخی در آن همزمان پذیرفتنیاند. طراحی صحنه، لباسها و گریم، تصویری اغراقآمیز اما منسجم میسازند؛ تصویری که بدون نیاز به توضیح، تفاوت آدامزها با جامعهی پیرامون را آشکار میکند.
در سوی دیگر، کمپ تابستانی با حالوهوای روشنتر و قواعد اجتماعی مشخص خود، تضادی بصری و معنایی با فضای خانه ایجاد میکند. این جابهجایی به فیلم تنوع میبخشد و مانع از آن میشود که تمام شوخیها در یک محیط تکرار شوند. تغییر فضا در اینجا فقط ترفندی برای تازهکردن صحنهها نیست؛ کمپ به آزمایشگاهی بدل میشود که در آن هنجارهای جمعی در برابر سرپیچی فردی قرار میگیرند.
همین تقابل، به بخش ونزدی نیرویی ویژه میدهد. ریتم و پیوند میان روایتها فیلم چند مسیر داستانی را همزمان دنبال میکند و هرکدام لحن و انرژی خاص خود را دارند. این تنوع، در بهترین لحظات به اثر پویایی میبخشد: مخاطب از کشمکشهای خانوادگی به نقشههای دِبی و سپس به فضای کمپ منتقل میشود.
« فضا، طراحی صحنه و هویت بصری فضای گوتیک فیلم یکی از عناصر تعیینکنندهی هویت آن است. »
قوتها و کاستیها
اما همین پراکندگی گاه انسجام روایی را تضعیف میکند. بخشهایی از داستان بهجای آنکه بهتدریج یکدیگر را تقویت کنند، بیشتر در کنار هم قرار میگیرند و پیوند میانشان همیشه یکدست نیست. ریتم نیز در همهی لحظات به یک اندازه چابک نمیماند. برخی موقعیتها برای جاافتادن شوخی یا نمایش تضادهای محیطی زمان مناسبی پیدا میکنند، اما بعضی بخشها بیش از اندازه مکث میکنند و پیشبرد قصه کند میشود.
این مسئله بهویژه زمانی محسوس است که فیلم میان مسیرهای روایی جابهجا میشود و انرژی یکی از آنها هنوز به پایان نرسیده، اما توجه به ماجرای دیگری منتقل میشود. با وجود این، تنوع موقعیتها و حضور پرقدرت شخصیتها معمولاً مانع از فروکشکردن کامل جذابیت میشود. جمعبندی «Addams Family Values» دنبالهای است که از شناخت دقیق جهان و شخصیتهایش نیرو میگیرد.
طنز سیاه، فضای گوتیک، روابط خانوادگی نامتعارف و بهخصوص حضور درخشان ونزدی، فیلم را به اثری سرگرمکننده و متمایز بدل میکنند. ماجرای کمپ تابستانی با تقابل میان شور جمعی و سرپیچی سرد ونزدی، از برجستهترین بخشهای فیلم است و نشان میدهد که کمدی آن در برخورد دو جهان ناسازگار بهترین کارکرد را دارد.
در برابر این نقاط قوت، خط داستانی فِستر گاه قابلپیشبینی میشود و پیوند میان مسیرهای مختلف همیشه استحکام یکسانی ندارد. ریتم نیز در برخی بخشها از حرکت میایستد. بااینهمه، این کاستیها هویت اثر را از میان نمیبرند. فیلم در بهترین لحظاتش نه فقط از عجیببودن خانوادهی آدامز، بلکه از صداقت آنها در پذیرفتن همین تفاوت میخنداند؛ صداقتی که دنیای بهظاهر عادی اطرافشان را گاه غریبتر از خودشان نشان میدهد.
« اما همین پراکندگی گاه انسجام روایی را تضعیف میکند. »
ثبت دیدگاه